چند دقیقه از رسیدن ما به نزدیکى مرز غزه نگذشته بود که آژیر خطر به صدا درآمد.
راکتهاى حماس شهراشکلون در نزدیکى مرز را نشانه گرفته بودند. با فاصله ثانیه اى آسمان بالاى سرمان با پاسخ سامانه دفاع موشکى اسراییل شکافته شد.
چند راکت در آسمان منهدم شدند، اما بعد صداى انفجار از کمى دورترشنیده شد. نشانى از اصایت بعضى از راکتها در شهر اشکلون که از جایى که ایستاده ایم تنها یک ربع فاصله دارد.
به چشم بهم زدنى هلى کوپترهاى جنگى ارتش اسراییل را دیدیم که از ارتفاع بسیار کمى پرواز مى کنند و چند دقیقه بعد شلیک رگبارشان را شنیدیم. شلیک هلى کوپترها خبر از این مى داد که بازنفوذى به خاک اسراییل از سمت غزه رخ داده.
کمى بعد منابع اسراییلى خبر دادند که تعدادى از نیروهاى حماس یا جهاد اسلامى توانستهاند بار دیگر از طریق دریا به اشکلون رخنه کنند.
بوى دود و باروت فضا را پرکرده. آن طرف مرز، بمبارانها در غزه به شدت ادامه دارد اما راه بسته است و به تیمهاى خبری اجازه ورود داده نمى شود. یکى از خبرنگاران اهل غزه به ما نوشته که دیگر نمى دانند چه بر سرشان خواهد آمد.
برق قطع شده و به زودى سوخت باقى مانده براى ژنراتورها هم ته مى کشد. این در حالى است که لشکرکشى نیروهاى اسراییلى به سمت غزه ادامه دارد اما هنوز معلوم نیست ایا واقعا جنگ زمینى رخ خواهد داد یا نه.
از حرفها و پیامهایى که مى گیریم مى شود فهمید غیرنظامیان در دو طرف همچنان بهتزده اند. هیچکس انتظار عملیات بى سابقه حماس و جهاد اسلامى را نداشت. و هیچ کس نمى داند اوضاع به کدام سمت مى رود و چه خواهد شد. تنها چیزى که معلوم است این است که شهروندان دوسوى مرز، حالا حالاها رنگ آرامش نخواهند دید.