اولین روز مارس با برف و باد استخوانسوز همراه است، و شمشین روز
حمله روسیه با حس اندوهناکی از پیشامدهای ناخوشایند آغاز شده.
تصاویر ماهوارهای مشخصا آهنگ پیشروی روسیه را به سمت کیف نشان میدهند.
صف تانکها و نیروهای نظامی روسیه مارپیچوار حدود چهل مایل (شصت و چهار کیلومتر)
همچون ماری در حرکتاند. تنها هفده مایل تا پایتخت فاصله است.
این موضوع، معنای تازه و وحشتناکی به عبارت "جهان نظارهگراست"
میبخشد. همه میتوانند این تصاویر ماهوارهای را ببینند اما تنها نیروهای
اوکراینی، سربازان و شهروندان هستند که میتوانند جلوی پیشروی سنگین روسیه را
بگیرند. نیروهای غربی به ارسال اسلحه و تجهیزات و کلمات گرمابخش ادامه میدهند. بر
زمین، اما اوکرین تنهاست.
وقتی به یک روزنامهنگار اوکراینی که در زیررمین پناهگاهی برخورد
کردم، گفت که "ما این صف نیروهای روسی را به آتش خواهیم کشید." این عزم
و میهنپرستی پرشور است که بهطور غیرمنتظره مقاومت اوکراین را در برابر پیشروی
ارتش قدرتمند روسیه برانگیخته است.
اخبرا از مرکز شهر خرسون در جنوب اوکراین، که در محاطره نیروهای
روسیه است، نشانهای از کمین چیزیست. این داستان محاصره جمعی شهروندان است، یک
شیوه قرون وسطایی که بارها در سوریه به اجرا درآمد تا با اعمال گرسنگی، شهر را
وادار به تسلیم کنند. این عمل، جنایت جنگی است.
هر روز که میگذرد، ناباوری به شش روز پیشین به ترس ومقاومت تبدیل
میشود.