نویسندهای که هاکلبری فین را از نگاه برده داستان بازنویسی کرد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیتی رازال
- شغل, سردبیر بخش فرهنگ و رسانه بیبیسی
- منتشر شده در
ایده نگارش «جیمز»، تازهترین کتاب پرسیوال اِورِت هنگام بازی تنیس به ذهن او رسید. او نویسنده رمان «پاک کردن» است که فیلمنامه فیلم برنده اسکار «داستان آمریکایی» بر اساس آن نوشته شده است.
این نویسنده نامزد جایزه بوکر با ضربهای محکم توپ را به خارج از زمین فرستاده بود.
«یک لحظه ایستادم و با خودم فکر کردم 'آیا تا به حال کسی داستان هاکلبری فین را از نگاه جیم نوشته؟'»
کسی این کار را نکرده بود و به همین دلیل خود اورت دست به کار شد.
البته او میگوید که این ایده ربط خاصی به بازی تنیس نداشته اما «بیشتر ایدهها به همین شکل سراغ آدم میآید».
منتقدان نتیجه کار اورت را یک «شاهکار» خواندهاند و خودش را «یک استاد آمریکایی در اوج قدرت خود» توصیف کردهاند.

منبع تصویر، MACMILLAN
قهرمان داستان کتاب او جیم، برده فراری مشهور در کتاب ماجراهای هاکلبری فین، اثر مارک تواین است که در سال ۱۸۸۴ منتشر شد.
رمان تواین از زبان هاک روایت میشود؛ پسری که مرگ خود را جعل میکند تا از دست پدر آزارگرش فرار کند.
جیم هم فرار کرده چون فهمیده اربابش قصد دارد او را بفروشد.
با وجود آن که جیم به شخصیت داستانی مشهوری تبدیل شد، اما در مقایسه با هاک در حاشیه کتاب ماجراهای هاکلبری فین قرار داشت، کتابی که ارنست همینگوی آن را یک رمان کامل و درجه یک آمریکایی توصیف کرده است.
اورت میگوید جیم در رمان اصلی «فرصت چندانی برای صحبت کردن ندارد». دست کم نه به شکلی مناسب.
حالا اورت به او فرصت بیان خودش را داده است.
بازانگاری جیم
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اورت در مصاحبهای پیش از انتشار کتابش در بریتانیا به من گفت که معتقد است آمریکا در سالهای اخیر در زمینه یکپارچگی نژادی «چند گام به عقب برداشته است».
او به «آمار نگرانکننده» کشته شدن رنگینپوستها به دست پلیس اشاره میکند، این موارد را کشتن بدون قانون و محاکمه میداند و میگوید میراث بردهداری «هرگز به صورت کامل مورد توجه قرار نگرفته است».
اورت با بازانگاری شخصیت جیم (که خود را از طریق نوشتن با یک ته مداد دزدی با نام جیمز موجودیت میبخشد) در مقابل توصیفات کلیشههایی تواین از او، به جیم چهرهای انسانی میدهد.
در کتاب جیمز، او صاحب اندیشه و اختیار است؛ ما در مییابیم که او درباره جهان چه احساسی دارد و درباره کشورش و نژادپرستی چه میاندیشد.
او باسواد و اهل مطالعه است، در رویاهایش با فلاسفه گفتوگو میکند و فردی خردمند است.
جیمز از خودش میپرسد: «آنها با بردهای که به بقیه بردهها خواندن یاد میدهد، چه خواهند کرد؟ با بردهای که میداند وتر مثلث قائمالزاویه چیست، طنز چه معنایی دارد و عذاب را چگونه مینویسند، چه رفتاری خواهند داشت؟»
این ابزار قدرتمندی است که اورت برای تغییر زاویه دید داستان، آن را به کار میبرد.

