نوجوان افغان چگونه در اعتراضات ایران کشته شد؟

شماری از مهاجران افغان در جریان اعتراضات ضد دولتی ایران و در پی آن، شماری هم در حملات امریکا و اسرائیل کشته شدهاند. در حالی که در آمار رسمی دولت ایران از کشته و زخمی شدن افغانها ذکر نشده است.
شش ماه از اعتراضات مرگبار در واکنش به مشکلات اقتصادی در ایران میگذرد و در جریان آن یک نوجوان افغان نیز کشته شد.
اسناد شفاخانه، طب عدلی (پزشکی قانونی) و جواز دفن شهرداری در ایران که به بخش راستیآزمایی بیبیسی افغانستان رسیده نشان میدهد که این نوجوان افغان در ۱۹ جدی (دی) با «اصابت گلوله سلاح گرم به سرش» زخمی شده و پنج روز بعد در شفاخانه جان باخت.
آرمان، (نام تغییر داده شده) ۱۴ سال سن داشت، متولد و بزرگشده در ایران بود. خانوادهاش حدود دو دهه پیش از ولایت کاپیسا به ایران مهاجرت کرده است.
کسی که همراه آرمان آن شب در اعتراضات در محله آنها در استان البرز در شمال غربی تهران بود، جزئیات تیر خوردن این کودک افغان را به بیبیسی تشریح کرد که به خاطر حفظ امنیت فردی او از ذکر نام و جزئیات برخی مکانها صرف نظر کردیم.
او میگوید آرمان «ذوق و شوق» دیدن اعتراضات را داشت و برای «اولینبار برای تماشای اعتراضات» بیرون رفته بود، و «انتظار نداشتیم سرکوچه ما چنین اتفاقی بیافتد».
خود این فرد که شب اول اعتراضات شرکت داشت، گفت که آن شب، جمعه ۱۹ جدی (۹ جنوری) در دقایق اول در زمانی که تظاهرکنندهها به صورت مسالمتآمیز از خیابان پیش کوچه آنها میگذشتند، تیراندازی شد:
«رفتیم سرکوچه، شاید ده دقیقه هم نشد، حدود ساعت ۹ شب بود، با تیر زدنش، تیر جنگی بود.»
«زنده بود، نفس میکشید و ناله میکرد. بردیمش به پارکینگ همسایه.»
این شاهد گفت:
«فاصله ماموران با ما تنها یک کوچه بود، برق بود اما چراغهای خیابان را قطع کرده بودند، تاریک بود، مردم ایستاده بودند و نگاه میکردند، یکی دو شعار هم میدادند. یک دفعه تیراندازی کردند، سه چهار نفر افتادند. برگشتم دیدم آرمان هم افتاده روی زمین.»
افغانها در اعتراضات ایران؛ از حضور تا حمایت و نگرانیها

