فرزند چهاردهم: مادرم مجبور بود به خواستههای جنسی پدرم تمکین کند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, محجوبه نوروزی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
"خانواده مادرم او را در دوازده سالگی نامزد و در چهارده سالگی به خانه شوهر فرستاد. این یک ظلم بود بالای مادرم، او حتی جوان نشده بود که به شوهر داده شد. خوابها و آرزوهای مادرم هرگز تحقق نیافتند، او نه تنها اختیار تصمیمگیری نداشت، بلکه حتی جزء تصمیمهای پدرم هم نبود. او نتوانست به تحصیلات خود ادامه بدهد."
فیروزه (نام مستعار) آخرین فرزند خانواده و محصل دانشگاه در کابل است. او میگوید مادرش "چهارده فرزند را در فاصلههای بسیار کم به دنیا آورد. پدرم بر مادرم ظلم کرده است. مادرم توانایی به دنیا آوردن ۱۴ فرزند را نداشت اما پدرم بدون در نظرداشت مشکلات و خواستههای جنسی و فیزیکی مادرم و بیآنکه احتیاط کند (جلوگیری از بارداری مانند استفاده از قرصهای ضد حاملگی و کاندوم)، مادرم ۱۴ فرزند به دنیا آورد و حالا بیمار است."
او معتقد است با آنکه پدرش مانع ادامه تحصیل فرزندان خود نشد ولی در حق مادرش "بینهایت ظلم" کرد. فیروزه میگوید:"وقتی من به دنیا آمدم، مادرم دیگر توانایی مراقبت مرا نداشت و من هرگز از مهر و محبت مادرانه برخوردار نشدم".
او میگوید مادرم حالا به یک فرد بیمار مبدل شده که من از او مراقبت میکنم" چون او مجبور بود "تمکین" کند.
"تمکین"در فقه اسلامی چیست؟
فضل الرحمان فقیهی، استاد دانشگاه، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات و معارف اسلامی در هرات میگوید تمکین، به معنای اختیار دادن است و زن باید مطابق حقوق مدنی که شوهر بر او دارد، "با شوهر نزدیکی کند و از نزدیکی (خوابیدن) با شوهر ابا نورزد و سرکشی نکند."
آقای فقیهی میافزاید: "هرگاه زنی از نزدیکی با شوهرش ابا بورزد، سرکشی کند و تن درندهد، آن را عدم تمکین میگویند. و این از دیدگاه فقه اسلامی برای خانم حرام است. چون یکی از مقاصد مهمی که در حق مدنی ازدواج نهفته است و از نظر فقه اسلامی نهادینه شده، همین تمکین است."

منبع تصویر، Fagihi/FACEBOOK
به گفته او "وقتی زن سر باز میزند و به خواستهای مشروع شوهر تن نمیدهد مرتکب نشوز میشود."
پیامد حقوقی تن ندادن زن به خواستهای جنسی مرد
براساس آنچه آقای فقیهی میگوید، زن باید برای "استمتاع یا کامجویی، خود را همواره در اختیار شوهر قرار بدهد و استمتاع شوهر از خود را به هیچ زمان و مکان و کیفیت خاصی محدود نکند."
او میگوید:"اگر خانم تمکین را بجا نیاورد، از خانه بدون اجازه شوهر بیرون شود و با وی سرناسازگاری داشته باشد، آنچه که فقه اسلامی در مورد نفقه بر شوهر واجب ساخته است، قطع میشود. در این صورت شوهر میتواند از دادن نفقه ابا ورزد."
به گفته او "یکی از دلایلی که شوهر میتواند ازدواج مجدد کند هم همین عدم تمکین زن است. و از سوی دیگر در فقه اسلامی هر مرد اجازه دارد تا چهار همسر داشته باشد. در قسمت طلاق باید گفت که در فقه اسلامی، بدون آنکه زن مرتکب نشوز شود، طلاق حق شوهر است. و در چنین مورد پس از جدایی، زن هیچ حقی بر اموال منقول و غیرمنقول شوهر ندارد."