منبع تصویر، Getty Images
در رمان اورت بردهها در مقابل افراد سفیدپوست با لحنی عامی و پیش پا افتاده صحبت میکنند. عمدا کاری میکنند که مسخره و سادهلوح جلوه کنند.
اما بین خودشان به انگلیسی فصیح و بلیغ صحبت میکنند و درباره مفاهیم عمیق و پیچیده با هم بحث میکنند.
اورت میگوید: «تمام کسانی که به بردگی برده شدهاند، زندانی شدهاند یا سرکوب شدهاند، راهی برای صحبت با یکدیگر در حضور سرکوبگرانی که به آنها اجازه ورود نمیدهند، پیدا میکنند.»
«بردهها شیوهای برای صحبت با یکدیگر دارند که برای صاحبان آنها غیر قابل فهم است. در رمان من این شیوه، دست بر قضا، همانی است که ما آن را به عنوان انگلیسی استاندارد میشناسیم.»
جیمز در این کتاب به دخترش و بچههای دیگری که به آنها «فیلتر برده» را درس میدهد، میگوید: «آدمهای سفیدپوست انتظار دارند ما به شیوه خاصی صحبت کنیم و این کار تنها زمانی جواب میدهد که ما آنها را ناامید نکنیم.»
او اضافه میکند: «وقتی آنها احساس پستتر بودن میکنند، تنها کسانی که رنج میبرند، ما هستیم.»
این دیدگاه، مشخصه اورت است که خود را «اهل طنز اما به شیوهای نامعمول» میداند.
در جایی از رمانِ جیمز، یک قاضی محلی از لحن و شیوه غیرمنتظره صحبت کردن جیمز، بیش از این واقعیت که او تفنگی را به سمتش نشانه رفته است، وحشتزده میشود.
قدرت زبان در تک تک صفحات کتاب به چشم میآید.

منبع تصویر، HISTORICAL PICTURE ARCHIVE
کتاب مارک تواین ضد بردهداری است، اما به دلیل استفاده فراوان از کلمه نژادپرستانه برای توصیف سیاهپوستان (که بیش از ۲۰۰ بار در داستان استفاده شده) امروزه تا حد زیادی غیر قابل تدریس شده است.
ماجراهای هاکلبری فین دیگر در برنامه درسی آموزش متوسطه مدارس بریتانیا دیده نمیشود. در شرایط امروز لحن این کتاب بیش از حد مشکلساز است و بعضی مدارس در آمریکا آن را به کل ممنوع کردهاند.
اورت مخالف ممنوع کردن کتابها است، اما به من گفت امیدوار است که شاید کتاب جدیدش را ممنوع کنند «تنها به این دلیل که دوست دارم کسانی را که فکر نمیکنند و نمیخوانند عصبانی کنم.»
«ایالتهای آمریکا میتوانند هر چقدر میخواهند کتابها را ممنوع کنند، اما نمیتوانند هنر را متوقف کنند.»
«اولین کاری که رژیمهای فاشیستی انجام میدهند ممنوع کردن کتابها و سوزاندن آنها است. آنها با این کار تلاش میکنند دیگران را کنترل کنند.»
اورت کتاب مارک تواین را «رمانی فوقالعاده» میداند که در آن برای اولین بار در ادبیات آمریکایی «شخصیتی وجود دارد که به صورت واقعی نماینده یک آمریکای تازهبالغ است که در سرزمینهای خودش پرسه میزند، و تلاش میکند با آنچه که به مهمترین وجه ممیز تجربه آمریکایی تبدیل شده، یعنی مسئله نژاد، کنار بیاید.»
هاک «تلاش میکند با این واقعیت کنار بیاید که دوستش جیم یک آدم است، اما در عین حال مایملک کس دیگری هم هست.»
این «یک تلاش واقعا فوقالعاده است».
عبارت نژادپرستانه
اورت هم مانند تواین در روایت داستان از کلمه نژادپرستانه علیه سیاهپوستان استفاده کرده است، اما میزان استفاده از آن به هیچ وجه به اندازه رمان کلاسیک قرن نوزدهم تواین نیست.
اورت به من گفت همه چیز به پسزمینه و شرایط موجود مربوط میشود.
او میگوید «زبانی که آدمها به کار میبرند، درباره آنها به ما اطلاعات میدهد» و به همین دلیل شخصیتهای رمانش این کلمه را به کار میبرند.
«من کاملا با تابلویی که پیش از ورود به میدان مین نصب شده و روی آن نوشته شده 'مین' ارتباط برقرار میکنم.»
مسئله قصد و نیت هم مهم است.
«اگر کسی همین الان وارد این استودیو شود و با لحنی عصبانی مرا خطاب کند، و دقیقا همان کلمه را برای من به کار ببرد، من کاملا احساس توهین میکنم چون میدانم که چه منظوری دارد.»
اورت استاد زبان انگلیسی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. «موضوع عجیب در واقع این است که من به عنوان یک مرد سیاهپوست، میتوانم آن کلمه را به زبان بیاورم، ولی دانشجویان من نمیتوانند این کار را بکنند.»
«حساسیت زبانی مهم و لازم است اما ما زیادی خشک و بیتخیل شدهایم.»
مسئله نژاد در آمریکا
اورت تا الان ۲۴ رمان نوشته که بسیاری از آنها به مسئله نژاد در آمریکا میپردازد.
کتاب «درختان» که سال ۲۰۲۲ نامزد جایزه بوکر شده بود، به موضوع لینچ کردن (کشتن و مثله کردن خودسر) در گذشته و امروز میپردازد و غالبا لحنی طنزآمیز دارد. («اگر بتوانید کسی را بخندانید، او را خلع سلاح کردهاید» و این به شما کمک میکند که «بتوانید درباره واقعیت صحبت کنید»).
کتاب «پاک کردن» همدستی صنعت چاپ و نشر آمریکا در زنده نگه داشتن کلیشهها درباره سیاهپوستان آمریکا را هجو میکند.

