انستیتو گوته چیست و چرا فعالیتش در ایران با مشکل روبهرو شده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, حسام گرشاسبی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
روز سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، (۲۰ اوت) ساختمانهای «موسسه آموزش زبان آلمانی» در خیابانهای یخچال و دیباجی جنوبی تهران پلمب شدند؛ موسسهای که برگزارکننده آزمونهای رسمی «انستیتو گوته» در ایران است.
از لحظه انتشار این خبر گمانهزنیهایی درباره ارتباط بسته شدن این آموزشگاه زبان با بسته شدن مرکز اسلامی هامبورگ مطرح شد. مرکز اسلامی هامبورگ را دولت آلمان در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، (۲۴ ژوئیه) به اتهام حمایت از گروه شبهنظامی حزبالله لبنان و «ترویج ایدئولوژی رهبر ایران» تعطیل کرده بود.
برخی رسانههای نزدیک به حکومت ایران هم این گمانهزنیها را تایید کردند. از جمله نورنیوز، که در این باره نوشت: «این اقدامی متقابل برای بستن مراکز فرهنگی و اسلامی در آلمان است.» کاری که وزارت خارجه آلمان با انتشار بیانیهای آن را محکوم و سفیر ایران در برلین را برای توضیح احضار کرد.
خبر رسمی، ولی، چیزی است که خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، منتشر کرد: «دو شعبه از مراکز غیرقانونی وابسته به دولت آلمان که با نقض قوانین کشور مرتکب اعمال غیرقانونی متعدد و تخلفات گسترده مالی شده بودند، با دستور مقام قضایی تعطیل شدند.»
این نخستین بار نیست که کار انستیتو گوته یا موسسههای مرتبط با این نهاد فرهنگی در ایران با چالش روبرو میشود. این موسسه در سالهای حضورش در ایران شاهد رویدادهای تاریخی بسیاری بوده است و به فراخور این رویدادها، گهگاه گرهی هم در کار خودش افتاده است.
از «دویچه آکادمی» تا انستیتو گوته
انستیتو گوته یک انجمن فرهنگی آلمانی غیرانتفاعی است که در سطح جهان با بیش از ۱۵۰ شعبه در ۹۸ کشور فعالیت میکند و به ترویج مطالعه زبان آلمانی و تشویق دادوستد فرهنگی بینالمللی میپردازد.
این موسسه، که حدود ۲۵۰ هزار نفر در سال در دورههای آموزشیاش شرکت میکنند، «مستقل و از نظر سیاسی غیروابسته است» ولی بخش قابلتوجهی از بودجهاش از کمکهای سالانه وزارت امور خارجه آلمان تامین میشود.
پیش از گوته، «دویچه آکادمی» که در سال ۱۹۲۵ در جمهوری وایمار تاسیس شده بود، عهدهدار ترویج زبان و فرهنگ آلمانی در خارج از کشور بود. گفته میشود که راهاندازی آن واکنشی بود به فرجام جنگ جهانی اول و پیمان ورسای که آلمانیها آن را تحقیرآمیز میدانستند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
بنیانگذاران دویچه آکادمی، که همگی استادان دانشگاه مونیخ بودند، به نوشته خودشان میخواستند «یک سازمان فرهنگی برای کمک به بازپسگیری جایگاه ملت آزاد آلمان در جهان از طریق کار قاطع و هدفمند» پایهگذاری کنند.
چیزی که آنها پایهگذاری کردند اما پس از به قدرت رسیدن ناسیونال سوسیالیستها در آلمان از مسیر اصلی خود خارج شد و در خدمت ترویج تبلیغات رژیم نازی درآمد. از این رو پس از جنگ دوم جهانی، به عنوان «سازمان پیشین ناسیونال سوسیالیستی» طبقهبندی و در سال ۱۹۴۵ منحل شد.
در سال ۱۹۵۱، به جای دویچه آکادمی موسسهای جدید در آلمان غربی برای ترویج زبان و فرهنگ آلمانی تاسیس شد و به احترام شاعر و دولتمرد آلمانی، یوهان ولفگانگ فون گوته، نامش را گوته گذاشتند.
انستیتو گوته در ابتدا معلمان زبان آلمانی خارجی را در آلمان آموزش میداد. طولی نکشید که شعبههای دیگر آن با هدف بسط و گسترش زبان و فرهنگ آلمانی در خارج از این کشور راهاندازی شد.
