چرا هالیوود از افغانستان میترسد

منبع تصویر، Alamy
- نویسنده, کرین جیمز
- شغل, روزنامهنگار و منتقد فیلم
- منتشر شده در
فیلم اکشن «پیمان» ساخته گای ریچی، درباره یک گروهبان ارتش، با بازی جیک جیلنهال، که به افغانستان بازمیگردد، تازهترین تلاش آمریکا برای بررسی و کاوش درباره آن درگیری است.
فیلم «پیمان» یک فیلم اکشن شدید، پر از تیراندازی و انفجار است که باعث میشود احساس کنید در میان خطر گرفتار شدهاید و مانند بسیاری از فیلمهای جنگی، بر طرحی ظریف در مورد انتخابهای قهرمانانه تکیه دارد.
جیک جیلنهال نقش جان کینلی، گروهبان ارتش ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۱۸، را بازی میکند که مترجم افغانش، احمد (دار سلیم)، جان او را نجات میدهد. در نوع شاهکارهای یکتنهای که فقط در فیلمها اتفاق میافتد، کینلی به خانه باز میگردد و متوجه میشود که احمد و خانوادهاش به دلیل کمک به آمریکاییها تحت تعقیب طالبان هستند. در نتیجه به افغانستان برمیگردد تا او را نجات دهد. فیلم تا اینجا، فقط یک ماجراجویی تجاری دیگر است.
اما طنین دنیای واقعی در فیلم، هرچند سطحی، به یک روند رو به رشد روی پرده سینما اشاره میکند، برای آثاری با محوریت جنگ ۲۰ ساله ایالات متحده در افغانستان، که با خروج ارتش آنها در سال ۲۰۲۱ به پایان رسید.
فقط چند سال پس از خروج ایالات متحده از ویتنام طول کشید تا چند فیلم بزرگ، از جمله «آخرالزمان» (۱۹۷۹) و «شکارچی گوزن» (۱۹۷۸) از راه برسند. «پیمان» و دیگر واکنشها نشان میدهند که در حالی که فیلمسازان اکنون داستانهای خود را در افغانستان میسازند، پرداختن درست به این کشمکش در صفحه نمایش ممکن است زمان بیشتری ببرد.
چشمانداز هالیوود امروز محتاطتر از هر زمان دیگری است و ایالات متحده از نظر سیاسی آنقدر شکاف یافته است که فیلمها ممکن است نیمی از تماشاگران را از خود برانند. (نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقات پیو نشان داد که نظرات آمریکاییها در مورد افغانستان در میان احزاب مختلف بسیار متشتت است.)

منبع تصویر، Alamy
اگرچه جنگ در افغانستان در حال حاضر طولانیمدتترین جنگ در تاریخ ایالات متحده بوده است، اما به ندرت در سطح آگاهی عمومی مورد توجه قرار گرفته است.
ارتش ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ پس از ۱۱ سپتامبر وارد افغانستان شد تا از حملاتی که ممکن بود از سوی نیروهای مستقر در آنجا صورت گیرد، جلوگیری کند، اما این جنگ به سرعت تحتالشعاع سایر درگیریهای جهانی قرار گرفت، ابتدا در عراق و اخیراً در اوکراین. با این حال، «پیمان» به ویژه به موقع ساخته شده است.
اخیرا دولت جو بایدن گزارشی را در مورد خروج نیروهای آمریکایی و تخلیه بینظم و آشفته، در حالی که که هزاران افغان در فرودگاه کابل ازدحام کرده بودند، منتشر کرد. طالبان ظرف چند هفته پس از خروج نیروهای آمریکایی و بریتانیایی کنترل کشور را به دست گرفتند و حقوق بشر را، به ویژه برای زنان، محدود کردند و بحرانی جهانی برای پناهندگان افغان ایجاد کردند.
پیمان گای ریچی در این چارچوب قرار دارد، اما این اولین یا تنها برخورد هالیوودی در مورد این مناقشه و به ویژه رابطه بین سربازان آمریکایی و راهنمایان افغان آنها نیست. در واقع، یک فیلم دیگر به نمایش در میآید به نام قندهار.
این فیلم اکشن ساخته جرارد باتلر است که درباره یک عامل سیا است که با مترجمش در یک منطقه خطرناک افغانستان گیر افتاده است. پیشنمایش فیلم نشان میدهد که باتلر میگوید «هیچکس نمیآید ما را نجات دهد»، که اشارهای است برای آن دو برای مبارزه با دشمنان و نجات یکدیگر.
