فیلم و سریال چی ببینیم؛ سیلوی آخرالزمانی، کشتار با تبر در تگزاس و شاعرانه‌ای درباره کشتن

silo

منبع تصویر، Apple Inc.

منتشر شده در

توصیه به تماشای فیلم و سریال به شکل هفتگی می‌تواند نویسنده و خواننده را به دام ملال و روزمرگی بیاندازد. به همین دلیل این بار علاوه بر دو سریال جدید مهیج و در عین حال با کیفیت، یک فیلم آسیایی قدیمی‌تر هم معرفی شده و به همین دلیل بهتر است تا آخر این متن را بخوانید:

  • سریال «عشق و مرگ» (Love and Death)
  • سریال «سیلو» (Silo)
  • فیلم «سوزاندن» (Burning)
.

سیلو؛ پاک کردن تاریخ

  • امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۸۸ از ۱۰۰
  • امتیاز کاربران سایت آی‌ام‌دی‌بی: ۸.۱ از ۱۰
.

منبع تصویر، Apple Inc.

ده‌ها فیلم و سریال و داستان با الهام از ایده محوری رمان «۱۹۸۴» ساخته شده‌اند و در همان قسمت‌های اول «سیلو» بعید است که از فضا و روابط قدرت حاکم بر جامعه شکل گرفته زیر زمین به یاد دنیای تصویر شده در داستان جرج اورول نیفتید. هرچند که وقایع این مجموعه اقتباس شده از رمانی نوشته هیو هاوی مسیر دیگری می‌رود و جهان خودش را می‌سازد.

«سیلو» از سوی دیگر یادآور گرایش داستان‌پردازی در سریال‌های تلویزیونی دو دهه اخیر است؛ روایت طوری پیش می‌رود که لزوما گره‌ها و معماها حل نمی‌شوند، برعکس سوال‌های دیگری مطرح می‌شود و اینجا هم در پایان فصل اول، مخاطب چنین موقعیتی را تجربه می‌کند.

در واقع سازندگان از این پرسش محوری که «بیرون سیلو چه خبر است؟» به عنوان «مک‌گافین» بهره می‌برند؛ بهانه‌ای برای آن که ایده‌ها و مناسبات و مسائل دیگری مطرح کنند. و باید پذیرفت که به شکل نسبی در این کار موفق شده‌اند. بازتاب‌های پخش این سریال در فضای مجازی و حتی بین کاربران ایرانی نشان می‌دهد که مخاطب جذب این شکل داستان‌پردازی شده است.

داستان «سیلو» در آینده‌ای نامعلوم در شهری زیرزمینی و کهنه می‌گذرد، جایی که همه می‌دانند در دنیای بیرون چیزی جز هوای مسموم و مرگ در انتظارشان نیست. مسئولان شهر می‌گویند «شورشی‌ها» ۱۴۰ سال قبل، همه آرشیوها و فایل‌های کامپیوتری را پاک کردند و به همین دلیل چیزی از گذشته وجود ندارد.

.

منبع تصویر، Apple Inc.

اما پیدا شدن اتفاقی و مخفیانه یک هارد درایو قدیمی، این دروغ بزرگ را مرحله به مرحله افشا می‌کند. به تدریج مشخص می‌شود ساکنان سیلو توسط افرادی اداره می‌شود که با تحریف واقعیت و اعمال قوانین عجیب و از سوی دیگر شکل دادن به یک جامعه طبقاتی و تخدیر اذهان، در واقع حکومتی توتالیتر شکل داده‌اند.

مهم‌ترین ماده قانون سیلو که «پیمان» خوانده می‌شود، آن است که هیچکس نباید از سیلو خارج شود. اما اگر یک بار در ملأ عام به زبان بیاورد که قصد خارج شدن دارد، او را بیرون می‌اندازند تا در برابر تنها دوربین نصب شده در خارج از سیلو و مقابل چشم مردم طی چند دقیقه از بین برود.

اما حتی آن دوربین و تصویر تکراری از فضایی خاکستری و بی‌آب و علف واقعی به نظر نمی‌رسد. سازندگان این سریال اپل تی‌وی با اتکا بر این عناصر و نشانه‌ها، علاوه بر آن که به داستان‌هایی مانند «۱۹۸۴» و ادبیات علمی-تخیلی تصویرگر دیستوپیاهای آخرالزمانی ادای دین کرده‌اند، نیم‌نگاهی به مفهوم «پسا حقیقت» هم داشته‌اند.

