
جیمی هندریکس گیتاریست و خواننده آمریکایی که در ماه سپتامبر سال ۱۹۷۰ درگذشت جمله معروفی دارد با این مضمون: زمانی که قدرت عشق بر عشق به قدرت غلبه کند، دنیا را صلح فرا می گیرد.
امروز، جمعه ۲۱ سپتامبر مصادف با ۳۱ شهریور روز جهانی صلح است. سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۱ روز ۲۱ سپتامبر را روز جهانی صلح اعلام کرد و از سال ۱۹۸۲ این روز وارد تقویم های مختلف شد. از همان سال به بعد گروه های مختلفی از مردم جهان به شیوه های مختلف به بزرگداشت صلح در این تاریخ پرداختند. امسال بیش از ۴۴۰۰ بنیاد اجتماعی، فرهنگی، هنری و ورزشی برای روز صلح برنامه هایی دارند. گروه های موسیقی هم از قافله عقب نیستند و مثل سال های گذشته برنامه های مختلف موسیقی برای بزرگداشت صلح در نقاط مختلف جهان برگزار می شود. به همین مناسبت نگاهی می اندازیم به بعضی از تاثیر گذارترین آهنگ هایی که در دهه های اخیر در ارتباط با صلح ساخته شده است.
جان لنون، تصور کن

تصور کن که هیچ کشوری نبود
تصورش سخت نیست
هیچ بهانه ای برای کشتن یا کشته شدن نبود
و هیچ دینی هم نبود
تصور کن که تمام مردمان دنیا
در صلح زندگی می کردند
ترانه تصور کن اثری از جان لنون خواننده و آهنگساز انگلیسی است که در سال ۱۹۷۱ در آلبومی به همین نام منتشر شد. جان لنون دو ماه پیش از آنکه توسط دیوید چپمن در مقابل در ورودی خانه اش به قتل برسد در مصاحبه ای با مجله پلی بوی درباره آهنگ تصور کن گفت: این ترانه کسی است که دعا می کند دعای واقعی و مثبت، کسی که در آرزوی دنیایی به سر می برد که در آن نه دین وجود دارد نه مرز و نه جنگ. همه یکی هستند اهل یک کشور و اهل یک دنیا. او در همین مصاحبه گفت که همسرش یوکو اونو، هنرمند ژاپنی در نوشتن ترانه این آهنگ نقش زیادی داشته و بدون او این آهنگ هرگز ساخته نمی شد.
آهنگ تصور کن بلافاصله بعد از انتشار به یکی از نشانه های نمادین صلح بدل شد و خوانندگان بسیاری آن را بازخوانی کردند؛ از جان بائز گرفته تا التون جان و لیدی گاگا. بعد از مرگ لنون استفاده از این آهنگ جنبه نمادین بیشتری پیدا کرد. استیوی واندر خواننده آمریکایی آن را در مراسم افتتاحیه المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا اجرا کرد و پیتر گابریل در مسابقات سال ۲۰۰۶ تورین. در سال ۲۰۱۲ هم آهنگ تصور کن در المپیک لندن توسط امیلی سند اجرا شد و شبکه تلویزیونی بی بی سی از این آهنگ به عنوان فصل پایانی برنامه اختتامیه المپیک استفاده کرد.
باب مارلی، برخیز، به پاخیز

هی مرد مبلغ، به من نگو که بهشت زیر زمین است
من می دانم که تو قدر زندگی را نمی دانی
باب مارلی خواننده و آهنگساز جامائیکایی بود که سبک موسیقی رگه را به جهان شناساند. او که فعال اجتماعی هم بود. یکی از کار های نمادین او برای برقراری صلح دعوت از رهبران دو حزب اصلی جامائیکا به کنسرتش بود. این کنسرت در سال ۱۹۷۸ برپا شد و باب مارلی در میانه کنسرت از رهبران دو حزب دعوت کرد که به روی صحنه بیایند و در حین اجرای ترانه ای به نام ییک عشق دست آنها را در دست یکدیگر گذاشت. در آن ایام طرفداران دوآتشه این دو نفر در خیابانهای جامائیکا به همدیگر حمله می کردند و کشور در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته بود.
باب مارلی آهنگ برخیز به پاخیز را دز سال ۱۹۷۳ در هواپیما نوشت. با استناد به گفته ایستر اندرسون، معشوقه اش در آن ایام، باب از هاییتی باز می گشت و از دیدن زندگی فقیرانه مردم آنجا به شدت متاثر شده بود به طوریکه در طول سفر فقط روی نوشتن ترانه برخیز، به پاخیز تمرکز کرد و بعد از نوشتن این ترانه ، آهنگی برای آن ساخت و در بسیاری از کنسرت هایش اجرا کرد.
باب دیلن، باد می وزد

