قربانیان تیراندازی در تگزاس: 'آنها بچههایی شیرین و دوستداشتنی بودند'

نوزده کودک و دو معلم در تیراندازی روز سهشنبه دبستان راب در شهر یووالد، تگزاس کشته شدند. این کودکان بین ۷ تا ۱۰ ساله بودند و چند نفر از آنها همان موقع جایزهٔ تشویقی خود را دریافت کرده بودند.
یکی از این قربانیان پسر بچه ۱۰ سالهای است که عاشق رقص بود و دیگری دختربچهای است که درحال تلاش برای تماس با پلیس کشته شد.
پس از حملهٔ مسلحانهٔ حدود ده سال پیش به مدرسهٔ سندیهوک که در آن ۲۰ دانشآموز و شش بزرگسال کشته شدند این حمله یکی از مرگبارترین حملههای مسلحانه به مدارس ابتدایی آمریکا بوده است.
در میان بچههایی که در این حمله کشته شدند چهار نفر از آنها با هم نسبت نزدیک خانوادگی داشتند.
"چشموچراغ خانه و زندگی"
برخی از والدین پیش از تیراندازی در مدرسه بودند، آنها برای تماشای مراسم اهدای جوایز به فرزندانشان رفته بودند و چند ساعت بعد دوباره ناچار به مدرسه بازگشتند.
یکی از این دانشآموزان الکساندریا آنیا روبیو، دانشآموز کلاس چهارم بود که تشویقنامهٔ خود را دریافت کرد.
مادرش کیمبرلی در فیسبوک نوشته است:"به او گفتیم چقدر دوستش داریم و بعد از تعطیل شدن مدرسه به دنبالش خواهیم آمد، فکرش را هم نمیکردیم که این آخرین خداحافظی ما باشد".
یکی از بستگان نزدیکش او را "چشموچراغ خانه و زندگی" توصیف کرد.

منبع تصویر، Reuters
شبکههای اجتماعی پر از پیامهای همدلی با والدین الی گارسیای ده ساله شده است. پدرش استیون میگوید "دخترکم شاد و زیبا بود".
پدرش مینویسد:"کاش میتوانستم همانطور که او میخواست دیجی مهمانیاش بشوم!"
الی رویز، یکی از بستگان نزدیک او مینویسد:"او همسن دختر من بود، یادم هست در مراسم خاکسپاری پدرم، استیون گارسیا مرا محکم بغل کرد و دلداری داد، من هم میخواهم حالا برای او تسلایی باشم".
الی از بازیکنان تیم بسکتبال محلی بود و اریکا منا تصاویری از او را به اشتراک گذاشته است.
"الی دختر پرجنبوجوش و از اعضای اصلی تیم ما بود، او هرگز از تمرینها غایب نمیشد و پای تشویق تیم که به میان میآمد از همه بلندتر فریاد میکشید!"

منبع تصویر، Reuters
آمری جو گارزا از اولین کودکانی بود که کشته شدن او تائید شد. او فقط دو هفته پیش تولد دهسالگیاش را جشن گرفته بود و مادربزرگش برلیندا ایرنه آروئلا به دیلیبیست میگوید او در حالی کشته شد که تلاش میکرد به پلیس تلفن کند.
او میگوید آمری دختری "صمیمی و خوشاخلاق" و "محبوب معلمها" بود.
یکی از بستگان او در فیسبوک نوشته است:"حتی از یک لحظه غافل نشوید. عزیزان خود را در آغوش بگیرید و به آنها بگویید چقدر دوستشان دارید".

منبع تصویر، Reuters
لیزا گارسا ۵۴ ساله از بستگان نزدیک خاویر لوپز، ۱۰ ساله او را پسرکی "بازیگوش و دوستداشتنی" توصیف میکند.
خانم گارسا در گفتگو با بیبیسی میگوید خانوادهٔ آنها با شنیدن خبر کشته شدن خاویر دچار ضربهٔ روحی و اندوه شدیدی شدند.
او آخرین بار در تعطیلات عید پاک خاویر را دیده بود و میگوید سرشار از ذوق و شوق گذراندن تعطیلات با خانوادهاش بود.
در ادامه میگوید خاویر عاشق رقص و از علاقمندان پروپاقرص تیکتاک بود.
خانم گارسا میگوید چند کودک دیگر از فامیل آنها در همان مدرسه بودند که چند تا از آنها زخمی شدند اما جان سالم بهدربردند. یکی از آنها هنوز در بیمارستان سنآنتیونو بستری است.