در سال ۱۹۵۲ نخستین شعبه خارجی انستیتو گوته در آتن، پایتخت یونان، راهاندازی شد. تعداد شعبههای این موسسه در جهان تا سال ۱۹۶۳ به بیش از یکصد نمایندگی رسید.

منبع تصویر، Getty Images
مظنون همیشگی
در دهه ۱۹۶۰، ماموریت انستیتو گوته بهروزرسانی شد و ترویج «روابط فرهنگی غیررسمی با کشورهای خارجی و آلمانیهای مقیم خارج از کشور» به آن افزوده شد.
همین بهروزرسانی سبب شد که انستیتو گوته در دوران جنگ سرد، گهگاه در میانه درگیریها بین بلوکهای شرق و غرب قرار گیرد. در آلمان شرقی و سایر کشورهای بلوک شرق، به این موسسه و فعالیتهای فرهنگیاش با بدگمانی و به عنوان ابزاری برای نفوذ و تبلیغات غربی نگریسته میشد.
با پایان جنگ سرد دشواریهای گوته در دیگر کشورها پایان نیافت.
انستیتو گوته، مانند بسیاری از نهادهای فرهنگی فرابومی، همواره در مرزی باریک بین ترویج دادوستد فرهنگی و تلقی شدن به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی حرکت میکند. در کشورهایی که روابطشان با آلمان تنشآمیز است، فعالیتهای این موسسه گاه به نقطه تمرکز تنشها تبدیل میشود.
برای نمونه در سال ۲۰۱۶ یک برنامه این موسسه به نام «تبادل با مدارس همکار ترکیهای» تعطیل شد. در آن سال دولت آنکارا اصرار داشت که یک ناظر ترک به اردوگاه جوانان در آلمان اعزام شود. پس از آنکه گوته از پذیرش این درخواست خودداری کرد، دولت ترکیه این برنامه را لغو کرد.
در نمونهای دیگر، پس از آنکه اعتراضها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ در توگو (که زمانی مستعمره آلمان بود) به خشونت کشیده شد، افرادی ساختمان انستیتو گوته در لومه را آتش زدند و به طور کامل آن را ویران کردند. پس از انتخابات، دولت توگو سفارت آلمان را به حمایت از مخالفان متهم کرد.

منبع تصویر، Getty Images
انستیتو گوته در ایران
انستیتو گوته از سال ۱۳۳۷ در ایران آغاز به کار کرد و خیلی زود به بازیگری مهم در عرصه آموزش و فرهنگ ایران تبدیل شد.
حمایت هانس بکر، رئیس این موسسه در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۶، از فعالیتهای فرهنگی و هنری و جلسات شعرخوانی با حضور شاعران فارسیزبان معاصر، انستیتو گوته تهران را به یکی از مراکز مهم فعالیتهای فرهنگی ایرانیان تبدیل کرد.
یکی از تاثیرگذارترین این رویدادها که به ابتکار کانون نویسندگان ایران و همکاری و میزبانی انستیتو گوته در باغ «انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان» برگزار شد، ۱۰ شب شعر و سخنرانی در مهر ۱۳۵۶ بود که به «شبهای شعر گوته» معروف شد.
در شب دهم از این شبها، محمود اعتمادزاده (م.ا. بهآذین)، رییس کانون نویسندگان، رو به مردمی که در باغ گرد هم آمده بودند گفت: «ده شب، به صورت جمعیتی که غالبا سر به ده هزار و بیشتر میزد، آمدید و اینجا، روی چمن و خاک نمناک، روی آجر و سیمان لبه حوض، نشسته و ایستاده، در هوای خنک پاییز و گاه ساعتها زیر باران تند، صبر کردید و گوش به گویندگان دادید. چه شنیدید؟ ـ آزادی و آزادی و آزادی...»
رییس وقت انستیتو گوته هم درباره این شبها گفته است: «البته من فارسیام خیلی خوب نبود ولی دستیارم در گوشم گفت که دکتر بکر آنها علیه رژیم حرف میزنند. یک کلمههایی وجود داشت در آن دوران مثل گل سرخ؛ یک واژههای بخصوصی که وقتی این واژهها به زبان آورده میشد، نیروهای اطلاعاتی خیلی گوشبهزنگ و خبردار میشدند.»
