پرگار؛ سهم زکریای رازی در فلسفه، علم و پزشکی
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
از ابوبکر محمد ابن زکریای رازی به عنوان همهچیزدان یاد میکنند. او در عین حال که پزشک بود، شیمیدان هم بود و نظریاتش در حوزه فلسفه و الهیات جلوتر از آرای رایج زمانهاش بود. اما آثاری که از او بجا مانده عمدتا در حوزه پزشکی است. بنابراین چگونه میتوان از سهم او در فلسفه حرف زد؟
رازی در قرن سوم هجری بدنیا آمد، دورانی که تمدن اسلامی در ایران رو به شکوفایی میرفت. او متعلق به دوران پس از ابن راوندی بود، فیلسوفی که ایدههایش در نقد نظرگاه دینی او را به الحاد کشاند. پس از رازی هم کسانی چون ابوریحان بیرونی، ابنسینا و خیام هر کدام سهمی مهم در گسترش علم و فلسفه در ایران بزرگ ایفا کردند.
اما نه ابنسینا توانست آرای او در پزشکی را به سایه براند و نه خیام کنه ایده او در زمینه کفایت خرد انسانی را دریافت.
با این حال در مورد فلسفه و الهیات رازی تردیدهایی بیان شده است چرا که آرای فلسفی او را عمدتا از طریق مخالفانش، همچون ناصر خسرو، میشناسیم.
سهم رازی در فلسفه و علم را در برنامه پرگار این هفته با آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه و کیارش آرامش، استاد دانشگاه به بحث گذاشتیم.
رازی، فیلسوفی پیامبرستیز؟
آرش جودکی با اشاره به پیشرو بودن زکریای رازی از زمانه خود، میگوید رازی «فلسفه وجودی پیامبران را برنمیتابید» و آن را در منافات با دادگری و فرزانگی خدا میدانست.
آقای جودکی با تاکید بر نقش پیامبران و امامان در بافتار «شیعی اسلامی» که خود را برتر از پیروانشان میدانستند، میگوید: «رازی بر این باور بوده که خرد در میان مردمان برابر است. او دینگریز و پیامبر ستیز بود به این معنی که دینی که بر مبنای پیامبری بنا شده بود را عامل نابرابری در میان مردم میدانست. رازی به نوعی پیامبری همگانی باور داشت.»
آقای جودکی با تاکید بر خداباور بودن رازی، فلسفه او را بر خردورزیاش استوار میداند: «رازی تنها زمانی مسالهای را برای خود تائید شده میدانست که از طریق خرد خود به آن میرسید.»
در اینکه رازی با تقلید مخالف بود تردیدی نیست اما در مورد مخالفت بنیادی زکریای رازی با نبوت تردیدهایی بیان شده است، از جمله پیتر آدامسون، فلیسوف و تاریخنگار فلسفه سدههای میانه معتقد است که نه نبوت بلکه پیروی تقلیدی از پیامبران است که رازی برنمیتابیده است.
او میگوید احتمالا مخالفان اسماعیلی زکریای رازی تمایل داشتند او را مخالف نبوت و حتی ملحد معرفی کنند تا جایگاه خود را به عنوان مدافعان سنت دینی تحکیم کنند.
اتمیست یا همان اتمگرا بودن رازی هم از نکاتی است که او را در زمره فیلسوفانی قرار میدهد که جهان را به روشی عقلانی و به دور از اسطوره و دین توصیف میکنند. به این معنی که او به ایده عناصر پنجگانه که ذرات جاودانه جهان هستند، معتقد بود: خدا، روح و روان، جا و مکان، زمان، و ماده.

نگاه رازی در مورد «شر» هم شاید به برداشت او از خدا برگردد، به این معنی که خدا را نه منبع شر، که مهربان و عادل میدانست.
آرش جودکی در این خصوص معتقد است احتمالا پزشک بودن رازی به او کمک کرده که درد و رنج را به خوبی بشناسد: «خدای رازی، خدایی نیست که قادر به همهچیز باشد، بلکه خدایی است که مهربانی و دادگریاش در ارجعیت قرار دارد و به همین دلیل نمیتواند شر و پلیدی را بیافریند.»
تجربهگرایی در عین اعتدال
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
کیارش آرامش در رابطه با سهم زکریای رازی در تاریخ علم پزشکی او را یک خردگرا، همراه با تفکری انتقادی معرفی میکند: «او به واسطه نگاه انتقادیاش تابع محض جالینوس نمیشود، بلکه به طور خردورزانهای او را نقد میکند.»
به اعتقاد آقای آرامش، تجربهگرایی از دیگر ویژگیهای رازی است، به شکلی که او بیش از هر پزشک دیگری، متکی به تجربه بالینی است.
کیارش آرامش درباره دیگر فعالیتهای رازی در خصوص علم پزشکی و با اشاره به کتاب من لایحضره الطبیب، از آن به عنوان اولین تلاش در تاریخ یاد میکند که کتابی در حد فهم مردم باسواد است تا آنها هم در حد خود از طبابت سر در آورند.
یکی از موضوعاتی که به رازی نسبت داده شده کشف الکل است. آقای آرامش با اشاره به تردیدهایی در خصوص این ادعا میگوید: «بر اساس یک متن لاتین، دستور تخمیر مواد نشاستهای به رازی نسبت داده شده است. با این حال در هیچ کدام از کتابهای رازی به فرایند تقطیر اشاره نشده است.»
با این حال آقای آرامش احتمال اینکه نوشتههای رازی در خصوص الکل از بین رفته باشد را رد نکرده و تاکید میکند با اینکه او به اطباء توصیه میکرد که زخمها را با شراب شستشو دهند، اما به خاصیت ضدمیکروبی آن اعتقاد نداشت.
رابطه رازی و جالینوس هم از دیگر نکات قابل توجه در اصول علم طب است. اگر چه رازی خود را پیرو مکتب جالینوس میداند، اما نقدهایی را هم به او وارد میکند.
از نقاط تلاقی فلسفه و علم پزشکی در زندگی رازی، «تعادل» است. رازی معتقد بود سلامت جسم و روح انسان در گرو چیزی است که او را از رنج برهاند. بر این اساس رازی خود را به فلسفه اعتدال نیز نزدیک میکند و حتی لذت انسان را در «بازگشت به حالت طبیعی» توصیف میکند و «دور شدن از اعتدال» را عامل رنج او میداند.
با این حال نقاطی از زندگی رازی همچنان برای محققان ناشناخته مانده از جمله علاقه او به کیمیاگری، علاقهای که برخی آن را ناشی از ذرهگرا بودن او میدانند یا کشف بعضی از اسیدها که به او نسبت داده شده است.
رابطه فلسفه رازی و فلسفه افلاطونی هم از دیگر مباحثی است که جای پرداخت بیشتر دارد، مبحثی که روح جاودانه باید با زمان و مکان در هم آمیخته شوند، یا چگونه میتوان زمان روزمره انسان را از زمانی که رازی از آن به عنوان بیکران نام میبرد، تفکیک کرد؟































