پایان پوشش زنده دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران
پوشش زنده ما از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران در اینجا به پایان میرسد. از این که خبرها را با ما دنبال کردید سپاسگزاریم.
مسعود پزشکیان در اولین سخنرانی به عنوان رئیس جمهور منتخب ایران از علی خامنهای تمجید کرده و گفته وعدهای نداده که قادر به عملی کردن آن نباشد. آقای پزشکیان با شکست دادن سعید جلیلی، در دور دوم چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به پیروزی رسیده و نهمین رئیس جمهور ایران خواهد بود. آقای خامنهای با تبریک پیروزی آقای پزشکیان، آرای دور اول و دور دوم در انتخابات را جمع کرده و میزان مشارکت را ۵۵ میلیون رای خوانده است.
پوشش زنده ما از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران در اینجا به پایان میرسد. از این که خبرها را با ما دنبال کردید سپاسگزاریم.
شبنم شعبانی، بیبیسی
فصل انتخابات با اعلام نتایج نهایی مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در ایران سحرگاه شنبه پایان یافت.
تکلیف رئیس جمهوری منتخب روشن شد: مسعود پزشکیان به پاستور خواهد رفت.
اما رقیب او، سعید جلیلی، اصولگرای تندرویی که از سایه آمده بود، پس از این رویارویی به کجا خواهد رفت؟ آیا او و بدنه طیفی که او نمایندگی میکرد به سایه خواهند برگشت یا به پشتوانه بیش از سیزده میلیون رایی که برای آنها به صندوق ریخته شد، بیش از پیش در عرصه خودنمایی خواهند کرد؟
این انتخابات مانند طوفانی ناگهان آن چه را کف اقیانوس بود، بر سطح آب آورد: عرصه رقابت برای اصولگرایان از خانه شروع شده بود. حالا با باخت سعید جلیلی بسیاری دنبال مقصر این باخت میگردند و دوپارگی میان بدنه اصولگرایی حامی محمدباقر قالیباف و بخش حامی سعید جلیلی عمیقتر مینماید.
حالا که طوفان فرونشسته است، واقعیت رخ مینماید: رقیب خانگی سعید جلیلی، بر کرسی ریاست یکی از قوای سهگانه نشسته است: رئیس مجلس تازه در ایران.
سعید جلیلی اما باختی دیگر را به کارنامه نه چندان پردستاورد خود افزود و حالا محل سرزنش از سوی اصولگرایانی است که خشمگینانه او را مقصر رفتن قدرت از کف اصولگرایی میدانند. سعید جلیلی که برابر درخواستها و پادرمیانیهای چهرههای سیاسی و نظامی حکومت برای کنار رفتن به نفع محمدباقر قالیباف کوتاه نیامد و لجوجانه در عرصه ماند.
حالا احتمالاً او علاوه بر ملامتهای این باخت، مسئول به خطر افتادن منافع این بخش از حکومت شناخته خواهد شد. بازی پر از ریسک سعید جلیلی که در آن باخت، حالا کسی را به مسند قدرت رسانده که ممکن است خطوطی را دنبال کند که از اقتصاد تا روابط خارجی و نظامی، نه تنها متفاوت با دکترین و جهانبینی اصولگرایان باشد، بلکه جایگاه بسیاری از آنها را زیر و زبر کند.
آیا این بخش از اصولگرایان برای رویارویی با پیامدهای روی کار آمدن مسعود پزشکیان، سعید جلیلی و طیف نزدیک به او را تقویت میکند تا به قول خود پزشکیان «موی دماغ» دولت تازه در پیشبرد اهدافش میشود؟
یا برعکس، با آن چه جلیلی در این انتخابات انجام داد و به نوعی یاغیانه برابر خواست هسته اصلی قدرت آن جناح ایستاد، حجت دیگر تمام است و برای جلوگیری از رفتارهای سرکشانه او، برای همیشه مردی که خودش را راس «دولت سایه» میدانست، به انزوای عمیق در تاریکترین سایهها خواهد رفت؟
احتمالاً زمانی طولانی برای روشن شدن این مساله لازم نباشد: تنها به اندازه حرکت چند ماهه دولت تازه ایران در مسیر جدید و البته پردستاندازش.
وزارت امور خارجه حکومت طالبان انتخاب مسعود پزشکیان را به مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران تبریک گفته است.
عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت خارجه حکومت طالبان در صفحه ایکس خود نوشته است که «امارت اسلامی افغانستان امیدوار است، با روی کار آمدن حکومت جديد روابط میان دو کشور همسایه و مسلمان در زمینههای گوناگون بیشتر تقویت و گسترش یابد.»

