13:35 گرينويچ - جمعه 23 نوامبر 2007 - 02 آذر 1386
در شماره 24 نوامبر هفته نامه اکونومیست چاپ لندن گزارشی درباره شرایط ایران و سیاست های دولت این کشور منتشر شده است.
اکونومیست در مطلبی با عنوان "فکر می کنند حق به جانب آنهاست" با اشاره به انتشار گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در باره برنامه های اتمی ایران، به سیاست های محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، و مسایلی پرداخته که ایرانیان با آنها مواجه هستند.
در ابتدای مطلب اکونومیست واکنش های متضاد ایران و آمریکا نسبت به این گزارش یادآور شده و آمده است که در حالیکه تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی اعلام می کرد که گزارش آژانس نشان دهنده بی گناهی ایران و به منزله مشت محکمی بر دهان مخالفان برنامه های هسته ای این کشور بوده، در ایالات متحده تاکید اصلی بر تردیدهای موجود در گزارش قرار گرفت که از نظر مقامات آمریکایی، توجیه کننده تلاش برای وضع تحریم های تنبیهی سنگین تر علیه ایران محسوب می شود.
اکونومیست اظهار می دارد که با وجود مناقشه موجود بین دولت های آمریکا و ایران، این دو بیش از آنکه به دو قطب مخالف شبیه باشند به تصویری در آینه شباهت دارند و می افزاید که هر دو دولت، البته در مقیاس های متفاوت، نگرشی تسلط جویانه اتخاذ کرده اند، به تخریب وجهه طرف دیگر می پردازند و با ظاهری انعطاف ناپذیر، از اختلافات گذشته برای منافع سیاسی بهره برداری می کنند.
این نشریه در شرح شباهت های بین دو دولت می نویسد که هم دولت جورج بوش در آمریکا و هم دولت محمود احمدی نژاد در ایران با افزایش شمار مخالفان داخلی، از جمله در داخل تشکیلات دولتی، مواجه هستند که گرچه با هدف های اعلام شده رهبران خود - یعنی حق دستیابی به فن آوری هسته ای در میان مقامات ایران و جلوگیری از چنین رویدادی در طرف آمریکایی - موافق هستند اما روش های این رهبران را نادرست می دانند.
به نوشته اکونومیست، رئیسان جمهوری آمریکا و ایران از این جهت هم به یکدیگر شباهت دارند که با برکناری جمعی از مقامات با صلاحیت، محافظه کاران همفکر خود را به جای آنان منصوب کرده اند و بخش بزرگی از مردم هر یک از این دو کشور هم رهبر خود را افراد ناشی و خطرناک می دانند.
این هفته نامه می نویسد که رئیسان جمهور ایران و آمریکا در عین داشتن برخی شباهت ها، تفاوت هایی نیز دارند از جمله اینکه آقای احمدی نژاد تنها طی دو سال توانست به فردی نامحبوب تبدیل شود اما برای آقای بوش شش سال طول کشید تا محبوبیت خود را از دست بدهد و همچنین، گرچه ممکن است جورج بوش در مبارزه علیه تروریسم به تعدی به حقوق مدنی متهم شود اما دولت وی زنان را به دلیل بد حجابی از خیابان ها به بازداشتگاه نمی کشد، فعالان دانشجویی را به اتهام تهدید امنیت ملی به زندان نمی افکند و مخالفان سیاسی را خائن نمی نامد یا صدای آنان را خاموش نمی کند.
سیاستهای داخلی و خارجی ایران
اکونومیست می افزاید که از سوی دیگر، اگرچه ممکن است آقای احمدی نژاد مبالغه گو باشد اما تلویحا نگفته که ممکن است آمریکا را بمباران کند، و اگر هم بخواهد چنین کند، توان آن را ندارد زیرا نابرابری تسلیحاتی و دوری مسافت، آمریکا را از دسترس نیروهای ایرانی، مگر احتمالا گروه های کوچک تروریستی، دور نگه می دارد.
این هفته نامه می افزاید که در مقایسه با آمریکاییان، دیدگاه استراتژیک دولت ایران این است که از خارج در معرض خطر حمله نظامی و از داخل در معرض خیانت قرار دارد.
