چگونه موسیقی متن فیلمی ماندگار میشود؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, آروا حیدر
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
ضرباهنگ توبرتو و مواج موسیقی متن فیلم خوب، بد و زشت (۱۹۶۶)؛ فضای ساده و بیپیرایه موسیقی روزهای بهشت (۱۹۷۸)؛ تنش سرد موسیقی فیلم موجود (۱۹۸۲)؛ زیبایی مرثیهآسای موسیقی متن روزیروزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)؛ احساسات عمیق در موسیقی فیلم سینما پارادیزو (۱۹۸۸) ... بخشی از کارنامه پربار انیو موریکونه، استاد ایتالیایی به شمار میآید. این آثار نه تنها به صحنههای سینمایی بر پرده حسوحال میبخشد که فراتر از آن بخشی از زندگی مخاطبان را تسخیر میکند. خبر درگذشت موریکونه، در سن۹۱سالگی، که مجموعه آثارش به بیش از پانصد اثر میرسد، و ارتباطی گسترده با مخاطبان داشت، تاثرات بسیار برانگیخت. او در کتاب انیو موریکونه از زبان خودش (۲۰۱۹) میگوید: "بیشتر وقتها، موسیقی در فیلم با ناخودآگاه مخاطب سروکار دارد... به عبارت دیگر، موسیقی میتواند آنچه را قابل رویت نیست به تصویر کشد و یا حتی فراتر از آن داستانی را بازگوید که تصاویر فاش نمیکنند." چه عواملی سبب میشود که موسیقی متن فیلم واقعا اثری شاهکار از کار درآید؟ این سئوال البته پرسشی ابدی به نظر میرسد، و افسوس که موریکونه ما را در مواجهه با انبوه پاسخهای احتمالی و ناکافی ترک گرفته است.
نیل برند، آهنگساز، نمایشنامهنویس و برنامهساز بریتانیایی، در بسیاری از آثارش از جمله مجموعه تلویزیونی تحسین شده بیبیسی به نام آوای سینما: موسیقیهایی که به خلق فیلمها یاری رساندند، به تکنیک و قدرت موسیقی متن فیلم پرداخته است. این موضوع از اشتیاق او به موسیقی فیلم در دوران کودکی سرچشمه گرفته است. او به یاد میآورد: " به سینما میرفتم و فیلمهای باشکوه تکنیکالر را تماشا میکردم و به آن موسیقیهای خارقالعاده که سرشار از احساسات بود گوش میکردم... وقتی به خانه برمیگشتم، اگر موسیقی هنوز در ذهنم نواخته می شد، پشت پیانو مینشستم، اما از این که نمیتوانستم آکوردها را به درستی پیدا کنم ناامید میشدم." البته موسیقی متن شاهکار، حتی وقتی ملودیهای مشابه با آن نواخته میشود، باز هم جاذبه خود را آشکار میکند.

منبع تصویر، Getty Images
او میگوید: "فکر می کنم همه افراد در اعماق وجودشان درک عمیقی از موسیقی دارند و این ویژگی از مدتها پیش از دوران باستان در دیانای آدمها جای گرفته است. موسیقی فیلم بر لایهای ژرفتر از زبان و تفکر عقلانی تاثیر میگذرد. گرچه میتوانیم از قدرت اثرگذاریاش حرف بزنیم، اما صحبتکردن درباره آن از تاثیرش کم نمیکند."
کوششی جهانی منجر به خلق موسیقی متنهای شاهکار شده است. موریکونه در بازتعریف موسیقی ژانر وسترن شناخته شده است-اگرچه موسیقی او آشکارا از این حد بسیار فراتر میرود. جان ویلیامز، آهنگساز آمریکایی، به ماجراهای دنیاهای دیگر در آثاری چون جنگ ستارگان، افسانه سوپرمن و ایتی میپردازد. وقتی برند خاطره تماشای برخورد نزدیک از نوع سوم (۱۹۷۷) را در سینمایی شلوغ بازمیگوید، من بلافاصله پنج نتی را که ویلیامز با سینتیسایزر برای صدای یوفو طراحی کرده بود به یاد آوردم. برند تعریف کرد: "تکتکمان هنگام خروج از سینما به آسمان نگاه میکردیم. ناگهان، خود را در جهانی مییافتیم که ظهور بیگانگان فضایی در آن امکانپذیر به نظر میرسید. من دوست داشتم دنیای واقعی مانند جهان درون فیلم باشد... و موسیقی پدیدهای است که امکان چنین خیالی را فراهم میکند."

