۲۰ سال بعد از گروگانگیری مدرسه شماره یک؛ کشتاری که نقاط ضعف پوتین را آشکار کرد

تصاویر قربانیان

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, سارا رینسفورد
    • شغل, گزارشگر بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

روزی که بسلان خاکسپاری کشته‌شدگانش را شروع کرد، تعداد ماشین‌های حامل تابوت‌ انقدر زیاد بود که جاده منتهی به گورستان را مسدود کردند.

همه اهالی این شهر کوچک منطقه قفقاز یکی از بستگان خود را از دست داده بودند یا کسی را می‌شناختند که در جریان محاصره «مدرسه شماره یک» کشته شده بود.

این حمله تروریستی که شبه‌نظامیان تا دندان مسلح و اکثرا چچنی آغاز کردند سه روز به طول انجامید.

۳۳۴ نفر در این ماجرا نفر جان دادند که ۱۸۶ نفر از آنها کودک بودند.

امروز ۲۰ سال از پایان حمله غافلگیرانه به مدرسه، محاصره آن توسط نیروهای دولتی و انفجارهای ویرانگر می‌گذرد، اما من هنوز صدای ناله مادران بسلان را می‌شنوم. هنوز اندوهی بر شهر سایه افکنده است.

من می‌توانم تابوت سفید آلینا ۱۱ ساله را در حیاط جلوی خانه او به تصویر بکشم که عروسک‌هایش را با دقت کنار تابوت چیده بودند.

و من همیشه ریما را به یاد خواهم داشت که سه روز را با نوه‌هایش و صدها گروگان دیگر در هوای خفقان آور سالن ورزش مدرسه گذراند در حالیکه بمب‌هایی از حلقه‌های بسکتبال بالای سرشان آویخته شده بود.

در آن زمان، او اعتراف کرد که از زنده ماندن خودش شرمسار است.

همانطور که او و نوه‌هایش زیر آتش گلوله به سمت در خروجی سالن می‌دویدند، مجبور شدند از روی جسد پسر کوچکی بگذرند.

ریما در حالیکه اشک از گونه‌های سرازیر بود ناله می‌کرد: «خدایا ما را به خاطر این کارمان ببخش.»

ولادیمیر پوتین روز ۲۰ اوت ۲۰۲۴ از مدرسه ویران شده بسلان دیدن کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ولادیمیر پوتین روز ۲۰ اوت ۲۰۲۴ از مدرسه ویران شده بسلان دیدن کرد

اولین درس‌ها درباره پوتینیسم

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

رنج بسلان در سال ۲۰۰۴ در سراسر روسیه احساس و در سراسر جهان طنین‌انداز شد.

مرحله اول این فاجعه با حمله ده‌ها مرد و زن آغاز شد که با تیراندازی هوایی به مدرسه یورش بردند و صدها فرد وحشت‌زده را گروگان گرفتند.

آنها مادران را با نوزادان و بادکنک‌هایشان و دختران کوچک را که روبان سفید به موهایشان بسته بودند به گروگان گرفتند. اینها اعضای خانواده‌هایی بودند که در جشن روز اول مدرسه شرکت داشتند.

مهاجمان مسلح مواد منفجره را در سراسر سالن ورزش کار گذاشتند و به اعدام گروگان‌های مرد پرداختند.

تابستان آن سال، جنگ وحشیانه ولادیمیر پوتین علیه جدایی‌طلبان در چچن - که چهار سال قبل از آن آغاز شده بود - از مرزهای این جمهوری خودگردان در جنوب روسیه فراتر رفت.

یک روز قبل از محاصره بسلان، یک زن چچنی بمب همراه خود را در مقابل یک ایستگاه مترو در مسکو منفجر کرد که در اثر آن، ۱۰ نفر کشته شدند. قبل از آن، بمبگذاران انتحاری دو هواپیما را در آسمان منفجر کردند و حمله مرگباری هم به یک جشنواره موسیقی رخ داده بود.

اما اکنون دو دهه است که درباره نحوه برخورد آقای پوتین و مقاماتش با حمله به بسلان و تاکیدشان بر تصمیم خود برای «تسلیم نشدن» در برابر تروریست‌ها همچنان پرسش‌های مهمی مطرح است.

