شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
درگذشت عبدالاحد مومند، نخستین فضانورد افغان؛ روایت زیبایی زمین از دل فضا
عبدالاحد مومند، نخستین فضانورد افغانستان، روز یکشنبه (۲۱ جون) در سن ۶۷ سالگی در آلمان درگذشت.
طلااحمدزی، یکی از اعضای خانوادهٔ او، به بیبیسی گفت که آقای مومند مدتی بیمار بود و دکتران تشخیص داده بودند که به سرطان مبتلا است.
عبدالاحد مومند از سال ۱۹۹۲ همراه با خانوادهاش در شهر اشتوتگارت آلمان زندگی میکرد.
او دو دختر و یک پسر دارد.
آقای احمدزی میگوید مراسم تدفین و فاتحهٔ عبدالاحد مومند بعداً از سوی خانوادهٔ او اعلام خواهد شد.
عبدالاحد مومند نخستین فضانورد مسلمان بود که در سال ۱۹۸۸ هنگام سفر به ایستگاه فضایی «میر»، قرآن کریم را با خود به فضا برد و در آنجا تلاوت کرد.
او از همانجا با مادرش تماس تلفونی برقرار کرد و به این ترتیب، پشتو چهارمین زبان رسمی شد که در فضا با آن صحبت شد.
آقای مومند در زمان انجام این سفر فضایی ۲۹ سال داشت.
عبدالاحد مومند در ۲۹ سالگی به ایستگاه فضایی «میر» رفت و ۹ روز را در آنجا سپری کرد.
بیبیسی در سال ۲۰۱۴ یک مستند تلویزویونی در مورد آقای مومند تهیه کرد و این مطلب زیر را آصف معروف، خبرنگار پیشین بیبیسی در همان سال در وبسایت فارسی بیبیسی منتشر شد.
آصف معروف
خبرنگار پیشین بیبیسی
در سال ١٩٨۸ اتحاد شوروى سرانجام پس از ده سال نبرد و سرکوب در افغانستان تصمیم میگیرد تا نیروهایش را از این کشور خارج کند ولی پیش از آن باید یک ماموریت مهمی را به انجام برساند؛ فرستادن یک افغان به ایستگاه فضایی میر.
یک تصمیم سیاسی که باید ظرف ۹ ماه انجام شود و آموزش فضانورد گزیده شده که حسب معمول دوسال است، در زمان بسیار کمتری نهایی شود.
از میان چهارصد داوطلب و افراد انتخاب شده دو نفر به مسکو فرستاده میشوند تا در روند آموزش سهم بگیرند.
عبدالاحد مومند و محمد دوران و در مرحله نهایی کسی که همه آزمونها را موفقانه پشت سر گذشتاند و باید به فضا میرفت، عبدالاحد بود.
۳۶ سال پیش زمانى که شوروىها برای فرستادن یک فضانورد افغان به ایستگاه فضایی میر برنامهریزى کردند، براى بسیارى از مردم افغانستان یک ماموریت غیرقابل لمس و دور از باور بود.
آن زمان هر عملى براى قهرمانسازى در افغانستان تحت شعاع تبلیغات منفى قرار مىگرفت و تصور مىشد پوششى براى تغییر اذهان مردم این کشور و جهانیان در زمینه اشغال نظامى است.
عبدالاحد مومند نخستین فضا نورد افغان کی بود؟
عبدالاحد مومند فرزند یک کشاورز بود.
در روستایی در ولایت غزنی در مرکز افغانستان زاده شد و در کابل تحصیل کرد.
وقتی کودک بود شبها با پدرش در مزرعه مینشست و به فضا و ماه و ستارهها نگاه میکرد که روشنتر از هر جای دیگر بود.
روزها با عبور هواپیماها آرزو میکرد روزی خلبان/پیلوت شود و هواپیماهای مسافربری را هدایت کند.
زمانی که نظامیان حزب دموکراتیک خلق در افغانستان قیام مسلحانه کردند، به زودی تعداد بیشتری از جوانان را برای تحصیلات عالی به اتحاد شوروی فرستادند.
احد نیز یکی از آنها بود که در آنجا خلبانی آموخت ولی برای جنگندههای جت. او میگفت وقتی تحصیل میکرد، هرگز تصور نمیکرد روزی خلبان جنگی شود.
هفت شب و روز در ایستگاه فضایی 'میر'
زمانی که یوری گاگارین نخستین فضانورد جهان از افغانستان دیدار میکرد، گفت: «دیر نخواهد بود که یک افغان هم به فضا برود.»
در آن وقت عبدالاحد، دانش آموز مکتب حبیبه کابل بود.
او حتی تصور هم نمیکرد که آن افغان میتواند خود او باشد.
بیست و پنج سال پیش وقتی او مامور رفتن به فضا شد، ولادیمیر لیاکوف فرمانده پرواز او بود.
فضانورد افغان همراه با او هفت شب و هفت روز در فضا بودند و دو روز هم همسفر فضایی؛ در ایستگاه فضایی'میر'.
