نفت ایران در چهار بزنگاه قرنی که گذشت

محمد مصدق در تهران بعد از ملی شدن نفت ایران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، محمد مصدق در تهران بعد از ملی شدن نفت ایران
    • نویسنده, مهران بهروزفغانی
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در

تصویب قانون ملی شدن نفت در روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ در شرایطی صورت گرفت که ایران آن دوره، تحولات سیاسی و تغییرات اجتماعی بسیاری را تجربه می‌کرد. نفت تا زمان تبدیل شدن به یک سرمایه ملی، مسیری پرفراز و نشیب را پشت‌سر گذاشته است.

در روزهای جنگ جهانی دوم و اشغال نظامی‌ کشور از سوی متفقین، ایران در نگاه دولت‌های روس‌ و انگلیس یک "پل پیروزی" بود تا آنها هم به اقیانوس هند برسند و هم از منابع نفتی در شمال و جنوب کشور استفاده کنند.

اگرچه روسیه برای دریافت امتیازهای نفتی در شمال ایران، زودتر دست به کار شده بود ولی در مقایسه با بریتانیا دست خالی مانده بود. انگلیس به پشتوانه قرارداد نفتی دارسی میان مظفرالدین شاه با یک بازرگان انگلیسی، دست بالا را داشت. رضاشاه ضمن مخالفت با این قرارداد و ناامید از مذاکرات با شرکت سهامی ‌نفت انگلیس- ایران، به توافقنامه جدیدی معروف به قرارداد ۱۹۳۳ رضایت داد؛ قراردادی که گفته شده از یک طرف "امتیازهای مالی" فراوانی نصیب پهلوی اول کرد و از سوی دیگر حداقل تا دو دهه قابل تمدید بود.

زمینه‌های ملی شدن نفت

تبعید رضاشاه در سال ۱۳۲۰ و جایگزینی محمدرضا پهلوی، فرصتی فراهم کرد تا گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی و مذهبی آزادتر فعالیت کنند. در تحولی دیگر، اکثریت نمایندگان مجلس دوره شانزدهم که به دستاوردهای انقلاب مشروطه و روحیه آزادی‌خواهی باور داشتند، به‌طور جدی مشغول بررسی موضوع نفت شدند.

اکتشاف نفت در بوهشر ۱۸۹۰

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اکتشاف نفت در بوهشر ۱۸۹۰

مرور گزارش‌ها نشان می‌دهد در زمینه تلاش برای ملی شدن نفت، سه دیدگاه وجود دارد:

برخی باور دارند طرح ملی شدن نفت ابتدا از مجلس چهاردهم و در آذر ماه سال ۱۳۲۳ توسط غلامحسین رحیمیان، نماینده قوچان ارایه شد. او ضمن مخالفت با قرارداد نفتی میان حکومت پهلوی با شرکت سهامی ‌نفت ایران- انگلیس، طرح خود را ارایه کرد ولی امضا نشد.

نگاه دوم به تلاش‌های مشترک مذهبی‌ها و "برخی ملی‌گراها" برای لغو قراردادهای نفتی اشاره دارد و معتقد است که "اقلیت مجلس پانزدهم" بدون حضور دکتر مصدق، پایه‌گذار ملی‌شدن صنعت نفت هستند.

در مقابل، طرفداران دیدگاه سوم می‌گویند نمایندگان جبهه ملی در مجلس شانزدهم به رهبری دکتر محمد مصدق برای پایان دادن به قراردادهای نفتی و معادن "پیشقدم" شدند. در این راستا همچنین از دکتر حسین فاطمی، یکی از اعضای جبهه ملی، به عنوان "پیشنهادکننده" ملی شدن نفت نام برده شده و آمده که این جبهه می‌خواست "شروع استعمارستیزی در ایران" را از نفت شروع کند.

در نهایت مجلس شورای ملی دوره شانزدهم، در شرایطی که جنوب و شمال ایران در اختیار نیروهای نظامی ‌انگلیس و روس بود، طرح "ممنوعیت هر نوع مذاکره و امتیازدهی" را تصویب کرد.