آیا آنها اصلا سعی کردند با مذاکره با مهاجمان به این گروگانگیری پایان دهند؟

چرا تاکید می‌شود که مهاجمان هیچ خواست سیاسی مطرح نکردند در حالیکه چچنی‌ها خواستار خروج نیروهای روسیه از چچن شده بودند؟

آیا امکان داشت تعداد بیشتری از کودکان زنده آزاد شوند؟

مهمتر از همه، چرا نیروهای دولتی به شلیک تانک و استفاده از شعله‌افکن مبادرت کردند در حالیکه هنوز صدها گروگان در داخل مدرسه بودند؟

برای بسیاری از ناظران، محاصره بسلان حاوی درس‌های اولیه و مهمی از ماهیت پوتینیسم است از جمله اینکه او برای سرکوب کسانی که او را به چالش می‌کشند از نابود کردن هیچ چیز و هیچ کس ابایی ندارد.

مدرسه ویران شده در بسلان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مدرسه ویران شده در بسلان

حفظ وجهه

۲۰ سال طول کشید تا آقای پوتین از ویرانه‌های مدرسه شماره یک بسلان دیدن کند.

حتی در این بازدید هم او در مراسم سالگرد این فاجعه در کنار خانواده‌های مصیب‌دیده حضور نیافت بلکه دو هفته پیش به تنهایی به آنجا سفر کرد.

به عنوان یادمان این فاجعه، چند دیوار شکسته مدرسه حفظ شده است که در یک کفن طلایی‌رنگ پوشیده و عکس‌های قاب شده قربانیان بر آن آویخته است.

در آنجا، وسط سالن ورزش که گروگان‌ها در آن نگهداری می‌شدند، آقای پوتین دسته گلی را زیر یک صلیب چوبی قرار داد.

برای اکثر رهبران جهان، غیرقابل درک است که رهبر روسیه قبلا از این مکان دیدن نکرده است. این مرگبارترین حمله تروریستی در روسیه بود. اما آقای پوتین همیشه ترجیح داده است که از او در یک جت جنگنده یا در احاطه نظامیان فیلمبرداری شود.

عکس گرفتن در کنار قبر کودکانی که او نتوانست آنها را نجات دهد نمی‌تواند به وجهه عمومی او به عنوان مرد عمل کمکی ‌کند.

در واقع، او قبلا به بسلان رفته بود، اما آن سفر چندان خبرساز نشد.

درست پس از خاتمه محاصره مدرسه و پایان کار گروگانگیرها، پوتین در اواخر شب و زیر پوشش تاریکی برای بازدید از بیمارستان به بسلان پرواز کرد. او به مردم بسلان گفت که تمام روسیه همراه با آنان عزادار است اما با طلوع آفتاب او شهر را ترک کرده بود.

به خاطرم هست که در آن زمان از خانواده‌های داغدار شنیدم که «او خیلی دیر آمد. او باید مدتی پیش ما می‌ماند.»

اما پوتین جرات نکرد چنین کند.

چهار سال قبل از آن، برخورد او با زنان عزادار به روحیه‌اش آسیب زده و او را ترسانده بود. در سال ۲۰۰۰ که زیردریایی کورسک غرق شد، پنج روز طول کشید تا دست از تعطیلات خود بکشد و به ملاقات خویشاوندان قربانیان برود. و آنها هم خوب از خجالتش درآمدند.

به این ترتیب، آقای پوتین شیوه تدوین برنامه‌های به دقت تنظیم شده ملاقات با مصیبت‌دیدگان را تکمیل و به مشخصه دوره ریاست جمهوری خود تبدیل کرد. در این قبیل دیدارها، فقط جمعیت کوچکی از افراد از پیش بررسی شده حضور دارند و همه جزئیات تحت کنترل است.

در سال ۲۰۰۴ مردی به یادمان موقت قربانیان در سالن ورزشی ویران شده مدرسه ادای احترام می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، در سال ۲۰۰۴ مردی در برابر یادمان موقت قربانیان در سالن ورزشی ویران شده مدرسه ادای احترام می‌کند

آمارها و دروغ‌ها

در دیدار پوتین از بسلان در ماه گذشته، فقط سه تن از مادران کشته‌شدگان را برای ملاقات با او دعوت کردند.

پوتین در برابر دوربین تلویزیون دولتی، مصیبتی را که بر آنها گذشته بود برایشان توصیف کرد: «این یک اقدام هولناک بود که جان ۳۳۴ نفر را گرفت. و از این تعداد، ۱۳۶ نفر کودک بودند.»

در این لحظه، دوربین تلویزیون مادران حاضر را نشان نمی‌داد اما مطمئنا آنها از اشتباه او غافل نبودند.

زیرا شمار کودکان کشته شده در بسلان ۱۸۶ نفر بود.

