فرهنگ در دولت رئیسی؛ بهشت در جوار «استالین» و «طالبان»
مسعود آذر
بیبیسی

منبع تصویر، KHAMENE.IR
یک سال از دوره وزارت وزیری که خودش را مسئول «سعادت مردم» میداند، گذشت. سوم شهریورماه سال پیش بود که در میان وزرای پیشنهادی دولت سیزدهم، محمدمهدی اسماعیلی نیز با کسب ۱۸۱ برای وزارت ارشاد از نمایندگان مجلس رای اعتماد گرفت.
حالا آقای اسماعیلی در بررسی عملکرد یکسالهاش میگوید از «نقطه انفعال و وادادگی، خارج شدیم». او برخلاف دولت قبل که خودش را مسئول «بهشت» رفتن مردم نمیدانست میخواهد با تکیه بر«نظام اسلامی» زمینهساز سعادت و بهشت رفتن مردم شود.
در سالی که گذشت، فقط سخنان و برنامههای پیشنهادی وزیر ارشاد نبود که با واکنشهای تند شماری از هنرمندان به خصوص حوزه سینمایی و تئاتر روبرو شد، بلکه معاونان او نیز حرفهایی زدند و اقداماتی انجام دادند که فضای هنر و هنرمندان را تنگتر از گذشته کردند.
در جدیدترین نمونه، محمود سالاری، معاون هنری ارشاد چند روز پیش گفت «من نماینده هنرمندان نیستم، نماینده دولت جمهوری اسلامی هستم».
آقای سالاری گفت از هنرمندی حمایت میکند که «منشور هنر جمهوری اسلامی را تقویت کند».
هنر و مدیران هنری
تا بوده، مسئولان هر بخش و وزارتخانه، به خصوص در جایگاه مدیران فرهنگ و هنر، برای کسب مقبولیت در جامعه هنری، خودشان را از جنس هنر و هنردوست معرفی میکردند، اگر زمانی از نمایشگاهی دیدن کرده یا فیلمی را دیده بودند، آن را به عنوان سابقه هنری ارایه میکردند و به نوعی خودشان را مدافع و از خانواده هنرمندان میدانستند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
از سویی دیگر وزیر فرهنگ و معاونان این وزارتخانه ویترین وآینه دولتها هستند.
برخلاف سایر بخشهای اجرایی، وزارت فرهنگ به نوعی نشان دهنده و شاقول کل جهتگیریها و سیاستهای دولتها نیز بودهاند. از این رو سطح علمی و کلامی که از زبان وزیر فرهنگ و معاونانش جاری میشود با وزارتخانههای نفت، نیرو و مسکن تفاوت ماهوی دارد.
نگاهی به فهرست وزرایی که قبل از انقلاب ایران بر مسند وزارت فرهنگ نشستهاند مانند محمود حسابی، کریم سنجابی، حبیبالله آموزگار و پرویز ناتل خانلری، به خوبی نشان میدهد که آنها بیش از آن که سیاسی باشند یک چهره علمی، ادبی و فرهنگ دوست بودهاند و در بین جامعه فرهنگی و غیر فرهنگی از مقبولیت بالایی برخوردار بودند.
پس از انقلاب ایران، در ۷ خرداد ۱۳۵۸ وزارت فرهنگ به «وزارت ارشاد ملی» تغییر نام داد و یک سال بعد (۱۳۵۹) کلمه ملی نیز حذف شد و «وزارت ارشاد اسلامی» شکل گرفت.
ترکیب «ارشاد اسلامی» به خودی خود نشاندهنده خط و مشی این وزارتخانه بود که فرهنگ در آن جایی نداشت و در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۶۵، کلمه «فرهنگ» دوباره به سردر این وزارتخانه اضافه شد.اما ماموریت اصلی وزارتخانه بیشتر روی ارشاد اسلامی متمرکز بود با وجود این، در دولتهای مختلف شاهد آثار هنری و سینمایی درخور توجهی هستیم که با وجود تمام محدودیتها و کم توجهیها باز هم آثار ماندگاری خلق و تولید شد.
