'سفيران جاز در اصفهان': آوای ديپلماسی فرهنگی جنگ سرد

    • نویسنده, سام داوودی
    • شغل, پژوهشگر فرهنگی
  • منتشر شده در

در اواسط آبان‌ماه سال ۱۳۴۲ یک آمریکایی سیاه‌پوست، بلندقد و بسیار خوش‌پوش که به عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان و نوازندگان تاریخ موسیقی جاز شناخته می‌شد در کوچه باغ‌های اصفهان قدم می‌زد.

او که حتی در زمان حیات خودش یک افسانه بود دوک الینگتون نام داشت و در میانۀ سفری از تهران به آبادان به اصفهان رسیده بود، شهری که بعدها در توصیف آن در کتاب خاطراتش از ترکیب آشنای "اصفهان نصف جهان" استفاده کرد. کمی بعد، الینگتون نام یکی از قطعات مشهوری که بعد از این سفر ضبط کرد را اصفهان گذاشت، قطعه‌ای که یکی از شناخته‌ شده‌ترین آثار تصنیفی موسیقی جاز در قرن بیستم محسوب می‌شود.

اما چه چیزی دوک الینگتون و ارکستر بزرگ او را به اصفهان کشاند؟

سیاست تنش‌زدایی آیزنهاور

سیاستمداران آمریکا برای اولین بار به فکر استفاده از این سلاح فرهنگی افتادند و جاز را به عنوان سمبل دموکراسیِ آمریکایی به کشورهایی که برایشان اهمیت سیاسی و استراتژیک داشت ارسال کردند. موسیقی جاز از این نظر برای رسیدن به اهداف سیاسی دولت آمریکا مناسب بود که می‌توانست یکی از تبلیغات محوری روس‌ها که می‌گفت "دموکراسی آمریکایی فقط برای سفیدپوست‌هاست" را خنثی کنند.

منبع تصویر، other

توضیح تصویر، سیاستمداران آمریکا برای اولین بار به فکر استفاده از این سلاح فرهنگی افتادند و جاز را به عنوان سمبل دموکراسیِ آمریکایی به کشورهایی که برایشان اهمیت سیاسی و استراتژیک داشت ارسال کردند. موسیقی جاز از این نظر برای رسیدن به اهداف سیاسی دولت آمریکا مناسب بود که می‌توانست یکی از تبلیغات محوری روس‌ها که می‌گفت "دموکراسی آمریکایی فقط برای سفیدپوست‌هاست" را خنثی کنند.

سال‌های دهه ۱۹۵۰ برای آمریکا سال‌های پرتنشی بود. جنگ سرد آغاز شده و خطر کاربرد سلاح‌های اتمی و رودرویی نظامی با ابرقدرت تازۀ دنیای بعد از جنگ جهانی دوم، یعنی اتحاد جماهیر شوروی، روز به روز بیش‌تر حس می‌شد. هم‌زمان در داخل مرزهای آمریکا مسأله تبعیض نژادی به موضوع روز تبدیل شده و ظهور چهره‌هایی مثل مارتین لوتر کینگ سرعت و قدرت بیش‌تری به حرکت جنبش حقوق مدنی داده بود.

اما تقریباً هم‌زمان با همان دوره‌ای که سیاه‌پوستان از حقوق اجتماعی مساوی با شهروندان سفیدپوست محروم شده بودند و جداسازی دو نژاد در بیش‌تر نهادها و فضاهای اجتماعی امری رایج بود، محبوب‌ترین موسیقی شنیده شده در آمریکا به سیاهان تعلق داشت. موسیقی جاز، موسیقی متن این دوران بود.

جاز در دل جوامع سیاه‌پوستان آمریکا و در شهرهای چند فرهنگی (نیواورلئان، شیکاگو و نیوریورک) رشد کرده بود و همان‌قدر که به فرهنگ موسیقایی سیاهان تعلق داشت از موسیقی اروپایی هم الهام گرفته بود. موسیقی جاز توانست برای تقریباً سه دهه – از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۵۰ – به عنوان موسیقی عامه‌پسند آمریکایی نه فقط رکورد فروش را در داخل کشور بشکند، بلکه به لطف صفحه‌های موسیقی و امواج رادیویی مرزهای جغرافیایی را در نوردد و پدیده‌ای جهانی شود.

چنین بود که سیاستمداران آمریکا برای اولین بار به فکر استفاده از این سلاح فرهنگی افتادند و جاز را به عنوان سمبل دموکراسیِ آمریکایی به کشورهایی که برایشان اهمیت سیاسی و استراتژیک داشت ارسال کردند. موسیقی جاز از این نظر برای رسیدن به اهداف سیاسی دولت آمریکا مناسب بود که می‌توانست یکی از تبلیغات محوری روس‌ها که می‌گفت "دموکراسی آمریکایی فقط برای سفیدپوست‌هاست" را خنثی کنند.

