اختلاف برسر تنگه هرمز ضعف توافق امریکا و ایران را آشکار کرد

    • نویسنده, لیز دوست
    • شغل, خبرنگار ارشد بین‌المللی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

وضعیت شکننده «نه جنگ، نه صلح» پس از امضای تفاهمنامه امریکا و ایران در ماه گذشته برقرار بود، حالا به نظر می‌رسد که به سمت جنگ سوق پیدا کرده است.

آتش‌بس شکننده میان دوطرف که مرتب رعایت و نقض شده، می‌تواند بار دیگر با تلاش میانجی‌های عرب و پاکستانی که بیش از پیش از این وضعیت خسته شده‌اند، احیا شود؛ به ویژه آن‌که هر دو طرف ترجیح می‌دهند از بازگشت به یک جنگ طولانی و تمام‌عیار پرهیز کنند.

اما بزرگ‌ترین نقطه ضعف این توافق، وضعیت تنگه استراتژیک هرمز است. ایران بار دیگر روشن کرده است که کنترل این آبراه حیاتی، خط قرمزی آشکار و غیرقابل مذاکره است که نه فشار نظامی، نه فشار اقتصادی و نه فشار دیپلماتیک قادر به شکستن آن نیست.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکره‌کننده ارشد ایران، اخیرا با اشاره به متن تفاهم‌نامه، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «به شما گفتیم به تعهدتان پایبند بمانید، وگرنه هزینه‌اش را خواهید پرداخت.»

تهران پشتوانه این موضع خود را در جزئیات بسیار مبهم تفاهم‌نامه‌ای یافته است که در ماه جون با شتاب تنظیم شده بود.

از همان ابتدا، دو طرف برداشت‌های متفاوتی از این توافق داشته‌اند.

ایران بند پنجم این یادداشت ۱۴ ماده‌ای را چراغ سبزی می‌داند که به آن امکان می‌دهد در مدیریت این گذرگاه حیاتی دریایی نقش تعیین‌کننده داشته باشد. در این بند آمده است: «جمهوری اسلامی ایران با به‌کارگیری حداکثر تلاش خود، تمهیدات لازم را برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری فراهم خواهد کرد.»

اما امریکا این بند را چنین تفسیر می‌کند که تهران موظف است این آبراه استراتژیک را برای جریان آزاد نفت و گاز جهان و همچنین دیگر کالاهای حیاتی، از جمله مواد اولیه مورد نیاز برای تولید کود کیمیاوی، باز نگه دارد.

یکی از مدیران صنعت نفت عرب در منطقه با اشاره به مبهم بودن مواد تفاهمنامه می‌گوید: «می‌شود یک لاری را از میان آنها عبور داد.»

هرچند رهبران جدید در تهران - که پس از هفته‌ها جنگ تمام‌عیار و موجی از ترورهای هدفمند امریکا و اسرائیل روی کار آمده‌اند - درباره دیدگاه استراتژیک کلان خود در فصل تازه جمهوری اسلامی هم‌راستا به نظر می‌رسند، اما نشانه‌های آشکار و فزاینده‌ای از اختلاف‌نظر میان آن‌ها بر سر چگونگی پیشبرد این مسیر دیده می‌شود.

رابرت مالی، از گروه بین‌المللی بحران، عضو هیئت امریکایی مذاکره‌کننده توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) بود که دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از آن خارج شد، می‌گوید: «عده‌ای براین باورند که باید از دستاوردهای میدان نبرد در مسیر دیپلماسی بهره برد، در حالی که گروهی دیگر فکر می‌کنند آتش‌بس خیلی زود و پیش از آنکه ایران به اندازه کافی به امریکا ضربه بزند، برقرار شد.»

به گفته یک منبع دیپلماتیک در منطقه، حملات اخیر ایران به سه شناور از جمله یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع با پرچم قطر که در مسیر کشتیرانی نزدیک سواحل عمان حرکت می‌کرد، کار یک «واحد خودسر» در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.

در ساختاری که سپاه اکنون نقش مسلطی در آن دارد، خط سرخ غیر قابل مذاکره ایران این است که کشتی‌ها باید از مسیرهایی عبور کنند که تهران تعیین می‌کند.

پارلمان ایران شب گذشته و به‌دور از هیاهوی درگیری‌ها، طرح تازه‌ای برای مدیریت تنگه هرمز با عنوان «اقدام راهبردی برای تامین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس» را معرفی کرد.

ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، این خبر را در شبکه ایکس منتشر کرد. او در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی در ماه اپریل گفته بود که کنترل این آبراه «حق سلب‌ناشدنی» ایران است.

وقتی از او پرسیدیم ایران چه زمانی حاضر خواهد شد از این کنترل دست بکشد، پاسخ او کوتاه و قاطع بود: «هرگز.»

او این آبراه را «سرمایه‌ای برای مقابله با دشمن» توصیف کرد.

بی‌اعتمادی کامل ایران به وعده‌های امریکا، که با تکرار جنگ‌ها و تهدیدها در جریان مذاکرات تشدید شده، عزم تهران را راسخ‌تر کرده است.