لوله گذاری نفت در خوزستان ۱۹۱۰

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، لوله گذاری نفت در خوزستان ۱۹۱۰

چالش "سمبل"‌های یک حرکت ملی

۷۲ سال از تصویب نهایی قانون ملی شدن نفت ایران می‌گذرد. کمتر پژوهش و اظهارنظری در دست است که بگوید در جریان مبارزات "نهضت ملی نفت"، دو گروه جبهه ملی به رهبری آقای مصدق و جریان مذهبی‌ها به رهبری آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی با همدیگر همکاری نکرده باشند؛ نشانه‌ای از داشتن یک هدف مشترک البته با توجه به جایگاه سیاسی و مذهبی.

برخی آقای مصدق را "سمبل" و اقدام‌کننده ملی شدن نفت می‌شناسند. طرفداران جریان مذهبی نیز بر نقش رهبری آیت الله کاشانی به عنوان "پشتوانه مذهبی و بسیج‌کننده" حرکت‌های مردمی ‌تاکید دارند که از حمایت "علما و مراجع" از جمله سیدمحمدتقی خوانساری و شیخ بهاءالدین محلاتی برخوردار بود.

محمد مصدق و دین اچسون وزیر خارجه وقت آمریکا

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، محمد مصدق و دین اچسون وزیر خارجه وقت آمریکا

خبرگزاری تسنیم این حمایت‌های مذهبی را فراتر از اقدامات جبهه ملی ارزیابی کرده و اسفند ۹۷ در گزارشی نوشت: "به‌خلاف آنچه تاکنون تا حالا شنیده‌اید بیشتر از ملی‌گراها، این روحانیون بودند که در جریان ملی شدن صنعت نفت تلاش می‌کردند."

به گواهی گزارش‌ها، اگرچه روابط نزدیک و "صمیمی" مصدق و کاشانی تا چند هفته بعد از تصویب نهایی قانون ملی شدن نفت ادامه داشت ولی بعد از نخست‌وزیری دکتر مصدق و ریاست کاشانی در مجلس هفدهم شورای ملی، دوره قهر و دلخوری‌ها شروع شد.

چالش بزرگ دولت مصدق

ملی شدن نفت برای دولت مصدق پرچالش بود. بعد از بی‌نتیجه ماندن شکایت انگلیس از ایران در دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل، تاسیسات نفتی جنوب کشور از کارشناسان خارجی خالی شدند. تولید نفت به ۳۰ بشکه در روز رسید. به استناد آمارها، پیش از این مجموع تولید سالیانه نفت خام حدود‎ ۳۲ میلیون تن بود و ایران نیاز کشورهای اروپایی را تامین می‌کرد.

دولت مصدق به دلیل تحریم‌های نفتی با کمبود بودجه روبرو شد. ابتکار طرح فروش اوراق قرضه هم نتوانست گره‌ای از مشکلات مالی دولت او باز کند. در گزارش‌ها آمده که حقوق کارکنان دولت از راه‌هایی مانند افزایش مالیات نوشیدنی‌های الکلی و دخانیات تامین می‌شد. در این وضعیت، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دولت مصدق پایان داد و نفت ایران وارد دوره دیگری شد.

نفت در حکومت پهلوی دوم

به دنبال مجموعه تحولاتی در داخل و خارج، صنعت نفت ایران در دهه ۴۰ وارد مرحله جدیدی شد. با وجود برخی مخالفت‌ها، کنسرسیوم بین‌المللی نفت میان نمایندگان هشت شرکت نفتی و دولت امضا شد. افزایش تولید، عضویت در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و گرانی قیمت جهانی نفت، درآمدهای کشور را طی سال‌های ۵۲ تا ۵۵ به بالای ۲۴ میلیارد دلار رساند.

