هفته هنر و فرهنگ؛ امید نومیدان، هنر زنده است، گسست محسوس

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در

هفته‌ای که به برف سفیدبخت شد، به هوای آلوده خاکستری و بدبو، معجون از خوب و بد بود. یک هفته مانده به شادی و غم در کاخ سفید، پرنده‌های آهنین به خلیج فارس رفتند. همزمان با درگذشت اصغر عبداللهی نویسنده مردمی و سینماگر، سنگ مزار محمدرضا شجریان رسید و گور را از کنج تنهایی نجات داد.

داریم به زادروز کرونا می‌رسیم، انگار همزمان با پخش خبر آماده شدن واکسن‌ها، امیدی که باید آینه‌های خانه را برق می‌انداخت، در هنرها جلوه تازه می‌گیرد. بگذارید تا تئاترها باز شود. بگذارید نقاشی‌ها از زیرتخت‌ها بیرون بیاید و مجسمه‌هایی که در شب‌های دیجور آفریده شده‌اند، یکدیگر را پیدا کنند. بیهوده نیست در آغاز زمستان فریاد در انداخته‌اند که هنر زنده است.

هنر زنده است

هفته گذشته با فراخوان جشنواره "هنر زنده است" معلوم شد اعتراض اهل نمایش به جا بود که گفتند زیر فشار دنیای کرونایی و پروتکل‌هایش، باید بر خود تکیه کنیم. چون سالن‌های نمایش خالی مانده‌اند و در خطر تغییر کاربری، بازیگران و کارگزاران تئاتر بیکار مانده‌اند. در این اقتصاد جهنمی. صنعت فیلمسازی و در عین حال سینماداری هم در معرض خطر از هم پاشیدن است، تنها موسیقی شاید بتوان گفت راه فراری دارد و آن کلاس‌های آنلاین است که ده‌ها هزار نفر را از اطراف کشور پای تدریس آنلاین نشانده که خریداران بسیار دارد، به ویژه زنان جوان.

جشنواره "هنر زنده است"، برای فراخوان برپایی اولین دوره جشنواره آنلاین در چهار بخش فیلم، تئاتر، موسیقی و دیجیتال آرت برپا می‌شود. کمال تبریزی، بهروز غریب پور، فردین خلعتبری و محمود کلاری دبیری هر بخش را به عهده دارند.

جشنواره "هنر زنده است" مولود شرایطی است که ویروس همه گیر کُوید ۱۹ بر جامعه جهانی تحمیل کرده است. با وجود مصائبی که این همه‌گیری به بار آورد، انگیزه‌هایی فراهم آمد برای کاستن از بار حمایتی دولت و چشم دوختن به مردم. حداقل اقدام هنرمندان کاردان به استفاده از این موقعیت در آن است که دستگاه دولت را از سانسور و کنترل مرحله به مرحله، در نتیجه اختناق محروم می‌کند. به گفته زنده یاد داوود رشیدی هرآن که نان دهد زور دهد.

به نوشته خبرآنلاین پیام این جشنواره چند وجهی است، "جهان زنده است، هنر زنده است، هنرمندان زنده‌اند و مخاطبان زنده‌اند."

دبیران بخش‌های مختلف این جشنواره، در نشست رسانه‌ای جزییات جشنواره آنلاین "هنر زنده است" را اعلام خواهند کرد. متن کامل فراخوان در آدرس فرم ثبت‌نام این جشنواره موجود است.

علاقه‌مندان جهت شرکت در بخش‌های مختلف جشنواره "هنر زنده است" از امروز شنبه بیست و نهم آذر ماه تا یکم بهمن ماه ۹۹ می‌توانند آثار خود در بخش فیلم بلند را به نشانی دبیرخانه ارسال و سایر آثار خود در بخش‌های مختلف را در فرم ثبت نام جشنواره بارگذاری کنند.

