11:21 گرينويچ - دوشنبه 23 ژانويه 2006
روزنامه فايننشال تايمز، چاپ بريتانيا، در شماره خود در روز دوشنبه، 23 ژانويه، تفسيری را با عنوان "مذاکره کردن با ايران بهتراز تحريم های بيشتر است" به قلم نورمن لامونت، وزير اسبق خزانه داری و رييس اتاق بازرگانی مشترک ايران و بريتانيا، در مورد بحران هسته ای ايران منتشر کرده که در آن نويسنده خواستار يافتن راه حلی از طريق مذاکره شده است.
لرد لامونت در اين مقاله می نويسد: چشم انداز دستيابی ايران به جنگ افزارهای هسته ای بی ترديد هشدار دهنده و اظهارات محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، در باره اسرائيل غير قابل قبول است، با اينهمه، غرب بايد در زمينه گام نهادن در مسير استراتژی خود در مورد ايران بدون در نظر گرفتن بازی نهايی دقت و هشياری به خرج دهد.
وی می نويسد که گرچه کم اهميت شماردن مذاکرات سه کشور اروپايی - بريتانيا، آلمان و فرانسه - با ايران باب روز شده، اما غريزه سياسی جک استرا، وزير خارجه بريتانيا، کاملا درست و ادامه تلاش برای رسيدن به راه حلی بحرانی قبل از يک رويارويی فاجعه بار اقدامی عقلايی است.
وی يادآور می شود که نظام حکومتی ايران يک دموکراسی محدود است اما مبارزات انتخابات اخير رياست جمهوری در ايران به مراتب فشرده تر از کشوری مانند مصر برگزار شد و آقای احمدی نژاد با مخالفت جدی مجلس مواجه بوده است.
در عين حال، موقعيت رييس جمهوری ايران با موقعيت همتای آمريکايی وی تفاوت اساسی دارد و تعيين سياست هسته ای و سياست خارجی در ايران در دست رييس جمهوری نيست و از جمله اختيارات آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، محسوب می شود.
رابطه با آمريکا
نويسنده مقاله به ماجرای گروگان گرفته شدن ديپلمات های آمريکايی در ايران و محاکمه صدام حسين به دليل به کار گرفتن تسليحات کشتار جمعی عليه مردم خود اما نه به خاطر استفاده از اين تسليحات در جنگ با ايران اشاره کرده و می گويد که سوابق تاريخی بر روابط ايران و آمريکا سايه افکنده است.
به گفته وی، بحران کنونی برای برخی از ايرانيان سالمندتر يادآور دولت دکتر مصدق برای ملی کردن نفت ايران است که در سال 1953 با کودتايی که از حمايت بريتانيا و آمريکا برخوردار بود سرنگون شد.
به نظر نورمن لامونت، تمامی اين شرايط به اين معنی است که ايران به آن اندازه ای که شايد به نظر برسد ضد آمريکايی يا مذهبی نيست و به يادآور می شود که يکی از موثرترين اظهارات در محکوميت حملات انتحاری يازدهم سپتامبر در آمريکا از سوی محمد خاتمی، رييس جمهوری وقت ايران، ابراز شد که اين حملات را اقدامی دانست که در اعتقادات اسلامی جايی ندارد.
![]() | |
| روابط ايران و آمريکا در سايه تحولاتی مانند گروگانگيری سال 1979 قرار گرفته است |
به گفته نويسنده، غرب عموما از شناسايی ايران به عنوان يک قدرت منطقه ای اکراه داشته هرچند بر نفوذ اين کشور به دليل تحولات عراق افزوده شده است.
در جريان جنگ افغانستان، ايالات متحده به کمک ايران نياز داشت و اين کمک را هم دريافت کرد و گرچه ايران با حمله آمريکا به عراق هم مخالفتی نورزيد، از شرکت در بازسازی اين کشور که در آن دارای علايق طبيعی است محروم مانده است.
توصيه به روش معکوس
در اين مقاله آمده است که ادامه همکاری ايران در عراق همچنان ضروری خواهد بود اما ايرانيان احساسات شديدی در مورد وضعيت هم مذهبی های شيعه خود در عراق دارند.
در ايران، هر بار که هواپيمايی سقوط می کند، تحريم های آمريکايی عامل آن معرفی می شود.
در عين حال، گرچه ممکن است جلوگيری از صادرات گاز ايران به هند باعث خوشنودی آمريکا شده باشد، اما بعيد است ايالات متحده مايل باشد با وضع تحريم نفتی عليه ايران به ضرر خود عمل کند و در هر حال، نمی توان تصور کرد که وضع تحريم های جديد به چه صورت ممکن است باعث تغيير فکر کسی شود.
به گفته نويسنده مقاله، ممکن است در حال حاضر نيز وضعيت به نقطه غيرقابل بازگشت رسيده باشد اما بايد اميد داشت که حتی در اين مرحله نيز گفتگوی سياسی ادامه يابد با اين هدف که نگرانی های امنيتی واقعی ايران مورد توجه قرار گيرد.
نورمن لامونت نتيجه می گيرد که: يک سياست بهتر از سوی ايالات متحده می تواند شامل اقداماتی درست در مسير عکس تلاش برای وضع تحريم باشد: سفارت آمريکا در تهران را بازگشايی کنيد، به تحريم های باقيمانده مگر در زمينه اقلام نظامی خاتمه دهيد، به تشويق سرمايه گذاری در ايران مبادرت ورزيد و حداکثر تماس بين ايران و آمريکا را برقرار سازيد.
چنين روشی باعث خوشنودی بسياری از ايرانيان خواهد شد و رژيم را واقعا مضطرب خواهد کرد.