حقیقت پشت افسانهها
اما پیمان بر روی برخی حقایق و دیدگاههای قابل تأیید هم ساخته شده است که آن را جاندارتر هم میکند. در متن انتهای فیلم آمده است که ۳۰۰ افغان به دلیل همکاری با آمریکا کشته شدهاند و هزاران نفر خود را از طالبان پنهان کردهاند. آنی فورزایمر، یک دیپلمات سابق ایالات متحده که در سالهای ۲۰۱۸-۲۰۱۷ معاون سفارتخانه در کابل بود، میگوید که این متن درست به نظر میرسد. او به بیبیسی گفت: «بدیهی است که این آمار تقریباً بلافاصله کهنه شده اما موارد مستند زیادی وجود دارد که سازمان ملل و ناظران مستقل حقوق بشر گزارش کردهاند.»
و پیوند بین کینلی و احمد نشاندهنده ارتباط قوی است که فورزایمر از نزدیک مشاهده کرده است. او میگوید: «سربازانی که خدمت کردهاند و دیپلماتهایی که به مدت ۲۰ سال از نزدیک با مترجمان، پلیس، نظامیان و مقامات افغان خدمت کردهاند، احساس عمیق وفاداری نسبت به آنها دارند» و میافزاید که فیلمهایی مانند پیمان «احساسات واقعی آنها مانند درماندگی و برآورده شدن اندک آرزوهایشان را منعکس میکنند».

منبع تصویر، Alamy
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
فیلم «پیمان» خصلتی انتقادی نیز دارد چون تأکید می کند بر اینکه چطور ویزای آمریکایی که به احمد و خانوادهاش وعده داده شده بود، در گیر خط قرمزهای چنان زیادی میشود که ممکن است طالبان پیش از اینکه او بتواند از کشور خارج شود پیدایش کنند.
کینلی که سخت عصبانی شده است سر یک افسر ارتش داد میزند: «قرار این بود که ما به خانوادهاش پناه بدهیم. حالا طنابی دور گردناش انداختهایم و داریم صندلی را از زیر پایش میکشیم.»
اگر سیاست و دیالوگها سلیس او را کنار بگذاریم، نومیدی او نشانی از این واقعیت است که گروههای رزمندگان کهنهکار و سایر گروههای غیرانتفاعی خواهان توجه به انبوهی از ویزاهای معوق مهاجرت خاص به آمریکا هستند، از جنس آنها که به راهنماهای افغان وعده داده شده بود.
با بودجههای کمتر و انتظارات تجاری اندک، مستندها میتوانند انتقاد مستقیم بیشتری از رویکرد ایالات متحده در قبال افغانستان داشته باشند. فیلم «عقبگرد» اثر متیو هاینمن که در فهرست نهایی بهترین مستند اسکار قرار گرفت، یک گروه فیلمبرداری را با نیروهای ویژه ایالات متحده، ملقب به کلاه سبزها، درست قبل از خروج ایالات متحده همراه میکند و پیوند میان سربازان آمریکایی و همتایان افغانشان را آشکار میکند. یک افسر آمریکایی که از تصمیم برای خروج ناگهانی ناراضی است، با لحنی غمزده به افغانها میگوید: «ما قدردان شما هستیم.»
وضعیت پیچیده و بودجه برای ویژگیهای مهم میتوانند توضیح بدهند چرا بین پایان هر جنگ و فیلمهای بزرگ درباره آن، تأخیری زمانی وجود دارد. اما رویکرد عمومی نیز به همان اندازه مهم است.
این فرض بنیادین که جنگ جهانی دوم نبردی شرافتمندانه بود هر فیلمی درباره آن جنگ را هدایت کرده است، از دهه ۱۹۴۰ گرفته تا نجات سرباز رایان (۱۹۹۸) و فیلمهای پس از آن. تا زمان پایان جنگ ویتنام در سال ۱۹۷۵، افکار عمومی به تدریج به این سو میرفت که دخالت آمریکا اشتباه بوده است و راه را برای فیلمهایی مثل جوخه (۱۹۸۶) باز میکرد.
غیرسیاسی نگه داشتن چیزها
اما اکثر فیلمهای مربوط به جنگهای عراق و افغانستان قاطعانه غیرسیاسی هستند و به عنوان راهی برای کنار گذاشتن مسائل عمیقتر در مورد جنگهای تفرقهانگیز، از قهرمانی سربازان تمجید میکنند. یکی دیگر از فیلمهای جیلنهال، جارهد (۲۰۰۵)، در اوایل دهه ۱۹۹۰ و در خلال جنگ خلیج فارس اتفاق میافتد و یک تفنگدار دریایی با التماس از رفقای خود میخواهد که «سیاست را فراموش کنید، خب؟ ما اینجا هستیم»، و اضافه میکند «بقیه چیزها» مهم نیستند.
