زنان هرات و اداره 'امر به معروف و نهی از منکر' گازرگاه

    • نویسنده, فرحناز فروتن
    • شغل, فعال حقوق بشر
  • منتشر شده در

فرحناز فروتن، فعال حقوق بشر در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به فعالیت های اداره امر به معروف و نهی از منکری که در هرات توسط روحانی جوانی ایجاد شده به وضعیت زنان در افغانستان و بخصوص این شهر پرداخته است.

هرات امروز چهرۀ متفاوت‌تر از سالیان دور دارد. نرخ بیکاری براساس گزارش‌های نهادهای مدنی هرات موازی با گسترش تندروی درحال صعود است.

در تمام این سال‌ها گزارش‌های متعدد دربارۀ چهره‌های دینی این ولایت خبرساز شده اند، از تحریم‌های برنامه‌های فرهنگی تا تلاش برای جاری‌ساختن حدود شرعی، بیرون از چارچوب و موازین مشخص شده از سوی قوانین کشوری.

بیست و چند روز پیش ملا امامی با لشکر حامی جوان خود در منطقۀ گازرگاه هرات نظم و ساختاری را تحت نام "اداره امر به معروف و نهی از منکر" ایجاد کرد که بر مبنای آن می‌شود گفت که منطقۀ گازرگاه دیگر منطقۀ تحت کنترل حکومت نیست و قوانین خودش را خواهد داشت. اقدامی که زیر ریش حکومت اتفاق افتاد و حکومت محلی هرات را به چالش کشید؛ اتفاقی که خامی حکومت را در تطبیق قوانین نافذۀ کشور نشان می‌دهد. مولوی مجیب‌الرحمن انصاری در یکی از تلویزیون‌ها گفت، افرادی را به خاطر رعایت نکردن حدود شلاق زده است.

او با این اقدام قانون اساسی را به خاک زده و خلاف مادۀ ۲۷ قانون اساسی، محکمۀ صحرایی راه انداخت. این جسارت از سوی یک فرد که هیچ‌گونه سمت قانونی و اجرایی ندارد، نظام را به چالش کشیده است. بدتر این‌که دادستانی کل افغانستان به عنوان یک مرجع عالی قانونی در برابر این اقدام غیرقانونی مولوی مجیب هیچ واکنشی نشان نداد.

عدم واکنش از سوی دولت مرکزی باعث شد، این ملاامام هراتی چند قدم پا فراتر گذاشته و مسایل تازه‌یی را مطرح کند. در پی این، ادارۀ "امر بالمعروف و نهی از منکر" این ملا امام، دست به نصب تابلوهایی در گوشه و کنار شهر هرات به خصوص در منطقۀ گازرگاه زد.

در یکی از تابلوهای نصب شده توسط این نهاد نوشته شده است که «بی‌حجابی زن از بی غیریتی مرد است». او بسیار ماهرانه و مغرضانه از این طریق، زن را به مثابۀ یک هویت جنسی برای زاییدن و لذت بردن، یک مال و یک پیرامون جنس نر تقلیل داده است که ریشه در ادبیات زشت مردسالارانه دارد.

او بسیارآگاهانه و با زیرکی تمام با پوشش دین، مردها را دعوت به انجام خشونت آشکار علیه زنان می‌کند، او با زیرکی تمام می‌گوید، مردان باید بر شخصیت و تن زن کنترل کامل داشته باشند.

البته قبل از این، اظهارات تندتر و مشابه دیگر نیز وجود داشت، زمانی که نذیر احمد حنفی، نمایندۀ هرات در مجلس نمایندگان، برای توجیه حرف‌هایش در قسمت عدم تصویب قانون تعیین سن کودک در برنامۀ طلوع نیوز گفت: «توت در یک ولایت زود و در ولایت دیگر دیرتر پخته می‌شود. سن بلوغ دختران هم (مثل میوۀ توت ) منطقه تا منطقه فرق می کند.»

این همان نگاه غیر انسانی و تاریک نسبت به یک زن است، نگاهی که یک زن را تنها به عنوان جسم و جنسیتش به رسمیت می‌شناسد که برآورده کنندۀ امیال شهوانی و مادی گرایانۀ مرد است. این نوع نگاه جایگاه انسان و اخلاق را تقلیل می‌دهد.

انصاری که از چهره‌های با نفوذ در هرات فقیر است، دوبار ازدواج کرده و یک همسرش عرب است. او در نشست خبری‌اش به زنان روزنامه‌نگار اجازه ورود نداد.

تعریف جایگاه زنان برای مولوی انصاری مختص به خانه و آشپزخانه است. درحالی که تحصیلات عالی‌اش را در عربستان تکمیل کرده و بارها به صورت مستقیم خواهان حذف شیعیان از بدنۀ حکومت و اجتماع افغانستان شده است. خواسته‌یی که شدیدن مخالف منافع ملی کشور و ارزش‌های انسانی است. خواسته‌یی که حتی تبلیغش در یک سطح کوچک می‌تواند آتش نفاق و خون‌ریزی را در کشور شعله‌ورتر کند.

او از سه‌سال به این‌سو رادیوی تبلیغاتی‌یی را به‌نام انصار مدیریت می‌کند و مدرسه‌ای به‌نام دارالعلوم پیر هرات را می‌چرخاند. گفته می‌شود که جوانان علاوه بر هرات از ولایات همجوار نیز به این مدرسه برای تعلیم می‌آیند. اما هنوز مشخص نیست که محتوای موارد تعلیمی در این مدرسه چگونه است، اما از سخن‌رانی‌های این ملاامام مشخص است که محتوای درسی این مدرسه اساس و پایه نداشته و بیشتر پیرامون رشد افراطیت مذهبی می‌چرخد.

