
سنگ صبور ماه آینده در جشنواره فیلم لندن به روی پرده میرود
عتیق رحیمی، فیلمساز و نویسنده افغان مقیم فرانسه که این روزها فیلم "سنگ صبور"، تازه ترین ساختهاش با بازی گلشیفته فراهانی در جشنوارههای مختلف به نمایش در می آید، در گفت و گویی با بی بی سی می گوید که معلوم نبود اگر گلشیفته فراهانی نبود این فیلم را میساخته است یا نه.
او می گوید که پس از آنکه پیشنهاد ساخت این فیلم به او شد، ابتدا برای ساخت آن تردید داشت و پس از آنکه ساخت آن را آغاز کرد، بزرگترین مشکل او پیدا کردن بازیگر نقش اصلی بوده تا اینکه ژان کلود کاریر، یکی از فیلمنامه نویسان این فیلم، گلشیفته فراهانی را به رحیمی معرفی کرد.
عتیق رحیمی در پاسخ به این سئوال که چرا فراهانی را برای بازی در این نقش انتخاب کرد در این گفت و گو می گوید: "از خودم همیشه می پرسم که اگر گلشیفته نبود آیا این فیلم را می ساختم یا نه؟"
او درباره این انتخاب می گوید: "هنر، استعداد، شهامت و چهره زیبایش همه باعث شد که رابطه خوبی بین ما ایجاد شود و چیزهایی که من می خواستم، او درک می کرد و توانست با بازی و چهره اش آن را اجرا کند."
ویدئو: گفتوگو با عتیق رحیمی درباره سنگ صبور
گلشیفته فراهانی نیز در گفت و گویی جداگانه ای با بی بی سی فارسی درباره نقشی که در این فیلم بازی کرده گفت که این نقش آنقدر جذاب است که هر بازیگر زنی دوست دارد آن را بازی کند.
این فیلم بر اساس رمان سنگ صبور نوشته خود رحیمی ساخته شده است که به گفته او الهام گرفته از مرگ یک شاعر افغان بوده است.
رحیمی می گوید:
در سال ۲۰۰۵ برای یک برنامه ادبی قرار بود که به هرات سفر کنم اما یک هفته قبل از سفر به من زنگ زده شد و گفتند که برنامه برپا نمی شود چون نادیا انجمن شاعر افغان به دست شوهرش شهید شده.
پرسیدم چرا، گفتند که یک قضیه خانوادگی بوده. چند هفته بعد به هرات رفتم تا با خانواده اش صحبت کنم، چون یک شاعر پر جرات و خوب بود. در هرات فهمیدم که شوهرش در زندان خودکشی کرده و در کما است. فکر می کنم به رگ خودش بنزین تزریق کرده بود. این موقعیت که زن کشته شده و مرد در کما است من را به فکر ساخت این فیلم انداخت.
او می گوید که در جریان یک جشنواره در کره جنوبی و در پی بیخوابی هایی که داشته، کلیت داستان را در یک هفته نوشت.
رحیمی اضافه می کند که پیش از نوشتن داستان فکر کرده که اگر یک زن بود می رفت بالای سر مرد می نشست و تمام گفتنی ها و ناگفتی ها را می گفت. او این گفت و گوی خیالی را به نوعی به داستان سنگ صبور تبدیل کرد.
به دنبال آسمان آبی
"یا صبور یا صبور..عینا تو خود خدایی، وجود داری و حرکت نمی کنی، می شنوی حرفی نمی زنی، می بینی و دیده نمی شوی. عینا خدا، تو صبوری و نامتحرک و من رسول توام، پیامبرت، من صدای توام، نگاهت، دستانت.من بازتاب توام، یا صبور! یا صبور! یا صبور"
برگرفته از رمان سنگ صبور
عتیق رحیمی یکی از مهمترین چالش های ساخت این فیلم را تبدیل داستان به زبانی سینمایی می داند و دیگر چالشی که داشته بازسازی فضای محل رخ دادن داستان بوده است.
او می گوید که ساخت دکور و بازسازی یک خانه افغانی چندان برایش دشوار نبوده، اما برایش مهم بوده که آسمان فیلم مانند آسمان کابل آبی رنگ باشد. به همین دلیل مراکش به عنوان لوکیشن فیلم انتخاب شد.
اما رحیمی می گوید که مشکلی که در مراکش داشته، این بود که چیزی شبیه کوه های کابل را نتوانسته در آنجا پیدا کند. اما نهایتا در شهر کازابلانکا دکوری را پیدا می کنند که یادآور سال های دور در افغانستان بود.
سنگ صبور سرگذشت ۹۹ روز از زندگی زنی است که بر بالین شوهر بیمارش می نشیند و طبق تجویز یک روحانی باید ۹۹ نام خداوند را هر روز یک نام، بر بدن شوهر بخواند و بدمد.
شوهر معلوم نیست چرا و در کجا به این حال افتاده است اما کم کم آشکار می شود که مردی مجاهد بوده است و برای نام خدا به جنگ رفته است و حال به این وضع به خانه برگشته است.
این فیلم که اخیرا در جشنواره فیلم تورنتو حضور داشت، قرار است در جشنواره فیلم لندن که در ماه اکتبر برگزار می شود نیز به نمایش در آید.





















