روزنامههای تهران، دلجویی از هاشمی، یاد گذشتهها
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
روزنامههای امروز صبح، حتی مخالفان میانه روها، دولت و هاشمی رفسنجانی، با اعلام خبر درگذشت وی عکس های اصلی صفحات اول خود را به او اختصاص داده اند. نشریات میانه رو با مقالاتی احساسی از دوران سخت زندگی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام یاد کرده و از مخالفت با وی اعتذار جسته اند، نشریات اصولگرا در عنوان های اصلی خود پیام رهبر جمهوری اسلامی را منعکس کرده و بخش هایی از آن را در تیترهای خود آورده اند. بسیاری از روزنامه ها برای این که بتوانند خبر غروب دیشب را پوشش دهند چاپ دوم هایی دارند و برخی مقالات انتقادی خود را تغییر داده اند.
حتی تندروترین مخالفان هاشمی، روزنامه هایی مانند کیهان، جوان، رسالت و وطن امروز هم در صفحات اول خود عکس وی را گذارند و با عنوان هایی مانند مرگ یار امام از وی یاد کرده اند.

ناگهانی و غیرمنتظره
شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: خبر ناگهانی و بسیار غیرمنتظره بود، بیهیچ مقدمهای و فاصله زمانی از هنگامی که خبر بیماری آقای هاشمی و رفتن به بیمارستان منتشر شد، تا زمانی که خبر فوت قطعی شد، بیش از یک ساعت طول نکشید. اگرچه آقای هاشمی ٨٢ سال داشتند ولی در هر حال اتفاق غیرمنتظره و شوکآور محسوب میشد.
به نوشته این روزنامه: پس از ریاست جمهوری نیز در قالب مشاور نظام و در مقام سیاستگذاری، در مجمع تشخیص مصلحت نظام عهدهدار مدیریت آن شد. مجلسی که به درستی میتوان آن را تا حدی معادل مجلس سنای کشورها دانست که افراد باتجربه در آن به دولت و مجلس و سایر قوای حکومتی کمک میکنند. آقای هاشمی از برخی جهات ویژگیهای منحصر به فردی داشت. نوشتن خاطرات روزانه از این جمله است کاری که در کمتر سیاستمداری چنین امری را میتوان دید.
در پایان گزارش شهروند آمده: آقای هاشمی همچنان که در یکی از آخرین سخنرانیهای خود اعلام کرد، «اکنون دیگر میتوانم راحت بمیرم»، راحتتر از آنچه که تصورش را میکردیم این دنیا را ترک کرده است.
قفنوسی برخاسته از خاکستر سیاست
فضل الله یاری در سرمقاله همدلی به یاد آورده: او که روزگاری در عالیترین مجلس نظام نقش اول را در تعیین رهبر نظام برعهده داشت، روزگاری دیگر در همان مجلس، از صدر به پایین کشیده شد و طعنهها شنید. او در همه سالهای پس از انقلاب مرد شماره دو نظام لقب میگرفت، اما فرزندانش به زندان افتادند و ترجیح داد که خراشی بر چهره نظام نیفتد. از فردای روزی که مهر رد صلاحیت در پروندهاش خورد، از زیر آوار این اتفاق برخاست و صحنه را آنچنان که خود میخواست آراست. هم از راست حمله دید و هم از چب طعنه شنید، اما هم با راست رفیق بود و هم با چپ همراه.
به نوشته این مقاله: نگاهی به سیاستورزی ۵۵ ساله این مرد او را در هیئت ققنوسی به یاد میآورد که هربار از آتش شکست خود برمیخیزد و بالها را به هم میزند و اوج میگیرد. نه فحاشی افراطیون او را از راه درست خود بازداشت و نه غوغای هواداران او را از مسیر اعتدال بیرون برد.
