تقابل ایران و آمریکا به کجا میکشد؟

- نویسنده, مهدی عربشاهی
- شغل, تحلیلگر سیاسی
- منتشر شده در
سیر وقایع منطقه در روزهای اخیر به گونهای بود که تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا به اوج خود رسید و دو کشور حتی تا آستانه یک درگیری تمامعیار پیش رفتند. مهدی عربشاهی تحلیلگر سیاسی در اینباره یادداشتی برای صفحه ناظران نوشته است.

منبع تصویر، EPA
ماجرا از کشته شدن یک پیمانکار آمریکایی به دست نیروهای نزدیک به حکومت ایران و حمله این نیروها به سفارت آمریکا آغاز شد، با کشته شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس افزایش یافت و با حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه به اوج رسید. اتفاقی که برای ساعاتی شبح یک جنگ تمامعیار را بر سر دو کشور به پرواز در آورد و در نهایت با موضعگیری نرم ترامپ فروکش کرد.
حالا شاید زمان مناسبی است که به بررسی نتایج و پیامدهای احتمالی این تقابل بپردازیم.
آینده تحریمها، برجام و یک توافق احتمالی جدید
فشار کمرشکن تحریمهای آمریکا بر جمهوری اسلامی امری نیست که بر کسی پوشیده باشد. آمریکا پس از خروج از توافق برجام، با تجربهای بیشتر تحریمهای اقتصادی را برقرار کرده است و موفق شده تا بسیاری از مسیرهای فروش نفت و نقل و انتقالات مالی جمهوری اسلامی را مسدود کند. این قضیه تا آنجا پیش رفته که درآمدهای ارزی کشور به طور معناداری کاهش یافته، خزانه بیش از پیش خالی شده و حتی پرداخت پول به مربیان ورزشی خارجی در ایران تقریبا غیرممکن شده است.
هدف آمریکا از ترک برجام و تحریمهای جدید آنگونه که بارها دولتمردان آمریکا تکرار کردهاند، افزایش فشار بر جمهوری اسلامی تا جایی است که برای یک توافق همهجانبه پای میز مذاکره بنشیند و این بار علاوه بر مساله هستهای بر سر موضوعاتی چون مداخله منطقهای جمهوری اسلامی، امنیت اسرائیل و موشکهای دوربرد جمهوری اسلامی هم توافق کنند. ترامپ بارها توافق برجام را یک توافق فاجعه نامیده و هدف خود را دستیابی به توافقی بهتر از نگاه خود اعلام کرده که موارد بالا را نیز در بر گیرد.
دونالد ترامپ سخنرانی خود را با تاکید بر جلوگیری از هستهای شدن ایران آغاز کرد و در ادامه بر حفظ و افزایش تحریمها تاکید کرد. به نظر میرسید استراتژی اصلی دولت او متمرکز بر همین امر است و همچنان امیدوار است با تداوم این تحریمها و خالی شدن بیش از پیش خزانه دولت جمهوری اسلامی آنها را وادار به سازش کند.
رقابت جمهوری اسلامی و آمریکا در منطقه
گسترش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی و مداخله در عراق، سوریه، لبنان و یمن یکی از اختلافات اساسی دو کشور در این سالها بوده است. جمهوری اسلامی با سرمایهگذاری بر سپاه قدس ماموریت اصلی قاسم سلیمانی را ایجاد و تقویت نیروهای شبهنظامی وابسته به خود در منطقه تعریف کرده بود. هدایت ائتلاف نیروهای شیعه در عراق، پشتیبانی همهجانبه از بشار اسد، گسترش حمایتها از حزبالله لبنان و تقویت حوثیها در برابر عربستان سرفصل اصلی سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بود.
در این اجرای این سیاست قاسم سلیمانی نقش ویژهای داشت که به نظر نمیرسد این نقش در کوتاهمدت قابل جایگزینی باشد. رابطه بسیاری از گروههای شبهنظامی وابسته به سپاه قدس بیش از آنکه یک رابطه سازمانی و تشکیلاتی باشد، به ارتباطات و تواناییهای شخصی قاسم سلیمانی وابسته بود که نقش موثری در تاسیس برخی از این گروهها داشته و حتی در حل و فصل اختلافات داخلی آنها نقشآفرینی میکرد. حذف قاسم سلیمانی ممکن است برای مدتی از توانایی عملیاتی این گروهها بکاهد به ویژه اینکه با توجه به تحریمهای اقتصادی توانایی مالی جمهوری اسلامی در حمایت از این گروهها نیز کاهش یافته است.
از سوی دیگر در جریانات اخیر رهبران جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند به دنبال خروج نیروهای آمریکایی از منطقه هستند. اتفاقی که به نظر میرسد در بلندمدت مدنظر سیاستگذاران بلندپایه آمریکایی هم هست. ترامپ در سخنرانی اخیر خود به روشنی تاکید کرد به نفت خاورمیانه نیاز نداریم و پیش از این هم در رقابتهای انتخاباتی از این سخن گفته بود که با هزینه کردن در این منطقه مخالف است. با این حال به نظر میرسد خروج احتمالی آمریکا از خاورمیانه نیاز به بسترسازی و زمینههایی دارد که در کوتاهمدت شدنی نیست. به ویژه که برای ترامپ بسیار مهم است چنین خروجی تعبیر به شکست نشود و شکل داوطلبانه داشته باشد. به همین دلیل در کوتاهمدت چنین اتفاقی نخواهد افتاد و شاهد تداوم رقابت جمهوری اسلامی و آمریکا در این منطقه خواهیم بود.
چالش اصلی جمهوری اسلامی در عراق اعتراضات مردمی است که موجب مستعفی شدن دولت عادل عبدالمهدی شد و به نظر میرسد انتخاب مجدد یک چهره نزدیک به جمهوری اسلامی به نخستوزیری عراق به سادگی نخواهد بود چرا که نمایندگان سنی و کرد مجلس عراق با عدم حضور در رایگیری برای قطعنامه خروج نیروهای غیرعراقی نشان دادند نگرانیهای جدی برای آینده خود پس از خروج احتمالی آمریکا از عراق دارند.

