روز جهانی پادکست؛ 'صدای من را از اتاق خوابم می‌شنوید'

    • نویسنده, علی همدانی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در

پنج سال است که آخرین روز ماه سپتامبر، روز جهانی پادکست است؛ پدیده‌ای که وقتی در آغاز هزاره سوم شکل گرفت، کسی فکرش را هم نمی‌کرد که چنین رشد کند. پادکست وقتی به دنیا آمد که رسانه شکل دیگری داشت. در زمانه‌ای که ذهنیت قالب این بود که برای تهیه و پخش یک برنامه رادیویی به دم و دستگاه آن‌چنانی و پول هنگفت نیاز است، خوش ذوقی گفت هر چه دل تنگت می‌خواهد بگو و به اینترنت بسپار. آن وقت بود که استودیوها آب رفتند، کوچه و خیابان‌ها، خانه، آشپزخانه و اتاق‌خواب‌ها شدند استودیوهای رادیو. هر چقدر ایستگاه‌های رادیویی به "در قالب و چارچوب" ماندن اصرار داشتند، پادکست‌ها عرصه نوآوری شدند. آرزوی اولیه بسیاری از پاکست‌سازها و پادکست‌بازها این بود که پادکست درهای رسانه های جریان اصلی را بر آنها بگشاید و دست سرنوشت آنها را در یک ایستگاه رادیویی مشغول به کار بکند. اما در عمل برعکس شد! هویت پادکست به عنوان یک رسانه موثر و گسترده چنان رشد کرد که حالا ایستگاه‌های رادیویی اگر برنامه‌هایشان را پادکست نکنند یا پادکست تولید نکنند از دور عقب می‌مانند.

پادکست فارسی، "دریبل" به انحصار صدا و سیما

وقتی پادکست فارسی متولد شد، نخستین باری نبود که صاحبان فکر محروم از صدا، رسانه‌ای خودجوش راه می‌انداختند. با وقوع انقلاب اسلامی، حکومت تازه صدها تن از کارمندان رادیو و تلویزیون ملی ایران را اخراج و حتی بازداشت کرد. بسیاری از کشور رفتند و آن‌هایی که ماندند خانه نشین شدند. از میان خانه نشین‌ها گروهی جمع شدند تا به دور از امواج رادیو و از طریق کاست، برنامه‌هایی را زیرزمینی و مخفیانه منتشر کنند. مشهورترین این برنامه‌ها، رادیو ۲ بود که مسعود بهنود و گروهی از همکارانش روی نوارهای کاست منتشر می‌کردند. نه حکومت را خوش آمد و نه بی پشتوانه مالی امکان تهیه و تولید این برنامه‌ها میسر بود. تازه اگر هم امکانش بود، مگر می‌شد چند کاست ضبط کرد و این سو و آن سو فرستاد؟ کاست راهش نبود اما نیاز به داشتن صدایی که در انحصار حکومت نیست، از بین نرفت. با تولد وبلاگ فارسی به عنوان پایگاهی شخصی با مخاطبان بی‌شمار، فصل تنوع در رسانه‌های فارسی آغاز شد. وبلاگ‌ها دریچه‌ای شدند به زندگی‌های یواشکی، اتفاقات شخصی و دل‌نوشته‌هایی که در رسانه‌های به شدت در کنترل حکومت جای نداشتند. پادکست در چنین فضایی بود که در اینترنت فارسی متولد شد. فایل های صوتی که بسیاری آن‌ها را رادیوهای اینترنتی می‌دیدند که برای شنیدنشان نیازی نبود به اینترنت متصل باشند.

نخستینش را حسین درخشان، پدر وبلاگ‌نویسی فارسی، در سال ۲۰۰۵ در تورنتو منتشر کرد. آقای درخشان نه تنها نخستین پادکست فارسی را برای وبلاگش راه انداخت که سراغ صدای آشنا و تازه غربت‌نشین شده‌ مسعود بهنود هم رفت تا برایش پادکست بسازد! همان روزنامه‌نگاری که با انقلاب سال ۱۳۵۷ اول از رادیو ایران بیرون انداخته شد و بعد کاست‌های مخفیانه رادیو ۲ اش مورد غضب حاکمیت قرار گرفت. در داخل ایران هم با وجود کمبود امکانات و به ویژه اختلالات گسترده در اینترنت اولیه، یکی دو وبلاگ نویس، از جمله خودم با پادکست تهران اف‌ام، شروع به ساختن برنامه‌های رادیویی خانگی کردند. صداهایی از "اتاق خواب"های نوجوانی نسلی که دوست داشت خلاق باشد، از کلیشه‌های صدا و سیما دور بماند و همزمان صدایش شنیده شود.

