التون جان و واتفورد؛ اسطوره موسیقی بریتانیا از عشق به فوتبال میگوید

منبع تصویر، Getty Images
التون جان، خواننده و ترانهسرای سرشناس بریتانیایی، جذب گراهام تیلور بهعنوان سرمربی واتفورد را یکی از بهترین لحظات زندگی خود میداند. این اسطوره موسیقی در مصاحبهای طولانی با گری لینهکر، درباره نقش مهم واتفورد در زندگیاش میگوید. او اذعان میکند همچنان هر آخر هفته دیوانهوار از تیم محبوبش، واتفورد حمایت میکند.
التون جان، واتفورد را در سال ۱۹۷۶ خرید و به همراه سرمربی تیم، گراهام تیلور، این تیم را از پایینترین سطح به رتبه دوم لیگ برتر در سال ۱۹۸۳، فینال جام حذفی و نیز مسابقات اروپایی رساند.
آقای جان باشگاه را سال ۱۹۹۰ فروخت و دوباره آن را در سال ۱۹۹۷ خرید. اما سرانجام در سال ۲۰۰۲ از ریاست این باشگاه کنارهگیری کرد. در دومین دوره، تیلور بازگشت و واتفورد را از دسته دو به لیگ برتر رساند.
جان در مورد عشقی که هنوز به این باشگاه دارد، میگوید: «هر آخر هفته دیوانهوار به تماشای مسابقات واتفورد مینشینم، با اینکه گاهی آخر هفتههایم میتواند عذابآور و افسردهکننده باشد و زندگیام را خراب کند.»
او به صورت افتخاری، رئیس مادامالعمر این باشگاه است و کتابی به نام «همیشه واتفورد» با همکاری جان پرستون منتشر کرده است.
شروع هواداری فوتبال
وقتی پنج یا شش ساله بودم، پدرم مرا به ورزشگاه خانگی فولام میبرد و من هم همیشه دوست داشتم کنارخط بنشینم. پسر عمویم، روی دوایت، در همان تیم فولام بازی میکرد که جیمی هیل، بدفورد جزارد، جانی هاینس و تونی ماسدو در آن بودند. با اینکه من با تماشای بازیهای فولام بزرگ شدم، اما این تیم صرفاً تیم محلی است که در آن بزرگ شدهام.
وقتی روی به ناتینگهام فارست رفت، توجه و علاقه من به آن تیم جلب شد.
چگونه مالک واتفورد شد؟

منبع تصویر، Getty Images
من با راد استوارت برای جمعآوری پول برای باشگاه واتفورد کنسرتی برگزار کردم و نایب رئیس آن شدم. رئیس وقت، جیم بونسر بود و خیلی سوء استفاده کرده بود. به او پیشنهادی دادم که نمیتوانست رد کند. بنابراین او رفت و ابتدا مدیر و سپس رئیس باشگاه شدم.
خیلی مصمم بودم که کاری کاملاً متفاوت نسبت به حرفهام انجام دهم. در کار من اطرافم پر از آدمهای چاپلوس است، اما فوتبال جایی بود که از آن آمده بودم.
هیچ انتقادی دریافت نکردم و صرفاً نظراتی از روی همجنسگرا هراسی دریافت کردم که به آنها میخندیدم و البته انتظارش را هم داشتم. هر برخوردی که با من میشد با شوخی از آن میگذشتم و برایشان دست تکان میدادم.
مصمم بودم و هدفم را روی این تیم مترکز کرده بودم، کارهای احمقانه انجام نمیدادم و میخواستم این کار را به خوبی انجام دهم و میدانستم که میتوانم.
انتصاب گراهام تیلور
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در سال ۱۹۷۷، یک سال پس از آغاز ریاستش بر باشگاه، گراهام تیلور را که آن زمان سرمربی لینکلن سیتی بود، به عنوان سرمربی منصوب کرد. تیلور در حالی واتفورد دسته چهارمی را انتخاب کرد که پیشنهاد سرمربیگری وست بروم در لیگ برتر را داشت.
قبل از تیلور، صحبت از جذب بابی مور بود. من با او صحبت کردم اما هیئت مدیره تمایلی نداشتند. مویر استراتفورد، که یکی از اعضا هیئت مدیره بود، گفت: «گراهام تیلور، سرمربی لینکلن سیتی، به نظرم یکی از بهترین سرمربیان جوان با ۲۸ سال سن است.»
وقتی با گراهام تماس گرفتم، وست بروم هم او را زیر نظر گرفته بود و همه جا صحبت از او بود. گفتم: «من التون جان، رئیس واتفورد هستم و دوست دارم شما سرمربی ما باشید.»
به خانه من در وینزور آمد و متقاعدش کردم که سرمربی تیم ما شود. برت میلیچیپ، رئیس وست بروم، گفت: «برای چه به آنجا میرود و پیشنهاد ما را رد میکند؟» این واکنش البته کاملاً برایم قابل درک است.
اما واقعاً اینکه چرا تیلور، واتفورد را به جای وستبروم انتخاب کرد، نمیدانم و صرفاً همه چیز با هم جور شد.
وقتی گراهام پذیرفت، یکی از بهترین لحظات زندگیام بود، زیرا احساس میکردم کاری خارج از دنیای موسیقی انجام دادهام که هرگز فکر نمیکردم بتوانم. متقاعدش کردم که میتوانیم شش سال دیگر در اروپا باشیم. طوری به من نگاه کرد که انگار دیوانه شده بودم. سپس سراغ این ماجراجویی بزرگ رفتیم.
رابطه خاص با تیلور