در چنین وضعیتی تئاتری‌ها نومید از کمک دولتمردان، به ستون آنلاین تکیه داده‌اند، اجراهای محدود و هم کلاس‌های آنلاین که همگان در آن مشغول شدند. در این گونه فعالیت‌های اجتماعی، همه جای جهان، حضور کسانی که معتمد و آشنای با حرفه باشند ضروری است، در این جشنواره هم رضا میرکریمی، پیمان معادی، نیکی کریمی و شهرام مکری انتخاب کنندگانند، که همه دارای سابقه کارگردانی و مدیریت در این حرفه دارند.

هیئت مؤسس این جشنواره متشکل از بهروزغریب‌پور، محمد مهدی عسگرپور و مازیار رضاخانی است.

بنابرانتخاب هیئت مؤسس، اعضای شورای سیاست‌گذاری این جشنواره را کمال تبریزی، محمد مهدی عسگر پور، رضا کیانیان، سیف‌الله صمدیان، فردین خلعتبری، کیانوش غریب‌پور، سید جمال هادیان، مازیار رضاخانی و بهروز غریب‌‌پور تشکیل می‌دهند.

در خبرها نشانی از زنان هنرمند در ترکیب هیات موسس و شورای سیاست‌گذاری نبود اما در عکس از دیدار نخستین منتخبین دو خانم دیده می‌شوند که از پشت ماسک شناسایی‌شان ممکن نیست.

از میان کتامج (کتاب - مجله) هایی که هر روز بیشتر و پربارتر منتشر می‌شوند و حتی دارند کتاب فروشی‌ها را هم گرمایی می‌بخشند، "وزن دنیا" به جسارت و نوآوری انگشت نماست. چند ماه قبل با هیات نظارتی دانا از خوانندگان خود خواست تا از میان ترانه‌سرایان قرن (صدسالی که از عمر ترانه، تصنیف و سرود می‌گذرد) یکی را انتخاب کنند. فهرستی که از شیدا و عارف و رهی در آن بودند تا ایرج جنتی و اردلان سرفراز و زویا، از امروزیان. اینک شمرده شده و رای خوانندگان مجله بیشتر به شهیار قنبری تعلق دارد.

شهیار قنبری در گفتگویی با مجله پس از رسیدن به این مقام گفته است: من خاطره‌ بازم؛ و مدام در تخیلم زندگی می‌کنم. درباره‌ی جهانی که ساختم می‌نویسم نه درباره‌ی جهانی که هست. جهانی هم که ساخته‌ام طبیعتاً مجموعه‌ای است از همه جهان‌ها و چیزهایی که دیده‌ام و زندگی کرده‌ام. یعنی همه‌ی اینها را در یک قالب تازه‌تری ریخته‌ام که همان ترانه من یا شعری که نوشتم است. اینکه چطوری به این سامان داده‌ام را نمی‌توانم درباره‌اش حرف بزنم. این مثل کار در لابراتوار است که باید خودت حضور داشته باشی و همه این‌ها را با هم قاتی کنی.

شهیار که از نوجوانی به هنر ممزوج بود اضافه می‌کند: فکر می‌کنم علاقه‌ام به روایت، نخست از قصه‌نویسی‌ام می‌آید و بعد هم از عشقم به سینما. باری، هر چه بود روایت و قصه‌گویی به ترانه‌هایم راه یافت. این کار در دنیای ترانه سخت جلو می‌رود، چون ترانه کوتاه است برای نقل یک قصه. مدام به سمت شکل‌های دیگری از روایتگری حرکت می کنم، مثل "دو مسافر" یا "سفرنامه" یا "نون و پنیر و سبزی" که هرکدام لحن و زبان خود را دارند و روایت‌هایی که شبیه به هم نیستند.

