در جادهای باریک
در وسط اردوگاه المغازی، کوچکترین و شلوغترین اردوگاه آوارگان، بولدوزر بزرگی در
تلاش است تا آوار چهار خانه را که با خاک یکسان شدهاند، جمع کند.
رئیس بیمارستان
الاقصی میگوید که بیش از صد نفر در زمان حمله هوایی اسرائیل در اینجا بودند، ۵۲ نفر کشته شدند و تعدادی دیگر زخمی شدند.
ساکنان سعی کردند
با دستان خود لایههای سیمان را در تلاش برای بیرون کشیدن افراد گرفتار در زیر
آوار، حفر کنند.
محمد العلو، عکاس
خبرنگار، همسر و چهار فرزندش (سه دختر و یک پسر) را از دست داد. تنها یک پسرش از
این بمباران جان به در برده است.
محمد العلو به من
گفت: «کاش با آنها بودم و با آنها کشته میشدم.»
او گفت:«من طبق معمول در حال گزارش خبرهای لحظه به لحظه مربوط به بیمارستان الاقصی بودم. ناگهان شنیدم که به اردوگاه المغازی حمله شده است. اصلا به ذهنم خطور نکرد که ممکن است فرزندانم زیر آوار مدفون شده باشند.»
المغازی اردوگاه
کوچکی در داخل منطقه غزه است که اسرائیل از ساکنان شمال خواست برای فرار از جنگ به
آنجا بروند. اما در واقع حملات هوایی به جنوب را متوقف نکرده است.
محمد، یک افسر
دفاع شهری که برای کمک به محل حادثه شتافته، میگوید: «در غزه هیچ مکان امنی وجود
ندارد. آنها از فلسطینیها میخواهند که به جنوب بروند اما آنها را در همه جا میکشند،
در جادهها، در مدارسی که مردم در آنجا پناه گرفتهاند، و حتی در بیمارستانها.»
در خیابان اصلی
نزدیک محل بمباران شده، رفت و آمد مردم در اطراف بازار اصلی کمپ تقریباً عادی به
نظر میرسد. مردم سعی میکنند آنچه را که از برخی مواد غذایی کنسرو شده باقی مانده
و همچنین برخی سبزیجات جمعآوری شده توسط کشاورزان از مزارع مجاور را خریداری
کنند.
درماندگی، ترس و
اندوه در چهره رهگذران مشهود است. خیلیها مدت زیادی است که نتوانستهاند لباسهای
خود را عوض کنند یا دوش بگیرند.
پیرزنی بر سر من
فریاد زد: «از من فیلم نگیر. «ما افراد محترمی هستیم، اما شرایط بسیار سخت است. نه
آب است، نه نان و نه پولی برای ما باقی مانده است».
زندگی عادی در
اینجا از هفتم اکتبر متوقف شده است. مردم در اینجا راه آسان یا سریعی برای خروج از
این وضعیت نمیبینند.