حملات به مقرهای رسمی
حشد شعبی در مقعطی صورت میگیرد که آمریکا تندتر و مصممتر از گذشته
خواهان خلع سلاح شدن گروههای همپیمان با ایران در منطقه است. تلاشی که همزمان
به ویژه در عراق و لبنان در جریان است. چه از طریق زیر فشار گذاشتن یا حتی به روی
کار آوردن مقامات همسوتر محلی با آمریکا و چه از راه تلاش برای نفوذ در افکار
عمومی این کشورها علیه ایران و هوادارانش.
در عراق یکی از اولین وعدههایی که علی زیدی، نخستوزیر جوان این کشور مطرح کرد لزوم «حصر سلاح در دست دولت» بود. حرفی که
نخستوزیرهای پیشین مثل محمد شیاع سودانی و حیدر عبادی هم گفته بودند اما عملا راه
بجایی نبرده بودند.
در حال حاضر اما تلاش گروههای نزدیکتر به ایران در عراق این
بوده تا با اصلاح قانون، جایگاه حشد شعبی را به عنوان یک نیروی دولتی زیر نظر نخستوزیر کشور، بیش از پیش تقویت کنند. تلاشی که با مخالفت شدید واشنگتن مواجه شده
است.
از این منظر حمله مستقیم به مقرهای حشد هشداری واضحتر از طرف آمریکا به دولت
جدید عراق است که دیگر چتر دولتی «حشد شعبی» هم مانع واشنگتن برای چنین عملیاتی نخواهد بود چرا که از نگاه آمریکا این گروه عملا پوششی است برای گروههای همپیمان
تهران که حالا حقوق بخش چشمگیری از آنها از بودجه دولت تامین میشود.
تضمین
دولتهای قبلی و حتی فرماندهان گروههای نزدیک به ایران درباره اینکه حشد تنها تحت
فرماندهی نخستوزیر عراق است هم به وضوح راه بجایی نبرده است.
به نظر میرسد که
آمریکا جز به انحلال حشد شعبی به چیز دیگری رضایت نخواهد داد. اینکه آقای زیدی میتواند
گامی جدی در این راه بردارد یا نه هنوز جای سوال است اما با تغییر سریع اوضاع در
منطقه هیچ چیزی دیگر دور از انتظار نیست.
ایران خود زیر حمله است
و رهبران ارشد و برجسته گروههای موسوم به محور مقاومت در راس آنها حسن نصرالله ، رهبر پیشین حزبالله، و علی خامنهای، رهبر سابق ایران و بسیاری از فرماندهان مطرح این محور یکی پس از دیگری کشته شدهاند.
شرایطی که باعث شده صدای طرفهای مخالف جمهوری اسلامی و همپمانانش در منطقه بلندتر
از قبل به گوش برسد.
در این وضعیت منطقه بعضی همپیمانان سنتی ایران به خصوص در عراق
هم حالا حساب کتابهای خودشان را دارند و بعضی از آنها سعی دارند بیش از پیش از
تهران فاصله بگیرند. شاید از این روست که جز گروههایی مثل نجبا،
کتائب حزبالله و کتائب سیدالشهدا، گروههای دیگر صحبتی از مخالفت با «خلع سلاح»
نمیکنند.
اوضاع سالهای اخیر به خصوص آنچه در لبنان برضد حزبالله رخ داده، در پس
صحنه و در داخل گروههای نزدیک به ایران خواه ناخواه سوالهایی را هم درباره توانایی
تهران در حمایت از همپیمانانش ایجاد کرده. هر قدر هم که در ظاهر در برابر حجم
حملات، همه این گروهها کنار هم ایستاده و از هم و از جمهوری اسلامی پشتیبانی میکنند،
ابهامات درباره آینده هم برای بسیاری از آنها بیشتر میشود و همه اینها دفاع از همراهی
با تهران را برای رهبران سنتی این گروهها در مقابل قشر جوانشان روز به روز سختتر میکند.
گرچه در مقابل، بعضی هم معتقدند «محور مقاومت» و به ویژه جامعه شیعه منطقه چارهای جز
ماندن با تهران را ندارند چرا که از نگاه آنها روند جریان رایج در منطقه نه فقط ضد
جمهوری اسلامی بلکه جریانی است که «شیعه» را هدف گرفته.
با همه اینها آمریکا و
همپیمانان منطقهایاش هم شمشیر را از رو بستهاند تا هر چه بیشتر هزینه را برای
همپیمانان ایران در منطقه از هر جهت بالا ببرند و در افکار عمومی هم به این تصویر
دامن بزنند که مردم کشورهایی مثل عراق و لبنان چه شیعه و چه غیر شیعه دارند هزینه
جنگی را میدهند که جنگ آنها نیست.