نمیخواهد یا نمیتواند؛ چرا روسیه پس از حمله اسرائیل از ایران حمایت نکرد؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, کسنیا گوگیتیدزه
- شغل, بیبیسی روسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
جنگ جدید در خاورمیانه میتواند نقشه بیثباتترین منطقه جهان را از نو ترسیم کند؛ جایی که روسیه به طور سنتی یکی از بازیگران مهم آن محسوب میشد.
پیش از این جایگاه روسیه با سقوط بشار اسد در سوریه و جنگ اوکراین، تضعیف شده بود. اکنون اگر جنگ اسرائیل با ایران به بیثباتی یا فروپاشی کشوری منجر شود که ولادیمیر پوتین تنها شش ماه پیش آن را «شریک راهبردی» روسیه خوانده بود، مسکو در معرض خطر ضربهای دیگر به اعتبار خود قرار میگیرد.
در حال حاضر پایانی برای این جنگ متصور نیست و این خطر وجود دارد که آمریکا نیز وارد آن شود که در این صورت این درگیری منطقهای به یک جنگ بینالمللی با حضور نیرومندترین ارتش جهان تبدیل خواهد شد. در این میان، روسیه فعلا تنها به اقدامات دیپلماتیک بسنده کرده و عجلهای برای ارائه کمک نظامی به متحد و همسایه خود در آن سوی دریای خزر ندارد. چرا؟
کارشناسان میگویند اولا چون نمیخواهد، و ثانیا چون نمیتواند.
روسیه فقط یک بار در سوریه به طور مستقیم وارد درگیریهای خاورمیانه شد. در سایر موارد همواره بر دیپلماسی و بیطرفی تکیه کرده و به احتمال زیاد این بار نیز همین رویکرد را در پیش خواهد گرفت. کرملین همواره مدعی نقش میانجی بوده و تاکید کرده که روسیه تنها قدرتی است که همه نیروهای متخاصم در منطقه حاضرند با آن گفتوگو کنند.
اما اعتبار روسیه به عنوان یک شریک قابلاعتماد، اکنون زیر سوال رفته است.
فابریس بالانش، کارشناس خاورمیانه از موسسه واشنگتن، به بیبیسی گفت: «شش ماه پیش روسیه به کمک رژیم تضعیفشده بشار اسد در سوریه نرفت. بههمان ترتیب اکنون نیز دلیلی برای کمک به ایران تضعیفشده نمیبیند.»
او میگوید: «علاوه بر این روسیه خواهان ظهور یک قدرت هستهای جدید نیست.»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
کرملین عجلهای برای تیره کردن روابطش با حاکمان حاشیه خلیج فارس یا قطع ارتباط با اسرائیل ندارد. مقامهای روسیه همین الان نیز در حال ارزیابی خطر سقوط رژیم ایران هستند و به این فکر میکنند که اگر آیتاللهها سرنگون شوند، چگونه با حکومت جدید رابطه برقرار کنند.
در حال حاضر نقش ناظر برای پوتین بسیار مناسب است. جنگ موجب افزایش بهای نفت شده که کالای اصلی صادراتی روسیه به شمار میرود. علاوه بر این به گفتهٔ هانا نوته، کارشناس مرکز مطالعات عدم اشاعهٔ جیمز مارتین، درگیری در منطقهای بحرانی با راکتورهای هستهای، توجه جامعه جهانی و رسانهها را از تجاوز روسیه به اوکراین منحرف میکند.
او به بیبیسی گفت: «پوتین میخواهد خود را به آمریکاییها به عنوان میانجی و طرف گفتوگو در مسائل جهانی معرفی کند و درباره هر چیزی جز اوکراین صحبت کند.»
دونالد ترامپ اما تاکنون پیشنهادهای پوتین را رد کرده است.
ترامپ روز چهارشنبه گفت: «او پیشنهاد داد که میانجیگری کند. من به او گفتم «لطفی بکن و اول مشکلات خودت را حل کن. اول تکلیف روسیه را روشن کن، بعد شاید بتوانی نگران این موضوع باشی».»