در شرایطی که انحصار رسانه‌های دیداری و شنیداری در دست صدا و سیما بود، روزنامه‌نگاران خوش ذوق و سخت‌کوشی هم بودند که تلاش کردند برای رسانه‌های نوشتاری جریان اصلی، محتوای شنیداری تولید کنند. نخستین پادکست یا محتوای صوتی یک رسانه رسمی ( به جز صدا و سیما) را در سال ۱۳۸۳ خبرگزاری سازمان میراث فرهنگی، میراث خبر تولید کرد. سردبیر این پادکست سام فرزانه (حالا همکار ما در بخش فارسی بی‌بی‌سی) بود که برنامه را به یاری مهدی احمدی ( حالا از سردبیران رادیو فردا) و چند همکار دیگر خبرگزاری سازمان میراث فرهنگی در خیابان ویلای تهران تولید می‌کرد. نخستین تفاوت این محتوای شنیداری با الگوی رایج برنامه‌های رادیوی دولتی ایران، گفتار غیر کلیشه‌ای و "غیر صدا و سیمایی" بود، با موضوعاتی که معمولا در صدا و سیما به آنها پرداخته نمی‌شود و موسیقی که با وجود مجاز بودنشان از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد در ایران، در صدا و سیما پخش نمی‌شدند. در میان رسانه‌های برون‌مرزی هم بخش فارسی بی‌بی‌سی با پادکست سرگرمی روزهفتم، در مقام نخستین پادکست یک رادیوی فارسی زبان قرار گرفت. پادکست روز هفتم، در واقع همان برنامه رادیویی بهزاد بلور بود که ایده پادکست‌ کردنش را محمود عنایت (از نوآوران عرصه رسانه دیجیتال و مدیر فعلی تلویزیون ایران اینترنشنال) به سرویس جهانی بی‌بی‌سی داد. روز هفتم، نخستین پادکست زبان‌های خارجی بی‌بی‌سی هم بود.

این را هم باید درباره پادکست‌ سازی در داخل ایران افزود که پادکست، برای کشوری که در قانون اساسی‌اش صراحتا رسانه‌های دیداری و شنیداری خصوصی منع شده‌اند، محدوده خاکستری است. برنامه‌سازانش پادکست‌ها را رسانه می‌دانند و مجری قانون شاید چون هنوز جدی‌اش نمی‌گیرد به طور کلی ممنوعش نکرده اند و برخوردها گزینشی است.

پادکست‌هایی که هرگز "پادکست" نشدند

پادکست در جهان معنا و مفهوم روشنی دارد؛ فایل صوتی که از طریق سامانه آی‌تیونز شرکت اپل توزیع بشود تا توسط پادپخش‌ها (اپلیکیشن‌های پخش پادکست روی تلفن‌های همراه و ای‌پاد) پخش شود. در ایران اما همه پادکست‌ها، پادکست نمی‌شوند! دسترسی محدودتر به دستگاه‌های همراه شرکت اپل و سامانه آی‌تیونز ( که مدت‌ها به دلیل تحریم‌ها اجازه استفاده به کاربران ایرانی نمی‌داد) کاربران ایرانی، چه پادکست‌ساز و چه پادکست‌باز را سراغ سامانه‌های دیگر برد. به ویژه در سالهای اخیر محبوب شدن پیام‌رسان‌هایی مانند تلگرام که امکان همرسان کردن فایل‌های صوتی را به کاربرانش می‌دهد از جمله سکوهای پرتاب کلیدی برای تولید کنندگان برنامه‌های رادیویی خانگی بوده است. آنطور که نیما اکبرپور، خبرنگار تکنولوژی بخش فارسی بی‌بی‌سی می‌گوید، حدود سیصد پادکست به زبان فارسی تولید شده یا می‌شوند. پادکست‌هایی که لزوما همه‌شان شناخته نمی‌شوند یا چون امکان آگهی کردن فعالیت‌های خود را در فضای رسانه‌های جریان اصلی فارسی ندارند، می‌آیند و ناامید می‌روند. با این همه تلاش‌هایی برای جمع کردن تولیدات فارسی شنیداری صورت گرفته است. بخشی از این تلاش‌ها توسط کمپانی‌های داخلی و حتی با حمایت مالی از تولید کنندگان پادکست بوده و گروهی دیگر از بیرون از ایران و طبیعتا آزادتر.

