سریال 'حرفهای'؛ تقلید از هالیوود با بازی خوانندههای پاپ ایران

منبع تصویر، ISNA
- نویسنده, شایان شیرزاد
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
پخش سریال ۱۶ قسمتی "حرفهای" به کارگردانی مصطفی تقیزاده در حالی در پلتفرم نماوا به پایان رسید که نه با اقبالی شبیه به سریال "قورباغه" به کارگردانی هومن سیدی در این پلتفرم مواجه شد نه با بازتابهای منفی سریال "گیسو" ساخته منوچهر هادی را در پی داشت. "حرفهای" از ابتدا تا پایان وضعیتی بینابین داشت که نه طرد شد و نه هواداران سفت و سخت پیدا کرد.
این اولین تجربه مصطفی تقیزاده در ساخت سریال است. او در کارنامه سینماییاش تجربه دستیاری کارگردان و ساخت فیلم سینمایی "زرد" را دارد؛ فیلمی که اکران موفقی داشت و در چند جشنواره بینالمللی حاضر بود و دو جایزه از جشنواره فیلم شانگهای به دست آورد. احتمالا به پشتوانه همین موفقیت، او سراغ سریال ساختن برای شبکه نمایش خانگی آمد و هرچند تلاش کرد مجموعهای متفاوت از محصولات نمایش خانگی ایران بسازد، اما به دلایل گوناگون به اندازه آن فیلم موفق نبود.
داستان یک آدمکش
داستان "حرفهای" ظاهرا درباره یک آدمکش است، انسانی بیرحم که قرار است موانع رسیدن به ثروتی هنگفت را از بین ببرد و مدام در حال نقشه کشیدن است. اما قصه بیشتر از این که ماجرای رسیدن او به پول هنگفت باشد، ماجرای زخمها و عقدههای شخصیتها در زمان کودکی است؛ ترومایی که در بزرگسالی آنها را به افرادی طماع و سنگدل تبدیل کرده و حتی شخصیت اصلی برای رسیدن به اهدافش با خونسردی دست به جنایت میزند.
سریال با این که شخصیتهای فرعی بسیار دارد، حول محور سیامک با بازی سیروان خسروی میچرخد، قهرمان یا در واقع ضد قهرمانی که به سایر شخصیتها شامل اعضای خانوادهای از هم پاشیده نزدیک میشود؛ این خانواده تشکیل شده از خواهران و برادران ناتنی که حتی تحمل معاشرت با یکدیگر را ندارند و دور هم جمع شدنشان حتی در یک مهمانی خانوادگی بدون حاشیه و دردسر نیست. روابط تک تک آنها با همسران و شرکای زندگیشان پر از گرههای کور، اما و اگر و منفعت طلبی است. کار سیامک نابودی این خانواده است، با از میان برداشتن یا گرفتار کردن آنها.
بیشتر بخوانید:
اما نقش او به عنوان آدمکش و کارچاق کن حرفهای در مسیر رسیدن به هدفش تا یک سوم پایانی داستان مبهم است. در کمال خونسردی فقط به دستورهای کسی گوش میکند که از پشت تلفن به او خط و ربط میدهد و به فرمان این فرد مرموز اعضای خانواده و وابستگانشان را از سر راه برمیدارد. نویسنده در این مسیر اطلاعات یا نشانههایی به مخاطب نمیدهد و قصد دارد این ابهام ادامه داشته باشد و تماشاگر را با سردرگمی ناشی از دلیل واقعی این کشتار، آزارها و تلههایی که سیامک برای دیگر شخصیتها تدارک میبیند، تنها بگذارد. اما پنهان کاری نویسنده از قسمت دوازدهم سریال با ارائه اطلاعات اندکی تغییر میکند، اما این چرخش داستانی باعث شده پنج قسمت پایانی سریال و فرجام نهایی آن قابل حدس زدن باشد.
