پنج سال حکومت طالبان؛ آیا غرب هنوز بر افغانستان نفوذ دارد؟

پنج سال حکومت طالبان؛ آیا غرب هنوز بر افغانستان نفوذ دارد؟
    • نویسنده, لیز دوست
    • شغل, گزارشگر ارشد بین‌المللی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

در زیرزمین سفیدکاری‌شده یک خانه در روستایی در جنوب کابل، حدود دوازده زن جوان سرگرم کار هستند؛ برخی دیگ‌های بزرگِ پر از گیلاس و آلو را هم می‌زنند و برخی دیگر روی بوتل‌های شیشه‌ای مربا برچسب می‌چسبانند.

کسب‌وکارهایی از این دست از معدود فضاهایی هستند که زنان در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان هنوز می‌توانند در آن مهارت بیاموزند و کار پیدا کنند.

این کارگاه را ناجیه، یک کارآفرین ۴۷ ساله افغان و مادر ۹ فرزند، اداره می‌کند. او در ۱۴ سالگی ازدواج کرده بود.

اگر مقام‌های طالبان دختران و زنان جوان را از آموزش در مکاتب متوسطه، لیسه‌ها و دانشگاه‌ها محروم نکرده بودند، بسیاری از زنانی که امروز در این کارگاه کار می‌کنند، از جمله دختران ناجیه، اکنون برای ساختن آینده‌ای کاملاً متفاوت درس می‌خواندند.

اما اکنون همین راه هم روزبه‌روز محدودتر می‌شود. بر اساس مقررات تازه، زنان باید از مردان بخواهند محصولات‌شان را به بازار ببرند و در نمایشگاه‌های تجارتی نیز فقط مردان اجازه دارند در غرفه‌ها بنشینند و کالاها را عرضه کنند. طالبان برای این محدودیت‌ها دلایل مختلفی مطرح می‌کنند، از جمله این ادعا که زنان حجاب یا پوشش مناسب را رعایت نمی‌کنند.

ناجیه می‌گوید: «جهان باید به شیوه متفاوتی با طالبان گفت‌وگو کند، چون روش کنونی نتیجه‌ای نداشته است. زندگی زنان افغان باید تغییر کند، زیرا ما داریم امید خود را از دست می‌دهیم.»

پنج سال پس از آن‌که این جنبش اسلام‌گرای سخت‌گیر دوباره قدرت را در دست گرفت، زنان از بخش بزرگی از زندگی عمومی حذف شده‌اند و دختران بالاتر از ۱۲ سال نیز از رفتن به مکتب محروم هستند.

امروز، در داخل و خارج افغانستان، بسیاری یک پرسش مهم را مطرح می‌کنند: بهترین راه تعامل با طالبان برای دستیابی به تغییرات معنی‌دار چیست؟

این موضوع به شدت اختلاف‌برانگیز است. میان گروه‌های مختلف شکاف‌های عمیقی وجود دارد و مسائل متضاد فراوانی مطرح است؛ از حقوق زنان گرفته تا فرمان‌های غیرقابل پیش‌بینی طالبان، تحریم‌های بین‌المللی و کاهش کمک‌ها در بحبوحه یک بحران رو به گسترش بشردوستانه.

واکنش جامعه بین‌المللی نیز یکدست نیست. کشورهای غربی غالباً بر موضوع حقوق بشر تمرکز دارند، در حالی که برخی دیگر بیشتر به فرصت‌های سرمایه‌گذاری و منافع اقتصادی توجه می‌کنند. حتی خود کشورهای غربی نیز درباره بهترین شیوه برخورد با طالبان با یکدیگر هم‌نظر نیستند.

اکنون بسیاری پذیرفته‌اند که هر کاری تاکنون انجام شده، نتیجه مطلوبی نداشته است.

تعامل، نه منزوی‌سازی

افراد کمی خواهان انزوای کامل افغانستان هستند؛ به‌ویژه در شرایطی که ملل متحد هشدار می‌دهد ۲۲ میلیون افغان، یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، برای زنده ماندن به نوعی از کمک‌های خارجی وابسته‌اند.

افغانستان در سال‌های اخیر با بحران‌های پیاپی روبه‌رو بوده است؛ از یک بحران دردناک اقتصادی گرفته تا رویدادهای ویرانگر طبیعی، درگیری‌ها با پاکستان و بازگشت میلیون‌ها افغان که از کشورهای مختلف اخراج شده و به این کشور فقیر فرستاده شده‌اند.

و یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: اکنون طالبان بر افغانستان حاکم هستند.

در سال‌هایی که از ورود جنگجویان طالبان به کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ می‌گذرد، آنان با وجود حملات پراکنده گروه‌های مخالف مستقر در خارج از کشور و همچنین جنگجویان گروه دولت اسلامی، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و حاکمیت خود را بیش از پیش تثبیت کرده‌اند.

طالبان در حال جمع‌آوری مالیات هستند و در بخش‌های معدن، انرژی و عرصه‌های دیگر با بیجینگ، مسکو، ابوظبی، تاشکند و شماری از کشورهای همسایه توافق‌نامه‌هایی امضا می‌کنند.

اما با وجود این، همچنان زیر فشار تحریم‌های بین‌المللی مرتبط با تروریزم و حقوق بشر قرار دارند. روسیه تنها کشوری است که حکومت آنان را به رسمیت شناخته است و طالبان هنوز نتوانسته‌اند کرسی‌ای را که حق خود در ملل متحد می‌دانند، در مقر این سازمان در نیویارک به دست آورند.

با این حال، به رسمیت شناخته شدن دیگر مانند گذشته محور اصلی توجه نیست.

یکی از مقام‌های ارشد پیشین سازمان ملل که به دلیل ادامه فعالیتش در افغانستان نخواست نامش فاش شود، می‌گوید:

«غرب در حال باختن بحث مربوط به رسمیت شناختن طالبان است.»

او به افزایش شمار کشورهایی اشاره می‌کند که از طریق امضای توافق‌نامه‌ها، پذیرش دیپلومات‌ها، فعال نگه داشتن سفارت‌خانه‌ها و اقدام‌های مشابه، عملاً طالبان را به رسمیت شناخته‌اند.

او می‌افزاید: «تردیدی نیست که طالبان دوست دارند در سازمان ملل به رسمیت شناخته شوند، اما این موضوع دیگر مانند آغاز کارشان یک اهرم فشار قدرتمند نیست.»

در آن سوی دیوارهای بلند وزارت امور خارجه در کابل، در محوطه‌ای وسیع با چمنزارهای آراسته و ساختمان‌های تاریخی زیبا، دیپلومات‌های طالبان پیوسته نام‌ها و پرچم‌های تازه‌ای را به فهرست نمایندگی‌های افغانستان در جهان اضافه می‌کنند؛ سفارت‌خانه‌هایی که اکنون به جای نمایندگان حکومت پیشین، زیر کنترل طالبان قرار گرفته‌اند.

تعداد این نمایندگی‌ها اکنون به بیش از ۴۰ سفارت و نمایندگی دیپلوماتیک رسیده است.

«اگر می‌خواهیم در روابط‌مان پیشرفتی به وجود بیاید، باید به جای گفت‌وگو از فاصله دور، از نظر دیپلوماتیک به یکدیگر نزدیک‌تر شویم.»

این را ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی اصلی طالبان، می‌گوید.

ما او را در قندهار در جنوب افغانستان ملاقات کردیم؛ شهری که در واقع مرکز اصلی قدرت به شمار می‌رود.

این همان جایی است که هبته‌الله آخندزاده، رهبر دور از انظار عمومی طالبان، به تدریج پایگاه سیاسی و نظامی خود را گسترش داده و صدها فرمان صادر کرده است؛ فرمان‌هایی که بسیاری از آن‌ها بر حذف زنان و دختران از زندگی عمومی متمرکز بوده‌اند؛ اقدامی که او آن را یک مسئولیت اسلامی برای «حفاظت» از آنان توصیف می‌کند.

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری این مقطع را یک نقطه عطف می‌دانند.

یکی از مقام‌های ارشد ملل متحد در اظهاراتی که در یک نشست بین‌المللی و پشت درهای بسته مطرح کرده، وضعیت کنونی افغانستان را چنین توصیف کرده است:

«یک تعادل شکننده و بالقوه خطرناک.»

با این همه، افغانستان تا حد زیادی از توجه جهان دور مانده است.

