جنبش #من_هم ایران: از زنان سینماگر تا زنان زندانی

- نویسنده, نسیم مقرب
- شغل, فعال حقوق زنان
- منتشر شده در
مجموعه "ناظران میگویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بیبیسی فارسی میکوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاهها و افکار طیفهای گوناگون، چشمانداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطهنظرها، به معنای تایید آنها نیست.

در روزهای آغازین سال ۱۴۰۱، در اعتراض به خشونت جنسی سیستماتیک در عرصه سینما و مصونیت آزارگران از پاسخگویی بیانیهایمنتشر شد که خواست مشخص آن ایجاد یک ساز و کار حمایتی مؤثر در این رابطه بود. در مرحله اول بیش از ۳۰۰ زن مشغول به کار در بخشهای مختلف سینمای ایران و از گروههای سنی گوناگون این بیانیه را امضا کردند. روند جمعآوری امضاها تا حمایت بیش از ۸۰۰ تن از زنان فعال در عرصه سینما و تئاتر ادامه پیدا کرد. در فاصله کوتاهی پس از انتشار بیانیه، در یک رایگیری، هیئتی پنج نفره برای پیگیری مطالبات بیانیه انتخاب شدند.
در این یادداشت، دلایل اهمیت اقدام زنان سینماگر را در پیوند با مبارزه زنان ایران با خشونت جنسی در عرصههای گوناگون مورد بررسی قرار میدهم. در ادامه نیز تلاش کسانی که زمینهساز شکلگیری چنین حرکتهای ارزشمندی میشوند و نقش جامعه در مسیر مبارزه با خشونت جنسی را یادآوری میکنم.
اعتراض جمعی و علنی
یکی از نکاتی که برای ذکر اهمیت اقدام زنان سینماگر در جهت مبارزه با خشونت جنسی در عرصه سینما بسیار مورد توجه قرار گرفت، تعداد زیاد امضاکنندگان بیانیه است. امضاهای متعدد با نام و هویتهای مشخص، در واقع تصدیق و شهادت عمومی بر وجود مشکل است. قدرت جمعی این اعتراض علنی و صریح، انکار وجود خشونت جنسی گسترده و سیستماتیک در سینما را غیرممکن کرد.
همبستگی با راویان
همبستگی کلید واژه جنبشهای زنان در سراسر دنیاست و بیانیه و اقدام زنان سینماگر جلوهای است از همبستگی با قربانیان/بازماندگان آزار، تعرض و تجاوز جنسی. یکی از دلایل اهمیت این همبستگی به پیچیدگی شکستن سکوت و افشاگری درباره تجربه آزار، تعرض و تجاوز برمیگردد. این همبستگی نه تنها، تصدیقی بود بر روایتهایی که پیش از آن با نام یا بدون ذکر نام راوی بازگو شده بود، بلکه پشتوانهای شد برای افشاگریها و دادخواهیهای آینده و زمینهساز شکلگیری همکاریها و حرکتهای جدید و مهمتر از همه ارسال پیامی قدرتمند به قربانیان/بازماندگان که" تنها نیستید" و به آزارگران/متجاوزان که "ما بیشمار و متحدیم".
تأثیر بر افکار عمومی
مبارزه با خشونت جنسی بدون بالابردن آگاهی و حساسیت جامعه، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است. انتشار بیانیههای اینچنینی که مشکل را به صراحت توضیح میدهد، خواست مشخصی دارد و توسط تعداد وسیعی از افرادی امضا شده که از امتیاز دارا بودن یا دسترسی به پلتفرمهای وسیع برای رساندن صدای خود به مخاطب گستردهای برخوردارند، باعث ایجاد و تقویت بحثهای جدی در جمعهای خصوصی و همچنین فضای رسانهای و عمومی در رابطه با این شکل از خشونت علیه زنان میشود.
در نبود امکان بهرهبری از فرصت آموزشهای رسمی و محدود شدن فزاینده امکان کار سازمانهای مردمنهاد که در این زمینهها با فعالیت مستمر باعث ایجاد تغییر پایدار در سطح جامعه شوند، شکلگیری آگاهی جمعی درباره خشونت جنسی از خلال این بحثها یکی از معدود امکانات ما برای تغییر فرهنگ تجاوز و ایجاد هزینه برای آزارگران/متجاوزان است.
تمرین برنامهریزی برای ایجاد ساز و کارهای پاسخگویی
پس از انتخاب هیئت پنج نفره پیگیری مطالبات بیانیه سینماگران زن، روند فعالیت برای ایجاد "کمیته مستقل جهت پیشگیری، بررسی و پیگیری انواع خشونت جنسی و جنسیتی در فضای سینمای ایران" با مشورت حقوقدانان و فعالان حقوق زنان ادامه دارد. توقف خشونت جنسی در عرصههای گوناگون بدون نگاه ساختاری و ایجاد تغییر در روابط قدرت غیرممکن است. با وجود موانع ساختاری جدی در ایران برای رسیدن به برابری جنسیتی به ویژه آنجا که پای قوه قضاییه، قوه مجریه و سازمانهای دولتی در میان است، ایجاد ساز و کارهای پاسخگویی در نهادها و سازمانهای مختلف در حوزه هنرهای نمایشی و تجسمی، موسیقی، ورزش، آموزش، بهداشت و در شرکتها و اماکن تجاری خصوصی و غیردولتی، گرچه دشوار اما ممکن و ضروری است. هر تلاشی که در این راستا صورت گیرد، میتواند برای انجام اقدامهای مشابه تشویقکننده، الهامبخش و آموزنده باشد.