منبع تصویر، Reuters
مادر جیلا نیکول سیلگئورو در پست فیسبوک خود از دلشکستگی و سوگش مینویسد. ورونیکا لیوانتوس مینویسد:"اوج بگیر دلبندم".
لیندا گونزالس، مادربزرگ این دختر به دیلیبیست میگوید او نمیخواست آن روز به مدرسه برود. میخواست خانه بماند اما مادرش اصرار کرد که برود چون نزدیک تعطیلات آخر سال بود.

منبع تصویر، Reuters
جیس کارملو لئووانوس، پسرخالهٔ جیلا هم در این تیراندازی کشته شده است.
خانم گونزالس میگوید هر دو این کودکان به تازگی سوگوار مرگ پدربزرگشان، پدر ورونیکا بودهاند.
او میگوید:"دیشب به ورونیکا میگفتم انگار پدرت میخواسته فرزند تو را با خودش ببرد".
او ادامه میدهد:"آنها بچههای شیرین و دوستداشتنی بودند. در سوگ چنین بچههای کوچک معصومی چه میتوان گفت؟"
او میگوید جیس عاشق خنداندن دیگران بود و جیلا عاشق رقصیدن بود و مشتاقانه تلاش میکردن ساختن فیلمهای تیکتاک را یاد بگیرد.

منبع تصویر، Reuters
دو کودک دیگر هم که در این تیراندازی کشته شدند از بستگان نزدیک یکدیگر بودند.
جکی کیزرس و آنابل گوادالوپه رودریگز که هر دو ۱۰ ساله بودند و در یک کلاس درس میخواندند هم در حملهٔ مسلحانه به مدرسه کشته شدند.
بین این دو جکی معاشرتیتر بود. پولی فلورز، خالهٔ این دو کودک به نیویورکتایمز میگوید او به تازگی اولین مراسم عشای ربانی خود را جشن گرفته بود.

منبع تصویر، Reuters
"او همیشه دلش میخواست در مرکز توجه باشد".
جکینتو، پدر جکی در فیسبوک مینویسد:"ما ضربهٔ شدیدی خوردیم. امیدوارم هیچکس چنین سوگ و اندوهی به سرش نیاید. اینطور از دست رفتن، اینطور خردسال و بیگناه و بیپناه در میان ترس و وحشت شدید... با یک دنیا شور و عشق زندگی، این اتفاق جگرخراش بود".
خانم فلورس میگوید آنابل آرامتر و شاگرد ممتازی بود.
خواهر او لیدیا آنتونی لونا در فیسبوک مینویسد:"خواهرک عزیز کوچولوی من از میان ما رفته است، خواهر معصوم و دوستداشتنی ما از دنیا رفته است".
"خدای من ... چرا ... چرا این کودکان معصوم و بیگناه که دلشان به شادی رسیدن تعطیلات تابستان خوش بود باید چنین بلایی برسرشان بیاید".

منبع تصویر، Reuters
تس ماری ماتا، دانشآموز کلاس چهارم که خواهرش او را "ایمان" و "فرشتهٔ نازنین" مینامد.
خواهر تس در فیسبوک مینویسد:"حیرانم که چطور ممکن است چنین اتفاقی برای خواهر دوستداشتنی و مهربان و زیبای من بیفتد و خشمگینم از چنین آدمی که جان شما را گرفته است".
"مامان و بابای تس و من بدون او دیگر هرگز مثل قبل نخواهیم بود اما همین که میدانیم او در آسمان منتظر ماست و ما پیش او خواهیم رفت باعث آرامش است. حالا یک فرشتهٔ نگهبان داریم که از خانوادهٔ ما محافظت میکند".

منبع تصویر، Reuters
پدر لیلا سالازار، ده ساله در گفتگو با آسوشیتد پرس او را شناگری مشتاق و دختری "پرشور و هیجان" توصیف میکند.
او میگوید دخترش در شش مسابقهٔ مدرسه برنده شده است و تعریف میکند که هر روز در ماشین و در راه مدرسه آهنگهای محبوبشان مانند گانز ان روزز را با هم بلند میخواندند.

