فیلم «پرها»؛ مردی که مرغ شد و زنی که تنها ماند

منبع تصویر، El Gouna Film Festival
- نویسنده, محمد عبدی
- شغل, منتقد فیلم
- منتشر شده در
«پرها» (Feathers) ساخته عمر الزهیری فیلمساز مصری که هم شاگرد عباس کیارستمی و هم اصغر فرهادی بوده، به یکی از تحسین شدهترین فیلمهای عربی در سالهای اخیر بدل شده؛ فیلمی که سفرهای جشنوارهایاش را از جشنواره کن آغاز کرد (با جایزه بهترین فیلم در بخش هفته منتقدان) و پس از آن در جشنوارههای بسیار دیگری درخشید و جوایزی هم کسب کرد (از جمله جایزه بهترین فیلم در جشنوارههای استکهلم و الگونا).
«پرها» داستان غریبی را روایت میکند: روایت مردی که در جشن تولد فرزندش وارد جعبه شعبدهباز میشود، اما بر اثر اشتباه او به شکل یک مرغ بیرون میآيد! فیلم از اینجا داستان همسر او را در جست و جوی شوهرش دنبال میکند و در واقع سفری میشود به دل فقر در جامعه و موقعیت یک زن تنها.
الزهیری در گفتوگو با بی بی سی فارسی درباره شکل گیری ایده فیلم میگوید: «شیوهای که کار میکنم به این شکل است که من فقط تخیلاتم را دنبال میکنم. آن موقع میخواستم یک فیلم بلند بسازم. یک ایده یک خطی نوشتم درباره مردی که در تولد پسرش به مرغ تبدیل میشود و زنش از این قضیه رنج میبرد. به نظر شوخی میرسد اما شوخی نیست؛ موضوع مرگ و زندگی است. بعد شروع کردم به دنبال کردن این ایده.»
الزهیری درباره شیوه نوشتن فیلمنامه و کارگردانیاش میگوید: « این طور نیست که روی یک فیلمنامه کامل و آماده کار کنم. فقط یک ایده عجیب را دنبال میکنم. یعنی به دنبال کشف این هستم که چه حس میکنم. من عاشق روبر برسون هستم و میدانید که کتابی نوشته به نام یادداشتهای سینماتوگرافی. جملهای در آن هست که میگوید: کوزه را خالی کن که ماهی را بگیری. معنیاش این است که به جای تلاش برای گرفتن ماهی، کوزه را خالی کن، بعد خب ماهی آنجاست. این روشی است که جواب میدهد. من خودم را خالی میکنم، یعنی خودم را در ابعاد ناخودآگاه، خاطرات و زندگی روزانه کشف میکنم و بعد همه در فیلم میآید.»

منبع تصویر، Mo Abdi
فیلم در حال روایت مشکلات و فقر در جامعه است که به نظر رئالیستی میرسد، اما فیلمساز با تیزهوشی رئالیسم را با سوررئالیسم میآمیزد.
فیلمساز میگوید: «از نظر من روایت رئالیسم به شکلی که وجود دارد، کاری است خسته کننده. این فیلم برای من راهی است برای کشف دوباره انسان. ما عادت میکنیم به زندگی آدمهایی که دارند به این شکل با فقر زندگی میکنند. در هر کشوری میتوانید آدمهایی را پیدا کنید که با این وضع زندگی میکنند و حتی در خیابان میخوابند و ما هم نمیتوانیم کاری بکنیم. به این قضیه عادت کردهایم و پذیرفتهایم.»
«ولی اگر از نظر انسانی به این قضیه نگاه کنید، پذیرفتن این امر قابل قبول نیست. این را هم اشاره کنم که خیلی چیزها را بخاطر قانون میپذیریم و نه اخلاقیات. مثلاً خیلیها نژادپرست نبودن را بخاطر قانون میپذیرند اما در درونشان نژادپرست هستند. این نشان میدهد که انسان موجود بیرحمی است. این شکلی است که من میبینم.»
«اگر این را به شکل مستقیم و رئالیستی بگویم برای خودم هم خسته کننده میشود. برای همین خواستم که از سینما و داستانگویی استفاده کنم که داستانی را بگویم که وجود ندارد. کابوسی را خلق کنم که وجود ندارد اما مشابهاش را در هر جایی در دنیا میتوان یافت. شاید جایی به این کثیفی و با این همه دود وجود نداشته باشد، اما این روشی است برای جلب توجه تماشاگر به این چیزهای سوررئال. با شوخی در فیلم میتوان همه چیز را نشان داد. به نظر بامزه است و میخندی، اما بعد از خنده، حس میکنی گناهکاری. این دقیقاً چیزی است که میخواهم.»

منبع تصویر، El Gouna Film Festival
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
فیلمساز در روایتش از نماهای بلند و ایستا استفاده میکند و سعی دارد نماهایش به تابلوهای نقاشی شبیه شود، از جمله نورپردازی شبیه به نقاشیهای کاراواجیو:
«این شیوهای است که با آن سعی دارم انتظارات را عوض کنم. یعنی از ابتدا میخواهم انتظار تماشای فیلمی عادی که مثل بقیه فیلمهاست را از تماشاگر بگیرم. برای همین از زبان معمول فیلمها که آمیخته است با نماهای نزدیک، نماهای از پشت شانه و حرکات دوربین، در این فیلم خبری نیست.»
«همه اینها را گذاشتم کنار و خواستم فیلمی بسازم از زاویه دید شخصیت اصلی با دوربین بیحرکت. یعنی زندگی را از دید چشم شخصیت اصلی ببینم. این زبان بصری فیلم را شکل داد. هر تصویر مثل نقاشیای است که شکل گرفته و تأثیری در زندگی این زن دارد.»
الزهیری درباره بازی بازیگرانش میگوید: « این فرض وجود داشت که کسی در فیلم بازی نکند، چون بازیگری بخشی از سینماست که من سعی داشتم در فیلمام نداشته باشم و انتظار تماشاگر از سینمای معمول را از او بگیرم. تلاشم این بود که آدمهایی را ببینیم که زندگی واقعی را تجربه میکنند. برای همین سعی کردم که بازیها بسیار خام باشند و مملو از اشتباهات بازیگری، مثل نگاه کردن به دوربین و نبودن در نقطه درست تصویر.»
«این باعث میشود که تماشاگر بپرسد چه اتفاقی دارد میافتد؟ آیا این واقعی است؟ به این ترتیب فیلم بیشتر به واقعیت نزدیک میشود. این بود که از ابتدا نمیخواستم آنها تست بدهند یا تمرین کنند. فیلمنامه را به آنها ندادم و تنها شرایط را برایشان توضیح دادم و اجازه دادم که خودشان باشند در جلوی دوربین.»































