پرگار؛ اگزیستانسیالیسم
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
«گفته میشود در دورهای خرید و فروش ادویه در هلند از رونق افتاده بود. تاجران برای مقابله با کسادی بازار، چند محموله از بار ادویه خود را به دریا ریختند تا از پایین آمدن قیمتها جلوگیری کنند.»
سورن کییر کگور متاله دانمارکی در کتاب ترس و لرز این ترفند را توجیهپذیر و حتی برای آن زمان لازم توصیف میکند و این سوال را مطرح میکند که آیا در عالم غیر مادی و روح هم به چنین ترفندی احتیاج داریم؟ او میپرسد که انسان تا چقدر به تعالی خود مطمئن است و این تصورِ آدمی در مورد تعالی خود را خودفریبی میداند.
کییر کگور در ادامه میگوید که «خود» آدمی برای اوج گرفتن، نیاز به «ایمان» دارد و از این عامل به عنوان والاترین شور انسانی نام میبرد. او زندگی بدون ایمان را «بیمعنی» میداند و از دل این تفکرات، مضامینی را ارائه میدهد که در تضاد با آرای فیلسوفان پیش از اوست و زمینه استفاده از آرای او توسط اگزیستانسیالیستهای قرن بیست را فراهم میآورد.
چه عواملی منجر به شکلگیری مضامین اگزیستانسیالیستی در اوایل قرن بیست شدند؟ آیا میتوان از آرای متفکرانی چون کییر کگور، هایدگر و سارتر برداشت واحدی در خصوص اگزیستانسیالیسم داشت؟ میان این مکتب و زندگی معاصر در ایران چه ارتباطی وجود دارد؟
این سوالها را در برنامهای دو قسمتی از پرگار با منوچهر حقیقیراد و فرهاد سلمانیان در میان گذاشتیم.
کییر کگور، اضطراب و «ایمان ناب ابراهیم»
منوچهر حقیقیراد ، پژوهشگر فلسفههای قرن بیستم، معتقد است مفهوم اگزیستانسیالیسم در تفکر کییر کگور به انسان انضمامی و منفرد اشاره دارد: «در جهانبینی کییر کگور، الهیات مسیحی بر مبنای "فرد" بنا میشود، به اعتقاد کییرکگور ایمان واقعی ایمانی است که زنده و روان باشد، به این معنی که فرد مومن تمام زندگی و هستی خود را فدای ایمانش کند ولی گمان نکند که به مقصد نهایی رسیده است.»

منبع تصویر، Getty Images
آقای حقیقیراد همچنین شکلگیری مفهوم «اضطراب» در اگزیستانسیالیسم را به درجه خلوص ایمان در فلسفه کییر کگور نسبت میدهد: «او ایمان خود را ایمان کاملی نمیداند و البته همین موضوع است که اضطراب را درون انسان باایمان شکل میدهد.»
او به این موضوع اشاره میکند که مارتین هایدگر در ادامه این مسیر، مفهوم اضطراب را از کییر کگور وام گرفته است با این تفاوت که جنبه الهیاتی آنها در آرای هایدگر خداناباور دیده نمیشود.
منوچهر حقیقیراد، دیدگاه کییر کگور در خصوص ابراهیم و ایمان او به خدا را اینگونه شرح میدهد: «کییر کگور، ابراهیم را پدر ایمان میداند و معتقد است برای رسیدن به این درجه از خلوص باید میزان وابستگی خود به هر چیزی در جهان مادی را به صفر رساند. البته به باور کییر کگور، در این مرحله ابراهیم به ایمان نابتری هم دست پیدا میکند؛ "ایمان واقعی"، به این معنی که انسان باور داشته باشد که هر کاری از خدا بر خواهد آمد و ابراهیم زمانی که دستور خدا برای کشتن پسرش را اجرا میکرد، ایمان داشت که چیزی را از دست نخواهد داد و خدا پسرش را به او باز خواهد گرداند.»
«تنها چیزی که از آزادی زیباتر است، ایستادن برای آزادی است»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
فرهاد سلمانیان، پژوهشگر فلسفه، مفهوم «وجود» در مضامین اگزیستانسیالیستی را متفاوت با منشا این کلمه در الهیات عرفانی و اسلامی میداند.
او مفهوم مرکزی فلسفه وجودی ژان پل سارتر یعنی تقدم وجود بر گوهر انسان را اینگونه شرح میدهد: «به باور سارتر، انسان پس از به وجود آمدن و به کمک امکاناتی که این دنیا برای او قائل شده گوهر و ماهیت خود را شکل میدهد.»