منبع تصویر، مولوی عبدالحمید
عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان با صدور پیامی پیروزی مسعود پزشکیان را در انتخابات تبریک گفت و افزوده است که «تبریک نهایی را به موفقیتتان در تحقق اهداف و وعدههایتان که ملت ایران با ملاحظه آن وعدهها به صحنه آمد، موکول میکنم.»
او در این پیام نوشته که با آغاز کار دولت «در اولین فرصت، مردم ایران در انتظار پایبندی به عهد و میثاقی که با ملت بستید، خواهند بود.»
او انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران را «متفاوتترین انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی» خوانده و افزوده است که «عدم مشارکت بیش از ۶۰ درصد از واجدین شرایط در دور اول انتخابات، اعتراض صریحی بود به وضعیت موجود و پیام روشنی بود از انزجار عمومی و فاصله ملت با اعمال سیاستهای غیرمتعادل و ناموزون.»
او افزوده است «موجی که در مرحلهای دوم ایجاد شد و سبب افزایش میزان مشارکت رأیدهندگان گردید، پیام آگاهانهای دیگری از نوع «اعتراضی» بود؛ حاکی از اینکه ملت ایران خواهان «ایجاد تغییر و تحول اساسی» است.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان نوشته است که «ملت ایران که از وضعیت موجود خسته شده و از فشارهای متعدد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به ستوه آمده و اقشار مستضعف، استخوانهایش زیر بار مشکلات معیشتی شکسته است، به فعالیتها و تلاشهای مدنی خود تا تحقق کامل خواستههای برحق خویش اعم از اجرای عدالت و آزادی، رفع تنگنظریها، بهبود وضع معیشت، تحقق اقتصاد پویا، بازگشت عزت و اعتبار بینالمللی و دستیافتن به منافع و حقوق ملی ادامه داده و مطالبهگری خواهد کرد.»
مهرزاد بروجردی، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی
۲۳ سال پیش در مقاله «از سیاست ایران چه آموختهایم؟» نوشتم:
۱. وزنه جمعیتشناسی به سود کفه اصلاحات است.
۲. تحکمهای ایدئولوژیک کارآیی گذشته را ندارند.
۳. کشاکش سیاسی گروهها در ایران برد و باختی زمانمند – و نه نهایی – دارد. نه دگرگونی در مواضع اعلام شده نا ممکن است و نه همراهیها و ائتلافها ناشکستنی است. شکست یک گروه بههیچ رو نهایی نیست و پیروزی آن دیگری نیز تا ابد نمیماند.
۴. مردم به پای صندوقها رفتند و هر بار پس از شمارش و باز شماری آراء به یاد مسندنشینان آوردند که هم قدرت داشتن با حساب پس دادن همزاد است و هم اعتماد مردم مقولهای زمانمند است، نیز بهرهوری از وفاداری و هواداری مردمان به شیوه رفتار حاکمان وابسته است.
انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم حقانیت این چهار گزاره را بار دیگر تایید کرد. شاهد بودیم که نسبت به سه سال پیش آراء کاندید اصلی اصولگرا از ۱۸ میلیون به ۱۳ میلیون کاهش یافت و آراء کاندید اصلی اصلاح طلب از ۲ میلیون به ۱۶ میلیون افزایش یافت. تجربه اسفناک ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در خاطرهها زنده بود.
شاهد بودیم که تشتت در میان اصولگرایان تا بدانجا بود که ۵۵٪ از ۸۱ نامزد ثبت نام کرده برای این انتخابات اصولگرا بودند و در آخرین مرحله نیز سه نماینده باقی مانده آنان نیز مایلبه ائتلاف و کناره گیری نبودند. حال باید انتظار داشت که اختلافات درونی این جناح، در سالهای پیش رو بیشتر شود.
شاهد بودیم که این انتخابات کمترین درصد تفاوت میزان رای کاندید پیروز را نسبت به نفر دوم به ارمغان آورد. این دو بلوک فکری حقیقی هستند و فعلا ماندگار. انکار این مهم بلاهت سیاسی است.
اما پیروزی پزشکیان، یک ماه عسل سیاسی طولانی مدت را برای ایشان به ارمغان نخواهد آورد. چالش از چینش کابینه و گرفتن رای اعتماد وزرا از مجلس آغاز خواهد شد.