تفاوت استاد و جوان در هنر

مجله یا بهتر بگویم کتامج نهیب فصلنامه فرهنگی و هنری که شماره سوم آن منتشر شد، مطالب مفید بسیار دارد با فرم زیبا و گرافیک دوست داشتنی. اما گاه در میان نشریات نسل جدید، که خوشبختانه با جوانان اداره می‌شود و برای جوانان و محصول کار آنان، گاهی به چنان نگرشی اعتراف می‌کنند که نسل پیشین انگشت در دهان می‌ماند.

یکی از چهره‌هایی که در این شماره مجله معرفی شده دیاکو حسن نژاد نقاش جوان است که عکس و تفصیلات و نوع کار وی بلافاصله بعد از مصاحبه‌ای دلنشین با استاد غلامحسین نامی آمده است که یکی از شناخته شده‌ترین هنرمندان نقاش پنجاه سال اخیر است. نامی در آن جا از سرآغاز کار هنری و خود هنر می‌گوید و تاثیر آن.

در بخشی از این مصاحبه غلامحسین نامی توضیح می‌دهد که هنرهای بصری از طریق شکل در ذهن مخاطب معنا پیدا می‌کنند. به عنوان مثال حتی در دنیای انتزاعی اگر در یک صفحه آ ۴ یک خط عمودی رسم کنید، این خط دارای معناست. چندین معنا در آن وجود دارد. ایستایی، مقاومت، قهرمانی و خیلی عناوین دیگر. اما اگر آن صفحه تبدیل شود به یک خط مایل (افقی) معناهای اولیه تغییر می‌کند و معنای دیگر می‌آید مثلا: اضمحلال، در حال افتادن، در حال نابودی، بی‌ثباتی و…

در صفحه بعدی این مصاحبه، در کنار عکس حسن نژاد متولد ۱۳۷۱ در بانه کردستان، و دانش آموخته رشته گرافیک آمده "بعد از به پایان نرساندن و ترک همیشگی رشته دانشگاهی، از سال‌های ۸۹ و ۹۰ به بعد مشغول تجربه و وقف کردن خود در زمینه نقاشی بودم... در این سال‌ها جدا از نقاشی کردن، هیچ فعالیت جدی چندانی نداشته‌ام."

نقاش ما در ادامه در مجله نهیب نوشته: آن چه که شاید همواره میل به بی‌وقفه کار کردن می‌آفریند و آدمی را سوق می‌دهد به سوی این راه پرمخاطره و هولناک، دست کم به زعم و برای من، همواره یک اصل ساده است: رویایی با محکومیت در دو حالت.

بنا به این نوشته: برآشفتن بر آن چه که یک زندگی بی‌تاوان را از بدو تولد محکوم به بطالت و کسالت و انواع و اشکال تیره روزی می‌کند و دستان ناواضح زور که با هزار ترفند و فریب، تنبیه و تهدید وعده و ترفیع، آدمی را به تن دادگی (میانه حالی و ابتذال) یا واماندگی (پوچی و انفعال) می‌کشاند. من هم همواره به شیوه‌های گوناگون خود را با آن رویارو یافته‌ام. از جمله (باز آفرینی صریح و بی‌چون و چرای آن به بازی گرفتن و شوخی، دهن کجی و حمله، و گاهی هم - اگر بخواهم کاملا صادق باشم - جبران یک زیستن محکوم و حتی فراموش کردنش و دیگر بار، به جا نیاوردن‌اش و اینک لمس و در آغوش گرفتن آن چه که زندگی و زیبایی است).

به توصیف نقاش ۲۷ ساله: جان بخشیدن یک امکان تازه زندگی (یک اثرهنری) از شر بی‌چون و چراترین و قاطع‌ترین اصل هستی ( مرگ). در نهایت، مرگ و نیستی و پایان یافتن همه آن چه که روزی زندگی بوده است.

اگر منظور سردبیر مجله نهیب از نشاندن این دو موضوع (مصاحبه ای با استاد غلامحسین نامی، و اشاره‌ای به نقاش از دانشگاه گریخته) نشان دادن تفاوت نگاه‌های دو نسل به زندگی و هنرست، باید گفت کاملا موفق بوده است.