منبع تصویر، Getty Images
تاثیر بر افکار عمومی و مسائل داخلی
پس از اعتراضات آبان ماه ایران و سرکوبی که منجر به کشته شدن چندصدنفر از معترضین شد، مقبولیت جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخلی به پایینترین حد در تاریخ چهل ساله خود رسید. پیوند نارضایتی اقتصادی با نارضایتی سیاسی، گسترش امیدواری و فعالیت نیروهای اپوزیسیون، همراه با همدلی نسبی نیروهای منتقد داخلی شرایط خطرناکی را برای جمهوری اسلامی رقم زده بود.
کشته شدن قاسم سلیمانی به عنوان چهرهای که در سالهای اخیر دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تلاش کرده بود از او چهرهای ملی و محبوب بسازد، فرصتی را برای حکومت فراهم کرد تا با تمام توان تلاش کند با تصویر کردن این اتفاق به عنوان یک اتفاق ملی به بسیج افکار عمومی در داخل دست بزند. در این میان اصلاحطلبان هم به طور تمامقد پشت پروژه قهرمانسازی از قاسم سلیمانی ایستادند و یاریگر این پروژه شدند.
در حالی که به نظر میرسید این اتفاق کمک کرده تا جمهوری اسلامی به طور نسبی از فاجعه کشتار آبان گذر کند، ظرف چند روز فضای افکار عمومی چرخشی دوباره نشان داد. روشن شدن اینکه فاجعه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی به دلیل شلیک پدافند سپاه پاسداران رخ داده است و پنهانکاری و دروغگویی چند روزه مقامات مسئول بار دیگر خشم مردم به ویژه طبقه متوسط را متوجه سپاه و رهبری کرد تا یک هفته پس از تشییع پرشمار قاسم سلیمانی این بار شاهد سر دادن شعارهایی علیه سپاه باشیم.
بیشتر بخوانید:
از سوی دیگر در آمریکا تردیدی نیست مهمترین مساله داخلی دونالد ترامپ برای سال ۲۰۲۰ پیروزی دوباره در انتخابات ریاستجمهوری و تداوم حضور در کاخ سفید است. ترامپ که رضایت افکار عمومی آمریکا را از نظر عملکرد اقتصادی به دست آورده است، با سردرگمی اردوگاه دموکراتها و نداشتن چهرهای شاخص در میان کاندیداهای ریاستجمهوری مسیر خود را برای پیروزی هموار میبیند.
در این شرایط تنها نگرانی برای او یک اتفاق غیرمنتظره است که ممکن بود آغاز جنگ با ایران همان اتفاق باشد. البته درباره تاثیرات احتمالی چنین جنگی بر افکار عمومی آمریکا در سال انتخابات میان کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد، با این حال به نظر میرسد خودداری ترامپ از واکنش سنگین به حملات جمهوری اسلامی در ادامه وعدههای انتخاباتی او در دوره قبل است.
حامیان جمهوریخواه ترامپ همچنان حامی او باقی میمانند و دموکراتها هم نمیتوانند ترامپ را به دلیل خودداری از آغاز جنگ با ایران سرزنش کنند. ترامپ مهمترین مهره منطقهای جمهوری اسلامی را بدون اینکه حتی یک سرباز آمریکایی کشته شود حذف کرده و با واکنش آرام خود به حملات موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه نظامی آمریکا اتهام جنگطلبی را از خود دور کرده است.