برادران خسروی، از خوانندگی تا بازیگری
یکی از تمهیدهای سازندگان سریال "حرفهای" برای تضمین موفقیت بیشتر سریال به غیر از روایت قصه معمایی پیچ در پیچ، انتخاب بازیگران جوان و شناخته شده مانند سارا بهرامی و ماهور الوند و البته سپردن دو نقش مهم به سیروان و زانیار خسروی -خوانندگان جوان موسیقی پاپ ایران- بوده است. استفاده از خوانندههای مرد پر طرفدار در آثار سینمایی و سریالهای شبکه خانگی اخیرا به روشی متداول تبدیل شده است. خوانندگانی مانند رضا یزدانی، فرزاد فرزین و امیر مقاره در سریالهای جدید مقابل دوربین رفتند و برادران خسروی هم با "حرفهای" به جمع آنها پیوستند. اما اغلب این تجربهها ناموفق از آب درآمده است و این خوانندهها فارغ از آن که در حوزه اصلی کار خود چقدر موفقاند، در بازیگری تبحر و تسلط چندانی ندارند.

منبع تصویر، ISNA
سیروان خسروی که قبلا در فیلم "سوت پایان" به کارگردانی نیکی کریمی نقش کوتاهی بازی کرده بود، اینجا ناگهان نقش اول را بر عهده گرفته و بازیاش از شیوهای کلیشهای و تکراری پیروی میکند. احتمالا الگوی او نقش خلافکاران حرفهای فیلمها و سریالهای آمریکایی است و به همین دلیل به سختی در یک سریال ایرانی باورپذیر میشود. او اینجا با چهرهای سنگی و ابروهای همیشه گره خورده و سکوتهای طولانی میخواهد به شخصیت سیامک شمایلی شکست ناپذیر بدهد که در کمال خونسردی کارش را میکند و در سکوت از انجام هیچ جرم و جنایتی ابا ندارد. نام سریال یادآور فیلم "لئون/ حرفهای" به کارگردانی لوک بسون است که داستان یک آدمکش حرفهای و آشناییاش با دختری نوجوان را روایت میکرد. اما اگر ژان رنو در نقش لئون آن فیلم سیر تبدیل شخصیت از یک ماشین بیاحساس کشتار به انسانی صاحب عواطف بشری را در بازی خود با ظرافت تصویر کرده بود، سریال و بازیگر ایرانی معادلش مسیر مشابهی نپیمودهاند و به همین دلیل بعید است در یاد بمانند.
علاوه بر کیفیت بازی سیروان خسروی، زوج او و سارا بهرامی یادآور زوج سارا بهرامی و مصطفی زمانی در سریال "کرگدن" ساخته کیارش اسدیزاده است که سال ۹۸ پخش شد. علاوه بر خصوصیات شخصیتی مشترک، حتی علاقه قهرمانهای مرد دو سریال به موتورسیکلت و برخی دیالوگها شباهتهای انکارناپذیر دارد.
اگر بازی سیروان خسروی دستاورد چندانی ندارد، اما کیفیت حضورش باعث ناامیدی هم نیست. در حالی که برادرش زانیار خسروی در نقش سهیل سریال "حرفهای" چنین اقبالی نداشته است. این نقش به وضوح مناسب این خواننده جوان نیست و به نظر میرسد او طبقه اجتماعی شخصیت، دیالوگها و فضایی را که در آن باید ایفای نقش کند، درک نکرده و بازیاش به شدت تصنعی است. انگار نه زانیار خسروی تمایل زیادی برای باور کردن نقش و پرورش شخصیت دارد و نه کارگردان برای هدایت او در به بار نشستن ایدههای خود درباره این شخصیت تلاش چندانی کرده است.
ظاهرا حضور زانیار خسروی به عنوان خوانندهای که در جامعه ایران طرفداران زیادی دارد و میتواند باعث جذب آنها به سریال بشود کافی بوده است. زانیار خسروی رها شده و مانند ربات فقط دیالوگها را حفظ کرده و مقابل دوربین گفته و گاهی زبان بدنش بهقدری ناپخته است که آشکارا نمیداند با دستهایش چه کند. او در جمع بازیگران سریال از همه ناپختهتر به چشم میآید.
