سیامک پورزند، «روزنامهنگاری که قرار شد خودکشی کند»؛ روایتی از مهرانگیز کار

منبع تصویر، Siamak Pourzand Foundation
- نویسنده, سپیده زرینپناه
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
«ما تو را نمیکشیم، آزاد هم میشوی، ولی کاری میکنیم که خودت به دست خودت و در دوران شیرین آزادی، خودت را بکشی».
مهرانگیز کار این جمله سیامک پورزند به نقل از بازجویان خود را «شاه بیت» خاطراتی میداند که همسرش با خود از زندانهای جمهوری اسلامی ایران برای او به ارمغان آورده است.
این جمله، مهرانگیز کار را به عنوان نویسنده و در عین حال وکیل سابق، برمیانگیزد تا شرحی را در قالب کتابی با عنوان «سیامک پورزند، روزنامهنگاری که قرار شد خودکشی کند» بر این پیام بنویسد؛ شرحی که دوازده سال پس از «مرگ مشکوک» یا «اعتراضآلود» سیامک پورزند، تبدیل میشود به روایتی تجربی «از زندگی و مرگ مرد فرهنگدوستی که زیر چنگال بیرحم اسلام سیاسی»، وادار به «اقرار و اعتراف اجباری» میشود.
سیامک پورزند، روزنامهنگار شناختهشده سالهای قبل از انقلاب، در سال ۱۳۷۹ بازداشت شد، و در پی شکنجههای بسیار و زیر فشار بازجوییها، ناچار به اعتراف اجباری و تلویزیونی شد؛ اعترافاتی که مهرانگیز کار از آنها به عنوان «دروغهایی بزرگ» یاد کرده است.
کتاب «سیامک پورزند، روزنامهنگاری که قرار شد خودکشی کند»، از آخر ماجرا به سالهای پیش از آن برمیگردد؛ از شبی که پس از چندسال حبس، انفرادی، شکنجه، اعتراف اجباری، آزادی از زندان و دوباره حبس خانگی، خبر سقوط سیامک پورزند ۸۰ ساله، از پنجره آپارتمان مسکونی و به قول مهرانگیز کار از «زندانش» به کف خیابان، به اطلاع همسر و دخترانش میرسد: نهم اردیبهشتماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی.
سیامک پورزند ۲۵ شهریور ۱۳۱۰ متولد شده بود.

اگر به خودکشی فکر میکنید، با متخصصان و نهادهای تخصصی سلامت روان در محل زندگی خود تماس بگیرید.

منبع تصویر، Baran Publication
عزاداری دیجیتالی
صفحات آغازین روایت مهرانگیز کار، با سوگواری غریبانه و عزاداری دیجیتالی خانواده پورزند آغاز میشود؛ با تاکید همزمان دوستان و آشنایان که به آنها درباره بازگشت به ایران هشدار میدهند؛ با اندوه و بهت و خشم فرزندان عزادار که اشک خود را با خیابانهای شهر غریب تقسیم میکنند: حکایت عزاداری انسان تبعیدی، وقتی از وطن خود رانده میشود.
کتاب «سیامک پورزند، روزنامهنگاری که قرار شد خودکشی کند»، مجموعهای است حول زندگی سیامک پورزند از زاویهدید مهرانگیز کار؛ از خاطرات سالهای دور و چندوچون آشناییشان با یکدیگر، تا «انقلاب»، «انتخاب خانهنشینی به مدت ده سال»، «دستگیری و شکنجه چندماهه در سال ۱۳۶۴ به اتهام واهی ارتباط با اپوزیسیون خارج از کشور» (شاپور بختیار)؛ و تا سالها بعد، چالشهای زنی که میخواهد دور از وطن، همسر سالمند خود را از حبس و شکنجه نجات دهد.