آقای سلمانیان همچنین نظر سارتر در خصوص آزادی در دوران اشغال فرانسه توسط نازیها را در قالب تلاشی برای رسیدن به آزادی بیان میکند: «هدف سارتر به نوعی اعتبار بخشیدن به خود آزادی است. او بر این باور بود که انسانها فارغ از موقعیتها و شرایط موجود آزادند تا انتخاب کنند و ماهیت "خود" را شکل دهند. بنابراین، مسئولیت زندگیشان بر عهده خودشان است و تعریف آزادی همین است و بس. او آزادی را به فرصتی تشبیه میکند که به انسان داده شده است تا خود را تغییر دهد.»
اشاره او به اظهار نظری از سارتر است که گفته بود: «هیچگاه به اندازه دورانی که فرانسه در اشغال نازیها بود، احساس آزادی نکرده است» و در جای دیگری گفته بود «آزادی یعنی تبعید و من محکومم به آزاد بودن.»

منبع تصویر، Social Media
منوچهر حقیقیراد با آوردن مثالی، جمله سارتر در مورد آزادی را با ایران امروز پیوند میزند. او به تصویری از یک پست اینستاگرامی از سپیده رشنو و نوشتهای بر روی آن، اشاره میکند.
سپیده رشنو، نویسنده و ویراستاری است که به دلیل اعتراض به زن محجبهای که به او تذکر حجاب داده بود، دستگیر شد و بعدتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، ویدئویی را به نام «اعترافات» او پخش کرد.
در بخشی از پست اینستاگرامی خانم رشنو نوشته شده بود: «ما ایستادهایم، که تنها چیزی که از آزادی زیباتر است، ایستادن برای آزادی است.»
آقای حقیقیراد با تبدیل واژه «ایستادگی» به «مبارزه» و تبدیل واژه «زیبایی» به «واقعی» جمله سپیده رشنو را همسنگ جمله سارتر میداند: « مبارزه برای آزادی، همان آزادی واقعی است.»
او در ادامه با اشاره به مبارزه زنان در جمهوری اسلامی برای پوشش اختیاری میگوید: «ایستادگی همه روزه برای آزادی از اصول اولیه فلسفه اگزیستانسیالیسم است، به خصوص زمانی که انسان برای رسیدن به هدف، ناچار باشد برای زندگی خود هم مبارزه کند یا به عبارتی "وجود" خود را به خطر بیندازد، همان چیزی که زندگی روزمره زنان ایرانی با آن گره خورده است.»
«اصالت» و «امر ناضرور» در تقابل با «اخلاقیات»؟
از جمله مضامین دیگری که از آن به عنوان یکی از مفاهیم مرکزی اگزیستانسیالیسم نام برده میشود، اصالت است.
فرهاد سلمانیان در این باره به رابطه کلیسا و قدرت سیاسی حاکم در قرن نوزدهم اشاره میکند، زمانی که از نظر کییر کگور مسیحیت به دلیل روابط محکم با نهادهای قدرت، فاقد اصالت بود. اما در قرن بیستم و در آرای هایدگر بود که تعریف اصالت با هستی پیوند خورد. به باور هایدگر اصالت انسان در گرو ریشه دواندن و تنیدن در «هستی خویش» است.
منوچهر حقیقیراد مفهوم اصالت در فلسفه سارتر را متفاوت با متفکران پیشین ارزیابی میکند و میگوید سارتر برای بیان مفهوم اصالت از دو عبارت «در خود» و «برای خود» استفاده میکند. حیطه آگاهی انسانی تلاش در حیطه «برای خود» شدن است و این حیطهای است مختص انسان.

منبع تصویر، Getty Images
فرهاد سلمانیان میگوید: «باور هایدگر بر این استوار است که به وجود آمدن انسان ضروری نبوده است و در واقع انسان دچار "پرتابشدگی" است و این برای هایدگر یکی از ویژگیهای وجودی انسان است. این پرتابشدگی اتفاقی است که انسان هیچ نقشی در آن نداشته است.»