کنترل تنگه هرمز از نگاه ایران تنها یک اهرم چانه‌زنی در این بن‌بست نیست، بلکه ابزاری جدید برای اعمال نفوذ، نوعی بازدارندگی تازه و همچنین شریان حیاتی اقتصادی محسوب می‌شود؛ به‌ویژه اگر تحریم‌ها هرگز لغو نشوند و دارایی‌های ایران در سراسر جهان همچنان مسدود باقی بماند.

اما تلاش تهران برای بازنویسی قواعد منطقه، موجب تنش با همسایگانش نیز شده است، از جمله قطر که یکی از میانجی‌های اصلی این بحران است، و همچنین عمان که چندین دهه‌ در پشت پرده در میانجی‌گری میان طرف‌ها نقش داشته است.

کشورهایی مانند امارات متحده عربی به صراحت اعلام کرده‌اند که برنامه ایران برای ایفای نقش کنترلی در این آبراه - از جمله دریافت نوعی «هزینه خدمات» از کشتی‌ها - غیرقابل قبول است و می‌تواند سابقه‌ای خطرناک بوجود آورد.

یک منبع آگاه از مذاکرات می‌گوید عمان با بخشی از همان بند پنجم تفاهم‌نامه مخالفت کرده است؛ بندی که در آن آمده است ایران «برای تعیین سازوکار آینده اداره و خدمات دریایی، با عمان گفت‌وگو خواهد کرد».

مسقط اکنون خود را میان خواسته‌های واشنگتن و تهران گرفتار می‌بیند، در حالی که بیش از هر چیز می‌خواهد اعتبار دیرینه خود را به عنوان میانجی آرام و کم‌سروصدای منطقه حفظ کند.

عبدالله بابود، تحلیلگر عمانی، به بی‌بی‌سی گفت: «عمان برای رعایت حسن همجواری، صبر زیادی در قبال ایران به خرج داده است.»

او افزود: «این ماجرا عمان را وادار کرده موضعی نسبتا جدی اتخاذ کند، اما ما همچنان می‌خواهیم این بحران از طریق گفت‌وگو حل شود.»

برخی ناظران هنوز احتمال اندکی برای دستیابی به یک مصالحه نهایی قائل هستند.

سایمون گس، دیپلمات ارشد پیشین بریتانیا که در مذاکرات هسته‌ای سال ۲۰۱۵ حضور داشت، می‌گوید: «فکر نمی‌کنم راه‌حل ایده‌آلی وجود داشته باشد، اما شاید نقطه تعادل در توافقی باشد که بر اساس آن کشتی‌ها برای عبور از تنگه عوارضی نپردازند، اما نوعی هزینه خدمات کشتیرانی تعیین شود تا ایران بتواند نشان دهد همچنان اقتدار خود را حفظ کرده است.»

فراتر از این اختلاف، سوء برداشت عمیق دو طرف از دشمن خود است.

هر دو طرف معتقدند در این جنگ دست بالا را دارند و هر دو تصور می‌کنند طرف مقابل سرانجام به دلیل ضعف‌های داخلی خود عقب‌نشینی خواهد کرد.

در مورد ایران، همواره بر این نکته تاکید می‌شود که ظرفیت «تحمل فشار» را دارد.

این کشور توانست از روزنه‌ای که این تفاهم‌نامه گشوده بود استفاده کند؛ چون بر اساس آن بخشی از محدودیت‌های صادرات نفت برای مدتی کوتاه تعلیق شد، هرچند که امریکا این تحریم‌ها را دوباره برقرار کرده است.

در سفرهای اخیرمان به ایران، به وضوح شاهد بودیم که بحران عمیق اقتصادی و مالی این کشور چه فشار سنگینی بر جامعه وارد کرده است. نرخ تورم به حدود ۸۰ درصد رسیده و میلیون‌ها شغل نه فقط در نتیجه خود جنگ، بلکه به دلیل یکی از طولانی‌ترین دوره‌های قطع انترنت در تاریخ از بین رفته است.

در کنار آن، دو جنگ در کمتر از یک سال و سرکوب مرگبار اعتراضات گسترده ضد حکومتی که در آن هزاران نفر جان باختند، وضعیت بسیار پیچیده‌ای به وجود آورده است.

رئیس جمهور ترامپ نیز با فشارهای سیاسی و اقتصادی روبه‌رو است و این فشارها ممکن است در نهایت تیم او را هرچند به‌صورت موردی، به میز مذاکره بازگرداند.

بحران ناشی از بسته شدن این آبراه کلیدی - که محصول همین جنگ است - باعث شده تقریبا هیچ گفت‌وگوی جدی درباره مسئله اصلی، یعنی آینده برنامه هسته‌ای ایران، صورت نگیرد.

مهلت ۶۰ روزه‌ای که در تفاهم‌نامه برای مذاکرات فشرده تعیین شده بود و از ابتدا نیز واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسید، اکنون به یکی دیگر از نقاط ضعف این توافق تبدیل شده است.

رابرت مالی می‌گوید: «به نظر من این آتش‌بس هنوز شانس نسبتا خوبی برای احیا شدن دارد، زیرا هیچ‌یک از دو طرف نمی‌تواند به طور کامل خواسته‌های خود را تحمیل کند و هر دو به زودی متوجه این واقعیت خواهند شد.»

او می‌افزاید: «اما با توجه به ناکارآمدی‌ها در هر دو طرف، من حاضر نیستم کاملا روی آن شرط ببندم.»