سیاست تنش‌زدایی دوایت آیزنهاور، رییس جمهور وقت آمریکا، با امضای توافق‌نامه‌های فرهنگی با شوروی به اوج خود رسید. اما شش سال قبل از این که بنی گودمن، مشهور به "سلطان موسیقی سویینگ" در سال ۱۹۶۲ به توری در شوروی ارسال شود، سفر موزیسین‌های جاز به بلوک شرق و خاورِ میانه و دور آغاز شده بود.

اولین تور در ایران

در طی یک هفته در آبادان، ارکستر دیزی گیلسپی سه اجرای رسمی داشت که از هفت فروردین ۱۳۳۵ آغاز شدند. چند اجرای غیررسمی هم در نظر گرفته شده بود که یکی از آن‌ها برای مهمانان ویژه شمس پهلوی و همسرش مهرداد پهلبد بود.

منبع تصویر، y

توضیح تصویر، در طی یک هفته در آبادان، ارکستر دیزی گیلسپی سه اجرای رسمی داشت که از هفت فروردین ۱۳۳۵ آغاز شدند. چند اجرای غیررسمی هم در نظر گرفته شده بود که یکی از آن‌ها برای مهمانان ویژه شمس پهلوی و همسرش مهرداد پهلبد بود.

اهمیت ژئوپولوتیک ایران در دوره جنگ سرد بر هیچ‌یک از طرف‌های درگیر پوشیده نبود. برای همین عجیب نیست که اولین تور مهم موسیقی جاز وزارت امور خارجه آمریکا که ابتدا قرار بود از هند آغاز شود در ایران آغاز شد.

دیزی گیلسپی، نوازنده انقلابی ترومپت، آهنگساز و رهبر ارکستر در سال ۱۹۵۶ همراه با گروهش به ایران سفر کرد. تور او فقط محدود به آبادان می‌شد، منطقه‌ای که فقط چند سال پیش شاهد اخراج انگلیسی‌ها و حالا شاهد حضور آمریکایی‌ها بود، نکته‌ای که امروز جنبه‌های سیاسی تور را بیش‌تر برجسته می‌کند.

در طی یک هفته در آبادان، ارکستر دیزی گیلسپی سه اجرای رسمی داشت که از هفت فروردین ۱۳۳۵ آغاز شدند. چند اجرای غیررسمی هم در نظر گرفته شده بود که یکی از آن‌ها برای مهمانان ویژه شمس پهلوی و همسرش مهرداد پهلبد بود.

کنسرت‌ها معمولاً با اجرای سرود ملی ایران در قالب جاز آغاز می‌شد و بعد تاریخ موسیقی جاز در قطعات مختلف برای شنونده تازه‌کار اجرا می‌شدند و دست آخر نوبت به قطعات مخصوص و مشهور خود ارکستر می‌رسید. حتی در انتخاب اعضای ارکستر نوعی کثرت به نمایش گذاشته شده بود تا بیننده را تحت تأثیر قرار دهد؛ هم موزیسین‌ زن در گروه وجود داشت (که به طور معمول در موسیقی جاز آن دوره خیلی رایج نبود) و هم موزیسین سفیدپوست.

این تور در ادامه به پاکستان، سوریه، لبنان، ترکیه، یوگسلاوی و یونان رفت. انگار که دولت آمریکا قصد داشت کشورهای امضا کننده پیمان ضدکمونیستی بغداد (که اول شامل ترکیه و عراق می‌شد و بعد ایران و پاکستان هم آن را امضا کردند) را سرگرم کند.

بعد از پایان تور، دیزی گیلسپی در تلگرامی به پرزیدنت آیزنهاور نوشت: "جاز موسیقی فولکلور آمریکاست که با آدم‌ها فارغ از زبان یا مرزهای اجتماعی گفتگو می‌کند. من از شما خواهش می‌کنم با تمام توان استفاده از این فرم بیانی با ارزش که همه به آن افتخار می‌کنیم را ادامه بدهید."

تور دوم

پنج هزار افغان در ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۳ در ورزشگاه غازی کابل جمع شدند تا به الینگتون گوش بسپارند. وقتی در وسط کنسرت موقع نماز رسید، دوک پشت میکروفون کنسرت را متوقف کرد تا تماشاگران بعد از اقامۀ نماز به ورزشگاه بازگردند. این همان ورزشگاهی است که تصویر اعدام زنی به دست طالبان، چهار دهه بعد از کنسرت الینگتن، میلیون‌ها انسان را در سرتاسر دنیا تکان داد.

