جام جهانی ۲۰۲۶؛ چرا شمار بازیکنان متولد خارج در تیمهای ملی بیشتر شده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, فرناندو دوآرته
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
در جریان تساوی یک بر یک مراکش مقابل برزیل در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ (۱۳ ژوئن ۲۰۲۶)، این تیم برای ۲۵ دقیقه تاریخساز شد؛ زمانی که هیچکدام از بازیکنان داخل زمین در خاک مراکش به دنیا نیامده بودند.
جام جهانی ۲۰۲۶ بالاترین درصد بازیکنانی را دارد که برای کشوری غیر از محل تولدشان بازی میکنند؛ چیزی نزدیک به یکچهارم کل بازیکنان حاضر در این تورنمنت.
پیش از این نیز در ۱۶ ژوئن، ابراهیم امبایه متولد فرانسه برای سنگال گل زد تا در شکست ۳-۱ تیمش مقابل «خروسها»، شاهد گلزنی یک بازیکن به کشور محل تولدش باشیم. این اتفاق یادآور لحظه عجیب جام جهانی ۲۰۲۲ است؛ زمانی که بریل امبولو، مهاجم سوئیس که متولد کامرون است، نخستین بازیکن در تاریخ بیش از ۹۰ ساله این مسابقات شد که دروازه کشور محل تولد خود را باز میکند.
او در آن لحظه به جای اینکه از خوشحالی به هوا بپرد، دستانش را به نشانهای شبیه به عذرخواهی بالا برد. امبولو در آن زمان به خبرنگاران گفت: «میدانستم اگر گل بزنم، به نشانه احترام خوشحالی نخواهم کرد. البته این به آن معنا نبود که از گلزنی خوشحال نیستم.»
بر اساس فهرستهای رسمی ارائهشده به فیفا، در جام جهانی ۲۰۲۶ تنها ۸ تیم از ۴۸ تیم حاضر، هیچ بازیکن متولد خارج از کشوری در ترکیب ندارند.
کوراسائو، تیم تازهوارد جام جهانی، در فهرست ۲۶ نفرهاش تنها یک بازیکن دارد که در این جزیره حوزه کارائیب متولد شده است. این کشور بخشی از پادشاهی هلند به شمار میرود و بیشتر بازیکنان آن متولد این کشور هستند. در همین حال، قطر بازیکنانی از ۱۰ ملیت مختلف، از کشورهای آفریقایی و اروپایی گرفته تا یک بازیکن از آمریکای جنوبی را به تیم خود آورده است.
البته چنین تغییر تابعیتهایی گاهی باعث چنددستگی در خانوادهها شده است. چهار جفت برادر در این مسابقات برای تیمهای مختلف بازی میکنند: دزیره و گوئلا دوئه (فرانسه و ساحل عاج)، نیکو و اینیاکی ویلیامز (اسپانیا و غنا)، هری و جان سوتار (استرالیا و اسکاتلند) و برادران ناتنی دریک لوکاسن و برایان بروبی (غنا و هلند).
پیش از مسابقات این دوره چنین اتفاقی تنها دو بار رخ داده بود: زمانی که جروم و کوین پرینس بواتنگ، برادران ناتنی، در دو جام جهانی (۲۰۱۰ و ۲۰۱۴) برای آلمان و غنا بازی کردند و در هر دو دوره نیز در زمین مسابقه روبروی یکدیگر قرار گرفتند.
خیسبرت اونک، تاریخنگار هلندی و متخصص مطالعات مهاجرت و هویت در دانشگاه اراسموس هلند، میگوید که این روند بازتابی از یک جهان در حال تغییر است: «نزدیک به ۴ درصد از جمعیت جهان در کشوری زندگی میکنند که در آن متولد نشدهاند. این آمار در میان نیروهای کار متخصص و ورزشکاران نخبه حتی بالاتر است. این وضعیت الگوهای مهاجرت را بازتاب میدهد.»
تاریخچهای کوتاه از تغییر پرچم
درصد بازیکنان متولد خارج در تیمهای جام جهانی طی دهههای گذشته همواره پر نوسان بوده است. بر اساس پژوهش مرکز مهاجرت، سیاست و جامعه دانشگاه آکسفورد (COMPAS)، این آمار تا پیش از دو تورنمنت اخیر بین ۲ تا ۱۴ درصد باقی مانده بود، اما در سالهای اخیر جهش بزرگی داشت و در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به ۱۶/۵ درصد رسید.