از استالین تا طالبان
وقتی برنامههای پیشنهادی محمدمهدی اسماعیلی برای وزارت فرهنگ منتشر شد، صدای هنرمندان به خصوص حوزههای سینمایی و تئاتری درآمد و شماری از هنرمندان از او به تندی انتقاد کردند ودر بیانیهای گفتند ایران «نه شوروی استالین است و نه طالبان افغانستان، و نه شما توان حذف هنرمندان را دارید».
آقای اسماعیلی در ۸۳ صفحه تصویر سیاهی از وضع موجود در هنرهای نمایشی، موسیقی، سینما، کتاب، مطبوعات و فرهنگ عمومی ارایه کرده بود.
او خانه سینما را «فاقد وجاهت قانونی» اعلام کرد و فعالیت این نهاد سینمایی را «در جبهه فرهنگی معارض انقلاب اسلامی» خواند و به نوعی مدافع بستن خانه سینما شد، همان کاری در زمان وزارت محمد حسینی، وزیر ارشاد دولت محمود احمدینژاد انجام شد و خانه سینما پس از ۲۰ سال فعالیت، در سال ۹۱ منحل شد.
براساس اظهارات آقای اسماعیلی، آنچه در عالم هنر امروز ایران در عرضههای مختلف میگذرد «انحراف، ابتذال و ترویج سکولاریزم»، «فساد»، « فضای ملوک و الطوایفی» و خالی شدن فضای هنر از « هنرمندان متعهد و انقلابی» است.
در طول سالهای پس از انقلاب، این نگاه کم و بیش در بین وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مدیران فرهنگی بوده و هرگاه فضای آزادی برای هنر و هنرمندان در عرصههای مختلف فراهم شده، حکومت از طریق قوه قضاییه و نیروهای امنیتی دست به کار شده و روزنه امید مطبوعات، کتاب یا سینما را بستهاند چنانکه در دوران اصلاحات، روزنامههای بسیاری بسته شدند یا گاهی پا را از این فراتر گذاشتند و نیروهای امنیتی نویسندگانی مانند محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را صرفا به جرم «دگر اندیشی» از پا درآوردند.
همچنین در زمانی که فضای فرهنگی بهتر از گذشته شده، فشارهای سیاسی و سنگاندازیهای زیاد، باعث شده که عمر وزارت کسانی مانند محمد خاتمی، عطالله مهاجرانی و علی جنتی کوتاه باشد و مجبور به استعفا شوند.
با توجه به سابقه و حساسیتهایی که روی این وزارتخانه هست، روسای جمهور نیز تلاش میکنند گزینههایی را برای وزارت فرهنگ و ارشاد معرفی کنند که حساسیت کمتری نسبت به آنها باشد و در عین حال مورد تائید آیتالله خامنهای نیز باشند.
در این سالها، معمولا فرهنگ و هنر در میانه دعوا و اختلافات سیاسی قربانی شده و اگر رئیس جمهوری نیز به دنبال جامعه مدنی یا فضای باز بوده، آن را در میانه راه رها کرده یا کوتاه آمده است.
چنانکه هفته گذشته ( ۲۵ مردادماه) در مراسم رونمایی از کتاب جدید خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، غلامحسین کرباسچی در سخنانی به دلایل استعفای محمد خاتمی از وزارت ارشاد و انتخاب مصطفی میرسلیم اشاره کرد و درباره چرایی این تصمیم از قول آقای رفسنجانی تاکید کرد که «اینها فکر میکنند از طریق زور میتوان فرهنگ و مسایل فرهنگی را در جامعه شکل داد».

منبع تصویر، CINAMAPRESS
برنامههای اسماعیلی و دهه ۶۰
برنامههای وزیر ارشاد برای خیلی از هنرمندان و نویسندگان بازگشت به دهه ۶۰ و دوران مصطفی میرسلیم به عنوان وزیر فرهنگ است که از آن به عنوان «دوران سیاه نشر» و «قاتل واژههایی مانند بوسه، عشق و گل سرخ» یاد میکنند. دورانی که دیوان شعر «وحشی بافقی» از شاعران بلندآوازه ایران نیز سانسور شد.
در یک سالی که از عمر وزارت آقای اسماعیلی میگذرد کتابهایی مانند خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی یا تجدید چاپ کتاب «تاریخ قرآن» با ترجمه محمد حسینی بهشتی، از عالیترین مقامهای قضایی پس از انقلاب، دچار ممیزی شدند.