منبع تصویر، Reuters
یکی از بستگان ماکنا لی الرود پس از آنکه پدر این کودک از دست دادن دخترش را اعلام کرد در پستی نوشت که او هم در میان قربانیان این تیراندازی بوده است.
چندی بعد پیلار نیوبری، یکی از دوستان خانودگی آنها در فیسبوک دربارهٔ دوستی ماکینا با دخترش کلوئه نوشت و گفت با خبر مرگ دوستش "ضربهٔ ویرانگری" خورده است.
کلوئه میگوید:"چند هفته پیش یک دستنبد یادگاری دوستی به من داد و من هر روز آن به یاد او دستم میکنم تا همراهم باشد!"

منبع تصویر، Reuters
مانی رنفرو، پدربزرگ یوزیا گارسیای ۸ ساله او را "شیرینترین پسرکوچولویی که تابهحال دیده" توصیف میکند.
آقای رنفرو خاطرهٔ آخرین دیدار با نوهٔ خود را در تعطیلات به یاد میآورد و میگوید با هم تمرین فوتبال میکردیم.
پدربزرگ یوزیا در ادامه میگوید:"چه بچهٔ فرز و چابکی بود و چه خوب توپ را میگرفت. فوتوفنهایی که به او یاد میدادم خوب یاد میگرفت و دقیق همانطور تمرین میکرد".

منبع تصویر، Reuters
پدر آلیتیا رامیرز ده ساله تصویری از دخترش با بالهای فرشته در فیسبوک منتشر کرده است.
رایان رامیرز به شبکهٔ خبری محلی میگوید آلیتیا عاشق نقاشی بود و میخواست هنرمند شود.
او میگوید دخترش چندی پیش یک نقاشی برای مسابقهٔ "دودل برای گوگل" فرستاده بود.

منبع تصویر، Reuters
الیانا کروز تورس، ده ساله به گفتهٔ پدربزرگش آن روز نمیخواسته به مدرسه برود.
اما خالهاش میگوید مشتاقانه در انتظار مسابقهٔ سافتبال در مدرسه بود. "او کمی نگران بود. هیجان داشت و منتظر اعلام نتیجه برای حضور در آلاستارز بود. مدام با خودش میگفت یعنی ممکن است برنده بشوم؟ وای چقدر هیجان دارم و من به او میگفتم البته که موفق میشوی. تو حتماً از پس آن برمیآیی، شک نکن که میتوانی و او هیجانزده بود".

منبع تصویر، Reuters
عموی خوزه فلورس، ده ساله به واشنگتنپست میگوید خوزه عاشق مدرسه و "پسری شاد و پرشور" بود.
پدرش کریستوفر سالازار در فیسبوک نوشته است:"دوستت دارم و دلتنگت هستم". همراه با تصاویری از پسرش که در یکی از آنها پس از گرفتن یک ماهی میخندد.

منبع تصویر، Reuters
یکی از بستگان نزدیک مایته رودریگز خبر کشته شدن او را در فیسبوک اعلام کرد و او را "فرشتهٔ زیبای من" نامید.
راکل سیلوا مینویسد: "با قلبی سراسر اندوه اعلام میکنم که آنای عزیزم دختر دوستداشتنی و نازنینش را روز گذشته در حملهٔ مسلحانهٔ دردناک به مدرسهٔ ابتدایی از دست داد، ما همه سوگوار فقدان این دختر باهوش دوستداشتنی هستیم".
"برای خانوادهٔ کرونادو رودریگز طلب آرامش و شکیبایی میکنیم، این حملهٔ وحشیانهٔ دیوانهوار همهٔ ما را در سوگ و بهت فروبرده است".

منبع تصویر، Reuters
خانوادهٔ میراندا ماتیس، ۱۱ ساله تصویری از او با بالهای فرشته و هالهٔ نور بر فراز آن در فیسبوک به اشتراک گذاشتهاند.
دیانا میلر نوشته است:"عزیز دلم دوستت داریم و در خاطر ما باقی خواهی ماند".