بازیگران حرفهای در'حرفهای'
علی مصفا بازیگر باتجربه که نقش کارآگاه را در سریال "حرفهای" دارد، کار متفاوتی نکرده و همان چهره بیتفاوت و خونسرد همیشگی را میبینیم که فقط اینجا نگاههایش کمی مرموزتر و کنجکاوتر است. اما بازیگران زن حضور معقولتری دارند. مثلا سارا بهرامی تا حدی از پس پیچیدگی نقش سونیا برمیآید و مخاطب را با خود همراه میکند. تماشاگر با جهان پر از خشم و کینه و مشکلات روانی او آشنا و همراه میشود. او در عین ارائه یک شخصیت صبور و آرام و دوست داشتنی میتواند به راحتی به انسانی ترسناک و بی رحم تبدیل شود.

منبع تصویر، ISNA
سایر بازیگران زن شامل المیرا دهقان، بهاره کیان افشار و بهناز جعفری بازی استانداردی دارند، هرچند تک تک این بازیگران را قبلا در نقش هایی متفاوتتر و دیدنیتر دیده بودیم و بازی در این سریال امتیاز خاصی به کارنامه کاریشان اضافه نمیکند اما همگی بازی قابل قبولی ارائه میدهند. تنها استثنا در میان بازیگران زن، ماهور الوند است که نقش مقابل زانیار خسروی را بازی میکند و در قالب زن جوان منفعل، حضورش ویژگی خاصی ندارد. او که تجربه همکاری با فیلمسازانی مانند رضا میرکریمی و تهمینه میلانی را دارد، در "حرفهای" کاملا سردرگم است.
سریال مصطفی تقی زاده از نظر ساختار و اجرا هرچند فوقالعاده نیست، اما مشکلات برخی سریالهای اخیر را ندارد. کارگردانی، تصویربرداری، تدوین و فضاسازی قابل قبولی دارد که نشان میدهد کارگردان و سایر عوامل فنی کارشان را درست انجام دادهاند. "حرفهای" سعی کرده به داستان و فضایی نزدیک شود که در صنعت سینما و تلویزیون ایران امتحانش را پس نداده است. ساخت اثر معمایی که به جای روایت از طرف پلیس، در همراهی با مجرم و قربانیهایش پیش میرود، کار دشواری است. چنین قصههایی بیش از آن که بر حل معما تمرکز کنند، باید انگیزهها و عوامل جرم و جنایت را توضیح دهند. نویسنده و کارگردان این سریال سعی کرده با الهام گرفتن از آثار مشهور سینمایی، شخصیت آدمکش را از یک سو دست نیافتنی و در هالهای از ابهام نشان دهد و از سوی دیگر به ضد قهرمانان ژانر "فیلم نوآر" نزدیک شود. اگر به دلایل متفاوت در این مسیر چندان موفق نبوده است، اما سریال او برای مخاطبان شبکه نمایش خانگی اثر متفاوتی است و خارج از دوقطبی کمدی-ملودرام میایستد که بر بیشتر مجموعههای این شبکه حاکم است.
سازندگان این سریال هنگام تولید با مشکلات دیگری هم مواجه بودند؛ بهار امسال فیلمبرداری "حرفهای" همزمان با اعلام محدودیت از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل شیوع ویروس کووید-۱۹ به مدت چند هفته متوقف و دردسرهایی برای گروه سازنده ایجاد شد. در حالی که آنها قصد داشتند سریال را به پخش در تابستان برسانند، در نهایت پخش آن از اواخر مهر آغاز شد و ششم بهمن آخرین قسمت آن پخش شد.