روسیه اهرمهای تاثیرگذاری اندکی دارد

منبع تصویر، EPA
همزمان روسیه چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد: از دست دادن ایران برای مسکو شکستی بزرگ در منطقه خواهد بود و موقعیتش در خاورمیانه را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.
اما تا زمانی که جنگ ادامه دارد، هنوز فضایی برای مانور باقی است: اگر پیشنهاد میانجیگری کرملین پذیرفته شود، پوتین خواهد توانست خود را به عنوان یک صلحطلب معرفی کند، حتی در حالی که درگیر جنگ در اوکراین است.
آنا بورشفسکایا، پژوهشگر ارشد موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن، میگوید: «اگر به روسیه نقش میانجی داده شود، نهتنها موقعیتش را به عنوان یک قدرت جهانی که در حل منازعات نقش دارد تقویت میکند، بلکه باعث میشود توجهها از جنگ اوکراین منحرف شود.»
اما هنوز نه اسرائیل و نه ایران هیچگونه سخنی از صلح به میان نیاوردهاند و برای هر دو طرف دور جدید رویارویی به منزله نبردی برای بقاست. این که سناریوی میانجیگری پوتین چقدر واقعبینانه است، در حالی که کشورهای اروپایی به صراحت اعلام کردهاند که نمیخواهند رئیسجمهور یک کشور متجاوز را به میز مذاکره دعوت کنند، هنوز جای بررسی دارد.
هانا نوته نیز تایید میکند که روسیه تقریبا هیچ ابزار موثری برای تاثیرگذاری بر روند جنگ ندارد. مسکو همچنان با صدای بلند خواهان گفتوگو و حلوفصل دیپلماتیک تنشها خواهد شد، اما پایان این درگیری به تصمیمهای روسیه وابسته نخواهد بود.
این کارشناس میگوید: «در واقع روسیه، در اینکه رویارویی میان ایران و اسرائیل چه زمانی، چگونه و تحت چه شرایطی پایان یابد، عامل تعیینکنندهای نخواهد بود.»
اکنون همه برگهای برنده دست دونالد ترامپ است. در حالی که روسیه پیشنهاد میانجیگری میدهد، اسرائیل از رئیسجمهور آمریکا میخواهد که مستقیما به مقابله با ایران کمک کند.
مسکو امیدوار است که با این کار جایگاه آسیبدیدهاش در عرصه خاورمیانه را بازسازی کند" جایگاهی که پس از سقوط بشار اسد و از دست دادن متحدش، سوریه، تضعیف شده است.
ایران تنهاست

منبع تصویر، AFP
اسرائیل ایران را بمباران میکند و تقریبا به صراحت هدف واقعی عملیات را اعلام کرده است: تغییر رژیم روحانیون در جمهوری اسلامی. ایران حتی پیشتر نیز نه در منطقه و نه در جهان، متحدان چندانی نداشت، اما اکنون عملا تنها مانده است.
«محور مقاومت» ایران که زمانی قدرتمند به نظر میرسید، حالا پس از سرکوب شدید حزبالله لبنان، سقوط بشار اسد در سوریه، و جنگ با حماس، به شدت تضعیف شده است. آمریکا فعلا مشارکت مستقیمی در حملات اسرائیل به ایران ندارد، اما برای توقف این موج جدید خشونت نیز اقدامی نمیکند.
روسیه، یکی از اصلیترین متحدان ایران، از نخستین کشورهایی بود که حملات اسرائیل را محکوم کرد و خواهان تنشزدایی و آتشبس فوری شد. ترکیه و چین، که آنها هم با ایران روابطی دارند، همین موضع را در پیش گرفتند.
اما این مواضع پر سر و صدا به اقدامی عملی منجر نشد.