منبع تصویر، Siamak Pourzand Foundation
قاب سیاستهای جناحی
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
مهرانگیز کار سالهای آخر زندگی خانواده خود و سیامک پورزند را در «قاب سیاستهای جناحی در ایران» ترسیم کرده است؛ قابی که به عقیده این نویسنده، طرح سرنوشت این خانواده در آن قابل فهم میشود.
سیامک پورزند، از جمله کسانی بود که در دهه ۷۰ خورشیدی، با موج اصلاحات در ایران همراه شد و دوباره به فعالیت فرهنگی-اجتماعی روی آورد.
به گفته مهرانگیز کار، او میخواست همزمان هم فعالیت مدنی داشته باشد، هم بستر مدنی بسازد، اما این دو نقش که همزمان و با استفاده از فرصت بهدست آمده زیر نام «اصلاحات» ایفا میشد، سبب شد «تا خانواده پورزند در مرکز دعواهای جناحی» قرار بگیرد.
همزمان با روند سرکوب «مطبوعات اصلاحطلب»، «تشکلهای تازهپا» و «قتل و حذف شماری از شخصیتهای سکولار»، مهرانگیز کار ۵۸ ساله، در حالیکه در دادگاه بدوی به چهارسال حبس محکوم شده بود، با سپردن وثیقه ملکی، اجازه خروج موقت از کشور میگیرد تا برای معالجه سرطان، و همچنین ساماندهی وضعیت تحصیل دخترش، تا حداکثر یک سال از کشور خارج باشد.
سه ماه بعد از این سفر، سیامک پورزند در خیابان ربوده میشود. بدینگونه خانواده - به گفته راوی کتاب سیامک پورزند - «لای گازانبر دعوای دو جناح اصلاحطلب و تندروی حکومت انقلابی- دینی» از هم گسیخته میشود و همه چیز خود را از دست میدهد.

منبع تصویر، Azadeh Pourzand
پروندهای بزرگ
در روایت مهرانگیز کار، «مطبوعات»، «توسعه جامعه مدنی»، «اعتلای سینما و تئاتر داخلی» و «ضرورت آشنا شدن مردم با سینمای غرب» به عنوان دلمشغولیهای سیامک پورزند مطرح شده است. این روزنامهنگار مطرح سالهای قبل از انقلاب اما، به همسویی با آمریکا و دریافت پول از دولت این کشور، بر ضد حکومت اسلامی و تقویت و تجهیز اصلاحطلبان علیه جریان تندرو متهم میشود.
خانم کار با اشاره به این موارد در گفتگویی با بیبیسی فارسی درباره کتاب تاکید میکند: «پروندهای بزرگ و بدون سند و مدرک برای سیامک باز شد و خانواده ما را از مسیر خودش منحرف کرد. بدون اینکه کسی به این سئوال جدی فکر کند: به راستی چرا آمریکا باید سیامک پورزند را برای انتقال پول به ایران انتخاب کند؟»
نامهنگاریها، جستوجوها و چنگزدنهای مهرانگیز کار و خانواده پورزند به ریسمانهای سست، به امید پاسخگو کردن مقامهای مسئول در ایران، و همزمان تماس با نهادهای حقوق بشر جهانی، دولتهای غربی و مقامهای تاثیرگذار جهان، بخش مهمی از کتاب را تشکیل میدهد. در انتهای کتاب بخشی از مستندات این دادخواهیها به عنوان نمونه آمده است.

منبع تصویر، Azadeh Pourzand
دامها و حیلهها
مهرانگیز کار حول تم گاه آشکار و گاه پنهان دو جناح سیاسی در روایت تازهاش، به دامها و حیلههای مختلفی میپردازد که فراروی فعالان فرهنگی در ایران قرار دارد؛ به ارعاب، تهدید، نقش کمرنگ رئیسجمهور در ساختار سیاسی- حقوقی ایران، کانون وکلای دادگستری غیر مستقل و زیر سلطه قوه قضائیه، نهادهای اطلاعاتی و موازی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی، اطلاعات قوه قضائیه، شیوههای امنیتی و آدمربایی در ایران، بازداشتگاههای غیر رسمی و البته اعترافات اجباری زیر شکنجه.
مهرانگیز کار سالها بهعنوان وکیل دادگستری در ایران فعالیت میکرده، در جمهوری اسلامی ایران زندانی شده و در عین حال در مطبوعات اصلاحطلب هم نوشته است.
بر اساس این تجربیات، او پرونده سیامک پورزند را «یکی از فصول مهم حقوق بشری» و «تاریخ قضایی» حکومت اسلامی ایران میداند، «با مجموعهای از دروغ و جعل و قانونشکنی، شکنجه، اخذ اقاریر اجباری، تهمت و افترا و برنامهای با هدف قلع و قمع ساختار مطبوعاتی، هنری و فرهنگی کشور که زیر فشار سانسور توانسته بود شکل بگیرد».
او میگوید: «پرونده سیامک پورزند در دور دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی نشان میدهد چگونه وقتی جناح اصلاحطلب موفق میشود بخشی از دولت و مجلس را به دست بیاورد، جناح محافظهکار با گشایش پروندهای علیه یک فرد سکولار، جهتگیری فکرشدهای علیه جناح تازهوارد را آغاز، و به قیمت نابودی زندگی یک خانواده، از جناح اصلاحطلب انتقامجویی میکند».
این نویسنده و فعال حقوق بشر نوشته است که وزارت اطلاعات خاتمی در مرحلهای از پیگرد سیامک پورزند، اتفاقا به زیان او «وارد معامله با محافظهکاران شد» تا زیر سئوال نرود: «ترس اصلاحطلبان از محافظهکاران به اندازهای جدی بود که سوای دو سال اول ریاستجمهوری خاتمی، همیشه در مواضع دفاعی بودند و بهگونهای رفتار میکردند تا برچسب ضدیت با ولایت فقیه به آنها نچسبد. این بود که با دستی ما را پیش میکشیدند و با دست دیگر پسمان میزدند. پس برای اینکه بتوانند خودشان را نجات بدهند، به جناح محافظهکار نزدیک و با آن همسو شدند. دیگر اهمیتی هم برایشان نداشت که چند نفر در این مسیر قربانی و فدا میشوند».
بر اساس این روایت، چهرههای اصلی اصلاحات، برای «ادامه بقا در حکومت»، در شرایط سختی که جناح محافظهکار تدارک دیده بود، سیامک پورزند را مدتی پس از بازداشت تنها گذاشتند، علیرغم اینکه برخی مطبوعات این جناح، همچنان از این روزنامهنگار قدیمی حمایت میکردند.