همدلی در نهایت نوشته: او هر که بود و هرگونه که عمل کرد، اما یک ویژگی بارزش انکارناشدنی است. پیرمرد بهرمانی هیچگاه از صندوق رای نهراسید و علیرغم شکستهایی که در این مسیر دید، هربار خود را به رایدهندگان عرضه کرد و اگرچه در این مسیر طعنهها شنید، اما بسیار نیز طعم شیرین آن را چشید و این در زمانهای که صندوق رای حاکم جهان شده است، از او چهرهای بیبدیل میسازد برای دیدن، شنیدن و الگو گرفتن. جهان امروز به مردانی نیاز دارد که از دل صندوقهای رای برخیزند و از هنگامه رایگیری نهراسند.
علی شکوهی نیز در اعتماد نوشته: آیتالله هاشمیرفسنجانی در دهه آخر عمر خود شاهد بدترین حملات غیرانسانی و غیراخلاقی و انواع توهینها و اهانتها بود و در این مرحله اوج صبوری و خویشتنداری را از خود نشان داد. به صراحت میگویم هیچکس قادر نبود آن فضای تلخ و سنگین را بهدرستی مدیریت کند و از جاده انصاف و اعتدال و اصول مورد قبول خود خارج شود.
به نوشته این مقاله: از هنرهای هاشمیرفسنجانی همین بس که خاطرات خود را به صورت روزانه نوشت و برای نسل بعدی باقی گذاشت. اکنون خاطرات آیتالله هاشمیرفسنجانی، یک مأخذ تاریخی مهم برای بررسی و تحلیل حوادث ایران معاصر است و هر کسی خواه مخالف ایشان باشد یا موافق، گریزی ندارد جز آنکه این خاطرات را جدی بگیرد.
اعتماد در نهایت نوشته: او صادقانهترین روایت از تاریخ زندگی خودش را نوشت و دلیلش مواردی است که به زیان او و شخصیت اوست اما باز در خاطرات او آمده است. کم نیستند کسانی که بر اساس منافع روز، تاریخ خود را بازسازی و به دلخواه منتشر میکنند اما هاشمی با انتشار زودهنگام این خاطرات، فرصت «رفو» کردن تاریخ خود را از خود گرفته بود و همین کاری است که هر کسی جرات آن را نداشت.
پس از هاشمی
مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: به اکبر هاشمیرفسنجانی از هر دریچهای نگاه کنیم، موافق او باشیم یا مخالف، نامش با انقلاب اسلامی عجین شده و میماند. اکبر هاشمیرفسنجانی چه هنگامی که به عنوان یار با امام خمینی سکان کشور را در دست داشت و چه زمانی که در کنار مقام رهبری انقلاب را به جلو میراند و چه در سالهای اخیر که مخالفتها با او به یک اصل بدل شده بود، همواره یک سیاستمدار عملگرا به عبارت دیگر واقعیتشناس بود که تا همین یکی دو روز پیش از مرگش سخن و نظرش پیامدهای خاص خود را داشت.
به نظر نویسنده: با رفتن هاشمی انقلاب ایران به دوره پس از او تقسیم میشود که بدون تردید نمیتواند در روند حرکتی جناحهای متفاوت صحنه سیاسی کشور و آینده آنها بیاثر باشد.هاشمی در تاریخ انقلاب ایران جای خاصی دارد به این معنا که نه یکسره میتوان او را تقدیس و نه میتوان نامش را حذف کرد. میراث او بیش از هر عاملی به عملگرایی او برمیگردد به ویژه در چند سال اخیر که بهتر و بیشتر با واقعیتهای جهان و ایران کنار آمده بود.
جهان صنعت در نهایت نوشته: اگرچه در سالهای اخیر کمتر حرمت دید اما بدون تردید رفتنش درست مانند بودنش میتواند در شکلگیری رویدادهای سیاسی کشور موثر باشد. رفتن او هرچند برای انقلاب ایران شوک بود اما به هر حال او هم مانند دیگر مخلوقات خداوند روزی باید میرفت. بدون تردید جای او در شرایط سیاسی امروز ایران خالی خواهد بود اما شخصیتهای هستند که در تاریخ، بود و نبودشان هر دو میتواند منشا دگرگونی باشد. دقیقا این همان واقعیت تاریخی است که از امروز پیامدهای خود را در آینده جمهوری اسلامی نشان خواهد داد.