آیا بدن زن همیشه آماده رابطه جنسی است؟
آوید دهیار، پزشک نسایی و ولادی (زنان و زایمان) و از حامیان حقوق زنان در بریتانیا، میگوید که بارداری شیر به شیر و یا با فاصله زمانی کم اغلب برای مادر خطرات زیاد و جبران ناپذیری را به همراه دارد.

منبع تصویر، Avid
خانم دهیار میگوید: "بارداری با فاصله زمانی کم زنان را فرسوده میسازد و باعث کم خونی و ضعف مزمن میشود، چون مادر در زمان بارداری و زایمان تمام ذخایر بدن خود را از دست میدهد و با کم خونی روبرو میشود. بدن زنان پس از زایمان طبیعی به ۶ تا ۸ هفته نیاز دارد تا به حالت عادی بازگردد اما اگر زایمان سزارین باشد، روند بهبود طولانیتر خواهد بود."
خانم دهیار میگوید: "بدن زنان از نظر فیزیولوژیکی دارای وظایف متفاوت است، در دوره قاعدگی هورمونهای زنان در نوسان است. او میگوید که این نوسانات ماهانه هورمونها میتواند سبب افسردگی، خستگی یا هم افزایش انرژی شود. در چنین حالتی، زنان گاهی به مقاربت جنسی بیمیل میشوند یا تمایلات جنسیشان در وسط سیکل قاعدگی افزایش مییابد که اگر شوهر بتواند این تغییرات را پیش بینی کند، میتواند رابطه جنسی بهتری با همسرش داشته باشد. و عدم ثبات هورمونی بدن زنان به این معنی است که آنان همیشه آماده سکس نیستند."
خانم دهیار میافزاید: "زنان هنگام شیردهی به علت ترشح هورمون پرولاکتین، کم خوابی و خستگی، میل جنسی خود را تا حدی از دست میدهند. و از سوی دیگر، ترشح برخی از هورمونها در زمان حاملگی زیاد میشود و پس از زایمان به تدریج کاهش مییابد که سبب میشود زنان از لحاظ روانی دچار نوسان و افسردگی شوند و میل جنسی خود را از دست بدهند. خوب است در چنین موارد مردان این موضوع را درک کنند و با همسران خود در انجام کارهای خانه و مواظبت از نوزاد همکاری کنند تا زنان بتوانند در جریان روز یکی دو ساعت بخوابند و رفع خستگی کنند."
خانم دهیار میگوید: "در دوران یائسگی نیز زنان نوسان هورمونی را تجربه میکنند که مردان باید از آن آگاهی داشته باشند. یائسگی تنها پایان دورهٔ پریود یا قاعدگی نیست، زنان دچار نگرانی و اضطراب، مشکلات خواب، دشواری در تمرکز، احساس خستگی شدید، افزایش سردردها، دردهای عضلانی و مفصلی، کاهش میل جنسی، خشکی مهبل یا واژن و درد در آن ناحیه و عرق کردن شبانه میشوند."
خانم دهیار میگوید: "اگر در چنین شرایطی رابطه جنسی به زور بالای زنان تحمیل شود، خطر پارگی و خونریزی مهبل را درپی خواهد داشت و ضربات محکم روانی را بر زنان وارد خواهد کرد که جبران آن نیازمند سالها درمان جسمی و روانی زن را در قبال خواهد داشت. مردها باید این تحولات را درک کنند و بدانند که این نوسانات در کنترل زنان نیست و جزء ساختار فیزیولوژی آنها است. و برای عبور از این دورههای موقتی باید به دکتر متخصص مراجعه کنند و همسران خود را حمایت کنند."
'نواندیشان دینی دیدگاه متفاوتی دارند'
برخی از نواندیشان دینی به این باورند که هر دین، فرهنگ و تمدن قابل تفسیر و برداشتهای مختلف است و دینی در دنیا وجود ندارد که دارای یک تفسیر و مورد اتفاق تمام پیروان و ناظران آن باشد.