منبع تصویر، ISNA
وکیل تسخیری
مهرانگیز کار در این کتاب به نقد عملکرد دبیر دریابیگی، وکیل تسخیری سیامک پورزند پرداخته و از آن به عنوان «نماد و نشانهای از سیستم قضائی حکومت جمهوری اسلامی ایران» یاد میکند.
او در گفتگویی که برای نگارش این مطلب انجام شد میگوید: «وکیل سیامک به عنوان وکیلی که سوگند خورده و از طرف دادگاه به عنوان وکیل تسخیری در کنار او نشسته هیچ اعتراضی به اعترافات تحت فشار و شکنجه موکلش نمیکند. این وکیل با وجود چنین رفتاری، هنوز هم وکیل است و کانون وکلای غیر مستقل ایران، پروانه وکالت او را لغو نکرده است. میخواستم با وجود تراکم حوادثی که در جامعه ما رخ میدهد و بسیاری موضوعات را به فراموشی و حاشیه میکشاند، این موارد برای اهل تحقیق، در کتابی مشخص ثبت و مدون باشد».
مهرانگیز کار درباره حضور وکیل تسخیری در زمان دیدار سفیران سه کشور ایتالیا، هلند و دانمارک با سیامک پورزند در دوران کوتاه آزادی از زندان و حصر خانگی میگوید: «سیامک در کنار وکیل در مدح حکومت اسلامی حرف میزده. اما با این حال سفرای یادشده به این فضا به دیده شک نمینگریستند. چون همانطور که نوشتم، در فرهنگ قضائی غرب، حضور وکیل در کنار موکل، نشان از بیطرفی قوه قضائیه و مراعات حقوق متهم دارد. این، از سطح پایین میزان آگاهی کشورهای غربی از حیلههای سیستم قضایی کشورهایی چون ایران حکایت میکند. این البته یکی از دهها گره پرونده پیچیده سیامک بوده است».
بیبیسی در مورد اتهامات مهرانگیز کار با دبیر دریابیگی، وکیل تسخیری سیامک پورزند تماس گرفت. آقای دریابیگی در پاسخ همه اتهامات را رد و تاکید کرد «این حرفها مطلقا غیرواقعی است، کذب محض است و شکنجهای در کار نبوده است». او با دفاع از عملکرد خود در این پرونده گفت که «نهایت تلاش خود را کرده تا طبق سوگندی که خورده است از موکلش دفاع کند» و موفق شده «ضعیفترین حکم ممکن را در مقابل اتهامات بسیار سنگین سیامک پورزند» بگیرد.
رنجی بیالتیام
روایت مهرانگیز کار، داستان کوتاهشده رنج بیالتیام خانواده پورزند همزمان با بازداشت و سپس حصر خانگی و تنهایی سنگین سیامک پورزند است.
مهرانگیز کار بر این عقیده است که «زوایای گوناگون و پیچیده این نوع پروندههای قضایی از چشم مردم میافتد. البته نمیتوان با این همه مشکلات موجود در جامعه توقع داشت همه، خانواده یک قربانی را بفهمند، اما قضاوتهای ما بر خانواده فعالان سیاسی تحت شکنجه، تاثیر تلخی بر آنها میگذارد. مدام میشنویم که مردم متوجهاند و اعترافات تحت شکنجه را باور نمیکنند. دریافت من اما اینطور نیست. نه فقط اقرارکننده، کرامت انسانی و احترام اجتماعی خود را از دست میدهد و گرفتار عذاب وجدان میشود، بلکه اعضای خانواده او نیز بسیار رنج میکشند و تحت فشار واکنشهای مختلف قرار میگیرند. اینها بخشی از زخمها و دردهای ما بود که دیده نشد».
این فعال حقوق بشر معتقد است رنج خانواده زندانی هم باید در زیر عنوان نقض حقوق بشر در اعترافات اجباری بررسی شود. از اینرو بر ضرورت ادامه فعالیتهای حقوق بشری برای پایان دادن به اعترافگیری زیر شکنجه تاکید میکند.