منبع تصویر، c

توضیح تصویر، پنج هزار افغان در ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۳ در ورزشگاه غازی کابل جمع شدند تا به الینگتون گوش بسپارند. وقتی در وسط کنسرت موقع نماز رسید، دوک پشت میکروفون کنسرت را متوقف کرد تا تماشاگران بعد از اقامۀ نماز به ورزشگاه بازگردند. این همان ورزشگاهی است که تصویر اعدام زنی به دست طالبان، چهار دهه بعد از کنسرت الینگتن، میلیون‌ها انسان را در سرتاسر دنیا تکان داد.

دو سال بعد از سفر گیلسپی، دِیو بروبک و کوارتت مشهورش به ایران سفر کردند. بار دیگر آبادان و سالن تاج در این شهر (اولین اجرا: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۷) محل اصلی اجرای کنسرت‌ها بود.

به گفتۀ دیو بروبک، دولت آمریکا که از تغییرات سیاسی منطقه به خوبی آگاه بود بدون اطلاع قبلی تور را بسط داد. وقتی گروه ایران را به مقصد عراق ترک کرد (در حالی که بروبک به شدت بیمار بود) اوضاع سیاسی آن کشور ناپایدار و خطرناک به نظر می‌آمد. مدت کوتاهی پس از این که گروه بروبک عراق را به مقصد استانبول ترک کرد، در چهاردهم جولای، ژنرال عبدالکریم قاسم حکومت شاهنشاهی عراق را برانداخت و دولتی ملی‌گرا تشکیل داد که سرنوشت معاهدۀ بغداد را به خطر می‌انداخت.

پل دزموند، نوازندۀ ساکسفون آلتوی گروه، به خاطر می‌آورد که تصمیم گرفت از بغداد به جای استانبول به بیروت برود و تعطیلاتش را در سواحل لبنان بگذارند، اما وقتی به آن‌جا رسید یک دفعه با ۱۴ هزار سرباز آمریکایی روبرو شد که به درخواست کمیل شمعون، رییس جمهور وقت لبنان، برای "مقابله با خطر کودتای عراق" به منطقه فرستاده شده بودند.

تور سوم

در ترکیه بود که خوشحالی از موفقیت‌های اخیر در کشورهای خاورمیانه جایش را به اندوه و یاس داد. در سی‌ام آبان خبر ترور جان اف کندی که از مدافعان طرح تبادل فرهنگی بود به آنکارا رسید. بقیه کنسرت‌ها در ترکیه، قبرس، مصر و یونان کنسل شد و گروه با دلی پر اندوه به آمریکا برگشت.

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر، در ترکیه بود که خوشحالی از موفقیت‌های اخیر در کشورهای خاورمیانه جایش را به اندوه و یاس داد. در سی‌ام آبان خبر ترور جان اف کندی که از مدافعان طرح تبادل فرهنگی بود به آنکارا رسید. بقیه کنسرت‌ها در ترکیه، قبرس، مصر و یونان کنسل شد و گروه با دلی پر اندوه به آمریکا برگشت.

ستارۀ این تور تاریخی دوک الینگتون بود، توری که از نظر اهمیت و وسعت محدودۀ جغرافیایی طی شده بر همه نمونه‌های مشابه پیشی می‌گیرد.

اولین توقف‌گاه تور، سوریه، بود، جایی که دوک الینگتن برای ۱۷۰۰۰ تماشاگر برنامه اجرا کرد. در ادامه آن‌ها به اردن و سپس در پروازی از بیروت به کابل رفتند. پنج هزار افغان در ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۳ در ورزشگاه غازی کابل جمع شدند تا به الینگتون گوش بسپارند. وقتی در وسط کنسرت موقع نماز رسید، دوک پشت میکروفون کنسرت را متوقف کرد تا تماشاگران بعد از اقامۀ نماز به ورزشگاه بازگردند. این همان ورزشگاهی است که تصویر اعدام زنی به دست طالبان، چهار دهه بعد از کنسرت الینگتون، میلیون‌ها انسان را در سرتاسر دنیا تکان داد.

از افغانستان، الینگتون و ارکسترش عازم هند و پاکستان شدند و بلاخره به ایران رسیدند. اولین کنسرت در ایران ۱۴ آبان‌ماه ۱۳۴۲ در تهران برگزار شد که از تلویزیون هم به نمایش درآمد. سه روز بعد – بعد از سفر به اصفهان – ارکستر برای آخرین اجرایشان در ایران در ساعت ۵ بعدظهر در ورزشگاه اصلی آبادان روی صحنه رفتند. بعد از آن، چون به خاطر تنش در روابط ایران و عراق امکان سفر مستقیم به بغداد وجود نداشت، الینگتن ابتدا به کویت رفت بعد از توقفی کوتاه وارد بغداد شد.