پیوند با زنان بازمانده در دیگر عرصهها
خشونت جنسی در هر محیط و موقعیتی میتواند صورت بگیرد؛ خانواده، خیابان، محل کار و تحصیل، محیط درمان، آسایشگاه، زندان و هر عرصه خصوصی و عمومی دیگر.
یکی از نامرئیترین این عرصهها، خشونت جنسی علیه زنان زندانی اعم از زندانیان سیاسی زن و زندانیان زن جرایم عمومی توسط مقامات و مسئولان زندان است. به ویژه در دو سال اخیر، کنشگران سرشناسی چون نرگس محمدی و سپیده قلیان تلاش کردهاند توجه عمومی را به مسئله خشونت جنسی علیه زندانیان زن جلب کنند. این شکل از خشونت که از سمت مجریان قانون، در فضایی که اساس آن بر پایه اعمال قدرت و کنترل ریخته شده و با اهداف گوناگونی صورت میگیرد، شباهتهای فراوان با اعمال خشونت جنسی در دیگر عرصهها و البته ویژگیهایی مختص به خود دارد.
به عنوان مثال، در مورد زندانیان زن جرایم عمومی یا زندانیان زن عرب که در رابطه با جرایم انتسابی به همسرانشان بازداشت شده و تحت فشار قرار میگیرند، به دلیل احتمال بالای انتقامجویی و تشدید مجازات در صورت افشاگری و تلاش برای پاسخگوکردن متجاوز/آزارگر، عدم آگاهی از حقوق خود، عدم دسترسی یا دسترسی بسیار محدود به منابع حمایتی، وجود انگ و قضاوت اجتماعی و همدلی پایین در مورد این گروه از زنان، از آنها به عنوان یکی از بیپناهترین و نامرئیترین گروههای بازمانده/قربانی خشونت جنسی یاد میکنیم و البته نادانستههای ما همچنان بسیار زیاد است.
با توجه به اینکه، بازگویی روایتها، افشاگری، دادخواهی و تلاش برای تغییر مناسبات قدرت و ایجاد ساز و کارهای حمایتی و پاسخگویی در عرصههای مختلف، همه بخشهای درهمتنیده جنش من هم ایران برای مبارزه با خشونت جنسی هستند، این امید وجود دارد که تقویت فعالیت یک گروه و یک صنف، امکان نور تاباندن بر شرایط گروههای در حاشیهتر چون زنان زندانی، زنان کارگر، زنان خانهدار و دیگر گروهها به خصوص در مناطق دور از مرکز را نیز تسهیل کند.
ادامه مبارزه
انتشار بیانیهها و اقدامات این چنینی در خلا و مستقل از جریانهای پیشین اتفاق نمیافتد. بخشهای مختلف جنبش زنان ایران در طول سالها برای بالابردن آگاهی عمومی درباره اشکال گوناگون خشونت جنسی و جنسیتی تلاش کردهاند. به ویژه در دو سال اخیر، با قدرت گرفتن جنبش من هم ایران، آگاهیرسانی، روایتگری و افشاگری درباره آزار، تعرض و تجاوز جنسی و تلاش برای پاسخگو کردن متجاوز/آزارگر ابعاد جدیدی به خود گرفته است. انتشار و حمایت از بیانیه زنان سینماگر را بیشک در تداوم این فعالیتها باید دید.
حکومت، نهادها، سازمانها و تشکلهای صنفی گوناگون و تک تک افراد جامعه در مسیر توقف خشونت جنسی نقش و مسئولیت دارند. تعمق درباره این نقشها، بالا بردن آگاهی و حساسیت درباره انواع، ابعاد و اهداف خشونت جنسی، تقویت نگاه قربانی/بازمانده محور، همدلی و همبستگی با راویان و آنان که سختی مبارزه با خشونت جنسی را به جان خریدهاند، بازنگری رفتارها و مسئولیتپذیری، ایجاد و تقویت ساز و کارهای حمایت از قربانی/بازمانده در سطوح مختلف، پاسخگو کردن خشونتگر و تصحیح روابط قدرت، در عین توجه به نقش ساختارهای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردسالار و زنستیز، از جمله مواردی است که برای توقف خشونت جنسی در ایران اهمیت کلیدی دارد. حال پرسش مهم این است که هر کدام از ما، به عنوان عضوی از جامعه، نقش و جایگاه خود را کجای مسیر مبارزه با آزار، تعرض و تجاوز جنسی و توقف این شکل از خشونت علیه زنان، در نظر میگیریم؟
بیشتر بخوانید:






























