رازهای مشترک زنان؛ قصههایی از دل تاریکی
«قلم من بال یک پرنده است؛ برای تو سخنانی را بازمیگوید که ما حق نداریم حتی به آنها بیندیشم و آن رؤیاهایی را بازگو میکند که اجازه نداریم در خواب ببینیم.»
گاهی اوقات صداهای زنان افغان از کوچههای کابل و شهرهای دیگر در اعتراضهای کوچک اما با صدای بلند به گوش میرسد. خیلی اوقات طنين اين صداها را در سخنرانیهای زنانی میشنويم که حالا دور از افغانستان و در خارج بهسر میبرند. اما بیشتر اوقات، افکار آنها در خلوت و مکانهایی امن ابراز میشود. يا اینکه هنگامی که میکوشند زندگیهایشان را با مقررات حکومت طالبان که به طور روزافزون سختگيرانهتر میشود وفق دهند، اين پندارها در سرشان میگذرد. طالبان پوشش زنان، محل کارشان و کارهایی را که میتوانند در زندگیشان انجام بدهند یا انجام ندهند محدود کردهاند.
گزارشی از لیز دوست و زرغونه کرگر را اینجا بخوانید.