این عددی است که در مغز همه ساکنان آن شهر حک شده است. این تنها چیزی است که کسی آن را فراموش نمی‌کند.

اما منظور آقای پوتین از سفر به بسلان ابراز همدردی نبود. مادران سیاهپوش فقط آرایش صحنه بودند.

او آنها را برای بیان یک نکته به کار گرفته بود.

دو دهه پیش، او به روس‌ها یادآوری کرد که جنگیده و در جنگ خود علیه تروریسم پیروز شده است.

اکنون او با «نئونازی‌ها» و غرب متخاصم در اوکراین می‌جنگد و قول داده است که در این جنگ نیز پیروز خواهد شد.

پیش از این هم در سال ۲۰۰۴ تحریف واقعیت و دروغ در قواعد بازی پوتین وجود داشت. در آن زمان، مقامات دولتی تعداد گروگان‌های بسلان را به طرز فاحشی کمتر از آمار واقعی اعلام کردند.

من در روز اول محاصره مدرسه توسط نیروهای دولتی به شهر رسیدم و به زودی متوجه شدم که تعداد گروگان‌ها در آن مدرسه سه برابر بیشتر از تعدادی است که مقامات به آن اذعان داشتند.

این را همه اهالی محل به ما گفتند. اما خبرنگاران تلویزیون دولتی، با آموزش قبلی، به تکرار این دروغ ادامه می‌دادند.

مردم نگران آن بودند که نیروهای برای یورش به مدرسه آماده می‌شوند، بنابراین مقامات محلی تعداد تلفات احتمالی را کم اهمیت جلوه می‌دادند.

یک مامور آتش‌نشانی در جریان عملیات نجات در مدرسه بسلان سالن ورزش را بررسی می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یک مامور آتش‌نشانی در جریان عملیات نجات در مدرسه بسلان سالن ورزش را بررسی می‌کند

درس‌هایی برای پوتین

من غالبا به این فکر کرده‌ام که اگر در یک دموکراسی غربی، تعداد گروگان‌های کشته شده در یک عملیات مقابله با گروگانگیری از تعداد تروریست‌های کشته شده به مراتب بیشتر شود، بر سر آن دولت چه خواهد آمد؟

من فکر می‌کنم که چنین دولتی به زحمت بتواند از نتیجه تحقیقات رسمی اجتناب ناپذیر یا حداکثر از انتخابات بعدی جان سالم به در ببرد.

اما ولادیمیر پوتین در روسیه نگران هیچکدام نبود.

در سال ۲۰۱۷، دادگاه حقوق بشر اروپا رای داد که دولت روسیه در انجام وظیفه خود در حفاظت از گروگان‌ها کوتاهی کرده است و در حالیکه عملیات رو به فروپاشی بود «به قوه قهریه نامتناسب متوسل شده است.»

این رای در پی شکایت مادران ناامید و داغدیده‌ای صادر شد که در پی اجرای عدالت بودند.

اما در خود روسیه هیچ تحقیقات جدیدی صورت نگرفت. هیچ مقام ارشدی پاسخگو نشد.

در مراسم ماه گذشته و هنگامی که سه مادر بسلان در دیدار با آقای پوتین در مورد نحوه مقابله با واقعه به او شکایت کردند، او به ظاهر تعجب کرد و قول داد به این موضوع رسیدگی کند. او ۲۰ سال برای رسیدگی به این فاجعه وقت داشته است.

با این حال، او بلافاصله پس از خاتمه گروگانگیری به یک موضوع اشاره کرد.

در سال ۲۰۰۴، آقای پوتین اعلام کرد که شیوه گزینش فرمانداران در مناطق مختلف فدراسیون روسیه از طریق انتخاب مسقتیم مردم را لغو می‌کند و ادعا کرد که این تصمیم به بهبود امنیت کمک خواهد کرد. به وضوح بین این تصمیم و حمله بسلان ارتباطی وجود نداشت.

هنگامی که پارلمان برای رای‌گیری در مورد این تغییر روش تشکیل جلسه داد، سیاستمداران مخالف با سروصدای زیاد به مخالفت با آن پرداختند و در مورد یک «دیکتاتوری خزنده» هشدار دادند.

دو دهه بعد، دیگر صدای مخالفتی از پارلمان به گوش نمی‌رسد.

فرمانداران روسیه هنوز توسط کرملین منصوب می‌شوند.

رسانه‌های دولتی دست‌آموز حکومت هستند و دموکراسی درهم شکسته است.

تنها درسی که آقای پوتین از حمله به مدرسه شماره یک گرفت، درس افزایش کنترل بود.