پرداختن به معضل اصلی شهروندان یعنی اقتصاد در گرو تنش زدایی در روابط بین المللی به خصوص برجام و پذیرش FATF خواهد بود که صحنه زورآزمایی زود هنگام خواهد بود. راه برای پزشکیان که نه مانند محمد خاتمی سال ۱۳۷۶ آرای ۲۰ میلیونی و شوق وافر هواداران را دارد و نه مانند روحانی اشرافی عمیق به تاریکخانه های امنیتی حکومت، پر از سنگلاخ خواهد بود.
پزشکیان اما باید میوههای سیاسی از درخت آویزان شده را زود برداشت کند چرا که میداند با شهروندانی روبروست که بس آرزوهایشان جوانمرگ در زیر خاک خفته به راحتی به عشوه شعر و شعار سیاسی ایشان دل نمی بندند.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات دولت حسن روحانی که از حامیان مسعود پزشکیان بود و امروز همراه او به آرامگاه روح الله خمینی رفته بود، سخنرانی کرد و صدا و سیما در پخش زنده از مراسم، واژه رقص را از سخنان او حذف کرد.
آقای آذری جهرمی در سخنانش گفت که «پیش از انتخابات مخالفان گفته شده بود که اگر پزشکیان برنده شد پس از برنده شدنش در اول ماه محرم برنامه رقاصی میگذارد اما ما میگوییم یا حسین».
او پس از این جمله چند بار فریاد زد «یا حسین» و جمعیت هم با او همراهی کردند.
در پخش تلویزیونی این مراسم واژه «رقاصی» حذف شده بود.

منبع تصویر، reza_kianian_official
رضا کیانیان، بازیگر سرشناس ایرانی در واکنش به انتخاب مسعود پزشکیان در اینستاگرام خود از آقای پزشکیان خواست که وعدههایش را عملی کند.
او شعری از سعدی را نوشت: «به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست.»
او از آقای پزشکیان خواست که رئیس جمهور همه مردم ایران باشد:«از دولت پزشکیان مطالبات جدی داشته باشیم. ایران سرزمین همه ۸۵ میلیون نفر است.»
این هنرمند پیشتر در نامهای به ابراهیم رئیسی به شدت از او و دولتش انتقاد کرده بود. هنرمندان در دوران رئیسی با محدودیتهای زیادی رو به رو شدند.
اصغر ایزدی، فعال سیاسی چپ
با توجه به نتایج انتخابات، پرسش اصلی این است که چرا «بیت رهبری» با یک انعطاف تاکتیکی امکان شرکت مسعود پزشکیان را فراهم کرد و پیروزی او را قابل پذیرش دانست؟ دو دلیل میتوان برای آن برشمرد: علی خامنهای در پی فرصتی بود تا اولا از طریق انتخابات، به تجدید آرایش باندهای قدرت درون حاکمیت بپردازد؛ ثانیا با توجه به انتخاب احتمالی دونالد ترامپ، امکان همراه شدن حداکثری اتحادیه اروپا با آمریکا را برای فشار بر جمهوری اسلامی کاهش دهد.
اما خوانش این انتخابات از منظر نقش مردم، حاکمیت و اصلاحطلبان حکومتی چه بوده است:
با توجه به احتمال دستکاری آرا، به نتایج نگاه کنیم:
در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰، میزان دارندگان حق رای حدود ۶۰ میلیون بود و نتایج آرا چنین اعلام شد: ابراهیم رئیسی حدود ۱۸ میلیون رای داشت و مجموع آرای کاندیداها ۲۲ میلیون بود.
انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، با میزان دارندگان حق رای حدود ۶۱ میلیون بود که نتیجه آن در دور دوم چنین اعلام شد: مسعود پزشکیان با حدود ۱۶ میلیون رای و سعید جلیلی با حدود ۱۳ میلیون رای و در مجموع ۳۰ میلیون رای.
مقایسه این نتایج نشان میدهد که آرای اصول گرایان حدود ۹ میلیون ریزش داشته است. این ریزش را اصول گرایان نشانهای از رویگردانی خامنهای از آنان، با اذن ورود پزشکیان به انتخابات قلمداد میکنند.
آرای پزشکیان در دوره اول و دوم انتخابات بخشی از آرای اصولگرایان، اصلاحطلبان و بخشی از طرفداران گذار بود. تا آنجا که به اصلاحطلبان مربوط میشود-از نظر اصلاحطلبان معتقد به تغییرات ساختاری و گذار از جمهوری اسلامی- دعوت به شرکت در انتخابات و رای به پزشکیان، به عنوان یک پسرفت قلمداد میشد هرچند که به زبان آورده نشد.
