از مخاطبان خواستهایم تا مشاهدههای خود از زندگی روزمره در جنگ و نظر و احساس و بیم و امیدشان از این روزها را برای ما بفرستند. گزیدهای از این روایتها را بخوانید:
«روایت زندگیِ این روزها ساده نیست. آمیختهای از پارادوکسها و رفتوآمدی بیپایان میان ترسِ آسیب دیدن عزیزان و شادیِ فرو ریختن برجهای دیکتاتوری، خشم از دروغهای بیپایان مسئولان و تجربهی استیصالِ پس از ساعتها تلاش برای چند لحظه ارتباط با جهان و حقیقت. جنگ، روایت درماندگی ماست و با همهی سیاهی و تلخیاش، تنها امید ما.»
«یادمه تو اون جنگ ۱۲ روزه خیلیها پشت دولت ایران وایستاده بودند. همه اکثرا میگفتیم ایران بزن چون شاید، شاید امید به این دولت بود. اما وقتی در عرض دو روز، البته دو روز هم نه، در عرض ۸ ساعت اینها هزاران نفر را کشتند، خشم یک ملت بلند شد... همه گفتند آمریکا بزن. وقتی در کشور خودمان امنیتی نیست، همان بهتر که کشور از اول نابود بشه و دوباره ساخته بشه.»
«من بعد از فجایع دی ماه در ایران، سرشار از خشم و کینه بودم، تنها چیزی که میخواستم مجازات عاملین کشتارها بود. ولی این جنگ فعلی با دلایل بشردوستانه و با هدف مجازات عاملین کشتارها شروع نشده. از بین بردن نیروی دریایی ارتش که لااقل خدمه اون در سرکوبهای خیابانی نقشی نداشتند و کشته شدن صدها نفر از خدمه نشون میده که هدف این جنگ، آزادی و دموکراسی برای ایران نیست و هدف اون تامین منافع ژئوپولیتیک اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی منطقه است.»
« آیا ایران بعد از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی، برای دفاع از منافع خودش در خلیج فارس نیاز به این تجهیزات نداشت؟ این جنگ با هدف ایجاد برتری همه جانبه برای اسرائیل در منطقه و خلع سلاح ایران شروع شده و در گام های بعدی روی ترکیه متمرکز خواهند شد.»
«سوال مهمتری که برای خودم پیش میاد، درسته هزاران نفر از مردم بیدفاع و بی گناه ایران توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شدند، اما بعد از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی با صدها هزار عضو بسیج و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی که در این سرکوب مشارکت داشتند چه باید کرد؟ چیزی که الان در ایرانیان خارج از کشور میبینم، راضی هستند که تمام اونها کشته بشن، و این دقیقا روی دیگر خشونتطلبی جمهوری اسلامی است. آیا یک جا نباید این چرخه خشونت طلبی متوقف بشه؟»
داوود (اسم مستعار) از کردستان:
«حالوهوای کردستان امروزه بسیار متفاوت است، اگرچه ۱۱ اسفند فقط در سنندج بیش از ۱۰ بار بمباران صورت گرفت، اما همچنان مردم خوشحال هستند و به آینده امیدوارند. ائتلاف احزاب کردی که سالهاست با هم اختلاف دارند، موجبات جدی قلمداد کردن تغییرات است. تغییراتی که آنها را برای برگشت دوباره به خاک کردستان ترغیب کرده و اولین بیانیه مشترک خود را هم به اطلاع مردم این دیار رساندند و گفتند: آماده باشید ما در راه بازگشتیم.»
«مشهد که همه چی آرومه و فقط دو سه روز اول یه چندتا صدا اومد. پمپ بنزینها ونانواییها هم فقط دو روز اول به شدت شلوغ شده بود. ولی الان خلوتتر از همیشه است.»
«از شرق تهران جایی که در صبحگاه ششمین روز جنگ، لحظاتی پیش لرزش ساختمان و پنجرهها از خواب بیدارمان کرد، مینویسم. این روزها، با هرچیز که یادآور جنگ باشد، خشم و استیصالی را با کورسوی امیدی در دوردست حس میکنم. اندوهناکم از اینکه سالهای سال، طمع قدرت و زیادهخواهی سردمداران و آرزوی حکومت موروثی، باعث شد صدای ناصحان و فریاد درد مردم نشنیده بماند.»
«دلم به درد میاد با صدای هر بمبی که جان تعدادی هموطن ولو سپاهی و هموطنکش را میگیرد و با فکر به بچه هایشان به سربازان به رهگذران و همسایه ها از درون میسوزم. سخت اندوهگینم که با هر صدای بمب بخشی از سرمایه انسانی و مادی کشور دود هوا میشود و با هر روز استمرار جنگ، یک سال از توسعه اقتصادی دور میشویم.»
«غمگین میشوم وقتی یاد سالها، تفرقه اپوزیسیون میافتم که هنوز هم با هم سر جنگند و در نهایت بیمناکم از آینده که چه میشود. نکند، گذار خیلی طولانی و دردناک شود و تجزیه یا جنگ داخلی یا فساد بعد از فروپاشی ما را از آن کورسوی امید ایران آزاد آینده دور کند.»
«ما اصفهانیم و هر چه صنایع دفاعی اینجا بوده، اسرائیل و آمریکا بهش حمله کردند. بوشهر را از دوستانم خبر دارم جوری زدند که نابود بشه. به هدف نابودی کل نیروی دریایی زدند. جنگ جز ویرانی و مرگ و نابودی سرمایههای ملی و انسانی مملکت چیز دیگهای نداره. کسانی که جنگ و نیستی را راه حل میبینند، مثل اینه که بخواهی رد خون را با عفونت پاکیزه کنی. هرکس به هر عنوانی از وقوع جنگ خوشحال و راضیه، مطلقا صدای اکثریت مردم داخل ایران و خاک وطن نیست.»
شما هم روایت، نظر و مشاهدهتان را با هشتگ #جنگ بفرستید به: