گفتگو با جنت جکسون؛ «دختران این کار را نمیکنند»

منبع تصویر، Solaiman Fazel
- نویسنده, مارک سوج
- شغل, خبرنگار موسیقی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
جنت جکسون هنوز نخستین ترانهای را که نوشت، به یاد دارد.
بعدازظهری بارانی در سال ۱۹۷۵ بود و او ۹ ساله بود و بیحوصله.
برادران بزرگترش – که تا آن موقع ستارههای مشهور بینالمللی شده بودند – تازه از یک تور خستهکننده جهانی ده ماهه بازگشته بودند. آنها مشغول استراحت بودند و هیچ کس نبود که او را سرگرم کند.
به محض فراهم شدن فرصتی، جنت مخفیانه وارد استودیوی ضبط در حیاط پشتی خانواده در انسینوی کالیفرنیا شد، و شروع به نواختن نغمهای کرد که آن را فانتزی نامید.
او تعریف میکند: «ترکهای درام را چیدم و صدای پسزمینهاش را انجام دادم. و تمام چیزهای دیگر را روی همینها خواندم و نواختم.»
او که روزی را از بیکاری به روزی موفقیتآمیز تبدیل کرده بود، نوار را روی سیستم گذاشت و بدون اینکه به آن فکر کند رفت بخوابد.
ولی وقتی که روز بعد از مدرسه به خانه آمد، صدای ترانه در راه پارکینگ خانه طنینانداز بود.
او میگوید: «خیلی خجالت کشیدم. در استودیو باز بود و مایک داشت به آن گوش میداد. فکر کنم رندی و پدرم هم داشتند گوش میدادند.»
«اینجا بود که پدرم گفت: باید آواز بخوانی»
«گفتم نه، نه، نه. من میخواهم بروم دانشگاه و حقوق تجارت بخوانم.»
و موقعی که جو جکسون به بچههایش میگفت کاری را انجام بدهند، همه اطاعت میکردند.
او میگوید: «بحث کردن با او سخت بود، چون فقط ببینید برادرهایم را به کجا رسانده است.»
«در نتیجه گفتم باشد، امتحان میکنم.»

منبع تصویر، Janet Jackson
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
پنجاه سال از آن موقع گذشته است و حالا جنت جکسون یکی از موفقترین هنرمندان موسیقی زمانه است.
او با آلبومهای دورانسازی مثل Control «کنترل» و Janet «جنت» بیش از ۱۰۰ میلیون اثر ضبط شده فروخته است، یکی از چهرههای مطرح امتیوی معرفی شده است و در سال ۱۹۹۰ به عنوان نخستین زنی که نامزد جایزه بهترین تولیدکننده شد، سقف شیشهای گرمی را شکست.
او میگوید: «برای خودم حیرتآور بود. فکر میکنید که این اتفاق باید خیلی وقت پیشتر رخ میداد.»
ما در پشت صحنه بارکلیز سنتر در بروکلین دیدار کردیم و این ستاره موسیقی داشت آماده میشد تا برای هفتاد و سومین برنامه تور «دوباره با هم» نوازندگی کند. این تور اواخر ماه سپتامبر (حدود دو ماه دیگر) به بریتانیا میرسد.
این موفقترین تور کنسرت جنت تا کنون بوده است و مروری است بر تمام دوران حرفهای او از آهنگهای پرتحرک ژانر موسیقی عامهپسند آر-اند-بی Nasty «زشت» و Rhythm Nation «ملت ریتم» تا آهنگهای آرام فریبندهای مثل That's The Way Love Goes «عشق اینطور ادامه پیدا میکند» و Any Time, Any Place «هر زمان، هر جا» - که همهشان با رقصآرایی با شلاق اجرا شدهاند.
او روی صحنه، حضوری مسلط دارد. اما شخصاً آدمی است خجالتی و آرام.

منبع تصویر، Solaiman Fazel
به من میگوید: «حرف زدن را دوست ندارم. مصاحبه کردن را هم دوست ندارم. فکر نمیکنم خیلی این کاره باشم.»
در میانه موج گرمای نیویورک، این حرف رعشه بر تنم میاندازد. آن قدر ویدیوهای یوتیوبی دیدهام که میدانم جنت ممکن است وقتی در کانون توجه است رفتار عجیبی داشته باشد یا حواسپرت شود.
ولی این هراس به سرعت از میان میرود.
امروز، جنت صریح، آرام و خوشمشرب است – نه فقط زیر آواز میزند بلکه میرقصد و حیرتآورتر از همه، درباره زندگی عشقی ناکامش هم شوخی میکند.
با خنده میگوید: «چند بار تا حالا ازدواج کردهام؟ سه بار فکر کنم.»
نوعی راحتی در کلام او هست که نشان میدهد این ستاره موسیقی در تقلایش در برابر عدم اعتماد به نفس و تصویر جسمی خودش موفق شده - یا حداقل راهی پیدا کرده برای کنار آمدن با آن.
دلیلش شاید این است که کسی دیگر را دارد که میخواهد مراقبش باشد.
پسر اولش، عیسی، سال ۲۰۱۷ به دنیا آمده است و در برنامه نیویورک او حضور دارد و با افتخار در کنار صحنه ایستاده و محافظ گوش گذاشته است.
او میگوید: «مادر بودن زیباترین چیز است.»
«عاشق هر ثانیه مادریام هستم.»

منبع تصویر، Janet Jackson
عیسی حالا روی صحنه همان سنی را دارد که جنت موقع اولین برنامه تلویزیونیاش داشت که در کنار برادرش رندی در طرحی کمدی از نمایش کارول برنت ظاهر شد.
با تهمایهای از اندوه در صدایش میگوید: «یادم نمیآید کسی از من درخواستی کرده باشد.»
«فقط یادم میآید که انجامش دادم.»
طولی نکشید که در کمدیهای موفق تلویزیونی مثل Good Times «زمانهای خوب» و Diff'rent Strokes «ضربات مختلف» نقش ایفا میکرد.
در دوران نوجوانی، دو آلبوم اولش را به اسمهای Janet Jackson «جنت جکسون» و Dream Street «خیابان رؤیا» منتشر کرد. یکی از اینها شامل اجرای دونفره دور از انتظاری به همراه کلیف ریچارد بود. فروش هر دوی این آلبومها با شکست مواجه شد.
و بعد در ۱۸ سالگی ناگهان و دور از انتظار همه با جیمز دیبارج، خواننده درشتچشم موسیقی سول، فرار کرد و مخفیانه ازدواج کرد.
ازدواج آنها پس از ۸ ماه باطل شد ولی نه قبل از آن که این ماجرا، تمام اعتبار و شهرت او را در معرض نابودی قرار دهد.
در آن زمان، دیبارج به مواد مخدر اعتیاد داشت و خیلی اوقات ساعتها ناپدید میشد – از جمله در شب عروسیشان. جنت خیلی اوقات در خیابانها شب و روز در به در به دنبال او میگشت.

منبع تصویر، Getty Images
او با حالتی دردناک از به یادآوردن این خاطره میگوید: «آن موقع برنامه تلویزیونی Fame 'شهرت' را داشتم اجرا میکردم و دیر سر کار میرسیدم و فیلمبرداری متوقف میشد.»
«بیمسئولیتی نمیکردم. فقط احساس میکردم، جیمز، بیش از این برنامه به من نیاز دارد.»
«تولیدکنندگان چند بار با من حرف زدند. فکر نکنم خیلی دلبسته من بودند.»
بینهایت جالب
جنت بالاخره درخواست کرد از این برنامه جدا شود و تصمیم گرفت موسیقی را «یک بار دیگر امتحان کند».
تولیدکنندگانی را که پدرش ترجیح میداد رد کرد و جیمی جم و تری لوییس، استادان فانک در مینیاپولیس را برای آلبوم بعدیاش، «کنترل» استخدام کرد.
این دو نفر که به خاطر ترانههای معروف The Time's Jungle Love «عشق جنگلی زمان» و ترانه Just Be Good To Me «فقط با من خوب باش» گروه اس او اس مشهور بودند، صدای تازهای را برای این خواننده پیدا کردند – که سرشار از ریتمهای قدرتمند صنعتی و ترانههای پرقدرت و محکم بودند.
قصهها مستقیماً از زندگی خود جنت برگرفته شده بودند. What Have You Done For Me Lately «تازگیها برای من چه کار کردهای» پاسخی گستاخانه به دیبارج بود، و «زشت» را پس از اینکه جنت و دوستش مورد آزار مردانی در خیابانهای مینهسوتا قرار گرفته بودند، نوشت.
قطعه عنوان آلبوم هم بزرگداشت مبارزهجویانهای از استقلال بود.
«وقتی ۱۷ ساله بودم کاری را که مردم میگفتند میکردم، کاری را که پدرم میگفت میکردم و گذاشتم مادرم مرا شکل دهد، حالا میدانم که باید کنترل را به دست بگیرم.»

منبع تصویر، Getty Images
جم و لوییس به جنت کمک کردند جنبهای از شخصیتش را – جنبه با اعتماد به نفس و مسلطش را – که مردم هرگز ندیده بودند ابراز کند.
و این کار را با مست کردن او با بستنی انجام دادند.
با خنده میگوید: «واقعاً این کار را کردند. نمیدانستم که داخل بستی رام واقعی دارد چون واقعا الکل نمیخوردم.»
«ولی مثل این آدمهای ابله نبودم که تلوتلو بخورم و بیفتم زمین. فقط سرم کمی گیج میرفت و در بیان روایتم جسورتر شده بودم.»
جیمی جم میگوید: «تمام ترانههایی که در آلبوم کنترل با او داشتیم این جسارت را با خود داشت.»
«او همیشه در نقشهایی که در تلویزیون بازی میکرد، بسیار جسور بود و فکر کردیم که این در موسیقیاش بروز ندارد. در نتیجه سعی کردیم قطعاتی واقعا تهاجمی و بسیار کوبنده بسازیم چون میدانستیم از پسشان بر میآید.»

منبع تصویر، Universal Music
آلبوم بینهایت جالب «کنترل» به لطف ویدیوهای چشمگیری مثل «زشت» و The Pleasure Principle «اصل لذت» - که همگی رقصآراییهای کوبنده خود جنت را داشتند - به یکی از محبوبترینهای امتیوی تبدیل شد.
عجیب اینکه خود او هرگز آموزشی رسمی ندیده بود – و حرکاتش را از اجراهای موزیکال کلاسیک امجیام یاد گرفته بود. تنها تجربه او از کلاسهای رقص به فاجعه انجامید.
او میگوید: «وقتی خیلی کوچک بودم مادرم سعی کردم مرا در کلاس باله بگذارد. اما من باسن درشتی داشتم. در نتیجه معلمم میگفت که به قدر کافی باسنم را جمع نمیکنم.»
«و بعد کتکم زد.»
«سنم کم بود. کوچک بودم. شاید چهار پنج ساله بود. این شد که مادرم مرا از کلاس برداشت.»
«سالها بعد وقتی ۱۴ ساله بودم، مرا به کلاسی خصوصی برد. این هم دوام نیاورد.»
«یادم هست که، معلمم، کمی زیادی به من نزدیک شد و بسیار بسیار احساس معذب بودن کردم. و یادم هست که از کلاس بیرون آمدم و به مادرم گفتم و او هم گفت: 'تو دیگر نمیروی آنجا'.»
«در نتیجه من هیچ وقت واقعا درس رقص نگرفتم.»
مقاومت صنعت موسیقی
آلبوم کنترل برای خودش غولی بود و ۱۰ میلیون نسخه از آن فروش رفته بود و شش قطعه پرفروش از آن بیرون آمده بود.
در ادامه ، شرکت موسیقیاش از او خواست که یک آلبوم مفهومی درباره خانوادهاش بسازد.
مدت کوتاهی از این فکر استقبال کرد، You Need Me «مرا نیاز داری»، ترانهای درباره رابطه سختش با جو جکسون که در نهایت ترانهای حاشیهای شد، ولی بالاخره این فکر را رد کرد و سراغ ترانههای اجتماعی و آگاهتر «ملت ریتم ۱۸۱۴» رفت.
این آلبوم الهامگرفته از راه افتادن پخش خبر ۲۴ ساعته بود. جنت شبکه خبری سیانان را مرتب در استودیو پخش میکرد و گزارشهای مردم بیخانمان، جرایم مربوط به مواد مخدر و کشتارها در مدارس سر از ترانههای او در آوردند.
«چیزهایی میدیدم که برای من آزارنده بودند و میخواستم دربارهشان چیزی بنویسم به این امید که تغییری ایجاد کند.»
او میگوید هدفش این نبود که به سبک تریسی چپمن یا یوتو، ترانههای سیاسی بسازد بلکه میخواست بی سر و صدا پیامهایی را وارد موسیقی کند که «حس نامطبوعی داشتند».
«مردم جذب آهنگ ترانه میشدند و بعد شروع به گوش دادن میکردند که ببینند چه پیامی دارد و میگفتند: 'صبر کن ببینم. جالب شد.'»
آیا از اینکه هنوز بعد از ۳۵ سال داریم با همان مشکلات دست و پنجه نرم میکنیم، احساس یأس میکند؟
«احمقانه است، نه؟ غمانگیز است.»
«آیا قدمهای بلندی برداشتهایم؟ بله فکر میکنم حتما قدمهای بلندی برداشتهایم. ولی هنوز راه درازی در پیش است.»

منبع تصویر، Getty Images
جنسیتگرایی (سکسیسم) یکی دیگر از موضوعاتی است که جنت بارها سراغشان رفته است. در ترانههایی مثل The Skin Game «بازی پوست» و New Agenda «برنامه تازه»، «به خاطر جنسیتم بارها و بارها 'نه' شنیدهام».
حتی بعد از موفقیت کنترل، با مردانی که میخواستند برای حرفه او تعیین تکلیف کنند، درگیر شد.
«در این صنعت، به من بیش از یک بار نه گفتند. «تو دختری و دخترها این کار را نمیکنند.»
«و میگفتم: 'خوب، چرا نه؟ چه عیبی دارد که امتحان کنیم؟'».
نتیجه بدیهی این بود که وقتی جنت آلبوم ملایم، شهوانی و صریح «جنت» را به عنوان اولین اثر با معاملهای چند میلیون دلاری با ورجین رکوردز منتشر کرد، با مقاومت مواجه شد.
ولی میگوید شرکت موسیقیاش «عاشق» صدا و حس ترانههایی مثل «عشق اینطور ادامه پیدا میکند»، If «اگر» و «هر زمان، هر جایی» بودند. آلبوم جنت– که با عکسهایی با نیمتنه برهنه برای رولینگ استونز تبلیغ شد – از کنترل هم بیشتر فروش داشت و بیش از ۱۴ میلیون نسخه از آن فروش رفت.
آلبوم بعدی در سال ۱۹۹۷، The Velvet Rope «طناب مخملین» بود که اسباب حیرت بیشتر شد. این آلبوم که آلبومی تلخ و آزارنده بود، مضامین سکسی داشت و در عین حال سراغ موضوعاتی مثل خشونت خانگی، افسردگی و روابط بین همجنسها رفت.
ملایمترین قطعه این آلبوم «دوباره با هم» بود – سرود خانگی لطیف و تلخی که پس از مرگ یکی از دوستانش در اثر ایدز نوشته بود.
متن ترانهها خیلی مشخص نیستند: وعده جنت برای دیدار دوباره در زندگی دیگری برای خیلیها که عزیزی را از دست دادهاند جواب میدهد. اما این قطعه باعث آشفتگی مدیران اجرایی شد.
«فکر کنم به خاطر دوران ایدز و تمام مسایلی بود که گرداگرد آن بود. ولی من دوستان زیادی را از دست داده بودم و خیلی از آدمهایی را که میشناختم قربانیاش شده بودند – و در ذهنم این ماجرا سنگینی میکرد.»
او میافزاید: «ولی هرگز تصور نمیکردم که 'دوباره با هم' را بخوانم.»
«هر چند ترانه را برای خودم نوشته بودم، همیشه فکر میکردم برای کسی مثل مارتا واش از گروه The Weather Girls که آن جنس صدا را داشت بهتر میشد.»
یادبود مایکل
«دوباره با هم» ترانه امضای او شد. این ترانه از هر ترانه دیگر او، و عنوان تور فعلی او، در اسپاتیفای بیشتر پخش شده است.
این تولید شاید به اندازه تورهای تئاتری دهه ۱۹۹۰ او گران نباشد – با فقط پنج رقصنده و طراحی صحنه مینیمال – ولی حس صمیمیتری به اجرا داده است.
جنت سپر دفاعیاش را پایین میآورد و میکروفنش را در طی «دوباره» رو به جمعیت میگیرد و برای هوادارانش هورا میکشد و وقتی در خواندن همراهی میکنند، برایشان بوسه میفرستد.
او با قطعات پرقدرت محبوبی مثل Feedback «فیدبک»، So Excited «خیلی هیجانزدهام» و All Nite (Don't Stop) «تمام شب (بس نکن)» به آنها جایزه میدهد.
اگر جنجال مشکل لباس در برنامه سال ۲۰۰۴ سوپر بول به حرفهاش صدمه نزده بود، همه اینها ترانههای دوره اخیری بودند که بسیار محبوب میشدند (در میانه جنجال آن سال، موسیقی جنت جکسون در امتیوی و صدها ایستگاه رادیویی آمریکایی ممنوع شد.)
یکی از قویترین لحظات این تور موقعی است که Scream «جیغ» را اجرا میکند – که اجرای دو نفری با ویدیوی برادر فقیدش، مایکل است.
او میگوید «گوش دادن به صدای او هر شب، دیدنش و به یاد آوردن ما با هم» هنوز هم بسیار احساساتبرانگیز است.
او تعریف میکند: «مایک و من این ترانه را در آپارتمانش در نیویورک نوشتیم.»
«در نتیجه وقتی این ترانه را میخواند کل این ماجرا برای من تکرار میشود و [به یاد میآورم که] آن روزها چه حالی داشت.»
«و من که خواهر کوچکش بودم و همیشه در کنارش بودم و آن سیستم حمایتی کنارش بود. نقش من همیشه این بوده است.»

منبع تصویر، Getty Images
کنسرت با «دوباره با هم» تمام میشود و در طی آن جنت دستهگلی را از هوا میگیرد و با رقصندههایش روی صحنه میدود و گوش تا گوش چهرهاش میدرخشد.
جمعیت حاضر در بروکلین مملو است از ستارهها از جمله کریستین سیریانو طراح مد، ماکسول خواننده سول، کوین آویانس درگ کویین، و تیناش ستاره آر اند بی – که تکترانه فعلیش، «زشت»، ادای دینی است به ترانه جنت با همین نام.
تیناش میگوید: «همه چیز درباره او ۱۰ از ۱۰ است. او نسخه اصلی همه چیز است.»
«او برای من مرجعی بسیار بزرگ است. او واقعا ملکهای است.»
جنت بعد از اجرا با هوادارانش پشت صحنه دیدار میکند، در حالی که بعد از اینکه عضلهاش هنگام رقص با «تازگی برای من چه کردهای» گرفت، دستش را پشت کمرش گذاشته است.
اما به هر تقدیر، روحیهاش خوب است – و بین اجراهایش منتظر یک «روز مادر» است و به فکر این است که آیا میشود فهرست صحنه را وقتی که در سپتامبر به اروپا میآید عوض کند.
جهت سوال را عوض میکنم و از او میپرسم آیا این تور که دستاوردهای عمر هنریاش را در آن جمع کرده، دید تازهای در زندگی به او داده است یا نه.
در پاسخ میگوید: «فقط از اینکه مردم هنوز علاقه دارند مرا همچنان در اجرای این کار ببینند سپاسگزارم. بسیار احساس خوشبختی میکنم.»

