هانا نوته، مدیر برنامه اوراسیا در مرکز تحقیقات منع اشاعه، به بیبیسی گفت: «روسیه هیچگونه کمک نظامی به ایران ارائه نکرد. البته کسی هم چنین انتظاری نداشت. روسیه و ایران در ماه ژانویه قراردادی برای همکاری همهجانبه امضا کردند، اما همان ابتدا مشخص شد که این توافق شامل کمک نظامی در صورت وقوع جنگ نمیشود. سال گذشته زمانی که اسرائیل برای نخستین بار به ایران حمله کرد، تهران انتظار داشت مسکو سامانههای پدافند هوایی پیشرفتهتری در اختیارش بگذارد، اما چنین اتفاقی نیفتاد.»
روسیه واقعا میتوانست تجهیزات پدافند هوایی، مانند سامانه کوتاهبرد پانتسیر اس-۱ را در اختیار ایران بگذارد تا از سامانههای دفاعی دوربردتر یا دیگر تاسیسات، در برابر موشکهای اسرائیلی محافظت کند.
همچنین روسیه میتوانست تعدادی جنگنده سوخو-۳۵ را که قبلا برای فروش به مصر تولید و قراردادشان لغو شده بود، به ایران بفروشد که برای خرید آنها ابراز تمایل کرده بود.
نوته میگوید: «اما این کار انجام نشد. شاید چون روسیه نمیتوانست یا نمیخواست. یا شاید هر دو دلیل همزمان صادق بود.» کارشناسان معتقدند اگر روسیه الان بخواهد چنین سلاحهایی را در اختیار ایران بگذارد، دیگر خیلی دیر شده است، چرا که اسرائیل رسما اعلام کرده کنترل حریم هوایی ایران را در دست دارد.
پوتین در روز ۱۸ ژوئن در دیدار با مدیران خبرگزاریهای خارجی گفت که ایران در روزهای اخیر حتی از روسیه درخواست کمک نکرده است. درباره سامانههای پدافند هوایی هم گفت که روسیه به «دوستان ایرانی» پیشنهاد همکاری داده بود، اما افزود «شرکای ما علاقه زیادی نشان ندادند».
کارشناسان میگویند که دست روسیه به خاطر جنگ در اوکراین بسته است و آن جنگ همچنان برای پوتین اولویت دارد. فابریس بالانش از موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن نیز با این نظر موافق است.
او میگوید: «ما نمیدانیم پوتین و ترامپ دقیقا درباره اوکراین چه گفتهاند. اما این احتمال وجود دارد که توافقی پنهانی صورت گرفته باشد، به این صورت که روسیه در موضوع ایران بیطرف بماند و در عوض امتیازاتی در اوکراین دریافت کند. این چیزی است که پوتین به آن علاقه دارد.»
هانا نوته میگوید مقامهای روسیه بهوضوح دریافتهاند که در این جنگ، اسرائیل دست بالا را دارد و نمیخواهند روی طرف بازنده شرط ببندند.
مارگاریتا سیمونیان، چهره مشهور رسانهای روسیه، چند روز پیش در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر که قویتر است، حق با اوست.»
هانا نوته میگوید: «این دقیقا بازتابدهنده فضای حاکم در روسیه است. پوتین بیشتر به برندهها علاقه دارد، نه بازندهها.»
روسیه و ایران، متحد و رقیب

روسیه خود را متحد ایران میداند، اما در عمل سطح بیاعتمادی میان دو کشور همواره بالا بوده و ریشه در گذشتهای دارد که این دو کشور با یکدیگر در جنگ بودهاند.
آنچه دو طرف را به هم نزدیک کرده، شعارهای مشترک ضد غربی و تلاش برای ایجاد یک بلوک از کشورهای جنوب جهانی در برابر غرب بوده است. اما اختلافها نیز کم نبوده است.
