جهنم دیگران هستند؛ اجرای فارسی 'دوزخ' سارتر در لندن

منبع تصویر،

    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد هنری
  • منتشر شده در

"جهنم دیگران هستند!"

همه چیز به همین جمله ختم می شود؛ چکیده نمایشنامه ای از ژان پل سارتر با نام No Exit (در بسته) که در فارسی غالباً با نام "دوزخ" شناخته می شود و روز شنبه اجرایی از آن با ترجمه ناصر غیاثی به کارگردانی سودابه فرخ نیا در لندن اجرا شد.

در این نمایش سارتر که به سال ۱۹۴۴ در سال های اشغال پاریس توسط آلمان نوشته شده ( و تنها چهار سال بعد با عنوان دوزخ به ترجمه مصطفی فرزانه به فارسی به چاپ رسید)، سه شخصیت نفرین شده در جهنم گرفتار آمده اند و حالا هر سه در یک اتاق دربسته هستند.

آنها در جهنم بر اساس تصورات قبلی منتظر شکنجه گر هستند اما خیلی زود می فهمند که شکنجه گری در کار نیست و در واقع آنها شکنجه گر یکدیگرند! همین تم اصلی نمایش را شکل می دهد: این که ما چطور در همین دنیای زمینی شکنجه گر یکدیگر هستیم، شاید بی آن که بدانیم.

هیچ کدام از نوشته های سارتر به قوت و ماندگاری اولین رمانش- "تهوع"- نیست، اما دوزخ نمونه ای کلیدی از نمایشنامه های سارتر است که غالب آنها با عنوان فرانسوی همین نمایش Huis Clos ( به معنی اتفاق افتادن همه چیز در یک مکان بسته) به عنوان سبک و سیاق نمایشنامه های او شناخته می شود.

این بار با متنی روبرو هستیم که بارها و بارها به روی صحنه رفته است و حداقل سه فیلم سینمایی بر اساس آن ساخته شده و همین طور دو نمایش تلویزیونی با بازیگران طراز اول در بی بی سی: نسخه ۱۹۶۴ که در آن هارولد پینتر، نمایشنامه نویس مشهور، نقش گارسین را بازی می کند و نسخه ۱۹۸۵ با حضور ژان مورو و عمر شریف.

سودابه فرخ نیا کارگردان نمایش که خود نقش اینس را هم بازی می کند، درباره دلیل انتخاب این نمایشنامه برای اجرا به بی بی سی فارسی می گوید: "برای این که راجع به قضاوت حرف می زند و این که چطور ما خودمان را از دید دیگران می بینیم و قضاوت می کنیم. من فکر می کنم این واقعاً موضوع روز است. دلیل اصلی اش این بود. دلیل دیگرش این که دوست داشتم پس از مدت ها نمایشی کار کنم که دو سه تا شخصیت داشته باشد چون نمایش های اخیری که کار کرده بودم تک نفره بودند. خیلی دلم می خواست دوباره یک گروه باشیم که با هم کار کنیم و بخت با من یار بود که آدم های بسیار خوبی با من کار کردند. لذتی داشت کار کردن با رضا بهرنگ و خانم ناهید نعیمی که فکر می کنم نقش های شان را بسیار خوب درآورده اند."

ترجمه ناصر غیاثی از این متن با نام "در بسته" منتشر شده است.

فرخ نیا درباره انتخاب این ترجمه می گوید: "ترجمه آقای غیاثی را یک نفر به من پیشنهاد کرد. من بعدها فهمیدم که آقای غیاثی این نمایش را چند دهه قبل ترجمه کرده اند و بعد وقتی ما کار می کردیم مجبور شدم با اجازه خودش آن را با متن و فرانسه مقایسه کنم و چیزی دربیاورم که نزدیک ترین باشد به متن فرانسه."

اجرای سودابه فرخ نیا از این متن سارتر به شدت وفادارانه است و شکل اجرا هم - از فضاسازی تا بازی- به شدت کلاسیک به نظر می رسد.

سه صندلی رو به تماشاگر سه شخصیت را رودرروی تماشاگر قرار می دهد؛ سه شخصیتی که در متن بسیار نمادین به نظر می رسند ( مثلاً می توان شخصیت گارسین که از جنگ گریخته را تعمیم داد به فرانسه ای که در جنگ دوم جهانی- زمان نگارش نمایشنامه- از جنگ با آلمان سرباز زد و خودش را تسلیم کرد)، ذره ذره اسرار خود را فاش می کنند و در واقع به مفهومی نمادین در برابر تماشاگر صورتک(ماسک) خود را برمی دارند و برهنه می شوند.

صورتک به عنصر مهمی در روایت بدل می شود؛ چه به مفهوم نمادین مورد علاقه سارتر ( که شخصیت هایش- ما- صورتک هایی بر صورت دارند که رفته رفته برداشته می شود) و چه به شکل واقعی که کارگردان سه صورتک را در صحنه گنجانده که زمان قطع ارتباط کامل این سه شخصیت با زمین، تک تک بر صورت می گذارند:

" استفاده از صورتک یکدفعه به ذهنم رسید. همین طور که داشتیم کار می کردیم یکدفعه فکر کردم که فکر خوبی است. وقتی که نمایش را می بینید یک چیزی باید نشان می داد که اینها از کجا کاملاً از زمین جدا می شوند. این دوزخ است اما در واقع برزخ هم هست. در نتیجه تا یک جاهایی هر کدام از این شخصیت ها هنوز با دنیای زمین و زنده بودن دست به گریبان هستند. از یک جایی اما همه چیز تمام می شود و واقعاً می شود مرگ. فکر کردم این لحظه را با صورتک نشان بدهم."