عکسی از او که مشابه به عکس بغدادی، بن لادن و حقانی است، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که درکنارش تفنگ روسی را نشان می‌دهد.

حالا از او باید پرسید، زمانی که تفنگ کنار دستش روسی، تسبیح دست و جای نمازش نتیجۀ کار و تولید زحمت زنان و مردان چینی، رو انداز امامتش ساخت عربستان، پارچۀ لباسش از کتان پاکستانی و معاش قانونی‌اش هم از پول حکومت، خودش هم که فردی است بدون هیچ دست‌آورد و هیچ نقشی در رفاه و آسایش مردم ندارد؛ چه تعریفی از غیرت دارد؟

سکوت حکومت افغانستان

در مدت یک‌سال پس از بالا گرفتن مذاکرات صلح امریکا و طالبان، حکومت افغانستان همواره سنگ حراست از مردم سالاری و حقوق مساوی انسان‌های این خاک کهنه از جنگ را به سینه می‌زند. شاید تنها آقای غنی باربار در مجالس خصوصی و رسمی گفته است "امارت اسلامی قابل قبول نیست" خوب با چه میکانیسیمی قابل قبول نیست؟

وقتی درهرات فردی خودسرانه تصمیم به تطبیق قانون شخصی می‌گیرد،عده‌یی را به‌نام جاری کردن حدود شلاق می‌زند و محکمۀ صحرایی می‌کند، به خود اجازه می‌دهد خلاف قانون برای زندگی خصوصی دیگران تکلیف تعین کند، امنیت روانی و فزیکی مردم را به مخاطره ‌اندازد؛ چرا حکومت هیچ پی‌گرد قانونی را روی دست نمی گیرد؟

طبیعی است که در چنین مواردی، برخورد منفعلانۀ حکومت سبب ترغیب گروه‌های در کمین شود. تنها واکنش حکومت حرف‌های معاون دوم رییس جمهور بود که بیشتر به یک انتقاد محافظه‌کارانه می‌ماند.

به یاد بیاوریم افرادی را که که از سوءاستفاده‌های جنسی کودکان پرده برداری کردند ولی برعکس از سوی حکومت بازداشت و هتک حرمت شدند، ازشان اعتراف اجباری گرفته و رسانه‌ای شد، در حالی که همه می‌دانیم این عمل حکومت بیشتر روپوش انداختن روی مشکلات است و پنهان‌کاری در این زمینه مشکلات را بزرگ‌تر می‌کند.

از حکومت افغانستان باید پرسید که دلیل و معنای این بی‌پروایی خطرناک چیست، آن‌هم در گرماگرم مذاکرات صلح با طالبان؟

نظام کنونی کشور دستاورد فرد یا گروهی نیست، بلکه حاصل خون بیش از ده‌ها هزار فرد قربانی جنگ۲۰ سالۀ کشوراست. مامورین کنونی باید این زنگ خطر را جدی گرفته و در سیاست‌های‌شان تجدید نظر کنند. آقای مولوی انصاری شاید یک نمونه از گسترش تندروی درکشور باشد، اما اگر حکومت جلو این خودسری‌ها را نگیرد، به زودی در هر ولایت اداره‌های شخصی روی کارخواهد شد.

برای من و هر شهروند این کشور واجب است تا برای هرات باستان، مبارزه کنیم. در برابر این تاریکی بیایستیم. هرقدم غفلت در این باره گذاشتن یک خشت برای احیای امارت طالبانی خواهد بود.

بیشتر بخوانید:

هرات، شش قرن پیش سرزمین گوهرشاد بیگم بود و شش قرن بعد هم با یاد و نام زنان و مردانی با افتخار و توانایش که با تنوع فرهنگی و فکری در برابر این تاریکی‌ها ایستادگی کردند و می‌کنند، در قلب تاریخ خواهد درخشید.

این شهر گهوارۀ تمدنی پربار و بلندآوازه‌یی است که تاریخ، شیرین‌کام از او یاد می کند. شهرشاهکاری‌های گوهرشاد بیگم؛ زن سیاست‌مداری که شش قرن پیش با مدیریت ارزنده‌اش آن‌جا را مهد و کانون ادب، فرهنگ، هنر و تنوع و تساهل کرد.

گوهرشاد بیگم در کنار این‌که همسر پادشاه تیموری بود، شخصیت قدرت‌مند سیاسی، اهل هنر و ادب، ثروت‌مند و شخصیت نیکوکار نیز بود، برای همین دورۀ گوهرشاد بیگم به‌نام رنسانس تیموریان شهره شد و نام‌ او برای همیشه درتاریخ با خط زرین حک شد.

هرات شهری با این روح عصیان‌گر و پویا، شهر ‌تاک‌های بی‌قرار شعرهای جامی پس از گذشت زمان طولانی چهره عوض کرد و چه تجربه‌هایی تلخی که کشید. حدود بیست‌سال پیش گروه طالبان در این شهر حاکم شدند و پویایی و شکوه این شهر را از دم تیغ جهالت گذراندند. دیری نگذشت که تاریخ دوباره ورق خورد، اما این شهر دوباره به اصل خود برنگشت، تیغ جهالت و تبعیض هم‌چنان بران است و فرهنگ مردسالارانه و استبداد هم‌چنان در این شهر حکومت می‌کند.

شهری که نادیا انجمن، نماد شعر و ادبیاتش را قربانی فرهنگ مردسالارانه‌اش کرد و آب از آب تکان نخورد. شهری که زنان بسیاری در آن بنابر خشونت‌های خانوادگی، ازدواج‌های اجباری و فقر دست به‌خودکشی می‌زند و چراغ زندگی‌شان را خاموش می‌کنند.