اما آمریکا هم‌زمان با این‌که الینگتون را به عنوان سفیر صلح به عراق فرستاده بود، مشغول کمک به گروهی از کودتاچیان عراقی نیز بود. الینگتون در بغداد خودش را در وسط کودتایی اگرچه بی خون‌ریزی، "اما بسیار پر سر و صدا" دید. گروه به سرعت عراق را ترک کرد و به لبنان برگشت و از آن جا به ترکیه رفت.

در ترکیه بود که خوشحالی از موفقیت‌های اخیر در کشورهای خاورمیانه جایش را به اندوه و یاس داد. در سی‌ام آبان خبر ترور جان اف کندی که از مدافعان طرح تبادل فرهنگی بود به آنکارا رسید. بقیه کنسرت‌ها در ترکیه، قبرس، مصر و یونان کنسل شد و گروه با دلی پر اندوه به آمریکا برگشت.

موسیقی جاز به عنوان سمبل دموکراسی

این زیبایی اصفهان بود که دوک الینگتن را متقاعد کرد تا نام قطعه‌ای که تازه با همکارش تصنیف کرده بود را اصفهان بگذارد، شهری که هارمونی طاق‌ها، مساجد و میدان‌هایش گویی معادل عینی هارمونی‌های درخشان و ملودی افسانه‌ای این قطعه بود. این تلاش بی‌نتیجه نماند و الینگتن برای آلبومی که قطعه اصفهان در آن منتشر شده بود جایزۀ «گرمی» بهترین آلبوم موسیقی جاز سال را دریافت کرد.

منبع تصویر، MEHR

توضیح تصویر، این زیبایی اصفهان بود که دوک الینگتن را متقاعد کرد تا نام قطعه‌ای که تازه با همکارش تصنیف کرده بود را اصفهان بگذارد، شهری که هارمونی طاق‌ها، مساجد و میدان‌هایش گویی معادل عینی هارمونی‌های درخشان و ملودی افسانه‌ای این قطعه بود. این تلاش بی‌نتیجه نماند و الینگتن برای آلبومی که قطعه اصفهان در آن منتشر شده بود جایزۀ «گرمی» بهترین آلبوم موسیقی جاز سال را دریافت کرد.

تورهای موسیقی جازی که با حمایت وزارت امور خارجه آمریکا از دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ برگزار شد بر یکی از تناقض‌های اساسی جنگ سرد دلالت دارد. از یک سو در دو دهه نخست این تورها، خود کشور آمریکا شاهد تنش‌های گسترده برای احقاق حقوق شهروندان سیاه‌پوست بود که معمولاً توسط اف بی آی "جنبش‌های کمونیستی" قلمداد می‌شدند. از طرف دیگر، نمایندگان همان طبقه اجتماعی سرکوب شده که باید در خانه خود برای حقوقی برابر می‌جنگیدند در برنامه‌ای سیاسی به عنوان "سفیران فرهنگی" ایالات متحده به جنگ با گسترش کمونیزم در کشورهای تحت نفوذ یا همجوار با اتحاد جماهیر شوروی ارسال می‌شدند.

اما در عین حال این تورها توانستند هم مردم کشورهای مختلف را از نزدیک با هنرمندان موسیقی جاز و زبان جهانی این موسیقی آشنا کنند و هم موزیسین‌های جاز را با دنیاهایی ورای آمریکای شمالی و اروپای غربی. این تجربه خواسته یا ناخواسته به غنای موسیقی موزیسین‌های آمریکایی که به این سرزمین‌ها سفر کردند افزود.

دیزی گیلسپی و دیو بروبک هر دو قطعات تازه‌ای به دنبال موسیقی‌های محلی که در این کشورها شنیده بودند تصنیف کردند. و این زیبایی اصفهان بود که دوک الینگتون را متقاعد کرد تا نام قطعه‌ای که تازه با همکارش تصنیف کرده بود را اصفهان بگذارد، شهری که هارمونی طاق‌ها، مساجد و میدان‌هایش گویی معادل عینی هارمونی‌های درخشان و ملودی افسانه‌ای این قطعه بود. این تلاش بی‌نتیجه نماند و الینگتون برای آلبومی که قطعه اصفهان در آن منتشر شده بود جایزۀ «گرمی» بهترین آلبوم موسیقی جاز سال را دریافت کرد.