این هفته نامه می نویسد که اطرافیان آقای احمدی نژاد را افرادی متعصب تشکیل می دهند که مصمم هستند تنور انقلاب را بدون توجه به هزینه گزاف آن گرم نگه دارند و می افزاید که در عین حال، دولت کنونی توانایی پرداخت چنین هزینه ها را هم دارد زیرا به دلیل افزایش بهای نفت، به درآمدهای ارزی هنگفتی دست یافته که گفته می شود با مجموع درآمدهای نفت در دو دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مساوی است.
به نوشته اکونومیست، با وجود درآمد ارزی وافر، اقدامات آقای احمدی نژاد باعث سرخوردگی اقتصاددانان ایرانی شده که می گویند به جای ساختن آینده کشور، از این ثروت بادآورده برای سرمایه گذاری سیاسی استفاده شده است و از جمله به سفرهای استانی رئیس جمهور و وعده اجرای طرح های محلی و ادامه یارانه ها اشاره می کنند، که تا 15 درصد تولید ناخالص داخلی را می بلعد.
این هفته نامه می افزاید که سیاست دولت نه تنها مانع انجام اصلاحات حیاتی در ایران شده بلکه سیل پولی که از خزانه دولت جاری می شود باعث نزدیک شدن نرخ تورم به 20 درصد شده، افزایش بهای مسکن در تهران خرید خانه را از حد توان اقتصادی مردم خارج کرده و اختلاف بین فقیران و ثروتمندان به همان اندازه تفاوت طبقاتی در زمان حکومت شاه رسیده که آیت الله ها آن را ساقط کردند.
این هفته نامه می نویسد که مقامات دولت در تلاش بوده اند تا در مردم اعتماد ایجاد کنند و مثلا به رشد بخش مسکن و خودکفایی در تولید گندم، فولاد و سیمان اشاره داشته اند.
دشواریهای 'شعار ما شما را نمی خواهیم'
اکونومیست در ادامه این گزارش به این شعار دولت ایران می پردازد که درحالیکه جهان به ایران نیاز دارد، ایران محتاج کشورهای خارجی نیست و می افزاید که با توجه به مقررات دست و پاگیر اداری، فساد گسترده و مداخلات مافیایی گروه های متنفذ حکومتی مانند سپاه پاسداران انقلاب و وجود استعدادهای ناشکفته در میان بسیاری از ایرانیان، از این احساس گریزی نیست که آنچه که ایران به دست آورده به مراتب کمتر از امکانات کشوری با چنین منابع و ثروت های طبیعی است.
به نوشته این روزنامه، در مورد منافع سیاسی که نصیب آقای احمدی نژاد شده اختلاف نظر وجود دارد و در حالیکه برخی بر این نظر هستند که وی با اسراف در هزینه کردن منبع دولت توانسته حمایت مردمی به خصوص در میان طبقات کم درآمد روستایی را به دست آورد برخی دیگر با یادآوری اینکه در انتخابات شوراها، موفقیت نامزدهای وابسته به رئیس جمهور در شهرهای محل سابق خدمت او حتی از سایر نقاط کمتر بود که نشان می دهد کسانی که محمود احمدی نژاد را بهتر می شناسند، کمتر به او اعتماد می کنند.
این هفته نامه می افزاید که صدای انتقاد از محمود احمدی نژاد، هر چند انتقاداتی بدون جار و جنجال، از طیف های مختلف سیاسی جمهوری اسلامی به گوش می رسد زیرا بر خلاف سال های اول پس از انقلاب، ایران دیگر تحت یک رژیم پلیسی بی رحم اداره نمی شود و سرکوب منتقدان در مقایسه با برخی کشورهای همسایه شدت کمتری دارد.
در عین حال، به نوشته اکونومیست، در دوره آقای احمدی نژاد، سرکوب گزینشی شدت گرفته اما تنها تا حدی که نشان دهد که بروز مخالفت علنی خطرناک است و در اجرای این روش، متحدان بنیادگرای رئیس جمهور در نهادهایی مانند قوه قضائیه، دادستانی و نیروهای انتظامی با شادمانی کامل دستور ارعاب روزنامه های اصلاح طلب، خاموش کردن اعتراضات دانشجویان و کارگران و تهاجم به بدحجابی را به اجرا گذاشته اند.