منبع تصویر، Getty Images
عادات امروزی تماشای فیلم ( در خانه ، بارگیری از طریق تلفن همراه) نمیتوانند به طول کامل کیفیت همهجانبه و جمعی تجربه سینمای کلاسیک را بازنوازی کنند و تقلیدی ناقص از آن به شمار میآیند. موسیقی فیلم امروز هم گاه تقلیدی نارسا از موسیقی کلاسیک فیلم به نظر میرسد. مارک، باخنده یادآور میشود: " زمانی به نظر میرسید هر فیلم ابرقهرمانی با یک حرکت پن دوربین در شهری دلگیر و تاریک و نیز با نواختهشدن نتی بم که انگار تا همیشه ادامه خواهد داشت آغاز میشود." او میافزاید با این حال، در نسلهای مختلف آهنگسازان همیشه چهرههایی خلاق بودهاند. برند معتقد است: "شخصیت مستقل موریکونه سبب مداومت او شد. هیچ یک از همدورههای موریکونه، از نسل طلایی آهنگسازان، این بخت و شهامت را نداشتند که از صدای سوت و دست موسیقی خلق کنند؛ کاری که هنرمند ایتالیایی در فیلم خوب، بد و زشت انجام داد. این دیوانگی که موریکونه داشت بخشی از مجموعه خصوصیاتی به شمار میآید که موسیقی متنی ماندگار را میسازد. اگر به سینما بروید و اثری واقعاً غافلگیرکننده بشنوید، مانند این است که در هوای تازه تنفس میکنید."
او ادامه میدهد: "من فکر میکنم موریکونه در جایگاه آهنگسازی محبوب که هم هنرمند بود و هم به سلیقه عموم توجه میکرد، نمونه جالبی است. نخستین آثار او در اوایل دهه ۱۹۶۰ در سبک پاپ خلق شدند و بسیار ملودیک بودند، گرچه در آنها هم به طرز غریبی نواهایی درخشان میتوان یافت. ایل گروپو، گروهی متشکل از موسیقیدانان ایتالیایی آوانگاردی که او با آنها معاشرت داشت و آهنگهای بداهه جاز میساختند و مینواختند از رویکرد هنری موریکونه خبر میدهد."

منبع تصویر، Getty Images
آثار موریکونه به خوبی نشان میدهند که چگونه موسیقی متن فیلم میتواند شاهکاری پیچیده و در عین حال غیرقابل پیشبینی وبازیگوشانه باشد. مایههای متنوع موسیقیایی او ملودیهای تکرارناپذیر بیشماری دارند، خواه موسیقی اندوهبار و پرتنش در روزی روزگاری در غرب (۱۹۶۸) باشد یا آهنگی هوسبازانه در عیش خوش است (برای فیلمی کمدی به کارگردانی کارلو وردون، ۱۹۸۰)، یا قطعه عاشقانه کی مای (۱۹۷۱)- که بعدها به آهنگی محبوب بدل شد. او هرگز شناخت و نیز ظرافت طبعش را در عرصه موسیقی پاپ از دست نداد و در طول دوران حرفهای خود با هنرمندانی برجسته از مینا و زوکرو گرفته تا پت شاپ بویز همکاری کرد.
بیشتر بخوانید:
موسیقیهای فیلم موریکونه افزون بر جذابیت ویژه، از طنین ژرفی برخوردارند. او در مصاحبهای در سال ۲۰۰۸ با شبکه ۴ رادیو بی بی سی، به کریستوفر فریلینگ گفت: "آنچه که من در جایگاه آهنگساز سینما به دنبال آن هستم، بیان داستان پنهان فیلم است؛ داستانی که نمی توان از طریق تصاویر یا گفتوگوها بیان کرد. برند توضیح میدهد: "فیلم هایی مانند روزی روزگاری در غرب و روزی روزگاری در آمریکا ممکن است در شخصیتپردازی و طرح داستانی رویکردی غیرعاطفی داشته باشند، اما موسیقی موریکونه به آنها ژرفای عاطفی باورنکردنی میبخشد. در فیلم به خاطر یک مشت دلار (۱۹۶۴) کلینت ایستوود تنها ۲۵ خط گفتوگو دارد، اما هنگامی که او اسلحه به دست میگیرد، موسیقی موریکونه او را در پانتئون قهرمانان بزرگ ابدی جای میدهد. موسیقی موجب میشود که برای این شخصیت اهمیت قائل شوید. موسیقی متن نشان میدهد که در گذشته او اتفاقی افتاده؛ این شخصیت بسیار زخمخورده است. او باید با تلاشی انفرادی عدالت را در سرزمینهایی بیقانون برقرار کند؛ در حالی که در طرح داستانی، او این کار را به خاطر پول انجام می دهد."

منبع تصویر، Getty Images
خلق برخی از بهترین موسیقیهای فیلم حاصل ارتباط و مشارکت میان آهنگساز و فیلمساز به شمار میآید. از تعاملهای خلاقانه کلاسیک در این عرصه میتوان به این نمونههای برجسته اشاره کرد: همکاری برنارد هرمن و آلفرد هیچکاک (از فیلمهای روانی، سرگیجه و شمال از شمال غربی گرفته تا افکتهای الکترونیکی مسحورکننده در پرندگان)؛ همکاری نینا روتا با فدریکو فلینی و لوکینو ویسکونتی (روتا همچنین موسیقی متن افسانهای پدرخوانده اثر فرانسیس فورد کاپولا را نوشت)؛ و همکاری شمایل موسیقی فیلمهای هندی آر دی برمن با نصیر حسین(کارگردان / تهیه کننده / نویسنده). مشارکت دو هنرمندی فرانسوی نیز اخیرا آنها اثری در خور خلق کرده است؛ پارا وان، آهنگساز الکترونیک و سلین سیاما، کارگردان زن، در ساخت موسیقی متن فلیم برجسته پرتره بانویی در آتش (۲۰۱۹) همکاری کردهاند.