بازنشر یک شوک
اعتماد در ابتدای گزارشی درباره واکنش شبکه های اجتماعی به خبر درگذشت هاشمی رفسنجانی نوشته: حالا میتوانم راحت بمیرم» این جمله آیتالله هاشمیرفسنجانی شب گذشته، بارها و بارها در گروههای تلگرامی، شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی منتشر شد. جملهای که او در اشاره به انتخابات سال ٩٢ ریاستجمهوری و انتخابات سال ٩٤ مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری گفته بود، در دست کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شد به تیتر اصلی خبر درگذشت او. از حدود ساعت ٧ عصر دیروز خبر انتقال رییس مجمع تشخیص نظام به بیمارستان شهدای تجریش اول آرامآرام در فضای مجازی دست به دست شد و تا جدی شدن خبر، دیگر شایعاتی مبنی بر احتمال درگذشت او هم از سوی برخی خبرنگاران حاضر در توییتر به چشم میخورد.
به نوشته این گزارش: قبل از ساعت ٨ شب این شایعات دیگر تبدیل به خبر قطعی شدند و همزمان واکنشها به درگذشت رییسجمهور پیشین ایران چنان شدت گرفت که هشتگ #هاشمی_رفسنجانی اول در رتبه چهارم ترندهای جهانی قرار گرفت و بعد خودش را تا رتبه دوم بالا کشید. جدا از بیانیهها و انتشار پیامهای تسلیت، بسیاری از کاربران در انتظار بودند تا به محض انتشار پیامهای سیاستمداران و مدیران در فضای مجازی آنها را دست به دست بچرخانند.
ما در کجای جهان ایستادهایم
مازیار خسروی در شرق نوشته: برخی چنان مهر وجودشان را به زمان و جهان خویش میکوبند که تاریخ - صرف نظر از قضاوت- ناگزیر از روایت زیست و زمانه آنان است. تاریخ کم ندارد نمونههایی را که بر تابلو روزگاری از زیست مشترک یک ملت، نام یک فرد حک شده و یک انسان، نماد روزگار خویش شده است. برای چند نسل از ایرانیان، هرچه پیرنگ و مایه سیاسی دارد، به نام هاشمیرفسنجانی گره خورده است.
به نوشته این روزنامه نگار: نسلی که در دوم خرداد ٧٦ پوزار سیاست به پای کشید نیز از این قاعده مستثنی نبود. هویت خویش را نخست در تقابل با او تعریف کرد و هرچه گذشتوگذار سالها و ثانیهها، برف تجربه بر سرش باراند، به تجدید نظر در باورهای خویش رسید. هاشمی تغییر کرد یا ما؟ او به سمت ما آمد یا ما به سوی او کشیده شدیم؟ هر دو شاید درست باشد و هریک، گوهری از حقیقت را در خود نهفته باشد.
مقاله شرق به این جا رسیده که: پاسخ اما اکنون مسئله مبرم این نسل نیست. از منظری دیگر، شاید بهتر آن باشد که به جای پاسخ، در پی طرح پرسشی درست باشیم از خویشتن و جهان؛ منهای شاقولی که هاشمی تراز آن بود، ما - همه آنان که در دو اردوگاه رویاروی یکدیگر صفآرایی کرده بودیم، در کجای جهان ایستادهایم؟

منبع تصویر، Sharq
پیچوخم سیاست را میشناخت
شرق در ستون روزنه خود نظر چند تن از اصلاح طلبان را درباره هاشمی رفسنجانی منعکس کرده است. محسن میردامادی آخرین دبیرکل حزب جبهه مشارکت اسلامی گفته است: آقای هاشمی همیشه طوری رفتار میکردند که همه نیروهای درون نظام از موافق و مخالف، میتوانستند با ایشان بهراحتی ارتباط داشته و مسائل و مشکلات را با آقای هاشمی در میان بگذارند. این مسئله، هم در تحولات داخلی موضوعیت داشت و هم در مشکلات خارجی. در سیاست خارجی نیز هر مشکل جدیای به وجود میآمد، هم در داخل کشور و هم خارج، بسیاری از سیاستمداران بینالمللی آقای هاشمی را فردی میدیدند که میتواند آن مسئله را حل کند. ایشان سرمایه بزرگی برای نظام بود.