یک انسان چند سال باید زندگی کند، تا بالاخره به آزادی برسد؟
باب دیلن خواننده و آهنگساز آمریکایی، استاد مطرح کردن سوالاتی است که کسی برایشان پاسخی ندارد. او آهنگ باد می وزد را در سال ۱۹۶۲ نوشت. به گفته خودش این آهنگ را در طول ۱۰ دقیقه نوشته است. بسیاری از مردم با شنیدن این آهنگ مایل بودند جواب پرسش هایی که در این ترانه مطرح شده را هم بدانند. باب توضیحی برایش نوشت که در مجله سینگ اوت چاپ شد:
"من هیچ جوابی ندارم چون هنوز جوانم و ۲۱ سالم بیشتر نیست آنها که پیر و با هوش اند ممکن است که جواب ها را بدانند. البته فکر می کنم که آنها هم نمی دانند چون جواب ها در باد است. جواب ها مثل تکه های کاغذی هستند که باد به هوا برده ولی بالاخره به زمین می رسند هرچند کسانی هستند که در آن صورت هم حاضر نیستند به آن کاغذها نگاهی بیندازند ."
جیم موریسون، سرباز گمنام

گلوله از کلاه خود گذشت
و همه چیز تمام شد
برای سرباز گمنام
جیم موریسون آهنگساز و ترانه نویس آمریکایی چندان اهل سیاست نبود، شاید چون در ۲۷ سالگی مرد و وقت کافی پیدا نکرد که به سیاست بپردازد ولی به هر حال ترانه سرباز گمنام او از ماندگارترین آثار ضد جنگ است. موریسون و گروهش دورز این آهنگ را در سال ۱۹۶۸ ساختند. این آهنگ نه تنها ترانه ای غیر معمولی دارد بلکه به لحاظ ساختار موسیقایی هم بسیار قابل توجه است. ابتدا صدای وهم انگیز ارگ کلیسایی می آید و از نیمه آهنگ به بعد با افزوده شدن مارش نظامی سازبندی تغییر می کند و شنونده در فضایی روانی و آشفته قرار می گیرد که شبیه میدان جنگ است. فرمانده به سربازها فرمان می دهد و آنها پا کوبان جلو می روند، بعد صداها ناگهان کم می شود فرمانده دستور صادر می کند، طبلی به صدا در می آید و سپس صدای شلیک گلوله به گوش می رسد. بلافاصله جیم موریسون با لحنی حزن انگیز می خواند: "برای سرباز گمنام، گوری بکنید."
این ترانه جیم موریسون در کنار باقی آثاری قرار می گیرد که در دهه شصت میلادی علیه جنگ در ویتنام نوشته شدند.
نیل یانگ، زندگی در جنگ

ما شانس این را داشتیم که طور دیگر بیندیشیم
اما چشم خرد ما کور شده بود
زندگی در جنگ، نام بیست و نهمین آلبوم استودیویی نیل یانگ است که در سال ۲۰۰۶ به بازار آمد. تمام آهنگ های این آلبوم علیه جنگ و در حمایت از صلح نوشته شده است. نیل یانگ که به سیاست های جورج بوش معترض بود این آلبوم را پیش از اینکه به بازار برسد در اینترنت قرار داد که همه بتوانند آن را مجانی دانلود کنند.
این آلبوم در سال ۲۰۰۷ نامزد دریافت سه جایزه گرمی شد. بهترین آلبوم راک، بهترین ترانه راک و بهترین تکخوانی که نامزد شدن برای هر دو مورد آخر به خاطر آهنگ "جستجو برای رهبر" بود. یکی از شاخص ترین آثار این آلبوم که با این ابیات تمام می شود:
یک نفر در میان ماست
شاید صدایمان را بشنود
یک نفر که یا زن است یا سیاه پوست
امیدوارم که بیاید
دو سال بعد برای اولین بار در تاریخ آمریکا ایک شهروند غیر سفید پوست، باراک اوباما رییس جمهور آمریکا شد.
تام ویتس، راهی به سوی صلح

راهی به سوی صلح از معدود آثار سیاسی تام ویتس است که در سال ۲۰۰۶ در آلبوم ۵۴ آهنگی "یتیم ها" به بازار آمد. این آهنگ مثل بسیاری از آثار دیگر تام ویتس قصه گونه آغاز می شود:
عبدل المهدی جوان فقط ۱۸ سال داشت. اون کوچکترین بچه خانواده از بین نه تا برادر و خواهر بود. سر به راه بود و حتی یک شب هم دیر به خانه برنگشته بود. حالا مادرش عکسش رو بالا گرفته، وسط مجله تایمز.
تام ویتس در این آهنگ به موضوع اسرائیل و فلسطین پرداخته و هر دو طرف را محکوم می کند که برای رسیدن به صلح قدمی برنمی دارند.
تام ویتس در آلبوم آخر خود به نام به بدی من بیش از همیشه به موضوع صلح اشاره می کند و به شدت از اوضاع فعلی دنیا و جنگ های چند سال اخیر انتقاد می کند ولی پیام صادر نمی کند و بیش از آنکه سرگرم تحلیل اوضاع شود به توصیف آن می پردازد و تصاویری تکان دهنده از جنگ می سازد مانند این بیت:
عزیزم دستی را که قرار بود با آن به تو گل بدهم
در آستین کتم در میدان جنگ جا گذاشتم
کت استیونز، قطار صلح