با افزایش تعداد تیمهای شرکتکننده از ۳۲ به ۴۸ تیم در جام جهانی ۲۰۲۶، این نسبت به بیش از ۲۳ درصد افزایش یافت و شمار کل بازیکنان متولد خارج به ۲۸۹ نفر از میان ۱۲۴۸ بازیکن رسید.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
فیفا سال ۱۹۰۴ تاسیس شد ولی قوانین رسمی ملیت را تازه در دهه ۱۹۶۰ وضع کرد. تا پیش از آن، بازیکنان میتوانستند برای هر کشوری که دوست دارند بازی کنند.
برجستهترین نمونه این موضوع لوئیس مونتی است. این هافبک آرژانتینی در جام جهانی ۱۹۳۰ برای کشورش بازی کرد و نایب قهرمان شد. او سپس ملیت خود را تغییر داد و در جام جهانی ۱۹۳۴ برای تیم ملی ایتالیا بازی کرد و قهرمان شد. مونتی همچنان تنها بازیکنی است که در فینال جام جهانی برای دو کشور مختلف بازی کرده است.
فیفا در سال ۱۹۶۲ معیارهای واجد شرایط بودن را صادر کرد؛ قوانینی که حکم میکرد بازیکنان باید شهروندی کشوری را که میخواهند برایش بازی کنند داشته باشند و دیگر نمیتوانند در طول دوران حرفهای برای بیش از یک کشور بازی کنند و تنها برای بازیکنانی که ملیت آنها بدون خواست خودشان تغییر کرده بود (مانند ورزشکاران اتحاد جماهیر شوروی سابق و یوگسلاوی) استثنا قائل شدند.
تغییرات بعدی در سال ۲۰۰۴ رخ داد؛ زمانی که فیفا به بازیکنان اجازه داد در رده جوانان برای یک کشور و در رده بزرگسالان برای کشور دیگری بازی کنند. با این حال، فیفا شرط کرد که بازیکن باید «پیوند آشکاری» با آن کشور داشته باشد؛ به این معنی که دستکم یکی از والدین یا پدربزرگ و مادربزرگش در آن کشور متولد شده باشند، یا خود بازیکن دستکم دو سال در آنجا سکونت داشته باشد.
از آن زمان، شرط سکونت به پنج سال افزایش یافته است. همچنین اکنون اگر بازیکنان پیش از ۲۱ سالگی، سه بازی یا کمتر در رده بزرگسالان برای تیم ملی قبلی خود انجام داده باشند، اجازه تغییر ملیت دارند.
ورود «شیرهای اطلس»
این تغییرات در قوانین، خبر خوشی برای کشورهایی مانند مراکش بود که بخش بزرگی از شهروندان واجد شرایط آنها در سراسر جهان پراکندهاند. در دهه ۲۰۱۰، این کشور در تلاش برای بهبود کیفیت فوتبال خود، استعدادیابهایی را در کشورهای اروپایی دارای جوامع بزرگ مراکشی (مانند: فرانسه، هلند و بلژیک) مستقر کرد.
تزریق این استعدادها از میان بازیکنان مهاجر، یکی از عوامل اصلی درخشانترین دوران فوتبال مراکش بود: نخستین کشور آفریقایی که به نیمهنهایی یک جام جهانی (قطر ۲۰۲۲) راه یافت.
دو نفر از سه بازیکن مراکشی که در ضربات پنالتی مرحله یکچهارم نهایی گل زدند، در مراکش به دنیا نیامده بودند؛ حکیم زیاش متولد هلند و اشرف حکیمی که پیروزی تیمش را مقابل کشور محل تولد خود، یعنی اسپانیا، قطعی کرد.
میریام چرتی، پژوهشگر ارشد در مرکز کامپاس، میگوید: «این داستان کشوری است که یاد گرفته به مهاجران خود نه به عنوان اولویت دوم، بلکه به عنوان بخش حیاتی از سیستم فوتبال ملیاش نگاه کند.»
تصمیمی «از ته دل»

منبع تصویر، FRANCK FIFE / AFP via Getty Images
میریام چرتی میگوید که تصمیم فوتبالیستها میتواند تحت تاثیر «ملاحظات حرفهای، احساسی و سیاسی» از جمله انتظارات خانوادگی یا فرصتهای بینالمللی باشد که شاید در غیر این صورت هرگز به دست نمیآوردند.