تحریم گسترده انتخابات در دور اول توسط اکثریت بیش از ۶۰ در صد، حاکی از آن بود که مردم حضور پزشکیان را صرفا به موضوع «گرم کردن تنور» انتخابات میدانند و لذا کمتر باور داشتند که این تاکتیک «بیت رهبری» می تواند شامل امکان یک رقابت واقعی میان کاندیداها باشد. اما زمانی که انتخابات به دور دوم کشیده شد و امکان شکست جلیلی بوجود آمد، به شرکت بیشتر در پای صندوقهای رای راغبتر شدند.
میتوان گفت اکثریتی که انتخابات را تحریم کرد پیروز این میدان بودند که نتیجه جنبش، زن، زندگی، آزادی بود. حکومت نتوانست از آن برای مشروعیت بخشی به خود استفاده کند و پرونده مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی از طریق انتخابات، برای همیشه بسته شد. در این میان اما اصلاح طلبان دوباره به دایره محدودی از قدرت دست یافتند.

منبع تصویر، irna
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور منتخب ایران در اولین نطق خود پس از پیروزی گفته است «من در این انتخابات وعده دروغ ندادم؛ من حرفی نزدم که فردا نتوانم به آن عمل کنم و بعد مشخص شود که دروغ بوده است».
آقای پزشکیان در یک سخنرانی در محل آرامگاه روح الله خمینی گفته پس از پیروزی در انتخابات «آزمون بزرگ عبور ایران از تنگناها، چالشها و بحرانها را پیش رو داریم».
رئیس جمهور منتخب ایران گفت اگر حمایت علی خامنهای نبود، «بعید بود» که نام او از صندوقهای رای بیرون بیاید.
آقای پزشکیان از رهبر جمهوری اسلامی ایران تشکر کرد که به گفته او اجازه داده عرصه مشارکت و رقابت سیاسی در انتخابات اخیر باز شود.
کنفرانس خبری آقای پزشکیان که قرار بود پیش از این برگزار شود، به دلیل اعلام نشدهای، لغو شد اما رئیس جمهور منتخب برای سخنرانی در میان اعضای ستادهای انتخاباتی خود، حاضر شد.
گفته شده پیش از این سخنرانی، با آقای خامنهای ملاقات داشته است.
آقای پزشکیان در سخنرانی خود وعده داده «آماده خدمتگزاری» به شهروندان ایرانی است و گفته «تعهد میدهم همچنان گوش شنوایی برای شما و دردهای شما باشم».
حسین باستانی، بیبیسی
در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، تصوراتی در فضای رسانهای ایران مطرح شدند که معنای تلویحی یا صریح آنها، امکان تغییر سیاستهای کلان حکومت از مسیر صندوقهای رای بود. اشارههای متنوع به موضوعاتی از قبیل اعتراضات ۱۴۰۱، مساله حجاب اجباری و سیاست خارجی، به وضوح چنین حال و هوایی داشتند. حتی بسیاری از وعدههای مرتبط با بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیز، با وجود ظاهر محتاطانه، در بطن خود از همین ویژگی برخوردار بودند.
اکنون با پایان تبلیغات و درگیریهای انتخاباتی، مطرحکنندگان تصورات فوق در معرض پرسشهای مشخص از امکان «تحقق» آنها قرار گرفتهاند. پرسشهای زیر، تنها چند نمونه از این سوالات هستند که هر یک از آنها، با فرض وقوع تحولی محتمل در دوره دولت جدید قابل طرح است:
۱- حرکت ضدحکومتی جدیدی از جنس اعتراضات ۱۴۰۱ در خیابانهای ایران به جریان میافتد. رهبر خواستار برخورد شدید با آنهاست و نیروهای مسلح در حال شلیک به معترضان هستند. تا چه حد محتمل است که رئیس جمهور بتواند جلوی کشتن معترضان را بگیرد یا در میانه سرکوب، علنا به رویارویی با رهبر و نیروهای مسلح تحت فرمان او بپردازد؟
۲- دولت به این نتیجه میرسد که حکومت دیگر از عهده هزینههای امنیتی و اقتصادی تحمیل حجاب اجباری بر نمیآید. اساسا درگیر کردن بخش عظیمی از بودجه و پرسنل پلیس برای کنترل حجاب زنان را، در شرایطی که جرایم خشن در سطح کشور از کنترل خارج شده، ممکن نمیداند. تا چه حد قابل تصور است رئیس جمهور، علی رغم مخالفت رهبر، به درگیری با نهادهای حکومتی دیگر برای لغو «رسمی» حجاب اجباری بپردازد؟
