۱۰ سال پس از فجایع داعش، زنان جوان ایزدی از بازگشت به سرزمین ویران خود بیمناکند

ایزدی‌ها

منبع تصویر، AMAR FOUNDATION

توضیح تصویر، گروه خوانندگان ایزدی در دو شهر لندن و آکسفورد بریتانیا به روی صحنه خواهند رفت
    • نویسنده, کارولین هالی
    • شغل, گزارشگر امور دیپلماتیک بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در

۱۰ سال از زمانی می‌گذرد که شبه‌نظامیان داعش تلاش کردند تا مردم ایزدی را در منطقه سنجار در شمال عراق محو و نابود کنند. افراد داعش هزاران مرد ایزدی را به قتل رساندند، به دختران و زنان تجاوز کردند و آنها را به بردگی گرفتند. بازماندگان و نجات‌یافتگان آن دوره اکنون با چالش جدیدی روبرو هستند. دولت عراق قصد دارد کمپ‌های چادری محل زندگی‌شان را در سراسر کشور برچیند تا آنها را به مناطقی بازگردند که از آن فرار کرده‌ بودند.

چند زن ایزدی که از آن دوره خشونت‌بار جان سالم به‌در بردند و همچنان در یکی از این اردوگاه‌ها زندگی می‌کنند، حالا برای اجرای گروهی موسیقی کر به بریتانیا سفر کرده‌اند. آنها می‌خواهند از این طریق هم میراث فرهنگی خود را به نمایش بگذارند و هم وضعیت اسفبار جامعه ایزدی را برجسته کنند که یک اقلیت قومی و مذهبی قدیمی است.

امیره یکی از آنهاست، زمانی که او از خشونت‌های هولناک شبه‌نظامیان داعش به هنگام تصرف سرزمین اجدادی ایزدی‌ها در سال ۲۰۱۴ میلادی به بی‌بی‌سی روایت می‌کرد، اشک روی گونه‌هایش به آرامی می‌لغزید.

یک دهه از آن زمان می‌گذرد، اما زخم او همچنان تازه است.

هشدار: ادامه این مطلب حاوی توضیحات درباره خشونت است که ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد

در زمانی که مردان ایزدی به ضرب گلوله کشته می‌شدند و زنان و دختران مورد تجاوز و بردگی قرار می‌گرفتند، امیره موفق شد از محل زندگی خود فرار کند و به سمت کوه‌ها بگریزد.

اما دو خواهر او آنجا باقی ماندند و مجبور شدند در محل زندگی جنگجویان داعش به عنوان خدمتکار کار کنند. داعش ایزدی‌ها را «شیطان‌پرست» اعلام کرده بود.

امیره یکی از زنانی است که با دیگر زنان ایزدی برای اجرای گروهی به بریتانیا آمده است

منبع تصویر، HANDOUT

توضیح تصویر، امیره یکی از زنانی است که با دیگر زنان ایزدی برای اجرای گروهی به بریتانیا آمده است

امیره می‌گوید که برخلاف بسیاری از برده‌ها، خواهران او مورد تجاوز جنسی قرار نگرفتند، زیرا قبلا ازدواج کرده بودند.

با این حال، یکی از خواهرانش که شوهر او به دست داعش کشته شده بود، روزانه مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. او همچنین به طور ظالمانه و وصف‌ناپذیری تهدید می‌شد.

امیره می‌گوید: «او ۱۵ روز قبل از اسارت زایمان کرده بود و به او گفتند: کودکت را می‌کشیم و مجبورت می‌کنیم که گوشتش را بخوری.»

امیره وقتی درباره خواهرش «دِلال» حرف می‌زد، صدایش کم‌کم پایین آمد و تقریبا به پچ‌پچ تبدیل شد. او گفت خواهرش که در زمان دستگیری باردار بود، نوزاد دخترش را در پنج‌ماهگی از دست داد چون شیری برای تغذیه او نداشت.

دِلال سعی کرد خودکشی کند اما پسر چهار ساله‌اش مانع از آن شد. امیره می‌گوید: «کودکش فقط چهار سال داشت و به او گفت: «مادر لطفا ما را نکش. بیا از اینجا فرار کنیم.»

روزی دِلال یک گوجه‌فرنگی را از یخچال برداشت تا به کودکش بدهد، افراد داعش مجازاتش کردند. او و دو فرزند بازمانده‌اش را به مدت یک هفته در اتاقی حبس کردند، بدون این که غذایی به آنها داده شود. فقط یک کارتن شیر و یک بطری کوچک آب به آنها داده شد.

در زمان حمله داعش در سال ۲۰۱۴ ایزدی‌ها به طور گروهی از شهر سنجار فرار کردند

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، در زمان حمله داعش در سال ۲۰۱۴ ایزدی‌ها به طور گروهی از شهر سنجار فرار کردند

برنامه دولت عراق برای برچیدن و بستن اردوگاه‌هایی که ده‌ها هزار ایزدی از سال ۲۰۱۴ در آن زندگی می‌کنند، بسیاری از آنها را نگران و دچار ترس کرده است.