به نوشته این گزارش احمد توکلی یکی از مخالفان هاشمی که در انتخابات سال ۷۲ رقیب انتخاباتی وی بود گفته: هاشمیرفسنجانی کسی بود که ریشه در اسلام و انقلاب داشت. من یکبار در یک موضوعی به ایشان نامهای نوشته بودم مبنی بر اینکه شناسنامه شما با انقلاب اسلامی صادر شده است و توصیه من به ایشان این بود که شما باید این شناسنامه را تا آخر عمر پاس بدارید. ایشان استقبال کرد و این همان انتظاری بود که از یک پیر مبارزه داشتیم. ایشان مصالح عمومی و ملی را به منافع خصوصی ترجیح داد. من خدا و مقدسات را قسم میدهم ایشان را در جایگاهی قرار دهد که اولیا خدا را قرار میدهد.
و سرانجام آذر منصوری به شرق گفته است: آیتالله هاشمیرفسنجانی شخصیتی شجاع و سیاستمداری آگاه به امور کشور بود که بیشترین نقش را در حفظ تعادل سیاست خارجی و داخلی ایران ایفا کرد. ایشان عامل انسجام و وحدتبخشی و اعتدال در سیاست داخلی بود. آقای هاشمی با دلی آرام و مطمئن از دنیا رفت؛ چراکه باور داشت مردم ایران به درجهای از هوشمندی رسیدهاند که بتوانند صلاح امور را بدانند و به عمل برسانند. ا
آخرین روایت هاشمی
علی دهقان در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: او تمام شد. البته فقط ضربان حیاتی قلبش و زاویه نگاهش که چند وقتی میشد روی یک نقطه دور ایستاده بود؛ ایستاده بود شاید هاج و واج و به نمیدانم کجا، همان لبخند همیشگیاش را تزریق میکرد. دیروز غروب که خبر درگذشت هاشمی آمد، تنها تصویری که از او، در ذهن تو نقش میبست، همین مبهوتی نگاهش بود که چند سالی برایش تفسیرهای متعددی ارائه میدادند.
به نوشته این روزنامه نگار: علیاکبر هاشمی رفسنجانی، یاور انقلاب و رفیق دیرین رهبری درگذشت. این کوتاهترین خبر و حتما یک خبر بسیار عجیب بود که میتوانست در برزخ این روزهای ما، دستش را دراز کند و روی شانه شهر بگذارد. حتما بیراه نیست که بگوییم کسی باور نمیکرد هاشمی در انتظار یک پلکزدن و آرامگرفتن ناگهانی باشد. امتداد هاشمی و تصویری ذهنی که سالیان دراز، همراه فوج عظیمی از مردم شده بود، این خاصیت را برایش ماندگار کرده بود که حتما او هست یا میماند تا سرنوشت خیلی از کشوقوسهای سیاست به نقطه پایان برسد.
مقاله وقایع اتفاقیه به این جا رسیده که: مرگ او، یکی از ناگهانیترین مردنهای تاریخ خواهد بود. آیندگان بیشک فراموش نخواهند کرد که در ۱۹ دی یکهزار و سیصد و نود و پنج، درست چند ساعت قبل از سالگرد پرواز امیرکبیر، هاشمیرفسنجانی چشمانش را بست تا آدمهای زیادی در گوشهوکنار شهر این پرسش را جان بدهند که حالا بخشی از سیاست چگونه سازوکارش را بدون «بهرمانی» تاریخ انقلاب، پیچدرپیچ بالا میبرد.