منبع تصویر، Reuters
پرشس پرز، خالهٔ روجیلیو تورس میگوید خانوادهٔ آنها ۱۲ ساعت پس از تیراندازی از کشته شدن پسر ۱۰ سالهشان باخبر شدهاند.
او به شبکهٔ خبری محلی میگوید:"ما ضربهٔ روحی شدیدی خوردیم و پریشان و اندوهگین شدیم. او پسری باهوش و پرتلاش و همیار بود. او در دل ما جای دارد و هرگز او را فراموش نخواهیم کرد".

منبع تصویر، Reuters
خانوادهٔ نوئا براوو، ۱۰ ساله هم همین انتظار پرتبوتاب را تا رسیدن اخبار تجربه کردند.
آستین آیالا یکی از بستگان نزدیک او به واشنگتنپست میگوید:"مثل کابوسی است که نمیتوانیم از آن رها شویم. خواهر و برادرانش حالا هر روز صبح از خواب بیدار میشوند و جای خالی او را میبینند و میدانند که او دیگر پیش آنها نیست".

منبع تصویر، Reuters
"هولناکترین کابوس"
اوا میرلس، ۴۴ ساله اولین معلمی بود که مرگ او تائید شد. او که دانشآموختهٔ آموزش ویژه و دوزبانه بود به مدت بیش از ۱۷ سال معلم کلاس چهارم این دبستان در یووالدی بوده است.
در زندگینامهٔ کوتاهی از او که وبسایت مدرسه منتشر شده آمده است که او عاشق دویدن و کوهنوردی بوده است. او گفته است خانوادهای "همراه و پرشور و سرشار عشق و عاطفه دارد؛ همسرش، دخترش که به تازگی کالج را تمام کرده است و "سه دوست خانگی پشمالو".
بنا به گزارش رسانههای اجتماعی، روین رویز، همسر خانم میرلس، افسر پلیس در همان منطقهٔ مدرسه، حدود دو ماه پیش یک تمرین مقابله با حملهٔ مسلحانه در یکی از دبیرستانهای منطقه اجرا کرده بود.

منبع تصویر، Reuters
دختر آنها در توییتر مادرش را "نیمهای که مرا تکمیل میکرد" نامیده است و او را تحسین کرده است که "چنین شجاعانه خود را سپر بلای شاگردان خود کرده است".
او مینویسد:"کاش میتوانستم او را بازگردانم. قلب من برای همیشه با رفتن او شکسته است".
این مطلب شامل محتوایی از X است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست X را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست X
خالهٔ خانم میرلس، لیدیا مارتینز دلگادو اندوه خود را در پستی که در فیسبوک به اشتراک گذاشته است چنین بیان میکند:" ادامهٔ این حملههای مسلحانه دردناک و خشمانگیز است" و یکی دیگر از بستگان او ، کریستینا آریزمندی میرلیز میگوید:"باورنکردنی است... هولناکترین کابوس ممکن است".
معلم دیگری که در این حمله کشته شد ایرما گارسیا، ۴۶ ساله بود که به مدت ۲۳ سال در دبستان راب تدریس میکرد. او در سال ۲۰۱۹ به عنوان معلم نمونهٔ منطقه انتخاب شده بود. او و خانم میرلس پنج سال بود که با هم کار میکردند.
خانم گارسیا که ۲۴ سال از زندگی مشترکش میگذشت چهار فرزند داشت و عاشق پیکنیک خانوادگی و شنیدن موسیقی بود.
شوهر او هم پس از مرگ همسرش بر اثر سکته قلبی درگذشت.
پسر خانم گارسیا میگوید از یکی از دوستانش در بخش حقوقی که در بازرسی از محل حادثه حضور داشته شنیده که مادرش در هنگام تیراندازی فرد مسلح خود را سپر دانشآموزان کرده است.
یکی دیگر از اعضای خانواده به نام جان در شبکههای اجتماعی نوشته است:"عمهام جانش را برای حفاظت از جان شاگردانش فدا کرد".
"نامش ایرما گارسیا بود و او همچون قهرمان جان باخت. یاد و مهر او در دلهای ما و بسیاران دیگر ماندگار است".






