اعتراضات ایران از ۷ جدی ۱۴۰۴ (۲۸ دسمبر ۲۰۲۵) در واکنش به مشکلات اقتصادی بهراه افتاد، بهسرعت به اعتراضات سراسری ضدحکومتی تبدیل شد.
پس از فراخوان رضا پهلوی، ولیعهد شاه سابق، در ۱۸ جدی (۸ جنوری ۲۰۲۶) با تیراندازی ماموران امنیتی هزاران تن از معترضان کشته شدند که اوج اعتراضات ضد دولتی ایران در دو شب پیهم ۱۸ و ۱۹ ماه جدی رخ داد.
آمار رسمی وزارت کشور ایران کشتهشدگان در این دو روز را در «مجموع ۳۱۱۷ نفر» اعلام کرد اما سازمانهای حقوق بشری در خارج از ایران آمار کشته شدگان را چندین برابر بیشتر میگویند.
در پی آن در ۲۸ فبروری امریکا و اسرائیل حملات هماهنگی علیه ایران را آغاز کردند که ۴۰ روز طول کشید.
گزارشهایی از کشته شدن چند افغان دیگر در اعتراضات ایران نیز نشر شده بود که بیبیسی به طور مستقل تایید نکرده است. ازجمله سازمان حقوق بشری ههنگاو در گزارشی در هشتم دلو (۲۸ جنوری) عکسهای چهار افغان را نشر کرد که در اعتراضات در شهر مشهد کشته شدهاند.
اما، یعقوب هلمندی، دیپلومات حکومت طالبان در سفارت افغانستان در تهران در همان زمان به بیبیسی گفت که «سفارت هیچ گزارشی مبنی بر کشتهشدن یا زخمیشدن کدام افغان در حوادث اخیر دریافت نکرده است.»
شماری از فعالان افغان در شبکههای اجتماعی از معترضان در ایران اعلام حمایت و همدری میکردند، شماری نیز اظهار نگرانی از سرنوشت بستگانشان در ایران داشتند به ویژه طی حدود سه ماه قطعی اینترنت از شب اول اعتراضات که به گفته نت بلاکس که ترافیک اینترنت را بررسی میکند ۲۲ روز قطع اینترنت دوام داشت و تماس ایران با دنیای خارج قطع شده بود.
این شاهد در مورد نحوه حضور در اعتراضات در شبی که آرمان کشته شد گفت:
«ما پشت سطل آشغال پنهان شده بودیم، جلوتر از بقیه بودیم و صورتمان را پوشانده بودیم، از روبرو امکان نداشت (تیر) بخورد نمیدانم از بالا زدند یا از کجا، به آرمان خورد. دو سطل آشغال در کنار هم بود. احتمال اینکه از روبرو بخورد وجود نداشت.»
او افزودد که «مطمئنم از بالا تیراندازی شد، چراکه روبروی آرمان سطل آشغال بود و آرمان پشت سطل آشغال نشسته بود.»
«ما اینجا بزرگ شدیم، خود را خیلی جدا از اینجا نمیدانیم»
جوان افغان همراه آرمان در این زمینه میگوید: «ما خود ما را خیلی جدا از اینجا نمیدانیم، جایی که زندگی میکنیم و آمدهایم تا زندگی بهتری داشته باشیم.»
او گفت: «آن شب ما هم برای اعتراض رفته بودیم هم برای نگاه کردن.»
پس از سقوط نظام جمهوریت دستکم سه میلیون افغان به ایران پناهنده شدند اما به ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائيل و ایران (۱۳-۲۴ جون ۲۰۲۵) بیش از دو میلیون افغان عمدتا فاقد مدارک اقامتی اخراج یا وادار به بازگشت شدند.
در حالیکه مهاجرانی که در سالهای اخیر به ایران رفتند کمتر به تحولات داخلی این کشور توجه دارند اما شرایط آنهایی که در ایران متولد و بزرگ شدهاند، کمی متفاوت است و در مواردی در اعتراضات نیز با مردم ایران همراهی کردهاند.
آرمان شیفته موسیقی رپ بود، تمرین این سبک موسیقی را تازه شروع کرده بود. پدرش را چند سال پیش از دست داده بود و با مادر، خواهران و برادرانش زندگی میکرد.
به گفته او، آنهایی که در ایران «بزرگ شدهاند در تظاهرات شرکت میکردند»، در تظاهرات سه سال پیش «زن، زندگی، آزادی» هم برخی شرکت کرده بودند:
«مردم محل همیشه به ما در هر شرایطی کمک کردهاند، ما هم وقتی میبینیم که اینها نیاز به کمک دارند با آنها همکاری میکنیم.»
«قبرستان تعهد گرفت که شعار ندهید»

آرمان به گفته فرد همراهش گلوله «از گوشه سرش خورده بود که از پشت سر درآمده بود.»
مادرش فردای آن شب از حادثه باخبر شد اما بنا به نگرانی و ترس از ماموران امنیتی، به عنوان یک بیمار به شفاخانه رفته و از پسرش دیدن کرد.
آرمان به هوش نیامد، «چهار پنج روز در حالت کما ماند. و در سطح ۳ هوشیاری» بود.
در اسناد طب عدلی (پزشکی قانونی) علت جان باختن این کودک اتباع افغانستان «اصابت گلوله سلاح گرم به سر»، ساعت و تاریخ رسیدن بیمار به شفاخانه و ساعت دقیق و تاریخ درگذشت او، ذکر شده است که با روایت این شاهد همخوانی دارند.
مراسم ختم برای آرمان پنهانی در خانه برگزار شد. در مسجد به آنها اجازه برگزاری مراسم فاتحه را ندادند.