چیزی که «سیلو» را در سال ۲۰۲۳ ملموس می‌کند، نشستن حقایق جایگزین به جای واقعیت ملموس و متحد است. بیننده حتی اگر با مفهوم «پساحقیقت» آشنایی نداشته باشد، در ذهنش میان موقعیت‌های داستانی و آنچه در جهان امروز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد، ارتباط برقرار می‌کند.

به جز این مفاهیم، برای مخاطب در جست‌وجوی سرگرمی هم «سیلو» با حضور بازیگرانی مانند ربکا فرگوسن، تیم رابینز و کامن، و داستان پرکشش و فضاسازی مبتکرانه‌اش، می‌تواند سریالی مهیج و سرگرم‌کننده باشد.

.

عشق و مرگ؛ قتل سنگدلانه یا دفاع از خود؟

  • امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۶۳ از ۱۰۰
  • امتیاز کاربران سایت آی‌ام‌دی‌بی: ۷.۵ از ۱۰
.

منبع تصویر، Warner Bros.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

کی از جنجالی‌ترین پرونده‌های جنایی دهه ۱۹۸۰ آمریکا در این مینی‌سریال شبکه اچ‌بی‌او تصویر شده و هر بیننده‌ای را حیرت‌زده می‌کند. داستان کندی مونتگمری و جنایتی که مرتکب می‌شود و نحوه رسیدگی قضایی به آن حتی روی کاغذ شگفت‌انگیز است.

دو زوج ظاهرا خوشبخت و اهل کلیسا رفتن در ایالت تگزاس در مرکز اتفاقی قرار می‌گیرند که با هیچ منطقی جور درنمی‌آید. کندی که خود متاهل است با شوهر دوستش وارد رابطه می‌شود و وقتی او از جریان باخبر می‌شود،‌ بین دو زن درگیری رخ می‌دهد و کندی دوستش را با ضربات تبر به قتل می‌رساند.

سریال «عشق و مرگ» فقط تقابل عشق و مرگ نیست؛ نسبت بین ایمان و وسوسه، گناه و عقوبت، وفاداری و خیانت و بسیاری دوگانه‌های ازلی-ابدی دیگر از دل این داستان تیره و تار بیرون می‌آید.

نکته عجیب و غیرقابل درک این ماجرا آن است که کندی مونتگمری در دادگاه با استدلال وکلایش مبنی بر «دفاع از خود» تبرئه می‌شود و هر ناظری را به شگفتی می‌اندازد.

با همه این ظرفیت‌های بالقوه، چنین داستانی باید هم ستاره‌ای مانند الیزابت اولسن را جذب کند تا نقش کندی را بازی کند. ستاره فیلم‌های ابرقهرمانی مارول اینجا در قالب زنی که از یک سو قربانی و شکننده به نظر می‌آید و از سوی دیگر به دلیل قتل، هیولا به نظر می‌رسد، توانایی خود را نشان داده است.

.

منبع تصویر، Warner Bros.

اما سریال‌بین‌ها احتمالا با دیدن قسمت اول «عشق و مرگ» همه‌چیز برای‌شان آشنا به نظر برسد و حق هم دارند! کمتر از یک سال پیش از پخش این سریال، شبکه هولو مجموعه‌ای پنج قسمتی با نام «کندی» منتشر کرد که دقیقا همین داستان را پی می‌گرفت و در آن جسیکا بیل نقش کندی مونتگمری را بازی می‌کرد.

چنین تداخل نزدیکی، از یک سو می‌تواند اهمیت و جذابیت ماجرای قتل در تگزاس را یادآوری کند و از سوی دیگر شاید بن‌بست ایده‌پردازی در هالیوود را به رخ بکشد. عجیب‌تر آن که فیلمبرداری «عشق و مرگ» زودتر از «کندی» شروع شده بود، اما دیرتر به پایان رسید و یک سال بعد از رقیبش پخش شد.

نزدیک‌ترین وجه تشابه دو سریال، به جز داستان، آن است که کندی مونتگمری را با انتخاب دو بازیگر مشهور و جذاب زن تصویر کرده‌اند، در حالی که معشوق مقابل‌شان مردهای معمولی به چشم می‌آیند. این تمهید، تضادهای موجود در داستان را در هردو سریال تشدید کرده است.

در سال ۱۹۹۰ هم فیلمی تلویزیونی با نام «قتل در شهر کوچک» بر اساس این پرونده ساخته شد که چندان به چشم نیامد و چندین مستند و مقاله و کتاب درباره حادثه منتشر شده است.