اکونومیست در ادامه این مقاله به موقعیت آیت الله خامنه ای در ایران می پردازد و می گوید که وی در سایه آیت الله خمینی از احترام برخوردار است و گرچه می کوشد این احساس را ایجاد کند که از مسایل پیش پا افتاده روزمره به دور است، اما حمایت او از دولت وزن بسیاری دارد.
به نوشته اکونومیست، رهبر جمهوری اسلامی در عین حال دقت داشته است که به رئیس جمهور اختیارات کامل ندهد و مانع از تقویت موقعیت رقیبان محافظه کار احمدی نژاد، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، در نهادهای کلیدی حکومت نشده است.
همسویی رهبر و رئیس جمهور
این هفته نامه یادآور می شود که در هر حال، آیت الله خامنه ای در مورد پرونده هسته ای ایران کاملا با سیاست انعطاف ناپذیر آقای احمدی نژاد همسویی دارد زیرا هر دو نفر نسبت به مقاصد غرب ظنین هستند، و احساس می کنند که بهترین دفاع در برابر آن، تهاجم است و بر این باور هستند که ایران در موقعیتی قرار گرفته که می تواند دوباره نقش یک قدرت منطقه ای را برعهده بگیرد.
.
![]() | |
| 'اتهام جاسوسی به موسویان ایران را منزوی تر کرده است' |
هفته نامه بریتانیایی می افزاید که برقراری چنین ارتباطی ساده نبوده است زیرا برای کشوری با ذخایر غنی گاز و نفت طبیعی تلاش برای داشتن فن آوری هسته ای منطقی به نظر نمی رسد آنهم در حالیکه با هزینه ساختن یک نیروگاه هسته ای می توان ده نیروگاه گازی با همان ظرفیت ساخت و از گاز طبیعی ایران، که در حال حاضر به هدر می رود، استفاده کرد.
اکونومیست می نویسد که دولت توانسته است برنامه هسته ای را به عنوان موضوعی مرتبط با غرور ملی مطرح کند و ظاهرا بسیاری از ایرانیان تعهد دولت در این زمینه را باور دارند که این برنامه ها هدفی صلح آمیز را دنبال می کند.
این هفته نامه می افزاید که در مقابل، کشورهای غربی به رهبری آمریکا در توضیح این نظر خود برای مردم ایران چندان موفقیتی نداشته اند که نظر آنان محروم کردن ایران از فن آوری هسته ای نیست بلکه مخالفت با این برنامه ها صرفا از عدم اعتماد به رهبران جمهوری اسلامی ناشی می شود.
این هفته نامه سپس با اشاره به سخنان اخیر آقای احمدی نژاد در وارد کردن اتهام جاسوسی هسته ای به حسین موسویان، از نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی، می نویسد که این سخنان باعث انزوای بیشتر ایران در جهان شد و این سئوال را مطرح کرد که اگر ایران موضوعی برای مخفی کردن ندارد، چه نیازی به جاسوسی کردن درباره آن است؟
به نوشته اکونومیست، هرچند ممکن است دولت ایران در حال حاضر خطری را از خارج احساس نکند، اما اشتباه است اگر امکان بروز جنگ در اثر واقعه ای ناگهانی را نادیده بگیرد.
در عین حال، به نوشته این هفته نامه، موضوع نگرانی آورتر برای آقای احمدی نژاد باید هزینه سیاسی ایجاد احساس امنیت باشد زیرا سیاست های او همراه با تاکید بر اینکه خطر حمله از سوی آمریکا وجود ندارد باعث می شود تا بنیادگرایان طرفدار او درانتخابات مجلس در ماه مارس ناکام بمانند.
به نوشته اکونومیست، در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005، بیست ملیون تن از رای دهندگان ایرانی از شرکت در انتخابات خودداری کردند اما در حال حاضر، بسیاری از آنان بی صبرانه در انتظار آن هستند که نظر خود را در انتخابات آینده مجلس بیان کنند و ممکن است آقای احمدی نژاد هم، مانند فرشته منتقم خود، جورج بوش، در دو سال آینده با پارلمانی دست و پنجه نرم کند که اکثر نمایندگان آن می خواهند هرچه زودتر از دست او خلاص شوند.