جنگ‌های اوکراین و خاورمیانه بخش عمده توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرده‌اند و در اروپا نیز مهم‌ترین نگرانی‌ این است که چگونه می‌توان از ورود شمار زیادی از افغان‌هایی که به سوی این قاره می‌آیند، جلوگیری کرد.

این یک تغییر چشمگیر است.

یکی از دیپلومات‌های غربی که به تازگی مسئولیت نمایندگی کشورش در افغانستان را بر عهده داشت، می‌گوید:

«با توجه به گستردگی تلاش‌های غرب در افغانستان از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، واقعاً شگفت‌آور است که این کشور اکنون تا این اندازه نادیده گرفته می‌شود.»

این دیپلومات نخواست نامش برده شود، زیرا هنوز در خدمات دیپلوماتیک فعالیت می‌کند.

«خلأ واقعی دیپلوماتیک، ایالات متحده است.» این را همان دیپلومات غربی می‌گوید و به تصمیم دولت کنونی امریکا اشاره دارد که سمت نماینده ویژه خود در امور افغانستان را حذف کرده و بسیاری از نهادها، از جمله اداره توسعه بین‌المللی امریکا (یو‌اس‌ای‌آی‌دی) را که زمانی در تقریباً همه پرونده‌های مربوط به افغانستان نقش محوری داشت، منحل کرده است.

حتی در میان صفوف طالبان، به‌ویژه در میان کسانی که گفته می‌شود با برخی از سخت‌گیرانه‌ترین فرمان‌های رهبر این گروه موافق نیستند، نوعی نارضایتی وجود دارد؛ نارضایتی از این‌که جهان نه تمایل دارد و نه ظاهراً توانایی آن را دارد که نوع متفاوتی از رابطه با آنان ایجاد کند.

عبدالسلام ضعیف، از اعضای بنیان‌گذار طالبان که اکنون در حومه کابل یک مدرسه دینی برای پسران و دختران اداره می‌کند، می‌گوید:

«ما می‌خواهیم بخشی از جامعه جهانی باشیم.»

برخلاف مکاتب عادی، مدارس دینی دختران را در همه سنین می‌پذیرند و برخی از آن‌ها، به‌ویژه مدارسی که به صورت خصوصی اداره می‌شوند، تنها به آموزش مضامین دینی اکتفا نمی‌کنند.

او در گفت‌وگو با ما می‌گوید:

«صرف فشار آوردن نتیجه نمی‌دهد.»

او با اشاره به تاریخ افغانستان، موضوع را در چارچوبی گسترده‌تر مطرح می‌کند و می‌گوید:

«ما در برابر شوروی‌ها تسلیم نشدیم، در برابر امریکایی‌ها هم تسلیم نشدیم؛ پس چرا طالبان اکنون تسلیم شوند؟»

گفت‌وگوی باز

مقام‌های سازمان ملل می‌گویند حضور این نهاد در افغانستان، هرچند محدود، همچنان تأثیرگذار است. آنان به پیشرفت‌هایی در زمینه وضعیت زندانیان، گفت‌وگوهای مفصل درباره اجرای سخت‌گیرانه قانون امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تلاش‌ها برای بهبود دسترسی به کمک‌های بشردوستانه اشاره می‌کنند.

ارزیابی محتاطانه سازمان ملل از پنج سال گفت‌وگوهای گاه‌به‌گاه با طالبان این است که:

«تعامل کند پیش می‌رود، پیشرفت‌ها تدریجی هستند و عقب‌گردها نیز مکرراً رخ می‌دهند.»

با این حال، سازمان ملل تأکید می‌کند که باید این مسیر را ادامه داد.

جورجت گنیون، معاون نماینده ویژه سرمنشی سازمان ملل برای افغانستان که اکنون سرپرستی هیأت این سازمان در کابل را بر عهده دارد، می‌گوید:

«حتی یک روند متوقف‌شده هم بهتر از نبودن هیچ روندی است.»

ملل متحد به دلیل آنچه برخی منتقدان نرمش بیش از حد در برابر طالبان می‌دانند، با انتقادهایی روبه‌رو شده است. از جمله به خاطر برگزاری نشست‌هایی مانند روند دوحه که در آن هیأتی از طالبان در سال ۲۰۲۴ برای گفت‌وگو درباره موضوعات مختلف به پایتخت قطر سفر کرد، به شرطی که هیچ نماینده‌ای از زنان افغان در آن حضور نداشته باشد.