تماشاگر ایرانی درگیر اعمال قدرت مذهبی در چهار دهه اخیر، هنگام تمای «عشق و مرگ» ایده‌ها و موقعیت‌هایی را می‌بیند که برایش آشنا به نظر می‌رسد. از جمله این ذهنیت جوامع مذهبی در برخورد با موقعیتی که آلوده شدن به «گناه» افراد اهل ایمان را مهم‌تر از ارتکاب «جرم» می‌بیند و شاید به همین دلیل، قضاوت جامعه درباره خیانت در زناشویی تفاوت چندانی با قتل ندارد.

تماشای این سریال فقط برای بزرگسالان توصیه می‌شود و شاید حتی برای برخی از مخاطبان بزرگسال هم آزاردهنده به نظر بیاید.

.

سوزاندن؛ شعر بلندی درباره قتل

  • امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۹۵ از ۱۰۰
  • امتیاز کاربران سایت آی‌ام‌دی‌بی: ۷.۵ از ۱۰
.

منبع تصویر، Well Go USA Entertainment

تاثیر ذهنی و روانی برخی فیلم‌ها ابدی به نظر می‌رسد و این فیلم لی چانگ‌دونگ محصول ۲۰۱۸ کره جنوبی یکی از مثال‌های نسبتا جدید است. هرچند که همین حالا، فقط پنج سال بعد از ساخته شدن، قدر و قیمتی در حد شاهکارهای کلاسیک دارد.

قبل از تماشای «سوزاندن» باید تصور خود از سینمای مد روز و تحسین‌شده کره جنوبی و نماد مهمش یعنی فیلم‌های بونگ جون‌هو و بخصوص «انگل/ Parasite» را فراموش کنید. «سوزاندن» یک سال قبل از «انگل» ساخته شده و هرچند مانند آن قدر ندید و اسکار نگرفت، اما برای علاقه‌مندان سینمای هنری و شاعرانه می‌تواند به تجربه‌ای کم‌نظیر تبدیل شود.

«سوزاندن» بر اساس داستان کوتاهی از هاروکی موراکامی ساخته شده و برای علاقه‌مندان موراکامی، همه عتاصر آشنای او را دارد. اما همزمان در جهان‌بینی،‌ داستان‌پردازی و ساخت و پرداخت چنان ماهرانه ساخته شده که می‌تواند تماشاگر را تشویق به تماشای آثار قبلی لی چانگ‌دونگ کم‌کار و سخت‌گیر تشویق کند.

در این داستان ظاهرا با یک مثلث عاشقانه طرفیم که یک رأس آن پسری جوان آس و پاس و سرخورده است و رأس دیگر مردی جوان ثروتمند و جذاب با بازی استیون یئون. طبیعی است که دختر جوان جذب سمت جذاب‌تر ماجرا شود. اما این ایده کهنه و تکراری در طول فیلم به تجربه‌ای عجیب از یک داستان جنایی-معمایی تبدیل می‌شود.

در فیلم هیچ چیز آنی نیست که به نظر می‌آید و با یکی از نامتعارف‌ترین قاتلان زنجیره‌ای خیالی و داستانی مواجه می‌شوید؛ عنصری که حضورش در این قصه کند و شاعرانه محال به نظر می‌آید، اما ممکن شده است. اما کشف این رمز به تنهایی باعث شگفتی نیست، شیوه نزدیک شدن نویسنده و کارگردان فیلم به مفهوم کشتن هولناک است.

قتل‌های سریالی در «سوزاندن» نوعی لذت‌جویی فلسفی است که در عین حال جنبه‌های طبقاتی دارد. در مقایسه با «انگل» که به شیوه‌ای عامه‌پسند اختلاف طبقاتی را مطرح کرده بود، «سوزاندن» به اقیانوسی عمیق در برابر یک استخر کودکان شباهت دارد!

«سوزاندن» از آن نوع فیلم‌هاست که از یک سو می‌تواند باعث ساعت‌ها گفت‌وگو یا نوشتن هزاران کلمه شود اما از سوی دیگر، هر تفسیر و تحلیلی می‌تواند لذت تماشای آن برای مخاطبان جدید را مخدوش کند. به همین دلیل توصیه می‌شود برای فاصله گرفتن از فضای فیلم‌ها و سریال‌های جدید و محصولات متوسط روز، در اولین فرصت سراغ تماشای این فیلم بروید.