پادکست‌های فارسی را کجا پیدا کنیم؟

به جز شیوه‌های معمول، روی آی‌تیونز یا شبکه اجتماعی ساوند‌کلاود برای محتوای شنیداری، اینجا سه پادپخش (اپلیکیشن پخش پادکست) مخصوص پادکست‌های ایرانی را معرفی می‌کنم.

اپلیکیشن رادیتو: این اپلیکیشن به تازگی به عنوان مرجع پادکست‌های فارسی کارش را آغاز کرده است. رادیتو که نامش از "رادیوی تو" می‌آید، با دسته‌بندی همه پادکست‌های فارسی تولید شده، خواه توسط شهروندخبرنگاران و خواه توسط سازمان‌های خبری، مرتب به روز می‌شود تا تازه‌ترین پادکست‌ها را در دسترس قرار دهد. از شیوه دسته‌بندی مطالب پیداست که این مرجع پادکست که فعلا فقط برای تلفن‌های اندرویید تولید شده، با نگاهی برابری‌طلب‌ از رقبای ساخت داخل خود می‌کوشد به دسترسی آزادانه به محتوا کمک کند. این اپلیکیشن بر خلاف رقبای خود، صرف نظر از گرایش‌های سیاسی و اعتقادی تولیدکنندگان، کوشیده همه محتوای شنیداری فارسی موجود روی اینترنت را زیر یک چتر جمع کند و از "حزب‌اللهی" گرفته تا "زیرزمینی‌ها" را می‌توان در آن یافت. رادیتو می‌گوید برای آزادی بیان و اظهار نظر می‌کوشد.

سامانه ناملیک: ناملیک خود را سامانه‌ای برای میزبانی پادکست‌ها معرفی می‌کند. در صفحه مقررات ناملیک آمده که این سرویس بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود و کاربران را مثلا به "رعایت شئونات دینی" یا "اهانت نکردن به چهره‌های سیاسی" دعوت کرده است. این سامانه با وجود محبوب بودن و میزبانی چند ده پادکست، محدودیت‌های مختص به سامانه‌داخل ایران را دارد. همینطور نامیلیک، ماموریت خود را در "تبدیل محتوای نوشتاری به صوتی" می‌داند.

سامانه شنوتو: شنوتو خود را بستر نرم افزاری برای انتشار، پخش، به اشتراک گذاری، دانلود و خرید فایل‌های صوتی، پادکستو کتابهای صوتی در محیط وب و موبایل معرفی می‌کند. شنوتو به کاربرانش امکان می دهد که مجموعه گسترده ای از کتاب های صوتی و پادکست ها را در اختیار داشته باشند و گاهی برای شنیدن مطالب باید پول پرداخت کنند. شنوتو هم بر اساس قوانین رسانه‌ها و مطبوعات ایران فعالیت می‌کند و مثلا کاربرانش را از استفاده از آنچه "موسیقی غیرمجاز" خوانده نهی کرده است.

در ایران همچنان انحصار رادیو و تلویزیون در دست حاکمیت است. در قانون نوشته شده که ایستگاه رادیویی خصوصی اجازه ظهور و بروز ندارد اما آن روز که این قانون را می‌نوشتند نه اینترنت بود، نه تلفن‌های هوشمند، نه این همه حرف برای گفتن. قانون در ایران، رادیو را صدای سوار بر موج می‌داند در حالی که "نسل صفر و یک" ، پادکست باز از آب در آمده است.