«من با اطمینان میگویم که نیروهای امنیتی اطلاعاتی در جمع بودند و من میترسیدم که جلسه به هم بخورد و خوب آن طوری، یک جنجال بزرگ سیاسی میشد که جمعوجور کردنش سخت بود اما خوشبختانه همهچیز بهخوبی پیش رفت. من مطمئنم که شهبانو باعث شد که هیچ برخوردی با انستیتو و شخص من صورت نگیرد.»
البته وزارت اطلاعات و جهانگردی در آغاز شبهای شعر گوته، در بخشنامهای به رسانههای جمعی ابلاغ کرده بود که خبری در ارتباط با این شبها نباید منتشر شود. ابلاغیهای که زمینهساز «ممنوعالقلم» شدن سیروس علینژاد، معاون وقت سردبیر روزنامه آیندگان، پس از چاپ گزارشهایی از این شبها شد.
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
ولی افتاد مشکلها
پس از انقلاب ۱۳۵۷، انستيتو گوته مانند بسیاری دیگر از نهادهای فرهنگی غیرایرانی از جمله انجمنهای فرهنگی ایران و شوروی، ايران و آمريکا، ايران و ايتاليا و ... تعطيل شد.
هیاهوی سالهای اولیه انقلاب که فروکش کرد، تلاشهایی بهويژه از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان آغاز شد تا انستيتو گوته کارش را در ایران از سر بگیرد.
به نظر میرسد که این تلاشها تا حدی به نتیجه رسیده باشد. در جستوجوها میتوان خبری یافت مبنی بر این که در سال ۱۳۶۶ فعالیتهای انستیتو گوته در ایران را دوباره متوقف کردهاند. بنابراین، این موسسه دستکم به شکلی محدود در آن سالها در ایران فعال بوده است.
ماجرا از این قرار بود که رودی کارل، طنزپرداز هلندی، در یک برنامه سرگرمکننده پربیننده تلویزیون آلمان غربی در ۱۵ فوریه ۱۹۸۷ ویدیوی کوتاهی پخش کرد و در آن از ترفندهای فیلمسازی استفاده کرد تا به نظر برسد که زنان لباس زیر خود را به طرف پای آیتالله خمینی، رهبر وقت ایران، پرتاب میکنند.
پیامدهای این شوخی ۱۴ ثانیهای تا سالها ادامه داشت. از لغو پروازهای ایرانایر به آلمان غربی تا اخراج دو دیپلمات آلمانی غربی از ایران. در ۱۸ فوریه، دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت آلمان غربی تظاهرات کردند و شعارهای ضد آمریکایی و ضد آلمان غربی سر دادند. در نهایت انستیتو گوته در تهران هم به دستور مقامهای ایرانی تعطیل شد و حتی بنا بر بعضی روایتها، کتابخانهاش به آتش کشیده شد.
پس از این رویداد انستیتو گوته هیچگاه در ایران به شکل گذشته کار نکرد.
چکیده نگاه مقامهای جمهوری اسلامی ایران به انستیتو گوته را میتوان در مطلبی که روزنامه کیهان در آبان ۱۳۹۶ منتشر کرد یافت. در بخشی از آن مطلب آمده بود: «مسئولان این نهاد اهداف آن را تبادلات فرهنگی و کمک به شناسایی فرهنگهای گوناگون و آشنا کردن مردم آلمان و جهان با این فرهنگها اعلام میکنند اما این تمام ماجرا نیست. انستیتو گوته بستری مناسب برای سندسازیهای حقوق بشری فراهم میکند و با برپایی نشستهای به ظاهر فرهنگی محفلی برای اظهار نظرات سیاسی برخی چهرههای فرهنگی غربگرا علیه ایران میشود.»
نویسنده این مطلب در پایان نتیجه گرفته است که «افرادی که از رهگذر این مبادلات فرهنگی- اجتماعی شناسایی و در تور حمایتی سفارتخانههای غربی نظیر آلمان قرار میگیرند پس از طی مراحلی در قالب فعالان اجتماعی، کارآفرینان، مدافعان حقوق زنان، حامیان کودکان و ... از طریق بازوهای رسانهای غرب به نسل جوان و افکار عمومی ایران معرفی میشوند. با این اقدام گامهای اولیه برای مهندسی فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران برداشته میشود.