۳- سپاه پاسداران و مشخصا نیروی قدس، در آستانه یک درگیری نظامی جدید در بخشی از منطقه هستند. مطابق جمعبندی دولت، این درگیری غیرضروری یا اجتنابپذیر است. به ویژه چون به دلیل محدودیتهای اقتصادی کشور، مطلقا توان مالی تامین هزینههای اقتصادی درگیری جدید را ندارد. آیا رئیس جمهور امکان «فراهم نکردن» هزینههای مالی این درگیری نظامی را خواهد داشت؟
۴- دولت برای جلوگیری از ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی، نیاز به صرفهجویی گسترده دارد. به این منظور، ناچار است بودجه چند نهاد تبلیغاتی وابسته به نهاد رهبری را -که عملکردشان را بیفایده یا مضر ارزیابی کرده- قطع کند. آیا قدرت اجرای تصمیم خود را خواهد داشت؟
۵- دولت متقاعد شده که نهادهای زیر نظر رهبر یا شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران، درگیر فساد مالی گسترده هستند، به طور جدی حسابرسی نمیشوند و مالیات واقعی پرداخت نمیکنند. رئیس جمهور بر همین مبنا اصرار دارد که این نهادها و شرکتها به دقت مورد حسابرسی قرار گیرند تا وضعیت حسابهای آنها شفاف شود و بعد، مالیات واقعی فعالیتهای خود را پرداخت کنند. آیا قادر خواهد بود، علی رغم مخالفت رهبر، تصمیم اقتصادی خود را عملی کند؟
نیاز به تاکید نیست که پرسشهایی از این قبیل، قابل گسترش به زمینههای متنوع دیگر هستند.
طرح چنین سوالاتی به معنی آن نیست که جابهجایی رئیس جمهور، هیچ تغییری در حکومت ایران ایجاد نخواهد کرد. تغییر رئیس دولت، حتما باعث تغییراتی در عملکرد تعدادی از وزارتخانههای دولتی -و البته نه همه آنها- خواهد شد.
اما این تصور که انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، قدرت وادار کردن علی خامنهای به تجدید نظر در سیاستهای کلان خود را خواهد داشت، لاجرم طرح سوالاتی از جنس فوق را، اجتنابناپذیر خواهد کرد. سوالاتی که حتی اگر در میانه هیجانات انتخاباتی -کمابیش- مغفول مانده باشند، در دوران مسئولیت دولت جدید، پاسخگویی به آنها «ناگزیر» خواهد بود.

منبع تصویر، Getty Images
یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به نتیجه انتخابات در ایران و معرفی مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور جدید ایران تاکید کرد که نتیجه انتخابات تاثیر قابل توجهی در رویکرد آمریکا به ایران نخواهد داشت.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با اشاره به مشارکت کم در انتخابات اخیر گفت که انتخابات در ایران آزاد و عادلانه نیست و به همین دلیل تعداد قابل توجهی از ایرانیان ترجیح دادند که اصلا در انتخابات شرکت نکنند.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که دولت آمریکا انتظار ندارد که این انتخابات به تغییرات اساسی در مسیر [منافع] ایران یا احترام متقابل بیشتر به حقوق شهروندان منجر شود.
دولت آمریکا میگوید که همانطور که خود کاندیداها در ایران گفتند سیاستهای ایران توسط رهبر جمهوری اسلامی تعیین میشود.
در یادداشت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که پیشتر هم چنین موضعگیری را کرده بود آمده: «انتخابات تاثیر قابل توجهی در رویکرد ما به ایران نخواهد داشت. نگرانیهای ما در مورد رفتارهای ایران تغییری نکرده است. در همین حال، تا زمانی که دیپلماسی منافع آمریکا را پیش می برد، ما همچنان به دیپلماسی متعهد هستیم.»
رسانه های ایران میگویند سعید جلیلی، نامزد شکست خورده دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، با علی خامنهای دیدار کرده است.
بر اساس گزارشها آقای خامنهای در این دیدار «ضمن تشکر از رویکرد تبیینی آقای جلیلی در عرصه رقابتهای انتخاباتی و همچنین ایجاد زمینه برای شور و شوق مردمی بیشتر در انتخابات، برای وی آرزوی موفقیت کردند».
سعید جلیلی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی امنیت ملی است.
در جریان مناظره های انتخاباتی برخی از نامزدها از جمله مسعود پزشکیان که اکنون رئیس جمهور منتخب است و هواداران او، با سیاستهای آقای جلیلی به تندی مخالفت و از عملکرد او در شورای عالی امنیت ملی انتقاد کرده بودند.
یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه
تأیید صلاحیت مسعود پزشکیان و نیز خودداری حکومت از تقلب به سود سعید جلیلی (کاری که در ۸۸ به سود محمود احمدینژاد انجام شد) نشان داد که ایده یکدستسازی طوری شکست خورده که هسته سخت حکومت هم مایل به ادامهی پرهزینه آن نیست. ایده اولیه هسته سخت حکومت آن بود که در آستانه بحران جانشینی حکومت یکدست شود تا زمینه برای انتخاب محفلی و نرم رهبر بعدی فراهم شود. یکدستسازی اما اختلاف میان اصولگراها را افزایش داد، ناکارآمدی حکومت را بالا برد و نوک پیکان اعتراضها را مستقیما به سمت رهبر جمهوری اسلامی گرفت. ادامه این روش میتوانست بحران جانشینی را تشدید کند. احتمال انتخاب دوباره دونالد ترامپ به ضمیمه ادامه یکدستسازی میتوانست خطر رویارویی ایران و آمریکا را نیز افزایش دهد.
حکومت تغییر تاکتیک داده است و بخشی از ناراضیان هم با رأی به پزشکیان از این تغییر تاکتیک به نفع خود استفاده کردند. انتخاب پزشکیان میتواند بازی برد-برد برای مردم و حکومت باشد. مردم با ترکیبی از تحریم و رأی اعتراضی پیامشان را به گوش رهبر رساندند. این انتخابات نه تنها شکستی برای ترفند یکدستسازی حکومت که شکستی سنگین برای اصولگرایان نیز بود. با همه تقدستراشی از چهره میانمایه ابراهیم رییسی اکثر شرکتکنندگان در انتخابات دوباره چهرهای اصلاحطلب را برگزیدند و به جلیلی که میراثبر رییسی بود نه گفتند. اصولگراها حتی در انتخاباتی نیمهخلوت هم پیروز نشدند. این نشان میدهد که حالا نه تنها تحریم که خردهرأیهای اعتراضی در انتخابات نیمهخلوت هم کابوس یکدستسازان است.
از دیگر بازندگان این انتخابات، بخش خشونتطلب و غیر دموکرات اپوزیسیون خارجنشین بود. این سقوط بعد از خیزش مهسا شروع شد و با فحاشیهای رکیک جلوی مراکز رأیگیری در خارج از ایران به اوج رسید. تبدیل تحریم به روشی متصلب و هویتی که خروج از آن مستوجب «بیشرفی»، فحش رکیک ناموسی و برخورد فیزیکی است حالا تنها روال جاری لایهای پر سر و صدا از اپوزیسیون است که بخش دموکرات و خشونتپرهیز اپوزیسیون بایستی از آن فاصله آشکار بگیرد.
آینده ایران متنوعتر از آن است که تنها به دست تحریمیها ساخته شود. با این حال، تحریم حالا گزینه جدی روی میز سیاست ایران است. تعیینکننده آینده سیاست انتخاباتی در ایران احتمالا ترکیبی از تحریمهای هدفمند و رأیهای شناور اعتراضی است.

منبع تصویر، ISNA
مسعود پزشکیان در بعدازظهر اولین روز پیروزی در انتخابات، در محل آرامگاه آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی حاضر شد و سخنرانی کرد.
بر اساس گزارش ها قرار است رئیس جمهور منتخب ایران در این محل با اعضای ستادهای انتخاباتی خود دیدار و در جمع آنها سخنرانی کند.
حسن خمینی نوه موسس جمهوری اسلامی و محمدجواد ظریف وزیر پیشین امور خارجه، در برخی از عکسهای منتشر شده از این مراسم، در کنار آقای پزشکیان هستند.
پیش از این گزارش شده بود که آقای پزشکیان کنفرانس خبری خواهد داشت اما این برنامه بدون ذکر دلیل مشخصی، لغو شده است.
محمدحسین رنجبران، از مدیران سابق صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشته است که دلیل لغو این برنامه، دیدار آقای پزشکیان با علی خامنهای بوده است.

منبع تصویر، Irna

منبع تصویر، IRNA
مصطفی پورمحمدی، از مقامات قضایی که نامش با اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ خورشیدی گره خورده و نامزد مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری در پیامی به مسعود پزشکیان تبریک گفت.
با توجه به نارضایتی که به مشارکت پایین و تحریم انتخابات اخیر منجر شد، آقای پورمحمدی در پیام خود نوشت: «اینک باری سنگین بر دوش شما و چشمانی امیدوار به راه شما دوخته شده است. امروز شما رئیسجمهور همه رفیقان و رقیبان و همه همراهان و مقابلان و همه غایبان ناخرسند هستید.»
