http://www.bbcpersian.com

16:21 گرينويچ - يکشنبه 27 مه 2007 - 06 خرداد 1386

احمد زیدآبادی
کارشناس مسايل سياسی ايران

دوستی به جای صف ‌آرایی؛ چرا احمدی نژاد ناهمخوان سخن می‌گوید؟

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از قدرت‌ های جهانی خواسته است که به جای صف آرایی در برابر جمهوری اسلامی، به دوستی با آن روی آورند.

آقای احمدی نژاد که در ادامه بازدیدهای استانی خود در حال دیدار از استان اصفهان است، سخنان فوق را در شهرستان سمیرم بیان کرد.

درخواست آقای احمدی نژاد از قدرت‌ های جهانی برای دوستی با ایران، آشتی جویانه به نظر می ‌رسد، اما مشکل این است که این درخواست با سایر اظهار نظرهای غیر آشتی جویانه وی در جریان سفرش به استان اصفهان همخوانی ندارد.

رئیس جمهور ایران، در هر سفر استانی، به همه شهرهای بزرگ و کوچک آن استان سر می‌ زند و برای مردم آنجا سخنرانی می‌ کند و عموما به موضوعاتی چون اختصاص بودجه برای اجرای طرح ‌های محلی در آن شهرها و موضع‌گیری در باره سیاست خارجی، به خصوص برنامه هسته ‌ای ایران می پردازد.

در واقع آقای احمدی نژاد در هر سفر استانی مجبور به ایراد ده ها سخنرانی در مدت سه – چهار روز است و این میزان از اظهار نظر در باره مسائل کشور از جمله حوزه حساس سیاست خارجی، خواه ناخواه تکراری و یا ناهمگون می‌ شود.

به عبارت دیگر، مجموعه اظهار نظرهای آقای احمدی نژاد در حوزه سیاست خارجی، حجم عظیمی از مطالب تکراری و ناهمخوان با یکدیگر است به طوری که یک ناظر بی ‌طرف به سختی مقصود اصلی وی را از سخنانش در می‌ یابد.

عملکرد دولت وی در حوزه سیاست خارجی نیز به اندازه کافی گیج کننده و ناهماهنگ است به طوری که آقای احمدی نژاد ضمن موضع‌گیری شدید علیه آمریکا و اسراییل و نشان دادن چهره‌ ای سرسخت از خود در مقابل آنها، هر گاه فرصتی برایش پیش آمده، گامی هم در جهت تغییر فضا برداشته است.

ارسال نامه به جورج بوش رئیس جمهور آمریکا، دعوت از وی برای مناظره رو در رو و نهایتا پذیرش مذاکره با ایالات متحده در باره عراق، از جمله اقداماتی است که به نظر می‌ رسد آقای احمد نژاد به قصد تغییر مناسبات تخاصم‌آمیز ایران و آمریکا انجام داده است.

پذیرش حضور مشترک با اسرائیل؟

این مساله در مورد اسراییل نیز صدق می‌ کند. اکنون مدتی است که هیئت ‌های ایرانی از شرکت در اجلاس‌ های منطقه ‌ای با حضور اسراییل پرهیز نمی ‌کنند، چیزی که در دولت‌ های گذشته جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.

حضور چند ماه پیش علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در اجلاس امنیتی مونیخ با شرکت زیپی لیونی، وزیر خارجه اسراییل، و نیز حضور منوچهر متکی، وزیر خارجه دولت آقای احمدی نژاد، در اجلاس منطقه ‌ای داووس در اردن که هیئتی عالیرتبه از اسراییل نیز در آن حضور داشت، در این مورد مثال زدنی است.

نکته جالب این است که دولت فواد سینیوره نخست وزیر لبنان، در اعتراض به مشارکت اسراییل در اجلاس مونیخ شرکت نکرد و گروه اسلامگرای حماس نیز حضور اعراب در اجلاس منطقه ‌ای داووس در اردن را در کنار هیئت اسراییلی تقبیح و محکوم کرد.

هر چند که به دلیل وجود نهادهای موازی در ایران، ممکن است حضور علی لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ به حساب دولت آقای احمدی نژاد گذاشته نشود، اما مسئولیت شرکت آقای متکی در اجلاس داووس در اردن جز با دولت وی نیست.

در کنار آقای متکی، محمد جواد لاریجانی از مقام‌ های سابق ایران نیز در اجلاس اردن حضور داشت. روزنامه راستگرای اسراییلی جروزلم پست مدعی شد که آقای لاریجانی در محل برگزاری اجلاس دو بار با خبرنگار این روزنامه مصاحبه کرده است.

تعدیل موضع رئیس جمهور؟

جروزلم پست به نقل از محمد جواد لاریجانی نوشته بود که سخنان آقای احمدی نژاد در باره ضرورت حذف اسراییل از نقشه جغرافیا، مورد سوء تعبیر قرار گرفته و رئیس جمهور ایران هرگز چنین سخنانی به زبان نرانده است.

جروزلم پست در عین حال، از آقای لاریجانی نقل کرده بود که هر فرمول سازش مورد توافق اسراییل و فلسطینی ها مورد توافق دولت ایران نیز خواهد بود.

البته محمد جواد لاریجانی در زمینه اظهار سخنانی مغایر مواضع رسمی ایران شهرت دارد، اما مساله تعجب برانگیز در این میان، واکنش ملایم مطبوعات تندرو ایران در برابر اظهارات و اقدام او در مصاحبه با روزنامه اسراییلی بود.

اگر شخصیت سیاسی دیگری به جای آقای لاریجانی با روزنامه اسراییلی مصاحبه می ‌کرد و سخنانی شبیه سخنان او به زبان می ‌آورد، رسانه‌های تندرو برای مدتی فضای مطبوعات ایران را بحرانی می ‌کردند، اما در مقابل حرکت آقای لاریجانی، به طرح چند پرسش و انتقاد به نسبت ملایم بسنده کردند.

این نوع واکنش، نشان می دهد که آقای لاریجانی احتمالا از جانب دولت و یا دیگر مقام‌ های عالیرتبه نظام مامور بوده است تا اظهارات آقای احمدی نژاد در باره ضرورت حذف اسراییل از صحنه روزگار را تعدیل کند.

به هر حال، اظهارات و اقدامات ناهمگون دولت آقای احمدی نژاد در زمینه سیاست خارجی و چرخش‌های دوره‌ ای آن، بسیاری از تحلیل‌گران را نسبت به اهداف اصلی وی دچار تردید کرده است.

عده ‌ای این رفتار ناهمگون را علامتی از تلاش‌های پشت پرده دولت برای حل بحران‌هایش می‌دانند و عده ‌ای دیگر، آن را به بی‌ برنامگی آقای احمدی نژاد نسبت می‌ دهند و در این میان، واقعیت موضوع همچنان مبهم می ‌ماند.