ترور میکونوس و تیرگی روابط تهران-برلین
موضوع بعدی که سبب ایجاد تنش در روابط ایران و آلمان شد و گرهی هم در کار انستیتو گوته انداخت، ماجرای ترور عدهای از رهبران اپوزیسیون کرد در رستورانی به نام میکونوس در برلین و پیامدهای آن بود که حدود یک دهه ادامه داشت.
در سال ۱۳۷۱ چهار ایرانی در رستوران ميكونوس ترور شدند: صادق شرفکندی، دبير کل حزب دمکرات کردستان، فتاح عبدلی و همايون اردلان مسئولان این حزب در اروپا و آلمان، و نوری دهکردی سياستمدار چپ ساکن برلين.
دادگاه این واقعه پس از شهادت بعضی از ايرانيان به اين نتيجه رسيد كه در ايران کميتهای به نام «كميته عمليات ويژه» تصميم به قتل مخالفان میگيرد و سران جمهوری اسلامی ایران هم در آن عضویت دارند.
پس از اعلام رای دادگاه در سال ۱۳۷۶، رابطه اتحاديه اروپا با جمهوری اسلامی ایران تيره شد و ۱۴ تن از سفيران اروپايی خاک ايران را ترک کردند.
هفت سال پس از آن، پردهبرداری از لوح يادبود قربانيان ميکونوس در برلين، بار ديگر روابط ايران و آلمان را تحت تاثیر قرار داد.
خبرگزاری ایسنا در ۸ فروردین ۱۳۸۳ در این باره نوشت: «شهرداری منطقه شارلوتنبورگ شهر برلين در نظر دارد به مناسبت حادثه رستوران ميكونوس، لوحی را كه در آن عبارات بیاساس و توهينآميزی عليه جمهوری اسلامی ايران به كار رفته است، در مقابل اين رستوران نصب كند.»
کمی بعد دولت ایران انستيتو گوته را که از سال ۱۳۷۴ بار ديگر کار خود را به شکل محدود و تنها در زمینه آموزش و برگزاری آزمون زبان از سر گرفته بود، «به دليل نداشتن مجوز فعاليت» تعطیل کرد.

منبع تصویر، MIZAN
پلمب موسسه آموزش زبان آلمانی
پس از سفر محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران، به آلمان و دیدار او با گرهارد شرودر، صدراعظم وقت آلمان، در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۰، گفتوگوهایی برای بازگشایی مجدد شعبهای از انستیتو گوته در ایران انجام شد.
این گفتوگوها در نهایت به فعالیت دوباره انستیتو گوته در تهران منجر نشد، ولی به تثبیت موقعیت موسسهای دیگر انجامید که با حمایت سفارت آلمان از سال ۱۹۹۵ در تهران آغاز به کار کرده بود و به مهمترین موسسه آموزش زبان آلمانی در ایران تبدیل شد.
این همان آموزشگاهی است که در مرداد ۱۴۰۳ ساختمانهایش در تهران پلمب شد: موسسه آموزش زبان آلمانی وابسته به سفارت آلمان در تهران (DSIT) که برگزارکننده آزمونهای رسمی انستیتو گوته در ایران بود.
وزارت امور خارجه آلمان در توضیح فعالیتهای این موسسه نوشته است: «سفارت آلمان در تهران موسسه زبان آلمانی را در سال ۱۹۹۵ تاسیس کرد. این موسسه به صورت خودگردان (از طریق شهریههای دورههای زبان و آزمونها) تامین مالی میشود و به موسسه گوته وابسته نیست.»
موسسهای که گواهینامهاش را دانشگاههای آلمانیزبان میپذیرند و داشتن آن برای آنهایی که قصد مهاجرت تحصیلی یا کاری به کشورهای آلمانیزبان را دارند، لازم است.
با توقف فعالیت موسسه آموزش زبان آلمانی در تهران، حالا هزاران زبانآموز بلاتکلیفاند.
پیشتر وقتی در مقاطع مختلف برگزاری آزمون زبان انگلیسی آیلتس در ایران با محدودیتهایی روبرو شد، بازار سفر به کشورهای همسایه و خروج هرچه بیشتر ارز از کشور داغ شد. باید دید که تعطیلی موسسه آموزش زبان آلمانی تا کی ادامه خواهد داشت و آیا به شکلگیری تورهای سفر به ترکیه و دوبی برای شرکت در آزمون گوته منجر میشود یا نه.

