او ابراز امیدواری کرد که آقای پزشکیان بتواند «سختیها را گره از گره بگشایید و برای مشکلات در هم تنیده کشور، راه نجاتی شایسته» بیابد.
آقای پورمحمدی در دور اول انتخابات ۲۰۶ هزار و ۳۹۷رای کسب کرد.
آقای پورمحمدی در جریان تبلیغات انتخاباتی، اعدامهای دهه ۶۰ را پروژه نظام جمهوری اسلامی خوانده و گفته بود: «من چکار کنم؟ من قاضی بودم یک مقطعی. یا باید محاکمه میکردم یا باید کیفرخواست مینوشتم. یک عده جریمه میشدند. یک عده زندان میگرفتند. یک عده اعدام میگرفتند. مثل پزشک که نامش با جراحی گره میخورد.»
شهلا شفیق، جامعه شناس
فارغ از شک و شبهه برحق در باره آمار وارقام جمهوری اسلامی پيرامون ميزان مشارکت، اين انتخابات، فزايندگی و تعميق چالشهای اجتماعی سياسی در جمهوری اسلامی را به روشنی نشان داد: مردم وسيعا صحنه انتخابات را ترک کردهاند، اما ابزارهای حکومتيان برای حفظ قدرت، گرچه کندتر شده، هنوز اين کارآیی را دارد که به کار بقای نظام بيايد. مهم ترين شاخص چنين مشاهدهای اين است که علیرغم آنکه بسياری از چهرههای شاخص اصلاحطلب با تکيه بر تجربه ناکارایی رای گيری در نظام ولايت فقيه از شرکت درانتخابات صرف نظر کردند، حاميان رای به پزشکيان، نه از سراعتقاد به اصلاح سيستم، بلکه با استدلال پيشگيری از خطر سعید جليلی وارد ميدان شدند.
به ديده من، اين تابلو به وضوح نشانگر سرنوشت غمانگيزاصلاحطلبی درجمهوری اسلامی است که با ويژگی پساتوتاليتر اين نظام رابطه تنگاتنگ دارد. تشخيص اين ويژگی، به درک روشنتر صحنه امروزين انتخابات درايران کمک میکند: با شکست فاحش الگوی ايدئولوژيک جمهوری اسلامی، اين نظام، دهههاست به مرحله پساتوتاليتر گام نهاده و به «نظامی تمام گرا با دندانهای شکسته» بدل شده است.
الگوی ايدئولوژيک همچنان منبع مشروعيت سلطه صاحبان قدرت است اما پايبندی تودهها به الگوی اعتقادی اينان ديگر موضوعيت ندارد. شرط اصلی تداوم نظام فقط و فقط سر نهادن مردم و تن دادنشان به سلطه حاکمان است. تحقق اين شرط در بیقدرت کردن شهروندان و خلع سلاح جامعه مدنی است. دراين راه، سرکوب و ارعاب، ترساندن شهروندان و توسل به فريب، ابزارهای اصلی صاحبان قدرت است. در پروپاگاندای اينان حول انتخابات، پراکندن ترس از آينده نامعلوم و فريفتن شهروندان در مزايای رای دادن نقش مهمی دارد. با طراحی مهندسان رژيم، صفحه شطرنج انتخابات چيده میشود و چنان که در جنبش سبز شاهد بوديم، حاکمان بدون رودربايستی، اگر لازم بدانند صفحه را با تقلب و سرکوب به هم میريزند و مهرهها را دوباره میچينند.
با تجربه تلخ اين واقعيت، اينک اکثريت ملت ايران، چنانکه اعتراضات انقلابی «زن، زندگی، ازادی» پديدار کرد از نظام حاکم رو برگرداندهاند. معمای «انتخابات» جمهوری اسلامی چنان حل گشته و روشن شده که حاکمان هم به بیرونقی آن اذعان دارند. بخش قابل توجهی از رای رای دهندگان به مسعود پزشکيان نيز نه تنها در انتصابی بودن او شک نمیآورند بلکه بيش و کم میدانند که نمیتوان از او انتظارات جدی داشت. در اين ميان، با چند و چون در استدلالهای اين دسته افراد میتوان ديد که هراس از بدتر شدن وضع دست بالا را دارد. هراسی که ريشه در اين گزاره دارد که گويا عدم شرکت در انتخابات رژيم به معنای هرجومرج است. گفتنی است که تجربيات موجود در جهان گواه ابطال چنين ديدگاهی است و هيچ نظريه جدی علوم سياسی به آن اعتبار نمیدهد. تکرار اين استدلال در ميان مبلغان مشارکت در انتخابات که داعيه مخالفت با نظام را هم دارند تنها و تنها میتواند نوعی خودفريبی تلقی شود که علیرغم هر نيت و نظر، به فريبکاری راه میدهد.