منبع تصویر، Getty Images
و در کتاب جیمز هم کلیشههای دوران بردهداری و نژادپرستی را به بازی میگیرد.
اورت به وضعیت فعلی شکاف نژادی در آمریکا بدبین است.
او درباره «غرور و خودنمایی سفیدپوستان خودبرترپندار صحبت میکند».
برای رماننویسی که تا این حد روی زبان متمرکز است، شاید جای تعجب نباشد که نگران آن است که «تضاد افکار جای بحث و گفتوگو را گرفته باشد».
او نگران این موضوع هم هست که گروهی در آمریکا هستند که «میخواهند ما این واقعیت را که بردهداری وجود داشته، نادیده بگیریم و این مسیری است که در آن از تاثیر بردهداری بر زندگی مردم امروز هم غافل میشویم.»
جد بزرگ خود او در مقطعی از زندگیاش برده بوده است. میگوید این مسئله «از نظر زمانی همین قدر به ما نزدیک است».
او دوست دارد که شاهد پرداخت غرامتهای مالی به عنوان «اقدامی آشتیجویانه» باشد هر چند که میگوید خود او اگر پیشنهاد غرامت دریافت کند، آن را به نفع کسانی که واقعا به آن نیاز دارند، رد خواهد کرد.

منبع تصویر، Getty Images
درباره احساس خشم از آن وقایع هم میگوید «میان خشمگین شدن و توسل به خشونت تفاوت وجود دارد».
او میگوید «بخشی از وجود من خشمگین است» اما تاریخ نشان میدهد «که این قصه سر دراز دارد و همیشه به همین شکل بوده است».
این طرز برخورد با شخصیت مردی که مهارتش در مشاهده نهفته است، سازگاری دارد. اورت میگوید او به این باور رسیده که بردهداری، بدرفتاری و بیعدالتی به دلیل «طبیعت نوع بشر» رخ میدهد.
او برای آسایش و تسلی خاطر به چیزهای دیگری پناه میبرد، به ویژه وقتی سرگرم یکی از کارهای تفننی مورد علاقهاش میشود که ماهیگیری است. میگوید یک رودخانه «بهترین جا برای کار کردن است».
و وقتی که در وسط جریان آب میایستد «همهچیز امکانپذیر میشود».


































