صد سال گذشت؛ معامله محرمانه فعالان حقوق زنان و دولت بریتانیا برسر حق رأی, حسین باستانی - بیبیسی
در دومین سال جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا دریافت که با توانایی موجود خود برای تولید اسلحه و مهمات، شانسی برای پیروزی در مقابل ماشین جنگی عظیم آلمان ندارد. در چنان شرایطی، دولت مشخصا به این نتیجه رسید که تنها شانس بریتانیا برای اجتناب از شکست، بسیج شدن زنان برای مشارکت در جنگ و مشخصا، حضور فراگیر در کارخانههای اسلحه سازی است.
مشکلی که وجود داشت این بود که دولت، رابطه بهشدت متشنجی با رهبران جنبش زنان داشت: مهم ترین خواست این جنبش در آن زمان، به دست آوردن "حق رأی" برای زنان بود که دولتمردان زیر بار آن نمی رفتند و حتی بسیاری از فعالان جنبش حق رای موسوم به "سافرجت"ها را به زندان انداخته بودند. بحران میان دولت و فعالان حقوق زنان در حدی قرار داشت که حتی رهبر معروف سافرجتها، املین پنکهرست، با انداختن بمب به منزل دیوید لوید جورج، وزیر وقت مهماتسازی، جانش را تهدید کرده بود.
اما وقتی کار جنگ گره خورد، لوید جورج تصمیم گرفت با همان کسی که بمب به داخل خانهاش انداخته بود پای میز مذاکره بنشیند. او در جلسهای محرمانه در ژوییه ۱۹۱۵، به نمایندگی از دولت از املین پنکهرست خواست که با کمک به بسیج کردن زنان پشت جنگ، به یاری دولت بیاید. در عوض، قول داد که دولت از مقاومت در مقابل حق رأی زنان عقبنشینی کند. معامله، انجام شد.
تنها چند روز بعد، املین پنکهرست و سایر رهبران جنبش حقوق برابر برای زنان، در لندن تظاهراتی سی هزار نفره علیه دولت بریتانیا به راه انداختند. موضوع این تظاهرات، اعتراض به تبعیض جنسیتی با دریغ شدن "حق زنان برای خدمت به کشور" بود؛ هرچند شرکت کنندگان در آن، خبر نداشتند که مخارج برگزاری تظاهرات، از طرف خودِ دولت تأمین شده است.
در اجرای توافق دو طرف، زنان بریتانیا به طور گسترده پشت جنگ بسیج شدند و میزان تولید اسلحه و مهمات به شدت افزایش یافت. در حالی که دشمن اصلی بریتانیا در جنگ یعنی آلمان، در حالت کلی ظرفیت تولید صنعتی و تسلیحاتی بسیار بالاتری از بریتانیا داشت، اما مشارکت بهشدت موثر زنان بریتانیایی در جنگ، در حالی که همتایان آلمانیشان عمدتا مشغول خانه داری بودند، کفه را به نفع لندن تغییر داد.
از سوی دیگر دیوید لوید جورج هم، که از قضا یک سال بعد -در سال ۱۹۱۶- به مقام نخست وزیری رسید، در اجرای تعهدات متقابل دولت کوتاهی نکرد.
نتیجه آنکه صد سال پیش در چنین روزی، در ۶ فوریه ۱۹۱۸ و در حالی که هنوز ۹ ماه تا پایان جنگ جهانی اول باقی بود، نخستین گروه از زنان بریتانیایی حق رأی خود را به دست آورند. بنابر قانونی که با پشتیبانی دولت به تصویب مجلس رسید، زنان بالای ۳۰ سال که خود یا همسرشان صاحب مِلک بودند، می توانستند در انتخابات سراسری رأی بدهند.
البته، هنوز ۱۰ سال دیگر لازم بود تا زنان بریتانیایی، از حقوق مساوی برای رأی دادن برخوردار شوند: در ژوییه ۱۹۲۸، تمام زنان مالک یا غیرمالک بالای ۲۱ سال، مانند مردان دارای شرایط مشابه، از حق رأی برخوردار شدند.