منبع تصویر، Getty Images
در زندگی، دو رابطه عالی در فوتبال و موسیقی داشتهام، یکی همکارم در ترانه سرایی، برنی تاپین و دیگری گراهام تیلور، سرمربی فوتبال، که هر دو از لینکلن بودند.
رابطه خوب و خاصی با هم داشتیم که بسیار مهم بود. چون من خارج از فوتبال بودم، دوست داشتم بازیکنی که علاقه داشت را بخرم و با هم به تماشای بازیهای خارج از واتفورد میرفتیم که بسیار جالب بود.
او میگفت: «این بازیکن را میخواهم و باید او را بخریم»، من هم میگفتم: «بفرما این چک خریدن او». هرگز برای جذب بازیکن خرج زیادی نمیکرد و از پول من سوء استفاده نکرد. بازیکنانی را میخرید که به درد تیم بخورند. در مقابل هم اگر کسی در تیم جا نمیافتاد او را کنار میگذاشت.
ما هر دو از طبقه کارگر آمده بودیم و خیلی راحت با هم اخت شدیم. با هم بازی میکردیم و هر دو به شدت از باخت بیزار بودیم.
او مهارتهای مدیریتی بسیار خوبی داشت و در زمان خودش مربی خوبی بود. من از رفتاری که با او (به عنوان سرمربی انگلیس) شد و او را «شلغم» خطاب کردند، بسیار ناراحت شدم و خیلی اذیت شدم. او مرد خوبی بود.
مثل برادر هم بودیم و وقتی مرد، خیلی ناراحت شدم. من فقط چند روز قبل از مرگش با او صحبت کرده بودم.
معنای واتفورد برای التون جان و شباهتهای فوتبال و موسیقی

منبع تصویر، Getty Images
اولین دوره ریاستم، دوران فوق العادهای در زندگیام بود. خدا را شکر که این کار را کردم. برای من خیلی معنی داشت زیرا بخشی از زندگیام بود که به عنوان یک پسر جوان توانسته بودم با عبور از مسیری سخت به دو جایگاه مهم برسم.
وقتی به صورت تیمی کارها را انجام میدهید، همه چیز شتاب میگیرد و این خیلی هیجانانگیز است. مثل تهیه یک آلبوم موفق موسیقی است.
در رویاهایم میتوانستم فوتبالیست باشم و فوتبال را دوست داشتم، اما سرنوشتم این بود، چون عاشق موسیقی هستم. ترکیب موسیقی و صحنه فوق العاده بود.
وقتی به این فکر میکنم که این باشگاه چقدر کمکم کرده و احساس خوبی به من داده است، خیلی احساساتی میشوم. به من کمک کرد تا منظمتر شوم. حضور در این باشگاه باعث شد تواضع داشته باشم. البته تمام اینها حاصل یک تلاش جمعی بود. چیزی که کمتر این روزها در فوتبال شاهدش هستیم.
پشیمانی فینال جام حذفی
واتفورد در فینال جام حذفی ۱۹۸۴ با نتیجه دو بر صفر مقابل اورتون در ومبلی شکست خورد. واتفورد تا به این اندازه به کسب یک جام بزرگ نزدیک نبوده است. جان در نظر داشت قبل از بازی برای بازیکنان سخنرانی کند، کاری که قبلا هرگز انجام نداده بود، اما در نهایت تصمیم گرفت این کار را نکند.
فینال جام حذفی یک معماست. با نگاهی به گذشته، باید به گراهام میگفتم: «میخواهم قبل از بازی در رختکن صحبت کنم.»
فکر میکنم بازیکنان از اینکه به فینال رسیده بودند برایشان کافی بود. من اشتباه کردم، باید قبل از بازی میرفتم و میگفتم: «در فوتبال، از این اتفاقها خیلی نمیافتد، به ندرت پیش میآید، باید بروید و باور داشته باشید که میتوانید بازی را ببرید.»
فکر میکنم اگر جسارت داشتم و از گراهام میخواستم، او اجازه این سخرانی را به من در رختکن میداد. منطقی هم بود. چون من در مناسبتهای خیلی بزرگی رفته بودم و آنها این تجربه را نداشتند. اورتون تیم بهتری نبود، اما برای برد مصممتر بود.