فیلم پاسگاه (۲۰۲۰) در مورد نبردی بزرگ در افغانستان است و هنگامی که سربازی میگوید: «آزادی رایگان نیست»، کاری مشابه انجام میدهد. این تنها اظهار نظر سیاسی مبهم در کل این فیلم است و فیلم بر شجاعت سربازان و وحشتناکی خشونت تمرکز میکند.
دیوید تامسون، مورخ و منتقد سینما، که کتابش با عنوان «اتحاد مرگبار: یک قرن جنگ در فیلم» نوامبر امسال منتشر خواهد شد، میگوید خشونت جذابیت فیلمهای جنگی است. او به بیبیسی میگوید: «واقعاً چیزی به نام فیلم ضد جنگ وجود ندارد، زیرا هر هدفی که فیلمسازان داشتند، مکانیسم رسانه عمل جنگ، تیراندازی، کشتار را اغواگر و جذاب میکند.»

منبع تصویر، Alamy
و حتی بهترین فیلمهای جنگی هالیوود دیدگاهی غربی دارند. در همین حال، فیلمهایی از افغانستان وجود دارند، اما اغلب نادیده گرفته میشوند. فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» ساخته صحرا کریمی در سال ۲۰۱۹، که برای اولین بار در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، داستانی است خوشساخت، سبک و در عین حال پرمخاطب که درباره سه زن باردار افغان از طبقات مختلف است.
کریمی، یکی از برجستهترین فیلمسازانی که تا این اواخر در افغانستان کار میکردند، در سال ۲۰۲۱ با تسلط طالبان به سرعت کابل را ترک کرد و اکنون خود را تبعیدی میداند و در نیویورک زندگی میکند. او قصد دارد بر اساس ماجرای فرارش، فیلمی به نام پرواز از کابل بسازد و به بیبیسی میگوید: «ماجرا دو ماه قبل از سقوط کابل اتفاق میافتد. من میخواهم به دنیا نشان دهم که ما زندگی، مسائل و مشکلاتمان را داشتیم، رویاهایمان را داشتیم، و اگرچه وضعیت امنیتی خیلی خوب نبود، اما هر روز از خواب بیدار میشدیم و روز جدیدی را با امیدی تازه شروع میکردیم.»
او درباره فیلمهای جریان اصلی آمریکایی درباره کشورش میگوید: «افغانستان، برای کارگردانان مشهور با بودجههای هالیوودی، داستانی از پشت کوههاست که عجیب و جالب است، اما موثق نیست». او میافزاید: «این یک دیدگاه بسیار غربی در مورد اتفاقاتی است که در افغانستان میافتد، که در آنجا کسی میخواهد مترجمی را مثلاً نجات دهد. چیزهای زیادی وجود دارند که مردم افغانستان و ماجراهای آنها میتوانند با جهان به اشتراک بگذارند، بدون اینکه وارد این فرمول قربانی و منجی شوند.»
با این حال، عدم توزیع فیلمهای خارجی زبان از این دست میتواند آنها را تقریباً نامرئی کند. فیلمهای کریمی، از جمله مستند «زنان افغان پشت فرمان» (۲۰۰۹) برای تماشا در دسترس نیستند. همچنین فیلم بسیار مشهور «نامهای به رئیسجمهور» (۲۰۰۳) اثر رویا سادات کارگردان زن افغان.
این فیلمها را فیلمهایی انباشته از صحنههای انفجارها و سربازان مرد شجاع، با سابقه طولانی موفقیت تجاریشان به حاشیه میرانند.
یک چیز قطعی است و آن این که فیلمهای جریان اصلی بیشتری در مورد افغانستان در راه خواهند بود. تامسون ویدئوی فرودگاه کابل را لحظهای از «تصاویر سینمایی باورنکردنی از سقوط مردم از هواپیما» میخواند. این تصاویر که قبلاً در فیلمهای مستند استفاده شدهاند، برای نسل - بیایید امیدوار باشیم عمیقترِ - بعدی فیلمهای جنگی آماده شدهاند.