خدمات محدودی که در حال حاضر در داخل اردوگاه‌ها ارائه می‌شود قرار است تا پایان ژوئیه سال جاری میلادی قطع شود. تنها مقداری پول به آنها داده خواهد شد تا به سنجار بازگردند، به جایی که قتل‌عام وسیعی در آن صورت گرفت.

از زمان حمله داعش در سنجار کار زیادی برای بازسازی این شهر انجام نشده است

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، از زمان حمله داعش در سنجار و پس از خروج آنها، کار زیادی برای بازسازی این شهر انجام نشده است
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

ویان دخیل، تنها نماینده ایزدی در پارلمان عراق، به بی‌بی‌سی گفت: «وضعیت در آنجا بسیار خطرناک است. گروه‌های مسلح زیادی حضور دارند و نیروهای دولتی عراق ضعیف هستند.»

او می‌گوید که بیشتر مناطق شهر سنجار ویرانه است و «هیچ خانه، مدرسه، بیمارستان و هیچ چیزی وجود ندارد».

آژانس پناهندگان سازمان ملل نیز با مطرح کردن نگرانی‌های مشابه گفته است که نباید اردوگاه‌های ایزدی‌ها به طور اجباری بسته شود.

فرها بهویرو، سخنگوی این آژانس در عراق، می‌گوید: «هیچ‌کس نباید مجبور شود به مکانی بازگردد که ممکن است در معرض آسیب‌های جبران‌ناپذیر قرار بگیرد، یا به خدمات اساسی مانند آب، مراقبت‌های بهداشتی، مسکن و شغل دسترسی نداشته باشد که به کمک آن‌ بتواند زندگی آبرومندانه خود را از سربگیرد.»

این آژانس می‌گوید نگران است که برخی از آوارگان سنجار در نهایت راهی جز ماندن در کمپ‌های از کار افتاده و بدون حمایت نداشته باشند.

هدیه ۲۸ ساله هم که از اعضای گروه کری است که با هماهنگی «بنیاد خیریه عمار» به بریتانیا آمده است. او به بی‌بی‌سی گفت که قبل از سال ۲۰۱۴ میلادی او «همه چیز، از جمله یک خانه بسیار بزرگ» داشت.

هدیه با خانواده‌اش در چادر زندگی می‌کند
توضیح تصویر، هدیه با خانواده‌اش در چادر زندگی می‌کند

اکنون او و خانواده‌اش در چادری چهار در سه متر، «مانند زندانیان» زندگی می‌کنند که در تابستان بسیار گرم و در زمستان سرد است. اما او حداقل در آنجا احساس امنیت می‌کند.

هدیه نیز هنوز درگیر خاطرات وحشتناک آن دوره است از جمله اتفاقی که برای دخترعمویش غزال افتاد.

هدیه می‌گوید غزال در هشت سالگی به اسارت افراد داعش درآمد و دو سال بعد مجبور به ازدواج شد. وقتی در سال ۲۰۲۰ در ۱۴ سالگی نجات یافت، دو فرزند داشت که مجبور شد آنها را ترک کند. به گفته هدیه او شستشوی مغزی شده بود تا فکر کند که ایزدی‌ها «آدم‌های بد» هستند.

غزال که اکنون ۱۸ سال دارد همچنان آشفته و گوشه‌گیر است. خواهر بزرگتر او که اکنون باید ۱۹ ساله باشد ازجمله صدها زن و دختری است که هنوز ناپدید هستند.

زهرا عمره، که مدیر دفتر «بنیاد خیریه عمار» در شهر دهوک عراق است، با این گروه از زنان به عنوان مترجم به بریتانیا آمده است و نسبت به بی‌توجهی به زنان ناپدیدشده به شدت گله‌مند است و می‌گوید: «هیچ کسی در پی بازگردندان آنها نیست.»

زهرا در داخل چادری با خانواده‌اش در یک اردوگاه زندگی‌ می‌کند
توضیح تصویر، زهرا در داخل چادری با خانواده‌اش در یک اردوگاه زندگی‌ می‌کند

او اضافه کرد: «هیچ‌کس به ما کمک نمی‌کند تا به جستجوی خواهرانمان برویم. تعداد زیادی از جنگجویان داعش از زندان‌ها آزاد شده‌اند. زمانی که داعش آمد هیچکس به ما کمک نکرد و اکنون از ما می‌خواهند که به سنجار برگردیم.»

در اوت ۲۰۱۴، زهرا همکلاسی‌ها و دوستان خود را از دست داد. مادربزرگ او به ضرب گلوله کشته شد چون ضعیف بود و توانایی رفتن به کوه سنجار را نداشت. ده‌ها هزار ایزدی در جریان پیشروی داعش به این کوه فرار کردند.

اما او می‌گوید، بیشتر از همه، آینده‌ای را از دست داد که خودش و دوستانش برای آن برنامه‌ریزی می‌کردند؛ اینکه ضربه روانی جمعی و احساس رهاشدگی در آنها عمیق است.

او می‌گوید: «ما احساس امنیت نمی‌کنیم و ما به کسی اعتماد نداریم.»