http://www.bbcpersian.com

16:01 گرينويچ - شنبه 16 دسامبر 2006 - 25 آذر 1385

از مجله زيگ زاگ: مردانه، آنسوی خط قرمز

اردلان، پزشک جوانی که تنها "کاشکی" زندگی اش، آشکار شدن "حقيقت" شخصيت او و همسانانش برای مردم است، اشتياق عبور از خط قرمز سنتی "مرد بودن" و قدم گذاشتن به دنيای "مرد"های متفاوت را برايم ايجاد کرد؛ مردهای متفاوتی که عوام به سخره و توهين "اواخواهر" و يا "همجنسباز" می نامندشان .

سپيده دم آخرين جمعه ی پاييزی، صفير تلفن بيدار باش اردلان از خواب بيدارم کرد، به شکوه که "هنوز خوابی ؟" و ادامه داد به خنده که "پاشو خودت رو جمع کن ، همه چی خريدم که اونجا از گشنگی نميری ، ببين ضبطتت رو می خوای بياری بيار، ولی لطفا دوربين نيار. بچه ها می ترسن!"

در حالی که هيجان در وجودم وول خورد پرسيدم : "تصميم گرفتين کجا بريم؟". با حوصله ای سخاوتمندانه، جوابی را که چندين بار در پاسخم گفته بود تکرار کرد: " کوه ".

ترس و احتياطی ذاتی که انگار با عرف و فرهنگمان آميخته شده، به سراغم آمد : "اونجا که خيلی تابلوئه!" خاموشم کرد با طنزی آکنده از کنايه: "باز شاه بخشيد، شيخ علی خان نه. پاشو ، اول ميرم دنبال بچه ها، نيم ساعت ديگه اونجام زنيکه! "

ادامه مطلب را می توانيد در مجله کارگاهی زيگ زاگ بخوانيد

اين مجله توسط بنياد بخش جهانی بی بی سی که نهادی خيريه آموزشی است، منتشر می شود. نويسندگان اصلی اين مجله کارآموزان برنامه آموزش از راه دور اين بنياد هستند.