از دل آن تاریکی
صدای چرخ قطار صلح می آید
استیون دیمیتری جورجیو ابتدا کت استیونز بود و بعد از مسلمان شدن نامش را یوسف اسلام گذاشت. او در دورانی که با نام کت استیونز به شهرت جهانی رسیده بود و آلبوم های موسیقی اش میلیون ها کپی می فروخت آهنگ قطار صلح را نوشت.
کت استیونز این آهنگ را در سال ۱۹۷۱ نوشت و قطار صلح در رده هفتم جدول آهنگهای پرفروش آمریکا قرار گرفت. او بعد از مسلمان شدن تا سالیان سال هیچکدام از آهنگ های قدیمی اش را اجرا نکرد ولی درباره قطار صلح نظری متفاوت داشت. او در سال ۱۹۸۳ در مصاحبه ای تلویزیونی گفت: آهنگ قطار صلح را من نوشتم و هنوز هم به آن باور دارم. در این آهنگ صحبت از دنیایی بدون جنگ می کنم که صلح بر آن حاکم است. به عنوان یک مسلمان وظیفه دارم که برای حل مشکلات جهان به راه های صلح آمیز فکر کنم.
لئونارد کوهن، دموکراسی

من نه چپم و نه راست
ترجیح می دهم که در خانه بمانم
لئونارد کوهن شاعر و خواننده کانادایی شهرتش را مدیون اشعار عاشقانه است. اما او هم به موضوع صلح بی توجه نیست و در آهنگ "دموکراسی" به آن می پردازد. لئونارد کوهن این آهنگ را در سال ۱۹۹۲ نوشت و در آلبوم موفق فیوچر یا آینده منتشر کرد. شعر این آهنگ معنایی دوپهلو دارد و کوهن در آن به دموکراسی و مفهوم آن ایراد می گیرد. او به خصوص دموکراسی در آمریکا را زیر سوال می برد و آرزو می کند که روزی دموکراسی به آمریکا بازگردد.
به جز آهنگهایی که نام برده شد صدها ترانه و شعر و آهنگ دیگر هم وجود دارد که به طور مستقیم به موضوع توقف جنگ و ایجاد صلح می پردازد. از وودی گوتری گرفته تا بیتلز و پینک فلوید و یو ۲ صلح و آرامش جهانی برای هنرمندان و موسیقی دانان همیشه دغدغه بوده و هست.
ترانه های صلح در ایران

در دوران جنگ هشت ساله بین ایران و عراق فضای حاکم بر ایران به گونه ای بود که برای جلوگیری از تضعیف روحیه افراد آهنگ های ضد جنگی که به طور مستقیم به خسارات جنگ و نیاز به صلح صحبت کند ساخته نمی شد.
بعد از آن هم در این عرصه کار زیادی انجام نگرفت و جای اثری جدی که در مقیاس جهانی به چشم بیاید هنوز در این عرصه در ایران خالی است. با این حال همیشه قطعاتی ساخته می شود که به صورت نمادین به موضوع صلح می پردازد از جمله قطعه معروف تفنگ ات را زمین بگذار اثر محمد رضا شجریان که در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ساخته شد. به جز این قطعه می توان به " آهنگی برای صلح" کار مشترک گروه آریان و کریستی برگ هم اشاره کرد. هر چند که این قطعه توسط کریستی برگ ساخته شد، اما با استناد به گفته های آقای رجب پور مدیر برنامه های آریان صدای ویولن به پیشنهاد این گروه و در فضایی ایرانی وارد این قطعه شده است و ترانه بخش فارسی این آهنگ توسط نینف امیرخاص نوشته شده است.
مثال دیگر در این زمینه، قطعه صلح و امید است که توسط ارکستر سمفونیک تهران به سرپرستی منوچهر صهبایی تا کنون چند بار اجرا شده است. این قطعه ساخته مجید انتظامی است و ۱۳۰ نفر از اعضای ارکستر سمفونیک تهران و خوانندگان کر در اجرای آن سهم دارند.
در کشور افغانستان هم بعد از سقوط طالبان قطعات زیادی در موسیقی نوشته شد که به موضوع صلح می پرداخت که از میانشان آثار فرهاد دریا شاخص تر است. او که از طرف سازمان ملل به عنوان سفیر صلح افغانستان انتخاب شده است هم با ترانه نویسی و موسیقی و هم با فعالیت های اجتماعی به گسترش صلح در کشورش کمک می کند.





