مراقبت بیشتر
فیروز نعیم محبوبی در سرمقاله نوآوران نوشته: بر بزرگان و عقلاى جناح اصولگرا و جناح اصلاحطلب واجب و ضروری است که با هوشیارى و سعهصدر بسیار، حساب خود را از تندروهاى ماجراجو و نان به نرخ روزخور هر دو جناح جدا کرده و با رهبرى و درایت لازم، سپهر سیاسى کشور را مهیاى برگزارى پرشور و پر آرامش دوازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهورى نمایند. متذکر و تأکید مىشود که انتخابات آتى اولین دورهاى است که بدون حضور پربرکت و مبارک آیتالله برگزار مىشود و خداوند نیاورد روزى را که رفتارهاى ناسنجیده و ماجراجویانه برخى، بخواهد جاى خالى آیتالله را در بحبوجه انتخابات به رخ ما بکشد.
نویسنده هشدار داده:سیاستهاى اعلام شده از سوى ترامپ - جذب سرمایههاى آمریکاییان به داخل کشور و جلوگیرى از خروج آنها - عدم برونسپارى تولیدات آمریکایى - آغاز برداشت گسترده نفت از چاههاى این کشور و نیز بهرهبردارى از سوختهاى فسیلى و ذغال سنگ و متعاقاً بىنیازى از نفت خاورمیانه - قطع کمک به ناتو و همچنین خروج نیروهایش از مناطق جنگى - نزدیک شدن به روسیه همزمان با فاصله گرفتن از چین - کشیدن دیوار حایل بین مرزهاى ایالات متحده و مکزیک - ملغى ساختن برجام و... - شکى نیست که جهان را در یک قدمى جنگ جهانى سوم و یا درگیر آن خواهد ساخت تا از خاکستر آن - همچون جنگ جهانى دوم - آمریکاى آسیب ناخورده و پرتوان سر بیرون آورده و مجدداً برای مدتهای مدید آقایی دنیا را از آن خود کند.
سرمقاله نوآوران بر همه این ها افزوده: اگر بگوییم بسیارى از نقشههاى ترامپ براى برخورد با ایران و درگیر ساختن کشورمان است، پر بیراه نگفتهایم. از دست دادن آیتالله و نقشى که ایشان در حفظ موازنه سیاسى در کشورمان و نیز افشاى نقشههاى دول غیردوست با کشورمان داشت، بسیار پرهزینه و پرمخاطره است. با رفتارهاى ضد منافع ملى و حاشیهساز، آب در آسیاب بدخواهان انقلاب اسلامی نریزیم.
محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان همچنان به مخالفت با دولت ادامه داده و بار دیگر ادعا کرده که سیاست دولت روحانی پیروزی به هر قیمت در انتخابات در پیش گرفته که برای همین توافق به هر قیمت را در دستور خود قرار داد. هنرمندانی از سوی دستگاه دیپلماسی تحریک شدند تا بگویند هر توافقی بهتر از عدم توافق است. در آن سوی میدان، گرگهای دیپلماسی دشمن هر بار با صدای بلندتر گفتند «عدم توافق، بهتر از توافق بد است و ما عجلهای برای توافق نداریم».
نویسنده سرمقاله این روزنامه تندرو با خبری از سایت خبرآن لاین که در آن به توزیع سبدکالا توسط دولت اشاره شده نوشته است مقصود از توزیع سبدکالا همان ازدحام و دعوا مرافعه مردم و احیانا له شدن آن ها زیر دست و پا بود که این را رییس جمهور برای پیشبرد استراتژی خود لازم داشت.