آقای حقیقیراد تفکر سارتر در زمینه اخلاقیات را هم با مفهوم آزادی پیوند میزند: «با وجود اینکه ارزشهایی چون بشریت برای سارتر از اهمیت بالایی برخوردار است او اینگونه ارزشها را که نقش بسیار پررنگی هم در حیات اجتماعیاش داشتهاند فدای آزادی میکند. در واقع اصول اخلاقی که سارتر به آن اعتقاد دارد، به نوعی "امیدگرا" است و نقطه قوت در این فلسفه همین درک و دریافت از اصول اخلاقی است.»
«وجود» در میان روشنفکران ایرانی
اما اگزیستانسیالیسم چگونه و کی وارد ایران شد و چرا مضامین اگزیستانسیالیستی برای روشنفکران ایرانی جذاب بود؟
فرهاد سلمانیان در خصوص آشنایی ایرانیان با تفکرات اگزیستانسیالیستی و به خصوص نوشتههای سارتر، میگوید: «قشر کتابخوان ایرانی برای اولین بار سارتر را با ترجمههای هدایت شناختند. کتاب دیوار، که مجموعه داستانهای کوتاه از چند نویسنده از جمله داستان دیوار از سارتر است، توسط هدایت ترجمه و گردآوری شد.»
آقای سلمانیان در ادامه به شعر «از مرگ...» احمد شاملو اشاره میکند و آن را یک بیانیه کامل و دقیق از مضامین اگزیستانسیالیستی برمیشمارد. اشاره آقای سلمانیان به استفاده شاملو از واژههایی چون «مرگ»، «هراسیدن»، «آزادی»، «ابتذال»، «خویشتن خویش» و «بارو» در این شعر است.

منبع تصویر، Social Media
منوچهر حقیقیراد اما آرای روشنفکران دیروز و امروز ایرانی را در حد متفکران این حوزه در کشورهایی چون روسیه، اسپانیا، آلمان و یا فرانسه نمیداند. آقای حقیقیراد معتقد است صرف ترجمه آثار فلسفی، دلیلی بر ریشهدار بودن یک مکتب فکری جدی اگزیستانسیالیستی در ایران نیست و روشنفکران ایرانی، مسیر فکری روشن ادامهداری در این زمینه از خود بروز ندادهاند.
آقای حقیقیراد در پاسخ به سوالی که آیا دوران اگزیستانسیالیست به سر رسیده است، این نکته را مطرح میکند: «با ورود ساختارگرایی و چرخش زبانی در نیمه دوم قرن بیستم، تا حدودی شاهد به حاشیه رفتن مضامین اگزیستانسیالیستی هستیم. با اینکه اخیرا تا حدودی شاهد گسترش این مفاهیم، در میان متفکران این حوزه بودیم، این مضامین، مانند تفکرات دیگر فیلسوفان چون کارل مارکس و ژیل دلوز، عالمگیر نشد.»
اما فرهاد سلمانیان معتقد است مضامین اگزیستانسیالیستی اگر چه به شکلی بیواسطه جهانشمول نشدند با این حال به طرح سوالات و مفاهیمی چون «مراقبت از هستی» انجامیدند.
البته در کنار تفسیرهای متنوع و هر از گاهی پیچیده، اگزیستانسیالیسم منتقدانی هم دارد.
از جمله نقدهایی که به این مکتب وارد میشود این است که اگزیستانسیالیسم مکتبی نخبهگرایانه است، به این معنی که در عالم واقع، انسانهایی که با انتخابهای خطیر آزادی خود را به کار گیرند و «وجود» خود را به منصه ظهور برسانند اندک هستند. آیا چنین انسانی همانی نیست که نیچه «ابرمرد» نامیده بودش؟
از دیگر انتقاداتی که به مضامین اگزیستانسیالیستی میشود را آیریس مرداک فیلسوف قرن بیستمی مطرح میکند. او به «خود محوری» در این مکتب اشاره میکند و معتقد است که این «خود محوری» به حدی در اگزیستانسیالیسم برجسته است که «دیگری» در چشم یک اگزیستانسیالیست، ناچیز و بیمقدار جلوه میکنند. بیدلیل نیست که در نگاه ساتر «دیگران یعنی جهنم». او میگوید عشق یا به خودآزاری میانجامد یا به دیگرآزاری.
آقای حقیقیراد اما انتقادهایی که به سارتر و به طور کلیتر به تفکرات اگزیستانسیالیستی میشود را زاییده نوعی نگاه از بیرون میداند و ناشی از فهم نادقیق از آرای سارتر و همفکرانش.



