يک روی ديگر سکه اين رایگيری اما برآمدغير قابل انکار جامعه مدنی در مقابله با استراتژی جمهوری اسلامی برای ابزار سازی از انتخابات است. درصد بالایی از مردم آشکارا از صندوقهای رای نظام روی برگرداندند و صداهای بسياری در ضرورت نه گفتن به انتصابات برخاستند. گفتارها هر چه شجاعانهتر به نقد استراتژی نظام برخاستند. اين رخدادها آيا از ثمرات اعتراضات انقلابی «زن، زندگی، آزادی» نيست ؟ بی گمان چنين است و يادآور جايگاه تعيين کننده تک تک شهروندان. چرا که در نظام پسا توتاليتر، در شرايط فقدان احزاب سياسی و سرکوب هر گونه تشکل يابی مدنی، اين تک تک آحاد ملتاند که میتوانند با کردار خويش به تدوام مبارزه حق خواهانه و آزادی طلبانه برای خلاصی ملک و ملت از سلطه ويرانگر جمهوری اسلامی ياری دهند.

منبع تصویر، Reuters
الهام علیاف، رئیس جمهور جمهوری آذربایجان در پیامی پیروزی پزشکیان را تبریک گفت و نسبت به توسعه روابط دو کشور طی دوره آتی ابراز امیدواری کرد.
آقای علیاف همچنین از آقای پزشکیان برای سفر به باکو دعوت کرد.
الهام علیاف آخرین مقام سیاسی بود که ساعتی قبل از مرگ ابراهیم رئیسی در اثر سقوط بالگرد با او در نقطه مرزی بین دو کشور و در مراسم افتتاح یک پروژه مشترک دیدار کرده بود.
نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان هم با ارسال پیامی انتخاب آقای پزشکیان را تبریک گفت. در این پیام که خبرگزاری رسمی ارمنستان آن را منتشر کرده است آمده: «روابط با کشور برادر ایران که از زمان استقلال ارمنستان پیوسته رو به توسعه بوده است برای دولت و مردم ارمنستان اهمیت ویژه ای دارد.
نخست وزیر ارمنستان ابراز امیدواری کرده که با تلاش مشترک دو دولت «توافقهای بین دو کشور اجرایی شود و پروژههای جدیدی هم آغاز شود.
نخست وزیر ارمنستان به دنبال باز کردن تمام مسیرهای ارتباطی میان ارمنستان، جمهوری آذربایجان، ترکیه، گرجستان و ایران برای تردد کالا و رفت و آمد مسافران است.
رسانههای ایران گزارش دادهاند که همزمان با اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، قیمت سکه طلا تمام، یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان کاهش یافته است.
بر اساس گزارشها، بهای سکه تمام طلای طرح جدید که در معاملات پایانی هفته گذشته، ۴۲ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان بوده، امروز در بازار تهران به ۴۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان کاهش یافت.
خبرگزاری ایسنا میگوید کاهش بهای سکه طلا در بازار تهران بر خلاف وضعیت جهانی قیمت طلاست که در روزهای اخیر روند صعودی داشته است.

اگرچه تعداد آرای مسعود پزشکیان در مرحله دوم تقریباً یکونیم برابر مرحله اول بود، ولی در مقایسه با رؤسای جمهوری قبلی ایران، رأی کمتری به نام او ثبت شد.
۱۶ میلیون و ۳۸۴ هزار رأیی که به نام پزشکیان از صندوقها بیرون آمد، پایینترین تعداد آرای نامزد پیروز از سال ۱۳۷۲ بود؛ سالی که اکبر هاشمی رفسنجانی در دومین دوره ریاستجمهوریاش کمی بیشتر از ده و نیم میلیون رأی کسب کرده بود.

ولی اگر میزان آرای نامزد پیروز در هر دوره را با کل افراد دارای حق رأی در هر دوره مقایسه کنیم، کمتر از ۲۷ درصد واجدان شرایط به او رأی دادند که پایینترین درصد آرا در کل ۱۴ دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران است.
رکورد قبلی پایینترین درصد آرای واجدان متعلق به ابراهیم رئیسی بود که کمی بیشتر از ۳۰ درصد ایرانیان دارای حق رأی، به او رای داده بودند.