منبع تصویر، Getty Images
انسداد مدارک
مهرانگیز کار در تمام دوران حبس سیامک پورزند، با این پرسش که سیستم قضایی ایران بالاخره چگونه و با چه مستنداتی میخواهد پرونده این اتهام بزرگ چند میلیون دلاری علیه همسرش را جمع کند، سالها پیگیر اخبار مطبوعات داخل ایران بوده و مدام یادداشتبرداری میکرده و همین سبب شده تا کمکم کتاب شکل بگیرد.
در این زمینه خاطرات و نکاتی که سیامک پورزند در زمان حبس خانگی و تماسهای تلفنی به خانواده خود گفته نیز در کتاب آمده است. از جمله اینکه یک روز سیامک پورزند به دلیل درد شانه به دفتر رئیس زندان در اوین میرود تا در آنجا پشت میزی بنشیند و درباره دردهایش برای مددکار اوین بنویسد.
در آنجا رئیس زندان از اتاق بیرون میرود و سیامک پورزند موفق میشود رای دادگاه را از لای پرونده خود بردارد و از آن رونویسی کند. بخشی از این رونویسی در انتهای کتاب آمده است.
به گفته مهرانگیز کار، «از طرف دادگستری هیچ رایی به سیامک ابلاغ نشده بوده و وکیل او نیز که حتما آن را داشته، کپی آن را در اختیار وی نگذاشته بوده. در نتیجه ما هنوز هم به طور دقیق نمیدانیم او در چه زندانهایی حبس بوده. خودش مثلا از نشانهای، از کارتون یک جعبه شیرینی که شاید توسط خانواده یک زندانی به داخل زندان منتقل شده بوده حدس میزده دور و بر کدام محله است. یک بار وقتی از سعید حجاریان پرسیدم چه اطلاعی از سیامک دارد، گفت در زندان ۳۳ هست که من هنوز نمیدانم این زندان کجا هست. ما فقط با تکههایی از یک پازل روبهرو هستیم و بسیار قطعه مفقوده».
انتظار برای مدارک تازه
حالا پس از ۱۲ سال کتاب «سیامک پورزند» منتشر شده است.
مهرانگیز کار درباره اینکه چرا زودتر این کار صورت نگرفته است، میگوید: «گمان میکردم اگر صبر کنم و زمان بگذرد، شاید بتوانم اطلاعات دقیقتری از درون سیستم قوه قضاییه به دست بیاورم. مثلا تغییر و تحولاتی رخ بدهد و مدارکی تازه در مورد سیامک در اختیار من و ما قرار بگیرد. بعد دیدم زمان گذشت و هیچ اطلاعات جدیدی به بیرون درز نکرد. پس تلاش کردم آنچه از قطعات این پازل داشتم، در کتاب کنار هم بچینم؛ از تماسها و تلاشهای خودم و خانوادهام و از رفتاری که از سوی شخصیتهای سیاسی اصلاحطلب دیده بودم، از جمله درباره وزیر اطلاعات که اول کمیتهای برای پیگیری پرونده سیامک تشکیل داد و بعد با شکنجهگران همراه شد و بعد شش ماه او را به حال خود رها کرد. امیدوارم این کتاب مانند مرجعی در اختیار هر کسی قرار بگیرد که در آینده روی این پرونده، تاریخ قضایی و یا تاریخ دعواهای جناحی در ایران، تحقیق میکند».




