او با سایر فضانوردان ماموریت خود را پیش برد. کار فضانورد افغان، عکاسی از سرزمین کشورش برای تحقیقات مربوط به معادن، آب، زلزلهشناسی و سایر مطالعات زمینشناسی بود.
برای عبدالاحد تماشای زمین از فضا دل انگیز بود.
او به بیبیسی گفت: «هیچ سیارهای مثل زمین زیبا نبود.»
برای او زمین مثل خانه مشترک همه ساکنان این کره به نظر رسید. آن وقت در سرزمینش جنگ ادامه داشت و احد از همان ایستگاه پیامی برای پایان جنگ در کشورش فرستاد و از جهانیان خواست که مردم کشورش را برای رسیدن به صلح کمک کنند.
دوری از کشور
احد پس از آنکه در ۱۹۸۸ از فضا برگشت به عنوان قهرمان ملی شناخته شد.
رئیس جمهور وقت، نجیبالله با او در ایستگاه فضایی 'میر' صحبت کرد و گفت آرزو کرد که کاش او هم میتوانست کشورش را از فضا ببیند.
عبدالاحد پس از بازگشت در میدان هوایی کابل با استقبال گرمی روبرو شد و به زودی به یک چهره آشنا برای همه تبدیل شد که پیوسته رسانهها با او در تماس بودند و داستان رفتن به فضا را منتشر میکردند.
اما دیری نگذشت که او از کانون توجه افتاد و حتی مدتی بدون شغل ماند تا اینکه به عنوان معاون وزارت هوانوردی تعیین شد.
سه سال پس از نخستین سفر فضایی اش در ۱۹۹۲، کشورش دچار هرج و مرج شد و احد ناگزیر شد به عنوان یک چهره شناخته شده به امنیت خود و خانوادهاش بیاندیشد.
او خواست برای زمان کوتاهی به هند برود، تکتهای دوطرفهاش را هنوز با خود داشت و به من نشان داد.
این سفر راهش را به مهاجرت درازمدتی باز کرد. او به آلمان رفت و آنجا در گوشه کوچکی از شهر اشتوتگارت، به عنوان محاسب به کار آغاز کرد و بیست و هفت سال همانجا ماند.
او در آلمان با همسرش بیبی گل که روزنامهنگاری خوانده و دو دختر و یک پسرش زندگی کرد.
در مهاجرت زمان زیادی به عنوان یک فرد عادی و کمتر شناخته شده زندگیاش را پیش برد. در بیست و پنج سال گذشته هرگز نتوانست به کشورش برگردد.
دیدار دوباره
در سال ۲۰۱۴ همراه با جینی نارتون، تهیهکننده برنامه و جنیت بلرد، کارگردان به دیدار احد رفتیم.
احد بیست و پنج سال پس از پرواز به فضا به مرد آرام و کمحرفی بدل شده بود.
خاطرات گذشته و یادگارهای سفر را با خود داشت.
نسخه قرآن را که به فضا برده بود، همسرش از کابل آورده بود اما لباسهای فضاییاش را از موزیم در کابل در سالهای نود و در جریان جنگ و هرج و مرج بین گروههای مجاهدین به غارت برده بودند و روشن نیست دست کیست و در کجاست؟
روزنامهها و مصاحبههایش را همراه با مدالها و افتخارات نظامیاش محفوظ نگه داشته بود.
بخشی از برنامه مصاحبه بیبیسی برای تهیه یک مستند تلویزیونی، رفتن به مسکو و کابل بود.
در مسکو، جاییکه اولین دختر او به دنیا آمد، با ولادیمیر لیاکوف دیدار کرد و یادهای آن زمان را زنده کرد.
در کابل، محمد دوران را که در سال ۲۰۱۴ جنران و مرد شماره اول نیروی هوایی افغانستان بود، میبیند.
ساعتی را که پیش از پرواز به او اهدا کرده بود، در دست دوست نظامیاش می بیند و از خاطرات دوران آموزش مشترک و سالهای دوری با هم حرف زدند.
آیا مردم او را هنوز به یاد دارند؟
در کابل بسیاری او را هنوز به یاد داشتند و به دیدارش میرفتند.
تلویزیونها او را دعوت میکردند و صبح و شام روی صفحه تلویزیونها ظاهر میشد.
حتی رئیس جمهور حامد کرزی در آن زمان دوبار با او ملاقات کرد و به او گفت با آنکه در آن زمان مجاهدین علیه شوروی میجنگیدند، ولی خبر رفتن عبدالاحد به فضا برای همه افتخار آفرین بود و برای شخص او نیز.
در کابل در یک سازمان نوبنیاد فضایی افغانستان جمعی از جوانان و کودکان دور احد جمع شده بودند و او را به عنوان یک ستاره و قهرمانشان میشناختند.
احد گفت با دیدن این جوانان، به آینده افغانستان امیدوار شده است.
به ویژه که آنها از تعصب و مشکلات متعدد قومی، زبانی، گروهی و سمتی خود را کنار میگذارند و میخواهند افغانستان خانه مشترک همه باشد.