اگرچه در سخنان و ادبیات محمدرضاشاه تاکیدی بر ملی شدن نفت دیده نمی‌شود، اما او در عمل سیاست تزریق بخشی از درآمدهای نفتی به داخل کشور را اجرا کرد. به گفته ناظران اگرچه او می‌خواست طبقات کم‌درآمد هم پولدار شوند ولی به هشدارهای اقتصادی مانند افزایش تورم و احتمال بالاگرفتن اعتراض‌ها در جامعه ‌توجهی نشان نداد.

قضیه نفت در جمهوری اسلامی

نفت در مسیر تاریخی خود به انقلاب ۵۷ رسید و رهبران ارشد انقلاب در همان روزها از آب و برق و نفت "مجانی" سخن گفتند. آنها معتقد بودند منابع ملی باید نصیب خود مردم بشود؛ وعده‌هایی به گفته ناظران برآمده از شور و هیجان انقلابی.

محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق ایران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق ایران

مجموعه تحولات ناشی از تغییرات سیاسی و اجتماعی، کاهش قیمت نفت و شروع جنگ باعث شد نه‌تنها آن وعده‌ها تکرار نشوند و صحبتی هم از سرمایه ملی نفت به میان نیاید، بلکه دولت‌ها در اداره کشور با مشکلاتی مواجه شوند. برای نمونه کوپنی شدن قند و شکر و نفت و بنزین در دهه اول انقلاب هنوز در خاطره‌ها مانده است.

مجموع درآمدهای نفتی کشور طی سال‌های ۶۰ تا ۸۴ رقمی ‌حدود ۴۰۸ میلیارد دلار و از سال ۸۴ تا ۹۲ ‌حدود ۶۴۰ میلیارد دلار گزارش شده است. علت افزایش درآمدهای نفتی، نه ابتکار دولت‌ها بلکه افزایش قیمت جهانی نفت به ۱۱۰ دلار در هر بشکه بوده است؛ فرصتی که دولت وقت موسوم به "عدالت و مهرورزی"، از آن خوشحال بود و ادعا می‌کرد توانسته پول نفت را به سفره مردم بیاورد.

ماه عسل نفتی اما با شروع تحریم‌ها تمام شد و تا به امروز تکرار نشده است.

نشسته روی چاه نفت

طی چهار دهه گذشته، اگرچه ایران قراردادهای مشارکتی نفتی امضا کرده ولی همچنان اصرار و تاکیدی بر سرمایه ملی ندارد. در عوض برخی مسئولان از ۲۹ اسفند و سالروز ملی شدن نفت در بزنگاه‌هایی استفاده می‌کنند. برای نمونه اسفند ۹۷ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و مذاکره‌کننده ارشد ایران در مذاکرات هسته‌ای در توئیتر نوشت: " ۶۸ سال پیش در چنین روزی مجلس تحت رهبری مصدق، نخست‌وزیر انتخاب شده به صورت دموکراتیک، صنعت نفت ما را ملی کرد. کودتایی پس از آن رخ داد؛ ایرانی‌ها هرگز اجازه نمی‌دهند که دیگران درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرند."

ت

منبع تصویر، STR

همزمان با این سخنان که تلاشی برای آرام کردن مخالفان داخلی برجام بوده، مقامات ایران از کشورهایی مانند هند انتقاد کردند که حتی حاضر نیستند نفت ایران را زیرقیمت بخرند.

ملی شدن نفت ایران در حالی هفت دهه فرازونشیب را پشت‌سر گذاشته که از نگاه خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی‌، "انقلاب ۵۷، روز ملی شدن دوباره صنعت نفت ایران است". یک کاربر هم در واکنش به این گزارش که مهر ماه ۱۴۰۰ منتشر شده، نوشته است: "نفت دیگر ملی نیست و در انحصار یک عده افراد خاص هست. اگر مصدق نفت را ملی کرد جمهوری اسلامی‌ با خصوصی‌سازی آن را انحصاری کرد."

نمونه این انتقادها در تظاهرات سال‌های اخیر در خوزستان بارها دیده و شنیده شده است. مردم معترض به فقر و بیکاری می‌گفتند روی چاه نفت نشسته‌اند ولی سفره‌شان خالی است.