«سلاح شیمیایی، سلاح فیزیکی »

سلام.
این را همه مان می دانیم که خیلی از حیوانات، البتّه جنس نرشان، به حکم غریزه، بچّه هایِ نوزادِ خانواده را می کُشند. لابد غریزه که این حکم را صادر می کند، دلیلش را هم به آنها می فهماند. حیوان شناسها، با مشاهده و تأمّل و تحقیق در زندگیِ روزمرّۀ این جور حیوانات، از جمله شیر، به این نتیجه رسیده اند که «بچّه کشیِ» آنها دلیلهایِ مختلفی دارد که برای سلامت و بقای نوعشان خیلی مهمّ است.
اگر ما شیرهای نر تازه بالغِ خانواده می بودیم و می دیدیم شیرهای مادۀ خانواده، بچّه دار که شدند، تا آنها را از شیر نگیرند و شکار یادشان ندهند، به طور طبیعی اعتنائی به جفت ندارند، غریزه یادمان می داد که بچّه های نوزاد را بکشیم تا میل جفت خواهی دوباره در شیرهای ماده بیدار بشود، و ما هم بتوانیم عروس پیدا کنیم و داماد بشویم و خانوادۀ خودمان را راه بیندازیم!
خوب، اینها حیواناتند. آدمیزاد نیستند. اشرف مخلوقات نیستند. سازندۀ تمدّن و فرهنگ نیستند. جانشین خدا در کرۀ زمین نیستند! نشسته ای، داری اخبار تلویزیون را چشم و گوش می کنی، می بینی دادگاهِ «بیرمنگام» یک «مادر» و یک «ناپدری» را به جرم کشتنِ پسر بچّۀ چهار ساله شان، به سی سال زندان محکوم کرده است.

نه! نه! اصلاً با کاری که شیرهای نرِ بی جفت مانده می کنند، قابل مقایسه نیست! غریزۀ حیوانی؟ ابداً! کجا یک شیر می آید مدّتها یک تولۀ معصوم را گرسنگی بدهد، مدام کتک بزند و بعد از یک دورۀ دراز شکنجه، با یک ضربۀ مغزی کارش را تمام بکند؟ دندانهاش را فرو می کند به پشتِ کلّۀ توله ودر عرض چند ثانیه بیجانش می کند!
این واقعه مغزِ بشریت را آتش می زند، دل بشریت را می سوزاند، روح بشریت را سیاه می کند، خشمِ بشریت را بر می انگیزد و بشریت را از بشریت بیزار می کند. وای! مگر می شود باور کرد! و آنوقت می بینی خبر بعدی تلویزیون باز جنایتِ پلیدِ استفاده ازِ سلاح «شیمیایی» در جنگِ مردمِ سوریه با مردم سوریه است، و کشتهِ شدنِ «بیش از ۱۴۰۰ نفر، از جمله زن و کودک»، که حتّی وجدانِ همۀ سیاستمدارهای سرتاسرِ دنیا را دچار وحشت کرده است!
البتّه فقط آدمهای کج فکری مثل من ممکن است به یادشان بیاید که بیش از یکصد هزار نفر هم با سلاحِ «فیزیکی» کشته شده اند و چند صد هزار نفر هم زخمی، و بیش از شش میلیون نفر بی خانمان و آواره، که خوب، طبیعی است و از «تبعات» جنگ است و ربطی به «جنایت علیه بشریت» ندارد تا بشریت از آن احساس جنایت بکند!

آنوقت آدمِ کج فکری مثلِ من، تازه به یاد جنگ عراق از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ هم می افتد و چند ساعتی توی اینترنت دنبال آمار کشته های نظامی و غیر نظامیِ عراقی می گردد و صد جور آمار پیدا می کند، غیر از یک جور آمار دقیق تا می رسد به حرف حکیمانۀ «ژنرال تامی فرنکز» (Tommy Franks) که یک سال پیش از جنگِ رهایی بخش عراق، در جریان جنگِ رهایی بخش افغانستان، در مورد آمار کشته شده هایِ افغان گفته بود: «ما جسد شماری نمی کنیم!»
و باز آدمِ کج فکری مثل من از رو نمی رود و به یاد ژنرال نورمن شوارتزکوف (Norman Schwarzkopf) هم می افتد که با یک حملۀ زمینی گاز انبریِ صد ساعته سربازهای پابرهنۀ عراقی را که در نظر او آدم نبودند، «ماشین جنگی» صدّام حسین بودند، کشت و «نفت» کویت را «آزاد» کرد.






