منبع تصویر، Getty Images
موریکونه به همکاری نزدیک با کارگردانانی مشهور همچون سرجیو لئونه (که اغلب صحنهها را بر اساس موسیقی فیلم موریکونه بسط میداد) و جوزپه تورناتوره شهرت داشت. هکاریاش با کوئنتین تارانتینو (در فیلم هشت نفرت نفرتانگیز که موسیقیاش در سال ۲۰۱۵ برنده اسکار شد) چندان آسان نبود، اما تارانتینو بدون شک هوادار موریکونه است (با استناد به این که او را آهنگساز همیشه محبوب خود میداند). البته موریکونه همچنان سبک متمایز خود را با رویکردهای گوناگونش پیگرفت. در سال ۲۰۱۶ درباره موسیقی فیلم هشت نفرتانگیز به روزنامه ایندیپندنت گفت: "میخواستم یک بار دیگر بر این واقعیت تاکید کنم که این اثر در نظر من یک فیلم وسترن نیست."
پائولین ری در کتاب خود موسیقی در فیلم: حاشیه صوتی و همافزایی (۲۰۰۴) به بررسی چگونگی تاریخ استفاده از موسیقی برای فیلم پرداخته است. نخستین آهنگساز فیلم کامی سن-سانس موسیقیدان فرانسوی بود که برای فیلم فرانسوی سوءقصد به جان دوک گیز ( ۱۹۰۸) برگه نت مستقل نوشت. امروزه مجموعهای کمنظیر و بسیار غنی از موسیقی فیلم در دسترس است. از آرشیوها و کتابخانههای دیجیتال گرفته تا تجدید چاپهای موسیقی فیلمهای کلاسیک، گنجینهای از موسیقی فیلمهای درام، ترسناک، رمانتیک، انیمیشن و انیمه و بسی بیشتر از آن فراهم آمده است. همانگونه که برند اشاره میکند طرفداران موسیقی فیلم از نسلهای گوناگون هستند و از شم بسیار خوبی برخوردارند. او میگوید که فیلم های خانوادگی معاصر معمولا هیجانانگیزترین و جسورانهترین موسیقیهای متن را دارند: "اگر واقعاً میخواهید درک درستی از کاری که هانس زیمر انجام میدهد داشته باشید، به انیمیشنهای پاندای کونگفوکار یا رنگو مراجعه کنید. موسیقی متنهای باشکوه جان پاول برای انیمیشنهای چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم و آثار رندی نیومن برای موسیقی متن کارتونهای داستان اسباببازی آثاری برجسته به شمار میآیند. این ژانر سرشار از شادی و لذت است و در انتقال این احساس چنان گشادهدست است که علاقه شدید مرا دوباره برانگیخته است."
موسیقی فیلم شاهکار میتواند شمایلهای جدید بسازد؛ هیلدور گودنادوتیر، موسیقیدان و نوازنده ایسلندی، که موسیقی فیلم جوکر (۲۰۱۹) را ساخت، به طرز غافلگیرکنندهای برنده جایزه اسکار شد. همچنین موسیقی متن ممکن است ژانری را دگرگون سازد؛ سمفونیهای اندوهبار و قدرتمند نیکلاس بریتل برای مهتاب (۲۰۱۶) روح دیگری در کالبد این دست آثار دمید. البته به هر حال همه این آثار همچنان با هسته عاطفی وجود ما در ارتباط برقرار میکنند. در دوران کودکی، فرد برای نخستین بار موسیقی را از طریق فیلم و انیمیشن کشف میکند. برند تاکید میکند که باید این قابلیت در مدارس پرورش یابد. این قابلیت موسیقیایی در افراد ماندگار میشود. هنگامی که کودک بودم، پدرم به ژانر وسترن بسیار علاقهمند بود. بعدها در بزرگسالی او را به یکی از کنسرتهای موریکونه در آلبرتهال لندن بردم. ابتدا با مایههای راک آغاز کرد. نغمههای او ما را به سفری عاطفی برد و زیروبم نتهایش احاطهمان کرد. بعد موسیقیاش صحنههای دوئل را به خاطر آورد و در انتها قطعه فیلم ماموریت مذهبی که طنینی همچون عشای ربانی داشت نواخته شد که احساس تجلی و سبکباری را منتقل میکرد. نمیدانم آیا استاد آگاهانه آن را برای اشاره به آخرین صحنه درام زندگیاش انتخاب کرده بود یا نه اما میدانم که او بزرگترین و غیرمتعارفترین آهنگساز فیلم بود و مخاطبانش را همواره مسحور و غافلگیر میکرد.