محمد محق، پژوهشگر و نواندیش دینی افغانستان که سالهاست تمام هم و غمَ خود را بر باز کردن راه تکثر و تنوع در جوامع اسلامی گذاشته و کتابها و مقالات زیادی در این زمینه منتشر کرده است و حدود پانزده سال است با پژوهشهای نواندیشی دینی سروکار دارد، میگوید: رابطه مرد و زن که در قالب ازدواج و نهاد خانواده از نظر فقه اسلامی تعریف میشود و شکل میگیرد، براساس تقسیم بندیهایی که ما در اصول فقه داریم، از موضوعات تعبدی مانند نماز، روزه، حج و امثال آن نیست تا به همان شکل و فرمی که در نصوص دینی آمده، بدون کدام تغییری انجام شود.

منبع تصویر، MOheq
آقای محق میگوید: "امروزه در این زمینه جای اجتهاد و تجدید نظر به وفور وجود دارد. آنچه که ما در کل از نصوص دینی می فهمیم این است که رابطه مرد و زن در اساس برپایه محبت و احترام متقابل باشد و در سطح اخلاقی این قضیه وقتی دو نفر قرار است در کنار همدیگر زندگی کنند، باید به هم احترام داشته باشند و مبنایی که این رابطه را تشکیل میدهد کشش عاطفی و موهبت متقابل میان دو نفر باشد."
به عقیده او "اما در سطح حقوقی این قضیه، هر دو حق دارند با هم بنشینند و گفتگو کنند و در اثر تفاهم دوجانبه هر کسی حدود و قیود خود را مشخص کند، چه در آغاز شکلگیری رابطه و در آستانه ازدواج و چه در مراحل بعدی که ممکن است اختلافاتی رخ دهد و نشوز به وجود بیایید. یعنی موضوعات از قبل تثبیت شده نیستند که زنان صد درصد باید تمکین کنند و مردها هم دارای چنین صلاحیتهای بی حد و حصر باشند."
فیروزه به چه نتیجهای رسیده؟
اگر مادر فیروزه به جای به دنیا آوردن ۱۴ فرزند، مرتکب نشوز میشد، با چه سرنوشتی روبرو میشد؟ شاید نفقه (هزینه زندگی) خود را از دست میداد، شاید مورد تنبیه بدنی قرار میگرفت، شاید شوهرش مجددا ازدواج میکرد و یا هم او را طلاق میداد. و از نظر شرعی، چون تمام مخارج زندگی وی و کودکانش، از جمله خوراک و پوشاک و نفقه او را شوهرش میپرداخت، شاید حضانت فرزندان هم به شوهرش تعلق میگرفت.
بنابراین، زنی که در کودکی ازدواج کرده، نتوانسته تحصیلات خود را ادامه بدهد و از استقلال مادی هم برخوردار نیست، چه گزینهای به جز از تن دادن به تمام خواستههای جنسی شوهر دارد؟
فیروزه میگوید:"در اسلام واقعی زنان از احترام زیادی برخوردارند و با آنها مانند ملکهها برخورد میشود، اما در جامعه افغانستان زنان از حق تحصیل و انتخاب محرومند، مورد تنبیه بدنی قرار میگیرند و همه و همه به نام اسلام ختم میشود. اسلام هرگز چنین ظلمی را برزنان روا نداشته است، اینها همه از فرهنگ و سنتهای ناپسند در افغانستان ناشی میشوند."
مادر فیروزه و هزاران زن دیگر در افغانستان هنوز مجبورند به خواستهها و خواهشهای شوهرانشان تن دهند، اما فیروزه نمیخواهد این "حلقه خبیثه" تکرار شود.
او میخواهد آرزوها و خوابهایش به حقیقت مبدل شوند، او میخواهد تحصیلات خود را به پایان برساند، پزشک شود و شوهر خود را خودش انتخاب کند. او میگوید: تن دادن به خواستهای مردان متعلق به خانوادههای مردسالار و فرهنگ ناپسندی است که با شرایط امروز ما همخوانی و سازگاری ندارد. زنان را از نظر جنسی فرودست میکند و به مردها این حق را میدهد که هر موقع که خواسته باشند از زنان بهره جنسی ببرند.
او میگوید با دادن چنین حق بی حد و حصر به مردان که با حقوق زنان و امکان تشکیل خانوادههای برابر مغایر است "جدا مخالف" است.































