روایت زهرا رهنورد از آغاز حصر: با زنجیرهایی سنگین ما را به زیرزمینی متروک بردند و خواستند توبه کنیم

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی و از رهبران جنبش سبز، یادداشتی به مناسبت چهاردهمین سالگرد آغاز حصر خانگی خود منتشر کرد و ضمن روایت جزئیات حمله نیروهای امنیتی به خانه‌اش و بازداشت او و میرحسین موسوی در بهمن ماه ۱۳۸۹ (آغاز حصر خانگی رهبران «جنبش سبز») نوشته است: «ماموران امنیتی با چشم‌بند و دهان‌بند و زنجیرهایی سنگین ما را به نقطه‌ای دور و زیرزمینی متروک بردند.»

پیش از این اطلاعاتی از شیوه نگهداری میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حبس خانگی از منابع مختلف منتشر شده، اما این نخستین بار است که یکی از این دو روایتی دست اول از چکونگی آغاز حبس خانگی و شیوه برخورد ماموران امنیتی منتشر می کند

او در این یادداشت که در سایت کلمه منتشر شده، نوشته که این برخوردها تنها شروع فشارها و تهدیدها نبود، بلکه «آنها ما را در نقطه‌ای دور به زیرزمینی متروک پرتاب کردند و از ما خواستند توبه و عذرخواهی کنیم.»

خانم رهنورد در این یادداشت «عذرخواهی و توبه» خود و همسرش را «ترجیع‌بند خواست حاکمان» توصیف کرده و نوشته: «حاکمیت دوست دارد زنان زندانی همچنان گمنام و بی‌نام و نشان در زندان‌ها بپوسند تا مبادا آوازه مقاومت‌شان موجب جهت‌گیری‌های اعتراضی جوانان و زن‌های دیگر شود.»

او در مورد تاثیر حبس خانگی خود و همسرش و چگونگی آغاز آن نوشته: «ما در یکی از پیچ‌های تاریخ میهن، در همین نزدیکی‌ها ربوده می‌شویم. ورودی کوچه بن‌بست اختر را ناگهان ده‌ها مأمور به تصرف در می‌آورند، و یک ماشین ون مدخل کوچه را می‌بندد، با پرده‌های سیاه‌رنگ و سرنشینانی با چشم‌هایی که گویی در کاسه خشک‌شده اند، با صدایی فلزی و بدنی ربات‌گونه و اسلحه‌هایی که گاه از شال کمرشان دزدکی سرک می‌کشد.»

آدم‌ربایی قهری و تفکیک جنسیتی در خانه خیابان اختر

زهرا رهنورد همچنین از اصطلاح «آدم‌ربایی قهری» برای توصیف حصر خود و همسرش استفاده می‌کند و روایت می‌کند: «معاون دادستان با تحکم به من رو می‌کند و می‌گوید: شما باید از اینجا بروید دیگر، آن طرف ساختمان، که بقیه مأموران هستند و خانم مأمور همراهی تان می‌کند. آیا می‌خواهند مرا در آن طرف و موسوی را در این قسمت زندانی کنند؟ قبول نمی‌کنم. آیا آنها می‌خواهند حسین و من را هر کدام‌مان را جداگانه، گوشه‌ رینگی تنها زیر مشت و بکس یا بازجویی بگیرند؟ و یا تفکیک جنسیتی آن‌هم در خانه خودم؟»

او همچنین نوشته ماموران امنیتی «مدارکی مهم» را از خانه نخست‌وزیر پیشین ایران خارج کرده‌اند: «بسیاری از مدارک را از خانه برده‌اند از جمله مهمترین آنهاست - به قول خودشان -آلات جرم یعنی مدارک و عکس‌ها و تعداد زیادی نقاشی. خدا را شکر می‌کنم که قبلاً بیشتر آثار هنری من و موسوی، مجسمه‌ها و تابلوها، از خانه خارج شده‌اند.»

در پایان این یادداشت، زهرا رهنورد تأکید کرده که حصر خانگی او و همسرش تنها یک «زندان فیزیکی» نیست بلکه در عین حال ابزاری برای اعمال فشار روانی است.

در سال ۱۳۹۷ نیز زهرا رهنورد در روایت دیگری از محدودیت‌های حصر خود، به یادآوری گفت‌وگو با ماموران اطلاعاتی پرداخته بود که به او پیشنهاد داده بودند تا تحت نظارت ماموران به قم و مشهد برود. او در پاسخ به این پیشنهاد گفته بود که «برای زیارت از شما اجازه نمی‌گیرم اما برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی‌ام آیا من اجازه می‌خواهم؟» ماموران در پاسخ گفته بودند که «آزادی فردی هست اما آزادی اجتماعی نه.»

این چندمین نامه‌ای است که از زمان اغاز حصر از سوی خانم رهنورد منتشر می‌شود.

خانم رهنورد پیش از این نیز در نامه‌های دیگری به نقض حقوق بشر و سرکوب در ایران اشاره کرده بود. یکی از آخرین این نامه‌ها به درخواست لغو حکم اعدام «پخشان عزیزی» و «وریشه مرادی» دو زندانی کٌرد مربوط می‌شود.

حصر خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد. این دو رهبر جنبش سبز پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که به اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» منتهی شد، در حصر خانگی قرار گرفتند.

از آن زمان تاکنون، آنها تحت نظارت شدید امنیتی بوده‌اند و امکان ارتباط آزاد با دنیای خارج را نداشته‌اند.