تعداد نویسندگانی مانند سعید مدنی، جامعه شناس که برای چاپ یا تجدید چاپ به مشکل برخورد کردند، هم کم نیست.
سیاستها و نگاه آقای اسماعیلی گویای این است که او به مقوله «فرهنگ» کمتوجه یا بیتوجه است و متمرکز و معتقد به «ارشاد اسلامی» است و بارها تاکید کرده که این وزارتخانه باید «سیاستگذار اصلی در مدیریت فرهنگی» باشد.
هنرمندان و ممنوعالکاری
یکی از مواردی که محمدمهدی اسماعیلی را با سایر وزاری فرهنگ متمایز میکند، حمایت آشکار او از ممنوعالکار شدن بعضی از هنرمندان، به خصوص در حوزه سینماست.
او ۲۹ مردادماه در یک برنامه زنده تلویزیونی به نام «جهانآرا» که برای دفاع از عمکلرد یکسالهاش حاضر شده بود، در یک سخنان کم سابقه اعلام کرد هر کس «خلاف منافع ملی حرفی بزند» ممنوعالکار خواهد شد.اظهارات وزیر ارشاد با واکنشهای بسیاری روبرو شد از جمله محمد علی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح طلب در توئیتی نوشت «شما وزیر ارتباط گیری و حمایت از هنرمندان هستید. به اندازه کافی تهدید کنندگان هستند».
شماری از سینماگران در پی فروریختن ساختمان متروپل آبادان بیانیه دادند و از سرکوب مردم معترض اعتراض کردند. همچنین چند بازیگر حاضر در جشنواره فیلم کن امسال نیز نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی کشور انتقاد کرده بودند. رئیس سازمان سینمایی دو هفته پیش در واکنش به بیانیه هنرمندان و حاشیههای جشنواره کن گفته بود اسامی افراد ممنوعالکار اعلام خواهد شد و پوران درخشنده کارگردان شناخته شده سینما در پاسخ به این اظهارات گفته بود «هنرمند، مزدور و رعیت اربابان پادگانی نیست که سر به امربری خم کند».
محمد صحفی، معاون پیشین وزارت ارشاد نیز در توئیتی خطاب به وزیر ارشاد و معاونین او گفته بود «قانون تأسیس وزارت ارشاد» را نخوانده، کنار گذاشتهاند و پرسیده بود«مگر هدایت، حمایت و نظارت وظیفهٔ ذاتی ارشاد نیست؟»
هنرمندان و خدای دهه ۶۰
زمانی که محمدمهدی اسماعیلی به عنوان وزیر ارشاد پیشنهاد شد، هنرمندانی مانند همایون غنیزاده، کارگردان سینما و تئاتر گفته بود در ۴۰ سال از فضای هنری ایران «وزیر پیشنهادی چنین عقبمانده از قافله فرهنگ و هنر ندیدهام» و چند ماه بعد از «حذف سیستماتیک» هنرمندان و لغو برنامهاش در تالار وحدت خبر داد و گفت دلیل لغو اجرای برنامهاش، انتقاد از وزیر بوده است.
همایون اسعدیان، کارگردان سینما نیز گفته بود «برنامه پیشنهادی شما را خواندم، کمی دیر آمدید... دیگر حوصله خندیدن به این شوخیهای بی مزه شما را نداریم».
شوخی یا جدی آقای اسماعیلی و معاونانش سکاندار وزارت ارشاد هستند و برای هنرمندانی که با «سیاست نظام» همراه نیستند، خط و نشان میکشند.
آیتالله علی خامنهای هفتم تیرماه امسال گفته بود «ما در سال ۶۰، در مقابل این همه حادثه و شدت عمل توانستیم روی پای خودمان بِایستیم و دشمن را ناامید کنیم، امروز هم خدای سال ۶۰، همان خدای امسال است».
با توجه به اخباری که از گوشه و کنار سینما، تئاتر و حوزههای کتاب و مطبوعات به گوش میرسد، انگار دوران دهه ۶۰ و سختگیریهای فرهنگی برای هنرمندان نیز زنده شده است.

