با این حال، مقام‌های این سازمان می‌گویند همه موضوعات در آن نشست‌ها مطرح شده بود و در نشست‌های بعدی، زنان نیز حضور داشته‌اند.

روند تازه‌ای به نام موزاییک اکنون گفت‌وگوها را در قالبی منظم‌تر و بر محور شش موضوع اساسی پیش می‌برد.

در یک سو، موضوع‌هایی مانند حقوق بشر، از جمله حقوق زنان، حکومتداری فراگیر و مبارزه با تروریزم قرار دارند.

در سوی دیگر، خواسته‌های طالبان مطرح است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزاد شدن دارایی‌های مسدودشده و به رسمیت شناختن نمایندگی‌های دیپلوماتیک آنان.

گنیون که در محوطه بزرگ و به شدت محافظت‌شده نمایندگی ملل متحد در کابل با او گفت‌وگو شده، می‌گوید:

«اعتماد و رفتار متقابل به تدریج در حال شکل‌گیری است تا زمینه پرداختن به دشوارترین مسائل فراهم شود.»

او این روند را «گام‌های کوچک در یک راه طولانی» توصیف می‌کند.

گنیون تأکید می‌کند که این روند باید از طریق یک تلاش جمعی دنبال شود، نه فقط از راه گفت‌وگوهای جداگانه دولت‌ها با طالبان.

او می‌گوید: «فشار تاکنون نتیجه نداده است، تهدیدها نیز نتیجه نداده‌اند. بهترین فرصت ما در پیام‌رسانی و اقدام مشترک و پیگیر نهفته است.»

برای برخی از منتقدان و تردیدکنندگان، حتی در داخل سازمان ملل، این نگرانی وجود دارد که رویکرد «موزاییک» نیز در نهایت موفق نشود.

اما از دید بسیاری از مقام‌های سازمان ملل، حتی حفظ حداقل حضور در افغانستان، جلوگیری از انزوای بیشتر این کشور و ادامه حمایت از جوامع آسیب‌پذیر، به‌ویژه زنان، اهمیت حیاتی دارد.

به باور آنان، حفظ این ارتباط و ادامه فعالیت‌ها، هرچند با پیشرفت‌های محدود، بهتر از قطع کامل تعامل و رها کردن مردم افغانستان در شرایط کنونی است.

نجوا

در شهرهای خاک‌آلود ولایات و در زمین‌های زراعتی، جایی که نهادهای امدادرسان داخلی و بین‌المللی در تلاش‌اند راه‌هایی برای ادامه فعالیت در افغانستان پیدا کنند، این گفت‌وگوها هر روز ادامه دارد.

در همین جاست که فرمان‌های صادرشده از سوی رهبر منزوی طالبان به راه‌حل‌های عملی تبدیل می‌شوند؛ راه‌حل‌هایی که معمولاً از آن‌ها با عنوان «راهکارهای تطبیقی» یاد می‌شود.

این راهکارها گاهی به زنان اجازه می‌دهد در برخی بخش‌های نهادهای امدادی از خانه کار کنند، یا در اتاق‌های جداگانه، طبقات جداگانه و حتی ساختمان‌های جدا از مردان به کار خود ادامه دهند.

کریس کیندر، رئیس نهاد خیریه بریتانیایی «افغان اید» که بیش از ۴۰ سال در افغانستان فعالیت کرده است، می‌گوید:

«در افغانستان همه‌چیز به روابط بستگی دارد و همین روابط در زندگی روزمره می‌تواند بسیاری از کارها را آسان‌تر کند.»

او تأکید می‌کند که بیشتر این گفت‌وگوها درباره دسترسی و چگونگی اجرای برنامه‌ها، توسط کارکنان باتجربه افغان انجام می‌شود.

سفرهای من در سال‌های اخیر به شهرها و ولسوالی‌های مختلف افغانستان نیز نشان داده است که برخی مقام‌های محلی طالبان تلاش می‌کنند راه‌حل‌های عمل‌گرایانه پیدا کنند. با این حال، برخی دیگر همچنان نسبت به هر نوع کمک خارجی بدبین و بی‌اعتماد هستند.

یکی از نهادهای خیریه، توافق‌های محلی با طالبان را «شفاهی و شکننده» توصیف کرده است.

