از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و تصمیم جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز، بارها گفته شده است که یک پنجم نفت مصرفی جهان (یعنی حدود روزی ۲۰ میلیون بشکه) از این آبراهه عبور میکرد.
اکنون حتی با فرض ادامه کامل صادرات نفتی ایران، بهکارگیری کامل خط لوله شرق به غرب عربستان و حبشان به فجیره امارات، و نیز آزادسازی پنج میلیون بشکه در روز از ذخایر استراتژیک ۳۲ کشور عضو آژانس بینالمللی انرژی، بسته ماندن تنگه هرمز، بدین معنی است که هنوز چیزی حدود هفت میلیون بشکه از عرضه روزانه به بازار جهانی کمتر است.
در چنین شرایطی، اینکه قیمت نفت در بازارهای جهانی نسبت به قبل از جنگ یکونیم برابر شده است، جای تعجب ندارد؛ نکته عجیب این است که چرا قیمت از این بسیار بیشتر نشده است.
این نکته شاید بدین دلیل باشد که به نظر میرسد پس از گذشت ۱۹ روز، همچنان فعالان بازار نفت امیدوارند که جنگ به زودی - ظرف چند روز یا حداکثر چند هفته آینده - تمام شود و جریان نفت از خلیجفارس تقریباً بلافاصله به حالت عادیاش برگردد.
آنها روی حساسیت مردم آمریکا (و در نتیجه دونالد ترامپ) به افزایش قیمت بنزین حساب ویژهای باز کردهاند و برآوردشان این است که رئیسجمهوری آمریکا نمیگذارد کار به جایی برسد که قیمت نفت بیش از حد بالا برود یا برای مدت طولانی بالا بماند.
ولی هستند کسانی که هشدار میدهند که این تصور بیش از حد خوشبینانه است.
هنوز مشخص نیست که «هدف» دونالد ترامپ از این جنگ دقیقاً چیست؛ به این معنا که در چه شرایطی آمریکا و اسرائیل جنگ را متوقف میکنند و آیا ایران - اگر هنوز جمهوری اسلامی در قدرت باشد - پس از آتشبس میپذیرد که به آزادی عبور و مرور از تنگه هرمز احترام بگذارد یا نه.
هر چه مناقشه بیشتر به درازا بکشد، حمله به تأسیسات نفت و گاز در ایران و کشورهای منطقه ادامه پیدا کند، و وعدهها برای باز کردن نظامی تنگه هرمز به ثمر ننشیند، احتمال ترکیدن حباب خوشبینی بازارها هم افزایش پیدا میکند.
به عبارت دیگر، ممکن است که یک روز یکدفعه بازارها وحشتزده از خواب خوشبینی بیدار شوند، احساس کنند که قرار نیست به این زودیها عرضه نفت و گاز به بازار جهانی به سطح قبلیاش برگردد.
در چنان شرایطی به یکباره ممکن است شاهد جهش شدید قیمتهای حاملهای انرژی باشیم و قیمت نفت خام و گاز تمام رکوردهای قبلیشان را بشکند.