یادداشت روز کیهان به عنوان ثابت کننده ادعای خود بدون ذکر منبع از اظهاراتی خبر داده که اندی شرمن اظهار کرده و گفته است «شما در اخبار دیدید که ایران اخیراً به طور قابل مشاهدهای، غذا بین مردم فقیر جامعهاش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریمها، تأثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است» حرفی که به نظر کیهان دقیقاً همان نتیجهای بود که روحانی از توزیع سبد کالا در میان مردم داشته است یعنی تدارک توافق بد.
فرصت را به امریکایی ها دادیم
سیاوش کاویانی نیز در مقاله ای در سیاست روز نوشته: دولت و دست اندرکاران تیم هستهای هم، مانند دیگران از این که توافق هستهای باعث محدودیت در فعالیتهای هستهای ایران شد، اما تحریمها هنوز لغو نشده است، ناخرسند هستند. ایران در مذاکرات هستهای، امتیازاتی را به آمریکا داد تا تحریمهای اقتصادی ایران برچیده شود و در موازات آن گشایشهای اقتصادی هم آغاز شود.
به نوشته این روزنامه مخالف دولت: نه تنها گشایشهای اقتصادی بلکه فرهنگی سینمایی وحتی آب و هوایی و رفع آلودگی هوای کلان شهرهای کشور هم به توافق هستهای گره زده شده بود. واقع بینی ایجاب میکرد که نه به آمریکا دلخوش کنیم نه به نتایج برجام امید داشته باشیم تا شاید تحریمها برداشته شود و اوضاع اقتصادی هم سرو سامانی بگیرد. این امید نداشتن به کشور بدعهد و غیرقابل اعتمادی مانند آمریکا از اصول جهانی است. اکنون دیگر بسیاری از مردم دنیا به بیاعتماد بودن آمریکا پی بردهاند و میدانند که روی دیوار آن نباید یادگاری نوشت.
سیاست روز غمگنانه نوشته: اکنون شرایط به گونهای است که تنها باید دست روی زانوی خود بگذاریم و همت و تلاش جهادی را در همه زمینهها سرلوحه قرار دهیم. زمانی که آمریکاییها بر این باورند تحریمهای ایران باعث شد تا امتیاز بدهیم ولی در مقابل چیز دندانگیری هم به دست نیاوردیم، پس بهترین راه همان ادامه فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران است.
این روزنامه بدون اشاره به آن چه در دوران دولت پیشین و در پایان آن صورت گرفت نوشته: جمهوری اسلامی ایران تاکنون توانسته است، شرایط تحریمهای سخت را پشت سر بگذارد. اگر نگاهی به کشورهایی که از سوی آمریکا تحریم شدهاند بیندازیم به این نتیجه میرسیم که، تأثیر تحریمهای آمریکا علیه ایران بسیار ناچیز بوده است و اگر در حوزه اقتصادی پیشرفتهای بیشتری داشتیم و میتوانستیم در مقوله تولید داخلی کارکرد بهتری صورت میدادیم، این مقوله ناچیز تأثیر تحریمها هم از بین میرفت.

منبع تصویر، Shahrvand
برنامه هفتگی اصولگراها
میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: خبر رسیده که هوای تهران از امروز آلودهتر میشود. پیشنهاد میکنیم به زودی شاهد موجی از حملات رسانههای اصولگرا به معصومه ابتکار باشیم، انگار دوستان فکر میکنند خانم ابتکار پایش روی لوله آلودگی هواست و هر وقت پایش را برمیدارد هوای تهران آلوده میشود. برنامه رسانههای اصولگرا به این شرح است:
شنبه: بالا و پایین شدن قیمت دلار، زدن دولت
یکشنبه: بالا رفتن آلودگی هوا، زدن دولت
دوشنبه: حمله ترامپ به برجام، زدن دولت
سهشنبه: افزایش ترافیک شبانه، متهم کردن دولت
چهارشنبه: مروری بر اخبار هفته قبل، زدن دولت
پنجشنبه و جمعه: استراحت و برنامهریزی برای حمله به دولت در هفته بعدش!































