19:32 گرينويچ - جمعه 27 ژانويه 2006
ابراهيم خليلی
اگر چه در توصيف پيروزی جنبش حماس در انتخابات اخير فلسطينی ها از ترکيبات و عباراتی چون "حيرت انگيز"، "غيرمنتظره" و"شوک آور" استفاده می شود، با نگاهی دقيق و تحليلی به روند مسائل اجتماعی و سياسی ۱۵ سال گذشته قيام هميشه مطرح فلسطينی ها می توان بوضوح دريافت که نتيجه اين انتخابات چندان هم خلاف انتطار نبوده است.
با وجود اين، در هيچ يک از نظرسنجی ها هر چند از قوت گرفتن پايگاه اجتماعی و سياسی جنبش حماس صحبت به ميان آمده بود، اما احتمال پيروزی قاطع و برهه ساز اين گروه ستيزه جو مطرح نشده بود.
تحليلگران در کالبد شکافی علل پيروزی حماس به دو واقعيت اشاره می کنند.
يکی اين که در پی درگذشت ياسر عرفات، جنبش فتح دچار خلاء رهبری شد و رهبران اين گروه هرگز نتوانستند نبود جاذبه معنوی و شخصيتی او را جبران کنند.
دوم اينکه خروج نيروهای اسرائيلی از نوار غزه و برچيده شدن شهرکهای يهودی نشين از اين منطقه در تابستان گذشته، توازن نيروها در عرصه سياست را به نفع گروههای راديکالی همچون حماس بر هم زد.
به اين ترتيب می توان گفت که پيروزی اين گروه ها در انتخابات شوراهای محلی در دو ماه پيش در حقيقت نوعی پيش زمينه پيروزی پارلمانی آنها بشمار می آمد.
حماس همچون گروه های ستيزه جوی ديگر در خاورميانه، مانند حزب الله لبنان، توانست با ارائه يک رشته خدمات اجتماعی و امکانات بهداشتی و درمانی برای طبقات فقير و محروم در قلوب آنها جای بگيرد.
شايد به همين دليل است که عده ای معتقدند رای مردم به حماس بيش از آن که نشانگر محبوبيت آنها باشد، اعتراضی است به نحوه اداره حکومت از سوی فتح. از جمله ايرادهای اساسی که به تشکيلات خودگردان فلسطينی وارد شده عدم رعايت عدالت اجتماعی، فساد مالی گسترده و مشکلات عظيم اقتصادی است؛ از فقدان امکانات زندگی از قبيل مدرسه و بيمارستان گرفته تا نبود برنامه برای حل مشکل عظيم بيکاری.
حماس اسرائيل را به رسميت نمی شناسد و از عمليلت انتحاری عليه اين کشور حمايت می کند.
با اين حال اکنون که حماس به قدرت رسيده شايد به دليل الزامات سياسی و اقتصادی مجبور شود برای اثبات توان خود در اداره مناطق فلسطينی از جامه قديمی ستيزه جويی به درآيد و به ديپلماسی روی آورد، هر چند که اين دوره انتقال مدتی به طول بينجامد.