کیندر این انتقاد را رد می‌کند که نهادهای امدادی برای حفظ فعالیت‌های خود ناچار شده‌اند از اصول‌شان کوتاه بیایند.

او می‌گوید:

«طالبان خطوط سرخ خود را دارند و ما و کمک‌کنندگان مالی ما نیز خطوط سرخ خود را داریم. ما درباره شیوه‌های کار گفت‌وگو می‌کنیم تا هر دو طرف دیدگاه یکدیگر را درک کنند.»

در اینجا نیز بسیاری از کارکنان و مسئولان نهادهای امدادی خواستار اتخاذ یک رویکرد هماهنگ‌تر و یکپارچه‌تر در قبال افغانستان هستند.

گفت‌وگوی دشوار

ناجیه، که مربا تهیه می‌کند، می‌گوید:

«ما باید به گفت‌وگو ادامه بدهیم، اما حالا باید شرط و شروطی هم تعیین شود.»

این دیدگاهی است که بسیاری از فعالان حقوق زنان در خارج از افغانستان و همچنین نهادهای مدافع حقوق بشر نیز با آن موافق‌اند. آنان می‌گویند گفت‌وگو با طالبان تاکنون بیشتر یک‌طرفه بوده و طالبان در برابر این تعامل‌ها، هیچ تغییر چشمگیری ایجاد نکرده‌اند.

به باور آنان، نباید گفت‌وگوها از موضوعات بشردوستانه و کمک‌رسانی فراتر برود، مگر این‌که طالبان تغییرات ملموسی ایجاد کنند.

یکی از موضوعات بحث‌برانگیز اخیر، تصمیم مقام‌های اتحادیه اروپا در ماه جون بود که برای نخستین بار پس از بازگشت طالبان به قدرت، از یک هیأت وزارت امور خارجه طالبان در بروکسل میزبانی کردند.

نمایندگان ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا در این نشست یک‌روزه شرکت کردند تا درباره روند بازگرداندن شهروندان افغان که حق قانونی اقامت در کشورهای اتحادیه اروپا را ندارند، گفت‌وگو کنند.

اتحادیه اروپا این دیدار را «گفت‌وگو در سطح تخنیکی» توصیف کرد. اما طالبان برداشت دیگری از آن داشتند.

یک سخنگوی طالبان گفت که در دستور کار این نشست، موضوع‌هایی مانند حضور احتمالی خدمات قونسلی در اروپا و نیز «نیاز به اقدامات اعتمادساز» مطرح بوده است.

رینا امیری، دیپلومات پیشین امریکایی افغان‌تبار که از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان نماینده ویژه امریکا در امور زنان، دختران و حقوق بشر افغانستان فعالیت می‌کرد، می‌گوید:

«جامعه دیپلوماتیک به خوبی می‌داند که از قبل نیز کانال‌هایی برای گفت‌وگو درباره مسائل تخنیکی با طالبان وجود داشته است.»

او که خود نیز در دوران مأموریتش با مسئله چگونگی تعامل با طالبان روبه‌رو بوده، می‌افزاید:

«برگزاری نشست در بروکسل به‌وضوح یک تصمیم سیاسی بود، نه یک ضرورت اجرایی یا تخنیکی.»

منتقدان چنین اقداماتی را «عادی‌سازی تدریجی» روابط با طالبان می‌خوانند.

موثر است؟

«بعد از این پنج سالی که در افغانستان گذرانده‌ام، چه چیزی برای نشان دادن دارم؟»

این پرسشی است که محبوبه سراج، فعال افغان و مسئول یک مرکز حمایتی، هنگام دیدار ما با او در کابل مطرح می‌کند.

زمانی که طالبان در سال ۲۰۲۱ به قدرت بازگشتند، محبوبه سراج با اعلام این‌که در افغانستان خواهد ماند و برای حقوق زنان مبارزه خواهد کرد، خبرساز شد.

اما اکنون سراج ۷۸ ساله می‌گوید که در تدارک ترک افغانستان است.

آخرین مرکز حمایتی او که برای بیش از ۳۰ زن افغانِ فراری از خشونت خانوادگی پناهگاهی نجات‌بخش بود، در ماه دسمبر بسته شد. درخواست‌های مکرر او از رهبران طالبان برای بازگشایی صنف‌های درسی زنان و دختران نیز بی‌پاسخ مانده است.