روسیه و ایران در سوریه متحد بودند، اما حتی آنجا هم همه چیز به خوبی پیش نمیرفت. در ایران این تصور وجود داشت که روسیه اطلاعات مربوط به تاسیسات ایرانی را در اختیار اسرائیل میگذارد؛ مراکزی که بعدا هدف حمله اسرائیل قرار میگرفت. نگاه دو کشور به نقش ترکیه در سوریه متفاوت بود و هر کدام اهداف اقتصادی خاص خود را در آنجا دنبال میکردند. پس از سقوط حکومت بشار اسد، هر دو طرف تلاش کردند یکدیگر را مقصر بدانند.
فابریس بالانش یادآوری میکند که تنش میان ایران و روسیه تنها محدود به سوریه نبود بلکه در قفقاز و آسیای مرکزی هم دو کشور در تلاش برای گسترش نفوذ خود بودند. ایران روابط نزدیکی با ارمنستان دارد، در حالی که روابط روسیه با این کشور در سالهای اخیر رو به تیرگی گذاشته است. علاوه بر منافع مشترک، روسیه و ایران در آسیای مرکزی اهداف متفاوتی را دنبال میکنند.
فابریس بالانش میگوید: «در ده سال گذشته، رقابت میان ایران و روسیه تا حدی فروکش کرده بود، چون در سوریه با یکدیگر همکاری میکردند؛ اما اکنون رقابت آنها در قفقاز و آسیای مرکزی دوباره شدت گرفته است.»
همکاری نظامی میان تهران و مسکو از زمان آغاز جنگ اوکراین افزایش یافت. ایران پهپادهای شاهد ۱۳۱ و ۱۳۶ را در اختیار روسیه گذاشت و نیروهای روسی با این پهپادها به اوکراین حمله کردند.
اما در سالهای اخیر روسیه تولید داخلی این پهپادها را با نام ژرانیوم-۲ افزایش داده و دیگر مانند گذشته به واردات پهپاد از ایران وابسته نیست.
روسلان سلیمانوف، شرقشناس، میگوید: «در جمهوری اسلامی همیشه نوعی بیاعتمادی نسبت به روسیه وجود داشته، به ویژه در حوزه نظامی. چون در ازای تحویل پهپادهای شاهد، مسکو هیچگونه تجهیزات نظامی یا فناوریهای فضایی و هستهای را در اختیار تهران نگذاشت. رسانههای ایران بارها ابراز نارضایتی کردهاند که روسیه حتی سلاحهایی را که بر اساس قرارداد باید تحویل میداده، ارسال نکرده است.»
روسیه، «شریک غیرقابل اعتماد»

منبع تصویر، AFP
جایگاه روسیه در خاورمیانه پس از از دست دادن سوریه تضعیف شده است. اگر اسرائیل به هدف خود برسد و حکومت ایران سقوط کند، روسیه یک متحد دیگر را از دست خواهد داد و نفوذش در منطقه باز هم کمتر خواهد شد.
فابریس بالانش میگوید: «جایگاه روسیه در خاورمیانه پس از سقوط بشار اسد به صورت جدی متزلزل شد. اکنون بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که روسیه مدافع چندان قابل اعتمادی نیست و روسها، دستکم تا حدی، ایرانیها را در این وضعیت مقصر میدانند.»
اما هانا نوته معتقد است که روسیه در چنین شرایطی مانند قبل سعی خواهد کرد از هر وضعیت نامطلوبی بیشترین بهره را برای خود ببرد.
حتی پس از آنکه سوریه متحد خود را از دست داد، روسیه، بر خلاف ایران، به صورت کامل از آن کشور خارج نشد. در مورد ایران نیز ممکن است مسکو محاسبهای مشابه داشته باشد.
علاوه بر این روسیه همچنان در حال تقویت روابط خود با کشورهای حوزه خلیج فارس است که پس از تحریمهای غرب به دلیل جنگ اوکراین، کمک زیادی به مسکو کردند. این کشورها نیز از احتمال دستیابی ایران به سلاح هستهای استقبال نمیکنند، هرچند تمایلی هم به وقوع یک جنگ بزرگ ندارند.


