دوسالانه‌ای فقیر

سالن بیرونی و راهروهای بی‌کلام مانده تالار وحدت سرانجام به کاری آمد. دوسالانه مجسمه‌سازی که قرار بود اسفند پارسال برگزار شود، به دلیل خبرهایی که از کرونای مسری می‌رسید متوقف ماند، سرانجام این دست و آن دست شد و به نوشته گزارشگران "در ترکیبی فقیرانه در راهروها و سالن انتظار تالار وحدت شکل گرفت و هر روز چند نفری به تماشایش رفتند و چندین نفری هم آنلاین تماشا کردند."

بنا به گزارش‌ها "راهرو و پرده‌هایش و باز بودن فضا که بیشتر تصور یک انبار را می‌داد، با توجه به تعداد اندک مجسمه‌ها و چیدمان‌ها، چنین نشان می‌داد که دوسالانه هشتم مجسمه‌سازی، به نحوی کاراندازی شده تا تقویم شود و به عنوان گزارش عملکرد دستگاه دولتی به حساب آید."

این دوسالانه از ۲۷ شهریور ۹۸ فراخوان داد و آخر مهر را آخرین نوبت گفت، اسامی راه یافتگان قرار بود ۲۰ آبان اعلام شود، اما خبر رسید که به دلیل "تمدید ثبت نام" و "مشارکت بی‌نظیر هنرمندان" کار یک هفته به تاخیر افتاد و ۱۵ بهمن در محلی که قرار بود چیدمان شروع شد. آن داستان غم‌انگیز هشتمین دوسالانه مجسمه‌سازی، چندین بار کلام به کلام محلش تغییر کرد، دبیرش تغییر کرد و مسوولیت‌ها جا به جا شد تا سرانجام "پهنه رودکی" در نظر گرفته شد و گفته شد ۱۵۸۰ اثر رسیده که ۶۰ تای آن انتخاب شد.

تا بالاخره خبر رسید "هشتمین دوسالانه برای نخستین بار با هدف ارائه‌ی پروژه‌های بینارشته‌ای، کیوریتوریال و آرشیوی در حوزه‌های مرتبط با مجسمه‌سازی" در تالار وحدت برگزار می‌شود و شد. هفته گذشته با حضور معاون وزیر در حالی که رعایت پروتکل‌های بهداشتی مانع از راه دادن به علاقه‌مندان شده بود با عده‌ای کم، ۹۰ اثر به نمایش درآمد.

در اطلاعیه رسمی برگزارکنندگان آمده بود: همایش و مجموعه نشست‌های این دوره از دوسالانه‌ی مجسمه‌سازی تهران به‌سبب محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا و عدم امکان برگزاری حضوری، در قالب ضبط سخنرانی پژوهشگران و بدون حضور مخاطبان برنامه‌ریزی شده است که در طول برگزاری دوسالانه در فضای مجازی و پس از آن در کتاب پژوهشی دوسالانه منتشر شد.

یادگار یک نقاش

گالری اینفو هفته پیش خبر از درگذشت هدی زرباف مجسمه‌ساز و عضو انجمن نقاشان ایران داد که تنها ۳۹ سال داشت. فرهنگ صمدزادگان نقاش در رثای خانم زرباف نوشت: لعنت به این سال نحس! مجسمه‌های او از تصاویر، صداها و اشیای بازیافته ساخته می‌شد که ردی از تماس انسان در آن‌ها باقی مانده بود: جوراب‌های استفاده شده، ویدئوهای یوتیوب، تی‌شرت‌های پوشیده شده، موی انسان و عروسک‌های رها شده. هنرمند از این اشیا استفاده می‌کرد تا خاطره صاحبان پیشین این اشیا را زنده نگه دارد."

آخرین نمایشگاه وی، چندی قبل در گالری طراحان آزاد با عنوان گسست محسوس بود.