او با اندوهی آشکار می‌گوید:

«این روزنه‌های کوچکی که جهان می‌بیند، این گشایش‌های محدود اینجا و آنجا، از جمله مکاتب مخفی دخترانه، فقط برای فریب دادن همه است.»

با این حال، محبوبه سراج از جامعه جهانی می‌خواهد که به گفت‌وگو با طالبان ادامه دهد.

او می‌گوید:

«آن‌ها باید گفت‌وگو کنند، اما باید مطمئن شوند که وقتی پای میز مذاکره می‌نشینند، این فقط یک مشت حرف بی‌نتیجه و توخالی نباشد.»

عده‌ای دیگر نیز همین نظر را دارند. یک مقام پیشین افغان که در گفت‌وگوهای محرمانه با مقام‌های طالبان نقش داشته، می‌گوید:

«تنها دیپلوماسی مؤثرتر، از طریق تعامل آرام، پیوسته و محرمانه، می‌تواند تغییر به وجود بیاورد.»

او ابراز امیدواری می‌کند که دبیرکل جدید سازمان ملل، که قرار است در آغاز سال آینده کار خود را آغاز کند، بتواند تعامل مؤثرتری با طالبان داشته باشد.

اما در نهایت، این جامعه جهانی نیست که سرنوشت تغییرات در افغانستان را تعیین می‌کند.

یکی از تحلیلگران غربی که سال‌ها درگیر مسائل افغانستان بوده و مانند شماری دیگر از مصاحبه‌شوندگان نخواسته نامش فاش شود، می‌گوید:

«فکر نمی‌کنم راه‌حل این باشد که جهان زبان مناسب برای صحبت با طالبان را پیدا کند. پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، کاملاً روشن شده که هر تغییر واقعی فقط می‌تواند از درون افغانستان و از داخل خود این نظام به وجود بیاید.»

در این سال‌ها، شماری از مقام‌های ارشد طالبان گاه‌گاهی درباره سخت‌گیرانه‌ترین فرمان‌های رهبر این گروه، به‌ویژه بسته ماندن مکاتب دخترانه، انتقاد کرده‌اند. همچنین موارد معدودی وجود داشته که برخی از آنان توانسته‌اند راهی برای تعدیل یا لغو بعضی تصمیم‌های او پیدا کنند.

یکی از این نمونه‌ها، قطع سراسری اینترنت در سال گذشته بود که زندگی روزمره مردم را مختل کرد، اما بعداً این تصمیم لغو شد.

فرمان‌های رهبر طالبان در حکم اوامر قطعی و غیرقابل مناقشه تلقی می‌شوند. این گروه در طول سال‌های گذشته نشان داده است که بیش از هر چیز، به حفظ وحدت درونی و نگهداری قدرت اهمیت می‌دهد. حتی درخواست‌ها و توصیه‌های عالمان دینی و مقام‌های کشورهای اسلامی در سراسر جهان نیز نتوانسته است موضع سخت‌گیرانه رهبر طالبان و مسئولان اجرایی این گروه را، به‌ویژه در حساس‌ترین موضوع یعنی آموزش دختران، تغییر دهد.

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، هنوز هیچ راه‌حل ساده و سریعی برای این وضعیت دیده نمی‌شود.

در کارگاه مرباسازی ناجیه، میزی پر از سندهای آموزشی قاب‌شده به چشم می‌خورد؛ از گواهینامه‌های مؤسسه‌های آموزشی افغانستان گرفته تا دوره‌هایی که با حمایت اداره توسعه بین‌المللی امریکا (یو‌اس‌اید) برگزار شده بودند و اکنون دیگر وجود ندارند. این اسناد نشان می‌دهند که او باوجود محدودیت‌های فزاینده، چگونه تلاش کرده است به یک کارآفرین موفق‌تر تبدیل شود.

سال به سال، جامعه‌ای متفاوت در افغانستان در حال شکل‌گیری است. با این حال، بسیاری از افغان‌ها همچنان تلاش می‌کنند و امیدوارند آینده‌ای متفاوت در انتظارشان باشد؛ و آرزو دارند که جهان آنان را فراموش نکند.

تصویر اصلی: گتی ایمجز