برای نمونه، ابراهیم امبایه در تمامی ردههای جوانان برای فرانسه بازی کرده بود، اما پارسال در ۱۷ سالگی در اعلامیهای غیرمنتظره گفت برای سنگال، کشور محل تولد مادرش، بازی خواهد کرد. او در آن زمان به شبکه تلویزیونی آراوتیاس سنگال گفت: «هرگز از انتخاب سنگال پشیمان نخواهم شد، چون این تصمیمی از ته دل بود.»
دیگران، مانند پهپه، مدافع سابق رئال مادرید، بازی برای کشوری را انتخاب میکنند که تابعیت آن را گرفتهاند. به گزارش رسانههای برزیلی به نقل از پدر پهپه، او پیشنهاد بازی برای برزیل را در سال ۲۰۰۶ رد کرد و در عوض پرتغال را برگزید؛ کشوری که از سال ۲۰۰۱ در آن زندگی و بازی میکرد.
پهپه در نهایت در یک بازی داغ مرحله گروهی در جام جهانی ۲۰۱۰ روبروی کشور محل تولدش قرار گرفت. او در کنفرانس خبری آن زمان گفت: «هرگز از تصمیمم برای پرتغالی شدن پشیمان نشدم. بازی با برزیل را هم مثل هر مسابقه دیگری میبینم؛ من همیشه به پیراهن پرتغال وفادار خواهم بود.»
گاهی اوقات، فرآیند جذب بازیکن میتواند کاملا غیرمنتظره باشد. در سال ۲۰۱۸، روبرتو لوپز، متولد دوبلین که پدرش اهل کیپورد است، پیامی از روی آگواس، سرمربی وقت این کشور، از طریق لینکدین دریافت کرد که از او میپرسید آیا مایل است برای تیم ملی این کشور بازی کند یا خیر.
لوپز که برای تیم ایرلندی شامروک روورز بازی میکند، ماهها این پیام را با این تصور که پیام هرزنامه (اسپم) است نادیده گرفت، اما بعد به اشتباه خود پی برد. لوپز به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «احساس کردم کارم خیلی بیادبانه بود.»
این مدافع در ادامه یکی از قهرمانان کیپورد در تساوی بدون گل ۱۵ ژوئن مقابل اسپانیا، قهرمان اروپا، شد.
موضوعی بحثبرانگیز
با این حال، پدیده «انتخاب پرچم» بدون جنجال نبوده است. سپ بلاتر، رئیس فیفا از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵، در دوران مسئولیت خود از روند رو به رشد آن زمان در تسریع صدور تابعیت برای بازیکنان (بهویژه بازیکنان برزیلی) انتقاد میکرد. او سال ۲۰۰۷ هشدار داد جام جهانیای که تیمهایش «پر از بازیکنان برزیلی» باشند، یک «خطر واقعی» است.
قضاوت افکار عمومی نیز میتواند بیرحمانه باشد؛ دیگو کاستا، مهاجم متولد برزیل تیم ملی اسپانیا، در جریان حضور کوتاه کشور دومش در جام جهانی ۲۰۱۴ که در برزیل برگزار میشد، به خاطر انتخاب تیم اروپایی به شدت از سوی تماشاگران محلی هو شد.
خیسبرت اونک که به دانشجویانی از ملیتهای مختلف تدریس میکند، میگوید که این موضوع هر بار در کلاسهایش مطرح میشود، نظرات را به دو دسته تقسیم میکند. به گفته او برخی استدلال میکنند که اگر تیمی به بازیکنان متولد خارج وابسته باشد، هواداران «دیگر نمیتوانند با آن کشور همزادپنداری کنند» اما «دیگران با رویکرد حقوق بشری نگاه میکنند و میگویند کاری به کارشان نداشته باشید، این شغل و منبع درآمد آنهاست.»
از نظر میریام چرتی، فوتبال نمیتواند در برابر تغییرات جامعه بیاعتنا بماند: «تیم ملی دیگر فقط بازتابی از جمعیت داخل مرزها نیست. این تیمها بیش از پیش بازتابی از مهاجرت، تاریخ و پویایی جهانی هستند.»

































